انگاره های پست مدرن در رمان «کتاب بی نام اعترافات» / دکتر غلامحسین غلامحسین زاده، سارا حسینی
انگاره های پست مدرن در رمان «کتاب بی نام اعترافات» / دکتر غلامحسین غلامحسین زاده، سارا حسینی
آغاز جریان پست مدرن در ایران از سال های پایانی دهه ی هفتاد به بعد، نوید خلق داستان های پست مدرنی را می داد که ضمن داشتن مولفه های ساختاری داستان پست مدرن، مولفه های معنایی را نیز به شکلی کاملاً طبیعی در خود بروز دهند تا بتوانند خوانندگان عام و خاص را مجذوب خود گردانند. رمان «کتاب بی نام اعترافات» با مولفه هایی چون عدم قطعیت، فروپاشی کلان روایت ها، تناقض، اصالت دادن به ذهن خواننده، آشکار کردن تصنع، و برقراری رابطه بینامتنی خود را به عنوان اثری پست مدرن معرفی نموده است...





چکیده
تحولات عصر  جدید، تعریف سنتی از انسان و جهان را چنان دستخوش تحول نموده است که نیاز به تجدید نظر اساسی درباره ی پایه های تفکر بشری در مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به شدت احساس می شود. جریان پست مدرنیسم به عنوان آخرین جریان مهم فکری در غرب، به ناگزیر خود را به فرهنگ و هنر کشورهای جهان سوم نیز تحمیل نموده است زیرا اگر قرار بر تسلط اندیشه ی جهان وطنی پست مدرن باشد، باید تمامی کشورها این تحولات را تجربه کرده باشند، چه آن ها که به عنوان ریشه ی این جریان شناخته می شوند، چه آن ها که به زعم خود، به ناگزیر این جریان را پذیرفته اند. آغاز جریان پست مدرن در ایران از سال های پایانی دهه ی هفتاد به بعد، نوید خلق داستان های پست مدرنی را می داد که ضمن داشتن مولفه های ساختاری داستان پست مدرن، مولفه های معنایی را نیز به شکلی کاملاً طبیعی در خود بروز دهند تا بتوانند خوانندگان عام و خاص را مجذوب خود گردانند. رمان «کتاب بی نام اعترافات» با مولفه هایی چون عدم قطعیت، فروپاشی کلان روایت ها، تناقض، اصالت دادن به ذهن خواننده، آشکار کردن تصنع، و برقراری رابطه بینامتنی خود را به عنوان اثری پست مدرن معرفی نموده است.
کلید واژه ها: نقد ادبی، ادبیات داستانی معاصر، پست مدرنیسم، مؤلفه های پست مدرن، رمان پست مدرن

مقدمه
       میان سه واژه ی پست مدرن، پست مدرنیته و پست مدرنیسم از نظر کاربرد تفاوت هایی وجود دارد. در یک تعریف عام، « پست مدرن» عنوان کلی پدیده هایی است که در دوره ای از نظام سرمایه داری ای به نام «پست مدرنیته» پدیدار گردیده اند و «پست مدرنیسم» نیز شیوه ی غالب در هنر و ادبیات این دوران است. بنابراین پست مدرنیته نام دوره ای است که پدیده های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی آن تحت عنوان پست مدرن و پدیده های هنری و ادبی آن با عنوان پست مدرنیسم نامیده می شوند.

