این مثلث چهارضلعی / نوشته ی ِ :مرتضی حاتمی
این مثلث چهارضلعی  /  نوشته ی ِ :مرتضی حاتمی
سرویس داستان: کرمانشاه پا به پای ادبیات داستانی ایران زمین واگر اغراق نباشد ده/پانزده سال قبل تر از انتشار نخستین مجموعه داستان کوتاه توسط سیدمحمدعلی جمال زاده، اولین رمان تاریخی ادبیات داستانی ایران زمین توسط محمدباقر میرزاخسروی کرمانشاهی ازنوادگان محمدعلی شاه قاجار وجدی مادر رشید یاسمی در سال۱۲۸۶ (با اختلاف یکی دو سال) منتشر شد...

با احترام به :علی محمد افغانی،علی اشرف درویشیان و منصور یاقوتی


ضلع اول
  سرویس داستان: کرمانشاه پا به پای ادبیات داستانی ایران زمین واگر اغراق نباشد ده/پانزده سال قبل تر از انتشار نخستین مجموعه داستان کوتاه توسط سیدمحمدعلی جمال زاده، اولین رمان تاریخی ادبیات داستانی ایران زمین توسط محمدباقر میرزاخسروی کرمانشاهی ازنوادگان محمدعلی شاه قاجار وجدی مادر رشید یاسمی در سال۱۲۸۶ (با اختلاف یکی دو سال) منتشر شد.حال غرض یادآوری این مساله چیست؟می خواهم به اتفاقی که حدود ۵۲ سال پیش در تهران رخ داد اشاره کنم.آن سال، سال سکه زدن اولین رمان فارسی به نام افسری عضوسازمان نظامی حزب توده یعنی علی محمد افغانی نویسنده ی کرمانشاهی که ۵ سال در زندان شاه به جرم توده ای بودن زندان می شود،بوداشاره به عنوان اولین رمان فارسی  ایرانی توسط نویسنده ای کرمانشاهی؛ادعای کمی نیست.این که علی محمد افغانی،در اوایل دهه ی چهل با هزینه ی شخصی در تیراژی رشک انگیز دو هزار نسخه ای، رمانش را منتشر کند، شاید کاری پر استرس با ریسکی بزرگ و بالا بوده است.این ادعا، ادعایی قابل تامل است.قبل تر از افغانی، صادق هدایت با انتشار ((دست نویس)) رمان ((بوف کور))در سال ۱۳۱۵ در بمبئی در۱۴۴صفحه،تحول وجریانی تازه را در ادبیات داستانی ایران پدیدآورد.این تحول، ۲۵سال قبل تر از انتشار رمان((شوهرآهوخانم))افغانی رخ داده است.اما اگر با دقت ونگاهی کارشناسانه و دقیق به بررسی این مساله بپردازیم،یکی از فاکتورهایی که هر اثر به عنوان رمان می بایست داشته باشد ((حجم)) و تعداد صفحات آن است.نسخه ی چاپی دست نویس رمان بوف کور هدایت(که درکتاب خانه ی شخصی این جانب وجود دارد.)در ۱۴۴ صفحه منتشر شده،اگر این متن به صورت حروف چینی شده منتشر می شد، بی شک کمتر از این تعداد صفحات می شد،در حالی که ((شوهر آهوخانم)) در۱۰۰۰ صفحه چیزی حدود ۸ برابر حجم این رمان کوتاه چاپ ومنتشر شده است.پس در یک بررسی ساده می توان پذیرفت که نویسنده ی اولین رمان فارسی ایران به معنی کلمه با معیار واقعی بودن رمان؛علی محمد افغانی است.که به تبعیت از جد معنوی اولین های ادبیات داستانی کشور،یعنی((نویسنده ی رمان تاریخی شمس و طغرا))توانسته باز هم نام کرمانشاه را بر تارک اولین های داستانی ایران ثبت کند.هرچند واکنش هایی مهمی در این راستا اتفاق نیفتاده وبرای ثبت این واقعه ی تاریخی می بایست همتی پیگیر و برگرفته از معیارهای مرسوم تبلیغاتی به کار بست.
((شوهرآهوخانم))در همان سال انتشار برنده ی جایزه ی سلطنتی به عنوان بهترین رمان سال می شود.افغانی بعد از این اثر آثار دیگری را هم منتشر کرد، اما هرگز هیچ کدام به قدرت مندی واستحکام اثر(شوهر آهو خانم))نرسید.شاید زندان دیگری را می طلبید که بتواند شاهکار دومش را خلق کند.
