دوازده غزل و بیست و چهار دوبیتی / ظاهر سارایی
دوازده غزل و بیست و چهار دوبیتی / ظاهر سارایی
پرتو با سرودن این اشعار، راه تازه‌ای گشود و افقی نو را نمایان ساخت. این اشعار همه اوزان عروضی دارند و به یکی دو وزن محدود نیستند و تنوع چشمگیری در آن‌ها دیده می‌شود. او تجربه‌ای را که در شعر فارسی داشته به سرایش شعر کُردی می‌کشاند.

یادداشت اختصاصی  ظاهر سارایی به مناسبت ٢٧اردیبهشت ماه روز استاد پرتو کرمانشاهی
کرمانشاه اگر چه چهره‌های بزرگ و سرشناس همواره کم نداشته است و دامنش از مردان مرد خالی نبوده است اما برای ما که دستی بر آتش شعر و ادب داریم و خاصه به شعر کُردی ارادت داریم، پرتو نه ستاره که خورشیدی است. او هم شعر فارسی گفته و هم شعر کُردی. کمیت شعرهای فارسی‌اش بیشتر است و والحق در شعر فارسی دستی توانا دارد و در مقایسه با شاعران هم‌عهد و هم‌سبک خود چیزی کم ندارد. زبان پخته و روان، لطافت خیال و صداقت در هیجان و احساس و درک زمان و اشاره به موضوعات روز و نیز انتخاب ردیف‌های اسمی دشوار و نیکو برآمدن از عهده‌ی آن ردیف‌ها و بسیاری ظرایف دیگر نشان از توان بالایش در سرودن شعر فارسی دارد. او در کنار دو سه چهره‌ی همزمان خودش، شاعران شاخص شعر فارسی کرمانشاه تا آستانه‌ی انقلاب هستند. اما آنچه ما را در مواجهه با نام و شعر پرتو کرمانشاهی به وجد می‌آورد، دوازده غزل و بیست‌وچهار دوبیتی  کردی است که سروده و در دیوان شعرش موسوم به «کوچه‌باغی‌ها» آمده؛ اگر چه پس از آن نیز ممکن است شعرهای کُردی تازه‌ای سروده باشد.
پرتو با سرودن این اشعار، راه تازه‌ای گشود و افقی نو را نمایان ساخت. این اشعار همه اوزان عروضی دارند و به یکی دو وزن محدود نیستند و تنوع چشمگیری در آن‌ها دیده می‌شود. او تجربه‌ای را که در شعر فارسی داشته به سرایش شعر کُردی می‌کشاند.الگوهای هجایی کُردی با الگوهای هجایی فارسی متفاوتند و به آسانی نمی‌توان بر سمند عروض سوار شد مخصوصاً اینکه آغازگر باشی و بخواهی راه و روش تازه‌ای را آزمون کنی. کار در اوزان عروضی این ایراد را می‌تواند داشته باشد که ضرباهنگ افاعیل عروضی و نیز سنت مسلط شعر فارسی بخواهد تو را به‌دنبال خود بکشاند و کلمات و الگوها و گرته‌های خاصی را به تو تحمیل کند. پرتو در شعرهای کردی‌اش نشان داده است که اسیر ضرباهنگ افاعیل عروضی و گرته‌ها و سنت شعر فارسی نیست و نگاهی کردی و بومی به شعر دارد و کلماتش برگرفته از داشته‌های زبان مادری‌اش است، اگرچه نمی‌توان تاثیر سبک شعرهای فارسی‌اش را بر سروده‌های کردی‌اش نادیده گرفت. مهم‌ترین کاری که او کرده، حرکت بر بستر زبان معیار کردی جنوبی (کردی رایج در ایلام و کرمانشاه) است و البته خود در تبیین و طراحی این زبان معیار هم نقش دارد. زبان، همان زبان مردم است اما شاعر، آن را بازسازی کرده، فراخ و روشن و زیبا کرده و خود در آن جولان داده و نمونه‌های موفقی برجای گذاشته تا چراغ راهی باشد برای کسانی که می‌خواهند این راه را طی کنند، هرچند که قابل انتظار است که روندگان دیگر نیز در آن تصرفاتی داشته باشند، چنانکه داشته‌اند تا این مسیر به سرانجامی خوش ختم شود.