       هر حرکت و جریانی پیش از ظهور ابتدایی خود نیازمند تحولاتی است که زمینه و بستر را برای ظهور آن جریان فراهم کرده باشد. پست مدرنیته نیز جریانی است که در یک نگاه کلی در نیمه ی دوم قرن بیستم ظهور کرد، اما در واقع جریانی بود که در حوادث اجتماعی پایان قرن نوزدهم ریشه دواند و در گرماگرم منازعات اجتماعی، اقتصادی و نظامی که سایه ی وحشت خود را بر نیمه ی اول قرن بیستم و دوره ی حاکمیت نظام مدرنیته گسترانده بود، نخستین جوانه های آن سر برآورد و « زمانی که در اواسط همان قرن به نظام فرهنگی و اجتماعی غالب تبدیل شد، جایگزین مدرن گشت و به بار نشست»(مالپس،۳۰:۱۳۸۶). تحولاتی چون جهانی سازی، میل به از میان بردن عقاید دینی و سیاسی و سنت ها در سراسر جهان، خبر از ظهور فرهنگی می دهند که به شکل بنیادی از فرهنگ پیشین فاصله گرفته است و خطر امحای کامل جهان هستی در اثر جنگ اتمی یا یک فاجعه ی طبیعی، تعریف سنتی انسان و جهان را مخدوش کرده است، چنان که نیاز به تجدید نظر اساسی درباره ی پایه های تفکر بشری در مسائل سیاسی ، اجتماعی و . . . به شدت احساس می شود.
       گرچه ریشه های پست مدرنیته را باید در تحولات پایان قرن نوزدهم جستجو کرد، اما ظهور این جریان در نیمه ی دوم قرن بیستم اتفاق افتاد، چنان که پست مدرنیسم را که عنوان کلی تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این دوره بود« برچسبی مناسب برای یک سری از نگرش ها، ارزش ها و اعتقادات و احساسات راجع به آن چیزی می دانند که باید آن را زیستن در واپسین سال های قرن بیستم» نامید(رابینسون،۳۱:۱۳۸۶).
تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و حتی علمی جوامع همواره در ادبیات آن ها انعکاس یافته است چنان که در بررسی جریان مدرنیسم، بروز جنگ جهانی اول، نظریه ی تکامل داروین، فریاد «مرگ خدا» ی نیچه، نظریه ی نسبیت اینشتین و عدم قطعیت هایزنبرگ، گسترش شهر نشینی و استفاده ی روز افزون از وسایل الکترونیکی و . . . از جمله مهم ترین علل پیدایش و گسترش این جریان به شمار آمده اند. به اعتقاد بسیاری از منتقدان، تسلط نظام پست مدرنیته پس از نظام مدرن نیز تحت تاثیر« جنگ ویتنام و تهدید رو به گسترش سلاح های هسته ای کشتار جمعی »بود(قبادی و زکریایی،۶۸:۱۳۸۴). کسانی چون بری لوئیس و لری مک کافری علاوه بر جنگ جهانی دوم و گسترش سلاح های کشتار جمعی، وقایع دیگری را آغاز پست مدرنیسم می دانند. «لوئیس در آغاز مقاله ی خود با عنوان «پسا مدرنیسم و ادبیات» از وقایع  مهم سیاسی چون ترور جان کندی و بنا نهادن و ویران ساختن دیوار برلین در آغاز این دوره یاد می کند. مک کافری نیز در مقاله ی «ادبیات داستانی» ترور کندی را تاریخی در نظر می گیرد که رسماً  خبر از ظهور پسا مدرنیسم- دست کم در آمریکا- می دهد»( تدینی،۲۳:۱۳۸۸).
       اولین کاربرد واژه ی «پست مدرن» بسیار پیش از شروع پست مدرنیته و پست مدرنیسم اتفاق افتاد. این واژه را «نخستین بار در دهه ی ۱۸۷۰ شخصی به نام جان واتکینز چپمن برای توصیف نقاشی هایی به کار برد که از لحاظ تکنیک پیشرفته تر از نقاشی های زمان خودش، یعنی نقاشی های امپرسیونیستی بود. در سال ۱۹۳۹، یک تاریخ نگار انگلیسی به نام آرنولد توینبی از پیدایش عصر پسا مدرن، به جای نظم بورژوایی قرن هفدهم به بعد سخن گفت و منظور او از این اصطلاح، یک نظم اقتصادی، اجتماعی بود» (همان: ۲۱).