ضلع دوم 
بی شک علی اشرف درویشیان، یکی از قله های رفیع داستان نویسی معاصر ایران است و به بخشی بزرگ واثرگذار از فرهنگ معاصر امروز تبدیل شده. ایشان پیامدار دردها و رنج ها و آرزوهای ناممکن و اندوه های بی شمار وغصه های بی پیر بخشی از حافظه ی تاریخ معاصر ایران است.
داستان های درویشیان با درد به دنیا آمده و با فقر عزت مند بزرگ شده اند و با خوانندگان داستان هایش که در آنها فقر و بزرگ منشی و تعالی روح وجود دارد، همراه بوده اند.
آثار ایشان به عنوان بخش مهمی از خاطرات اجتماعی وادبی خوانندگان پی گیر آثارش به شمار می رود. تلاش و همت مثال زدنی او در برهه هایی از تاریخ اجتماعی ایران؛که با مشقات و سختی های بزرگ و جانکاه همراه بوده او بی توجه به آن،در راستای همان اهدافی که مدنظرش بوده آثارش را تدوین کرده است.او عاشق دانایی مخاطبان و خوانندگان آثارش است و برای این که به مخاطبش راه دانایی و خرد را در پیش گیرد، شعله ی چراغ داستان ها و نوشته هایش را بالا کشیده تا دنیای او را روشن کند.داستان های او تجربه ی سالیان دراز و درد و انده ناک اوست که مخاطب با خواندن آنها به احترام همه ی دردهایی که کشیده از جایش بلندمی شود و سر ارادت خم می کند.او در داستان هایش تعهد وانسان مداری توجه به زخم های ناسور اجتماعی به زبانی ساده و روان اشاره می کند.
درویشیان، نویسنده ای است انسان محور. او با پیدا ولمس کردن دردهای مشترک انسان معاصر با نوشتن وآفرینش داستان ، دین وتعهد خود را نسبت به دنیای انسان معاصر ادا می کند.
او نویسنده ی است که زندگی اش به طورگسترده در داستان هایش جاری است.شاهکار او (سال های ابری)خود ازکامل ترین نمونه ها در همین زمینه است.او از زبان مردمی می نویسد که از جنس نوشته هایش هستند.از پیچیدگی های ملال آور و رنجش آور،به دور است.او نیازهای مردمش را می شناسد و به خوبی از پس پاسخ گویی به این نیازها هم برآمده. او نویسنده ای شجاع و آگاه دل است که برای تحقق آرمان هایش، از هیچ کوششی فروگذاری نمی کند.او مسیر راهش را از همان سال های دور پیدا کرد. به اندیشه هایش به شدت اعتقاد دارد و در همین راه هم سختی های و ناکامی های فردی و اجتماعی بسیاری هم دید.اما بر سر همان عهد و پیمان بوده و هرگز از پا نیفتاده است.بدون شک فضای جغرافیای که او در آن نفس کشیده وبزرگ شده؛خاستگاه تمام اندیشه های متعهد و انسانگرا واجتماع محور بوده است.
کرمانشاهان ،دیار دلیرمردانی بوده که در طول تاریخ گذشته ومعاصر ایران زمین از منظر تعهد و مردم دوستی وتلاش در جهت اندیشه های رادیکال؛ سر آمد بوده ودر همین راستا هم ناکامی های کوتاه وطولانی بسیاری هم برای اهالی آن، خصوصا اهل قلم به وجود آمده است.درویشیان از همین دیار است.آزادمردی وآزادگی مشق شب همه ی هم اندیشان درویشیان است که با عزت نام ذلت و ننگ نام های کوتاه وگذرا را هرگزاهرگز نپذیرفته اند.نام بلندآنها بر اندیشه های انسان معاصر ، تا همیشه های ابدی خواهد درخشید.
درویشیان درعرصه ی ادبیات عامه وجمع آوری ادبیات فولکلوریک تلاش های گسترده هم انجام داده است.او با تدوین این ادبیات به عنوان بخش مهمی از فرهنگ ادبی ایران زمین خاصه در مناطق کردزبان وکردنشین بخش زیادی از این ادبیات را مکتوب وماندگار نموده است.او به فرهنگ و باورهای منطقه ای خود بسیار اهمیت می دهد.زیرا به خوبی می داند که((برای جهانی شدن، ابتدا می بایست محلی بود.))وادبیات شفاهی،شناسنامه ی فرهنگی هر جامعه است. او به فرهنگ وآداب وسنن منطقه و اقلیمش بسیار احترام می گذارد.به همین خاطر است که نام او در آسمان های سایر کشور های جهان هم درخشیدن وتابیدن گرفته است.انعکاس داستان های او به زبان های مختلف دنیا نشان از زنده بودن آدم هایی است که او در داستان هایش به آنها شخصیت و نفس داده است.در همین مسیر،((منصور یاقوتی))نویسنده ی دیگر هم استانی هم با او همگام وهم مسیر بوده اند.
