گلناز جمالی نویسنده ی جوان و مدرس کانون زبان کرمانشاه به ابدیت پیوست
...هوره مختص به یک دوره ی تاریخی و یا یک جغرافیا و فرهنگ خاص نیست. این آواز اصیل ابتدایی مادر همه ی آوازها، تصنیف ها و ترانه های مردم جهان است ، مادر آوازها و ترانه های تمام ملل دنیا صرف نظر از نژاد و فرهنگ و زبان و معیشت و آیین و جغرافیا و تاریخ آنها...
«گلناز جمالی»، مدرس زبان انگلیسی سطوح نوجوانان و بزرگسالان مرکز آموزشی کرمانشاه پس از تحمل رنج ناشی از بیماری ،دار فانی را وداع گفت.«رضا موزونی» مدیر کل کانون استان کرمانشاه نیز، با اعلام تاثر از فوت این همکارارجمند، فقدان این همکار را به مدرسان کانون زبان استان و خانواده معزای ایشان تسلیت گفت.دکتر سید محمدرضا هاشمی، رئیس کانون زبان ایران در پی این ضایعه‌ی تاسف بار پیام تسلیتی صادر کرد.
گفتنی است جمالی متولد سال۱۳۶۰ بود و از سال ۱۳۸۹ فعالیت خود را در کانون زبان آغاز کرده بود. این نویسنده ی جوان همسر «هادی رستمی» خواننده ی نام آشنای کرمانشاهیان است. صدای آزادی و سایت بلوط ضمن تسلیت درگذشت این نویسنده و مدرس جوان ، مقاله ای از وی را در اینجا باز نشر می کند:

***

گفتاری درباره ی هوره / گلناز جمالی

هوره،نوعی آواز کردی بسیار قدیمی است که در آن هیچ گونه سازی وجود ندارد و تنها صدایی که در اجرای هوره به گوش می رسد صدای شخص « هوره چر » ( خواننده ی هوره ) است. بیشتر زیبایی و تأثیرگذاری هوره نیز به همین دلیل است که در آن صدای « هوره چر » بدون کمک هرگونه سازی  می تواند  احساسی بسزا به شنونده منتقل کند به همان اندازه که یک آهنگ امروزی با ده ها ساز و ابزار پیشرفته، بر قلب مخاطب اثر می گذارد و روحش را صیقل می دهد.  چه بسا برای بسیاری، این تأثیر و تبادل حسی در هوره غنی تر و عمیق تر است.
همچنان عشق ، که در سال های بسیار دورتر و بخصوص در میان مردم کُرد، در هاله ای از شرم و حیا، محصور و در میان دیوارهای سنّت اسیر بود، هوره نیز محصور به صدای « هوره چر » و آزاد از هرگونه ریتم و ساز موسیقی ، پاک و خالص است.
در بیشتر اشعار هوره، فضایی عاشقانه حاکم است و عشقی پاک که حکایت از سال های دور فرهنگ کُرد دارد به چشم می خورد. عشقی که مانند عشق های امروزی آلوده و پر جدل  نیست و دیدارهای مکرر و همیشگی به آن رنگ روزمرگی نداده، بلکه عشقی پاک و آرام که تنها زبان آن، نگاه عاشق و معشوق است و نگاه عاشقانه از آنجا پدید آمده است . هوره، آن نگاه عاشقانه است که برای معرفی خود ابزاری جز خود ندارد . تنها و تنگدست و محزون از عشق می خواند و عاشق می سازد .      
هوره، آوازی به قدمت تاریخ است. به طور کلی اشعار و ترانه های رایج در مناطق کُرد نشین، با نام« فهلویات » شناخته می شده است. این فهلویات ، شامل اشعار و ترانه هایی بوده که با وزن و قالب زبان پهلوی سروده می شده است. صفی زاده به نقل از گروه اخوان الصفا که در قرن چهارم هجری می زیسته اند، می نویسد: « هر ملتی برای خود آواز و ترانه ی مخصوصی دارند که به آن عشق می ورزند. » واز قوم کُرد به عنوان یکی از این ملت ها نام برده شده است. به علاوه در برخی از رسایل اخوان الصفا به نام ترانه های کردی اشاره شده است.
       از نوشته های برخی دیگر از مورخین قرون اولیه ی اسلامی چنین بر می آید که چوپان های کرد، با نوعی نی لبک اشعاری را با آهنگ می خوانده و نیز آوازهایی سر می داده اند که بسیار شورانگیز و دلنشین بوده و با آن، گله های خود را جمع می کرده اند .