      جدای از کاربرد واژه ی پست مدرن و آغاز تحولاتی به نام پست مدرنیته، شروع جریان هنری و ادبی پست مدرنیسم را از دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ می دانند. حوزه ی آن ابتدا معماری بود و بعدها عوالم ادبیات، هنر، موسیقی و فلسفه را نیز در بر گرفت. در دهه های ۱۹۷۰، ۱۹۸۰ و اوایل دهه ی ۱۹۹۰ واژه های«پست مدرنیته» و«پست مدرنیسم» در فرهنگ اروپا و آمریکای شمالی رواج بیشتری یافت.«در این سه دهه در اثنای برهه ای کوتاه، هر نوع اثر هنری و رویداد و ابتکار جدید، استعداد داشت تا پست مدرن خوانده شود»( همان:۲۱). در دهه های پایانی این قرن نیز، گسترش استفاده از رسانه ها و تولیدات آن ها و همچنین ایجاد ارتباط بی مرز از طریق مودم در شبکه ی جهانی اینترنت، همه ی جوامع و ملل را به جهان وطنی نزدیک می کرد. در واقع این ابزار ها و استفاده ی ناگزیر از تولیدات آن ها « نماد تفکر شبکه ای است که به دنبال مرگ فرا روایت ها، از دست رفتن امر واقعی و تبدیل جهان به تصویر»(حقدار،۱۱۰:۱۳۸۰) باورهای پیشا مدرن و حتی مدرن را به چالش کشید و شکل نوینی از جهان ارائه داد.
       پیشرفت هایی که در دهه های پایانی قرن بیستم و پس از آن، نصیب دانشمندان علم انفورماتیک گردید، حیات جامعه ی انسانی را به دگردیسی کشاند. ظهور انقلاب رسانه ای و نزدیک شدن جوامع به باور«جهان وطنی»، مبادلات اقتصادی لامکانی، نشست های مجازی برای مبادله ی اطلاعات و بازسازی نظام های سیاسی به شکل سوسیال دموکراسی و توجه به خواسته های اقلیت ها- قومی، جنسی و مذهبی- از جمله تغییرات بارز جامعه ی جهانی در عصر پست مدرنیته است که به رغم انکار ها و سخت گیری هایی که گریبان گیر مدرنیسم نیز بود، به حیات خود ادامه می دهد و به تدریج تمام جوامع بشری را زیر سیطره ی خود قرار خواهد داد.
       آنچه که بیش از هر چیز در رابطه ی مدرنیسم و پست مدرنیسم مطرح می شود، ترسیم مرزی روشن میان این دو جریان است که همچنان به عنوان بحثی بی نتیجه باقی مانده است. از جمله نظریه پردازان پست مدرنیسم، برایان مک هیل  است که اساسی ترین مرز میان مدرنیسم و پست مدرنیسم را محتوای وجود شناسانه  پست مدرنیسم می داند، دیوید لاج ، بری لوئیس  و ایهاب حسن  نیز از دیگر نظریه پردازان این جریان هستند که بیش از هر چیز به مولفه های زبانی و ظاهری برای ایجاد این تفاوت، توجه داشته اند.   
       در فاصله ی بین سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۵ شاهد ظهور نسل جدیدی از داستان ها هستیم که در مقایسه با آثار پیش از آن جهت گیری های بسیار متفاوتی داشتند و حامل تحول عظیمی در مقوله های زیبا شناختی ادبیات داستانی بودند. این آثار عبارتند از: دلال نشئه جات(۱۹۶۰) از چیلر گوت، بوی(۱۹۶۶) از جان بارت، ماده ی ۲۲ (۱۹۶۱) اثر جوزف هلر، آتش رنگ پریده(۱۹۶۲)اثر ولادیمیر ناباکوف و خاستگاه برونیت ها(۱۹۶۵) اثر رابرت کوور. تمام این آثار تحت تأثیر «تئاتر پوچ گرای رایج در اواخر دهه ۵۰ نشو و نما کرده بود. موسیقی جاز و راک اند رول، پاپ آرت، و دیگر تحولات صورت گرفته در صحنه ی هنر آوانگارد و توجه فزاینده به کافکا و دیگر تجربه گرایان و نیز شور و هذیان دیوانه واری که حاصل معجون منحصر به فردی از