او به ایران عزیز عشق می ورزد.برای اعتلای نام ایران و سربلندی این سرزمین بزرگ پر افتخار، از هیچ کوششی فروگذاری نکرده است.او ستایشگر فقری باعزت است. آزادگی و آزاداندیشی در فرهنگ و قاموس علی اشرف درویشیان جای گاهی بس مانا و رفیع و ماندگار داشته است.او هرگز از مردم جدا نشده و آمال و دردهای ازرش مند مردم، برایش بهانه های بس ارزنده بوده برای خلق و آفرینش داستان های موثر ماندگار.او هرگز ذلت نام بی ریشه و حباب گونه را نپذیرفته وسال هاست که با اقتدار نام،سر بر بلندای تاریخ عزت مند ادبیات متعهد داستانی معاصر ساییده است.درویشیان نام بزرگی برای تاریخ ادبیات معاصر است. نامی که هر با آلودگی ها و«فروختن»های بی مقدار،کم اهمیت نشده و زنده وجاودانه در دل انسان آگاه ضمیرکه با نام او آشنایی دارد ، می درخشد.
حضور او فقط در عرصه های ادبی تمام و خلاصه نشده است.او در اتفاق های بزرگ و تاثیرگذار اجتماعی هم به عنوان یک فعال شجاع، اندشه هایش را بی پروا اعلام کرده است وبی دلهره از فرجامی که ممکن بوده او را آزار دهد در راستای آگاهی و روشنایی بخشیدن به مخاطب تلاش هایی ماندگار از خود نشان داده است.او در برگزاری و تشکیل وبه انجام رسیدن دوره هایی از کانون نویسندگان ایران، زلزله ی بم و قتل های دلخراش زنجیره ای اهل قلم؛ تلاش های شجاعانه داشت... درویشیان؛ روشنفکری متعهد و دلسوز است. او سال هاست که در محافل روشنفکری ادبی و فرهنگی برای ادبیات داستانی و فرهنگ نظراتی راهگشا و موثر ارائه داده است.هرگز نام نیک علی اشرف درویشیان از یاد و خاطر هیچ ایرانی عاشق وآگاه کم رنگ نخواهد شد.او چهره ی ماندگار ملی ماست.او این روزها با استحکام وقدرت وایستادگی مثال زدنی هم چون«بیستون کوه»در مقابل حضور بی مقدار بیماری، یک تنه و دلیرانه ایستاده است.او هم چنان می نویسد.هم چنان می خواند و راه را به رهروانی که پای در وادی ادبیات گذاشته اند، روشن می کند.
برای سلامت وتندرستی اش دعا می کنیم.نفس او به همه ی نویسندگان واهالی قلم گرما وتوان و نور و حرکت و شهامت می بخشد. او نام نیک روزگاران ماست.او نامی است که فقط با علی اشرف درویشیان داستان نویس همراه شده است. نفسش گرمتر ازهمیشه باد.
ضلع سوم
از منصور یاقوتی گفتن و نوشتن لیاقت می خواهد ودانش.که من هیچ کدام شان را ندارم.گرمای محبت آمیز کلام ونگاه و دستش را تا همیشه های ابدی با خودم حس می کنم.آن روزهایی که نوجوان بودم وبا((دهقانان))و((با بچه های ده خودمان))،((پاجوش))و((همه))ی آثارش همراه بودم و این روزها با ((سایدا))و((شاهدخت)) درحال دوباره خوانی((مادیان چهل کره))اش هستیم.
     منصور یاقوتی نامی بزرگی برای استان و کشور است.نامی فراموش نشدنی برای ادبیات داستانی ایران زمین،که بیش از پنج دهه نوشتن مدام و با هدف و پی گیر و عزت مندانه ، برگ هایی ارزنده بر کتاب ادبیات داستانی ایران زمین افزوده است.پرداختن به همه ی ابعاد منصور یاقوتی زمان بسیار و همتی شایسته می طلبد، اما من در این سطور کوتاه می خواهم به نقش آفرینی او در پردازش به ادبیات کودک و نوجوان وگردآوری آثار کودکان روستایی وانتشار آنها ونوشتن داستان های کوتاه برای این مخاطبان بپردازم.