       از زمانهای بسیار قدیم و تا امروز، ترانه ی هوره در میان کلهر زبانان و مردم کرمانشاه رایج بوده است. این ترانه، مرکّب از اشعار مختلفی با مضامین عشقی و یا اجتماعی است که همراه با آهنگ مخصوصی خوانده می شود. ترانه ی هوره انواع مختلفی داشته و بر اساس محتوای شعر، کاربردهای آن مشخص می گردید. یکی از انواع هوره که در قدیم کاربرد زیادی داشته و با آوازی بلند خوانده می شده را می توان « تراژدی » نامید که در واقع به وسیله ی ترانه ی هوره، واقعه ی مهمی از وقایع تاریخی بازگو می شده است و با توجه به سوزناک بودن آن، شنونده را سخت متأثر می نموده است.
رضا موزونی در کتاب ترانه های سرزمین مادری در توصیف هوره چنین می گوید: « شعرهای هوره بیشتر از ابیات عامیانه و فولکلور بوده اما گاه هوره خوانان به تناسب حال و هوای مجلس شعرهای فی البداهه را می سرایند که این بداهه گویی ها بیشتر در مقام «دودنگی» که به صورت دونفری اجرا می شود صورت می گیرد.»
  ترانه ی هوره از قدیمی ترین و اصیل ترین آوازهای کردی و بلکه ایرانی است و در مورد کاربرد اصلی و اولیه ی آن گفته شده که مردم با خواندن آن، به پرستش اهورامزدا می پرداخته و بدین گونه نیایش می نموده اند . همچنین به نظر می رسد نام هوره از اهورا گرفته شده است، اما مهمترین کاربرد هوره در گذشته ، به هنگام جنگ با دشمنان بوده است. سپاهیان کرد با سرودن دسته جمعی این آواز ، به هیجان می آمده اند. پیداست که در این گونه موارد ، مضامین اشعار ترانه ی هوره، حماسی بوده است.
       « هوره چَمَری » از خانواده ی هوره است که به هنگام عزا مورد استفاده قرار گرفته و ویژگی مهم آن عدم رعایت وزن شعری در اغلب موارد می باشد . ترانه ی رایج دیگر در میان کردها که در متون تاریخی از آن نام برده شده است، « قتار » نام داشته و محققین می گویند که از واژه ی « گاتها » گرفته شده است.( گاتها نام سرودها و  ادعیه ای است که در اوستا وجود دارد و محققین اعتقاد دارند که از کتاب اوستا ، فقط این گاتها عیناً از خود زرتشت است)    
هوره ساده ترین، ابتدایی ترین و اصیل ترین گونه ی موسیقی است که اکنون به تکثر و هزارگونه گی زبانی و کیفی در آمده است. ما ایرانیان بخصوص مردم کرد زبان غرب کشور این گونه ی ابتدایی و اصیل آواز را "هوره"می نامیم. کلمه ی هوره و نامگذاری آن قدمتی حدوداً هفت هزار ساله دارد و به دوران پیامبری زرتشت می رسد. در گاتهای یسنا که بخش مهمی از اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان می باشد به صورت منظوم نگاشته شده و لذا در آن زمان ، مردم برای خواندن آن و نیایش اهورامزدا آوازی را سر داده که آن را هوره نامیده اند. هوره ندای حق طلبی بوده و کرداری نیک، پنداری نیک و گفتاری نیک را آواز کرده است.  فاروق صفی زاده ، می گوید: « این آواز، اصیل ترین موسیقی کردی می باشد که از زمانهای کهن به یادگار مانده است، که ویژه ی ستایش از اهورامزدا بوده است و کردها که پیرو آیین آسمانی زردشت بوده اند در هنگام مرگ کسی و روی دادن پیشامدی و یا پس از پیوند با اهورامزدا، خواندن هوره را آغاز کرده اند و آواز سوزناکی را که برگرفته از نوشتار آسمانی اوستا بوده به شیوه ی هوره خوانده اند.»
هوره از ریتم آزاد پیروی می کند. این گونه آواز بیشتر در مناطق گوران، سنجابی، قلخانی و کلهر مرسوم است.
مقام های هوره عبارتند از: بان بنه ای، بنیری چر، دودنگی، باریه، غریبی، ساروخانی، گل ودره ، پایه موری، قطار، هجرانی، مجنونی، سحری و هی لاوه.