اما راز توفیق پرتو، تنها در آنچه ذکر شد، نیست؛ محتوای شعر او نیز جذاب و جالب و دل‌انگیز است، پرتو غرق در عشق و دلدادگی و مستی و قلندری و رهایی و آزادگی است. این اکسیر است که جوهر شعرش را به زر ناب مبدل کرده و باعث جذب مخاطبان در طیفی وسیعی از خاص گرفته تا عام شده است. شاعر نمی‌تواند شیفته و شیدا و مست و قلندر باشد مگر آنکه از قیدوبندهای نفسانی رایج رها شده باشد. خود در جایی به این موضوع معترف است، آنجا که گفته:
هه‌رگز نه له‌ که‌س ره‌نجیه، نه که‌س له خوه‌ێ ره‌نجانیه
ئه‌ر ده‌یریه ئه‌ر کافره، مه‌ردم! یه دین په‌رته‌وه
عشق برایش عزیز است و از خشت‌خشت بنای کلامش بوی عشق می‌آید و فرایادآرنده‌ی این بیت معروف کردی است که:
هه‌رکه‌س بووی عشق، مه‌یوو ژه یانه‌ش
گیانم وه فداێ خشت کاشانه‌ش
بر جوانی حسرت می‌خورد و از پیری دل خوشی ندارد، رفتن عزیزان آزارش می‌دهد، یاد دوستان جانی را به بهانه‌هایی گرامی می‌دارد، نیم‌نگاهی به مسائل اجتماعی و سیاسی دارد و از بیدادی که می‌رود نالان است و یاد رفتگان و قهرمانان را گرامی می‌دارد؛ عشق و اجتماع و انسانیت توأمان در شعر او حضور دارند.
در مضمون‌پردازی‌هایش اغلب روابط عادی زندگی را دستمایه قرار می‌دهد و آنان را بخشی از سنت ادبی زبان کُردی می‌کند، مثلاً آنجا که خطاب به معشوق می‌گوید:
زانی ئه‌گه‌ر توامه‌ت، کارێ که دڵنیا بووم
وه‌ختێ وه لاده‌مێگه‌و ئۊشی نه‌چوو، جوواوه
پرتو، خودش را سعدی شعر کُردی دانسته چرا که بر شیرینی کلامش، و نقشی که در تعیین و تبیین شعر کردی جنوبی داشته، آگاه بوده است، می‌گوید:
مه‌گه ر که «سعدی» کوردی‌زوان عاشقه «په‌رته‌و»
که نوقڵ ته‌ڕ له ده‌مێ وارِد و شه‌که‌ر ڕشنێدن
نکته‌ها در مورد شعر پرتو بسیار است اما نمی‌توان از ذکر این نکته بگذرم که در زبان کردی که متولی و مرجعیت رسمی خاصی ندارد تا از آن حمایت کند، عمدتاً این شاعران و البته نویسندگان و اهالی موسیقی هستند که
نقش این مرجعیت را بازی می‌کنند و می‌توانند مانع از فراموشی زبان مادری، و یا
باعث بالندگی آن شوند، در این شرایط، شاعران و نیز دیگر ارباب هنر، باید بکوشند تا در سرودهها و
آثارشان، ضمن اینکه می‌بایست زبان و شعریت و جوهره‌ی هنری را ارتقا دهند اما متوجه باشند که نباید ارتباطشان را با مخاطبانشان از دست بدهند. آنها باید نگاهی روشن به واقعیتهای میدانی داشته باشند و
در برخورد با آرای پرطنطهای که جز بر روی کاغذ موجودیت ندارند، با احتیاط برخورد کنند؛ و باز
این کار سترگی است که استاد پرتو کرده است؛ زبان شعر کردی را ارتقا بخشیده، خیالاتش را رنگین‌تر
کرده، مضامین جدیدی آورده اما همچنان مخاطبانش را شیفته و شیدای خود نگاه داشته است و مخصوصاً
آنگاه که این شعرها آهنگ میشوند و بر زبان ساز جاری میشوند، تاثیر و نفوذشان مضاعف میشود.
باری، گرامی میداریم جایگاه سترگ استاد پرتو را در شعر و خاصه شعر کردی، و بزرگ می‌شماریم
کوشش‌های ارجمندی که در این راه مبذول کرده و چراغهایی که فراراهمان افروخته؛ و از درگاه خداوند
بزرگ می‌خواهیم وجود مبارک ایشان به ناز طبییان نیازمند مباد و سالها با ما بزید در خرمی و خوشی و سعادت و سلامت.

ظاهر سارایی
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹


به کوشش دنگ پراو