تاریخ ادبیات کودک ونوجوان  خیلی پیر و قدیمی نیست.اگر اتفاق های اندک دوره ی قاجار و نویسندگان و شاعران این عرصه که گاه از سر تفنن وسرگرمی، سطر و متنی را موزون و مقفا برای کودکان سروده اند ویا گردآوری داستان های عامیانه توسط مرحوم ((صبحی مهتدی)) و برخی دیگر از نویسندگان کودک و نوجوان باز هم سرآغاز اتفاق های ارج مند این نوع ادبیات بدانیم منصور یاقوتی،نویسنده ی جوان کرمانشاهی شاید در قبل از سی ساله گی با انگیزه و نگاه به ((دوست از دست رفته ی بچه ها...صمد))در روستاهای محروم وفقر وبیماری زده برای کودکان، قصه نوشت.به آنها قصه نویسی را آموزش و موضوعاتی را برای نوشتن به کودکان پیش نهاد داد. نوشته هایشان را جمع کرده با دانش تجربی خود، آن ها را بررسی وبه گونه ای تصحیح نمودکه به اصل اندیشه ی کودک ،((امین و وفادار))باقی بماند ودر((تهرانِ))آن روزها منتشرشان نماید. تلاش و همت اوتوسط ((شورای کتاب کودک)) که موسسه ای غیرانتفاعی و غیردولتی است و از سال ۴۲ تاکنون فعالیت می کند،دیده می شود و ((مردان فردا))یش را ((بهترین کتاب سال)) انتخاب می کند و این اتفاق کمی برای نویسنده ای جوان و اهل کرمانشاهان و منطقه ی غرب کشوربا تمام محرومیت ها ودوری از امکانات، نیست.او هم چنان برای کودکان ونوجوانان می نویسد.در گردآوری داستان های شفاهی از آنها کمک می گیرد.در داستان هایش بی توجه به تکنیک های امروزی موجود از فقر و بیچاره گی وظلم وآزادی وتلاش برای رسیدن به هدف وامید وپویایی می گوید.
زمانی که منصوریاقوتی و دوست نویسنده اش علی اشرف درویشیان مشغول جمع آوری آثار کودکان ونوجوانان بودند، هنوز کسی به اهمیت این مساله پی نبرده بود،که دردها و آرزوهای ناکام و فقر و عفونت و بیماری و نادانی در روستاها وکودکان روستایی را به سایر مخاطبان منعکس نمایند که ادبیات کودک و نوجوان تنها برای نشان دادن  مسایل غیر واقعیت نیست.
 منصور یاقوتی، نویسنده ای است که هرگز مخاطبان کودک ونوجوانش را فراموش نکرده است.بی شک اولین خواننده گان داستان ها ونوشته هایش همین کودکان معصوم روستاهای کرمانشاه و سنقر و... بوده است.او در تدوین آثار کودکان ونوجوانان روستای وتلاش در راستای انتشار آثارشان به مباحث تربیتی و روان شناسی کودکان توجه زیادی داشته که همان تشویق و ترغیب آنان به نوشتن بوده است.کاری که الان همه ی تلاش گران عرصه ی ادبیات کودک نوجوانان سخت به آن مشغولند وکه یاقوتی حدود ۴ دهه ی پیش به انجام متعهدانه و سخت کوشانه وبا به کارگیری حداقل های ممکن موجود به آن می پرداخت که با هزینه های بسیار و سختی های آن دوران موفق به انتشارشان می شد.صرف نظر از توان اندیشه وبضاعت تکنیک کودکان که هرگز مساله ای مهم در این راستا نبوده اما نمی توان تلاش وهمت منصور یاقوتی را در این عرصه نادیده انگاشت.
این سال ها انتشار مقالات تخصصی در مجلات تخصصی کودک و نوجوان و نقد و بررسی وضع موجود ادبیات کودک و نوجوان ایران، توسط یاقوتی نشان از ادامه ی همان راهی است که او در دهه های قبل به آن اعتقاد داشته وبر همان اصل ونسل ثابت بوده است.او هنوز هم در هوای ادبیات کودک ونوجوان نفس می کشد و دنیای کودکان دیروز، از داستان هایی علی اشرف درویشیان ومنصور یاقوتی واستاد معنوی این دو عزیز، صمد بهرنگی هرگز از یاد وخاطره شان دور نخواهد شد.
ضلع چهارم
چهارمین ضلع این مثلث مانا را همه ی مخاطبان پژوهشگران، شاعران و نویسندگان آگاه ومتعهد ودلسوز می دانند و می شناسند که نیاز به بازنویسی آن نیست...
آسمان ادبیات استان مان پر فروغ تر و جاودانه تر از خورشید باد... 

ایلام/۱۸ شهریور ۹۲

نظرات [۱]
شنبه، ۱۱ مرداد ۱۳۹۳ :: ۱۰:۵۵
سلام یادداشت زیباوخواندنی وقابل قبولی است.حاتمی را با داستانهایش بهتر می شناسم.موفق باشد
اطلاعات شما ذخيره شود ؟