هوره آواز ممتدی است که خواننده، شعرها و ابیات بی شماری را در ذهن داشته و آنها را هنگام آواز به صورت پی در پی استفاده می کند. گاه شعرها سروده ی شخص خواننده است و گاه شعرهای مورد استفاده را از دیگر شاعران به عاریت می گیرد. این آواز در گذشته های دور، مضمونی مذهبی داشته و بیشتر به آواز کردن آیات کتب آسمانی یا آموزه های منظوم مذهبی پرداخته است اما امروزه مضمونی عاشقانه دارد.
       هوره مختص به یک دوره ی تاریخی و یا یک جغرافیا و فرهنگ خاص نیست. این آواز اصیل ابتدایی مادر همه ی آوازها، تصنیف ها و ترانه های مردم جهان است ، مادر آوازها و ترانه های تمام ملل دنیا صرف نظر از نژاد و فرهنگ و زبان و معیشت و آیین و جغرافیا و تاریخ آنها.
همان گونه که برکه، رودخانه، سیل، اقیانوس، باران، ابر و مه همه و همه از آب اند و آب، مادر و اساس همه ی این دگرگونی هاست، هوره نیز مادر همه ی تکثر، تنوع و هزارچهرگی آوازها و ترانه های شاد و ناشاد مردم است. برای درک درست این موضوع باید به گذشته برگردیم، به آن زمانی که سازها و آلات موسیقی وجود نداشته اند. آیا در آن زمان موسیقی چیزی غیر از هوره بوده است؟
       البته هر صدای موزونی از صدای نی گرفته تا آواز قناری، موسیقی تلقی می شود، اما منظور ما در این نوشتار ، موسیقی به معنای متعارف آن است. در گذشته انسان ها به تنهایی و یا به صورت دسته جمعی به خواندن ممتد آواز روی می آوردند، بعد به مرور زمان انواع سازها و آلات موسیقی به میان آمدند و آن هوره ی ممتد و موزون را به قطعات و اجزای متنوع و متکثر امروزی بدل ساختند. امروزه آوازهای سنتی ایرانی همان هوره است که به صورت ردیفی و دستگاهی خوانده می شود.
در مناطق کرد نشین غرب کشور، هنرمندان بزرگی وجود دارند که خواندن آواز هوره را به حد کمال رسانده اند. از سرایندگان بزرگ این آواز در گذشته می توان به شادروان داراخان و مرحوم علی نظر اشاره   نمود.

منابع
۱-    صفی زاده، فاروق  شناخت موسیقی، تهران: پژوهنده، ۱۳۷۸
۲-   موزونی، رضا ، ترانه های سرزمین مادری، کرمانشاه، باغ نی، ۱۳۹۲۲-

نظرات [۲۲]
چهارشنبه، ۱۲ آذر ۱۳۹۳ :: ۱۱:۳۹
خانوم جمالی دلم خیلی براتون تنگ شده نمیتونم باورکنم که دیگه بین مانیستین .............
جمعه، ۰۷ آذر ۱۳۹۳ :: ۰۹:۱۱
کانون زبان کرمانشاه عزادار است این روزها.عزادار مهربانی هایت،لبخندهایت،دلسوزیهایت.استاد عزیزم روحت شاد...
دوشنبه، ۰۳ آذر ۱۳۹۳ :: ۱۸:۰۳
خاک باران خورده آغشته است با بوی تنت باد بوی آشنا می آورد از مدفنت زنده ای در هر گیاه تازه کز خاکت دمد گرچه میدانم که ذره ذره می پوسد تنت استاد نازنینم راحت بخواب.خوابت شیرین و منزل نو مبارک...
دوشنبه، ۰۳ آذر ۱۳۹۳ :: ۱۷:۵۸
خاک باران خورده آغشته است با بوی تنت باد بوی آشنا می آورد از مدفنت زنده ای در هر گیاه تازه کز خاکت دمد گرچه میدانم که ذره ذره می پوسد تنت استاد نازنینم راحت بخواب.خوایت شیرین و منزل نو مبارک
دوشنبه، ۰۳ آذر ۱۳۹۳ :: ۱۷:۵۸
خاک باران خورده آغشته است با بوی تنت باد بوی آشنا می آورد از مدفنت زنده ای در هر گیاه تازه کز خاکت دمد گرچه میدانم که ذره ذره می پوسد تنت استاد نازنینم راحت بخواب.خوایت شیرین و منزل نو مبارک
دوشنبه، ۰۳ آذر ۱۳۹۳ :: ۰۸:۳۹
رفتی ز دیده و داغت به دل ماست هنوز هر کجا می نگرم روی تو پیداست هنوز آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو نام نیکت همه جا ورد زبان هاست هنوز
شنبه، ۰۱ آذر ۱۳۹۳ :: ۲۰:۱۵
خداوند شما را اجر صابرین دهد که حضرتش فرمود:و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون. عرض تسلیت حقیر را بپذیرد. گلناز و فدای اخلاق خاصت ، صندلی خالی نام کلاست
جمعه، ۳۰ آبان ۱۳۹۳ :: ۱۶:۱۷
ای وای ای وای هادی عزیزم!دوست نازنینم! مخمل صدایت را، بار گران غم فراق یار همراه و همسر گرامی و هنرمندت رنگی دیگر بخشیده.رنگی از جنس اندوه بی پایان.بمان و بخوان به یاد عزیزت و به خاطر دوستان و دوستداران صدایت .
پنجشنبه، ۲۹ آبان ۱۳۹۳ :: ۱۷:۰۶
جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع که حکم آسمان اینست اگر سوزی وگر سازی... پشت هادی عزیزم به بیستون بود و افسوس که دیگر نیست... روحش شاد.تسلیت به هادی نازنین و جامعه فرهنگ و هنر
پنجشنبه، ۲۹ آبان ۱۳۹۳ :: ۰۹:۳۳
گلناز قشنگم..یقین دارم دنیا لیاقت نداشت تو را در میان خود نگه دارد ایکاش میتونستم یه با ر دیگه ببینمت هم دانشگاهی مهربون و خوش زبونم...یاد خاطرات قشنگمون بخیر....به آقای رستمی تسلیت میگم
پنجشنبه، ۲۹ آبان ۱۳۹۳ :: ۰۹:۲۱
گلناز قشنگم یقین دارم دنیا لیاقت نداشت تو را در میان خود نگه دارد.. ایکاش میتونستم یه بار دیگه ببینمت هم دانشگاهی مهرب مهربون و خوش زبونم...به آقای رستمی تسلیت میگم
چهارشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۳ :: ۱۷:۰۵
دلتــــــــــنگـــــــی ها گاه از جنس اشــکند .... و گاه از جنس بغــــــــض گاه سکـــوت میشوند و خاموش میمـــــــانند گاه هــق هـــق می شوند و می بارند دلتنگــــی من برای تــــــــو اما جنس غریبــــــــی دارد .
چهارشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۳ :: ۱۶:۵۳
پرشونه گه ت خیاله بوو عه ترت پر ماله...
چهارشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۳ :: ۱۶:۱۰
چقدر این "بی تو" بودن ها غریب و وحشت انگیزند.......... روحش شاد
چهارشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۳ :: ۱۳:۴۸
تسلیت به جامعه فرهنگ و هنر و تمامی زبان آموزانش. هرگز فراموش نخواهم کرد روزی را که زبان آموزان اصرار بر حضور در کلاس ایشان داشتند و داستان اول هر ترم همین بود... تسلیت به جناب رستمی و خانواده داغدارش
چهارشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۳ :: ۱۱:۲۵
گل ناز زمستان های پردرد نمیدانی که اندوهت چها کرد مرا از دست شادیها گرفت و میان دشت های غم رها کرد ''یادت همیشه جاوید است همکلاسی'' کسی رفتنت را باور نخواهد کرد.
چهارشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۳ :: ۰۹:۳۷
درسفالین کاسه ی رندان به خواری منگرید کاین حریفان خدمت جام جهانبین کرده اند
چهارشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۳ :: ۰۸:۰۴
در حسرت دیدار تو اواره ترینم (مهراب)
چهارشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۳ :: ۰۵:۳۷
گلناز جان، مهربان دوست و همکارم، هنرمند و معلم توانا، یاد وخاطرت هیچگاه، هیچگاه از خاطرمان پاک نخواهد شد، روح بزرگت تا ابد با ما خواهد ماند چونکه تو از جنس این دنیا نبودی. روحت شاد
چهارشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۳ :: ۰۰:۱۴
استاد مسلم زبان انگلیسی، خوش اخلاق و خوش برخورد و پر از زندگی بود.زندگی عاشقانه با همسری هنرمند داشت و خود نیز هنرمند بود.اشعاری زیبا می سرود.افسوس و صدهزار افسوس...
اطلاعات شما ذخيره شود ؟