بدبینی، هجو ادبی، سوررئالیسم، پیرنگ های پیچیده و آکنده از تقارن های بعید و کنش های جسورانه بود»(قبادی و زکریایی،۷۰:۱۳۸۴)، اما با وجود همه ی این آثار، خلق اولین داستان پست مدرن تا انتشار داستان دانته و خرچنگ از ساموئل بکت به تعویق افتاد. « بکت در رشد و کمال ادبی خود، سخت از مدرنیسم کلاسیک تأثیر پذیرفت. نخستین نوشته های منثور او عبارت بودند از مقاله ای که برای کنفرانسی درباره ی جویس نوشت(۱۹۲۹) و تحقیقی درباره ی آثار پروست(۱۹۳۰). داستان دانته و خرچنگ در ابتدای نخستین کتاب داستان هایش(۱۹۳۴) نشان دهنده ی اولین تلاش های اوست برای گسستن از سنت مدرنیسم و بویژه تکنیک های جویس، یعنی کسی که بکت در میان همه ی مدرنیست ها بیشترین قرابت را با او دارد»(لاج،۱۴۵:۱۳۸۹).پس از بکت، جان فاولز در رمان زن ستوان فرانسوی(۱۹۶۹) تلاش خود را برای خلق اثری پست مدرن با نوشتن چند فرجام مختلف برای رمانش به نمایش گذاشت. «جان بارت نیز در داستان کوتاه«گمشده در شهربازی» (۱۹۶۸) مجموعه ای از پایان ها را برای داستانش بر می گزیند»(عسگری حسنکلو،۳۷:۱۳۸۹) تا به خواننده ی اثر، این حق را بدهد که هر کدام از آن فرجام ها را که مورد پسند اوست ، برگزیند.
       ویلیام گس در سال ۱۹۶۷ رمان زن مغموم ویلی ماسترز را نوشت که با استفاده از روش های غیر معمول در نگارش و چاپ آن، به عنوان اثری پست مدرن معرفی شد.
       یکی از مهم ترین مولفه های آثار پست مدرن، آن است که واقعیت را به عنوان امری ساختگی به خواننده معرفی کنند. زیرا نظریه‌‌ پردازان پست مدرن بر این باورند که اصل واقعیت از میان رفته و آنچه که از آن بر جای مانده، تنها پوسته و قشای خارجی واقعیت است، بنابراین به ناچار باید تصویر را جانشین امر واقعی کنیم. در رمان مرد تاریخ(۱۹۷۵) نوشته ی ملکم بردبری، واقعیت به عنوان امری برساخته معرفی می گردد، که نویسنده برای القای آن به مخاطب، مرز خیال و واقع را در هم می آمیزد و در میان این آشفتگی ها، تصویر یا انعکاس واقعیت را به جای واقعیت عرضه می نماید.

داستان پست مدرن در ایران
       بسیاری از منتقدان ادبی شروع داستان نویسی پست مدرن را در ایران، از دهه ی هفتاد هجری به بعد می دانند، گرچه هنوز هم برخی از این منتقدان، داستان های پست مدرن ایرانی را تقلیدی غلط از نمونه های خارجی آن می دانند، اما چاپ و نشر این گونه آثار را نمی توان انکار کرد. برخی مخالفان داستان پست مدرن بر این باورند که در جامعه ای که هنوز هم در جدال سنت و مدرنیته دست و پا می زند، خلق آثاری با ویژگی های پست مدرن خریداری ندارد و جریانی مستقل و ادامه دار نخواهد بود. گرچه شروع دقیق این جریان از پایان دهه ی هفتاد بود، اما پیش از آن هم داستان های پست مدرنی از کاظم تینا، غلامحسین ساعدی و هوشنگ گلشیری به چاپ رسیده است که البته توجه به مولفه های داستان پست مدرن در آن ها به شکلی کاملاً ناخودآگاه و بدون آشنایی با این مولفه ها بوده است.
       در آغاز دهه ی چهل و پس از آن در اواسط دهه ی پنجاه مجموعه داستان هایی با نام های گذرگاه بی پایان(۱۳۴۰) و شرف و هبوط و وبال(۱۳۵۵) از کاظم تینا منتشر شد که بسیاری از ویژگی های داستان پست مدرن را در خود جا داده بودند. داستان های کوتاه مرگ بازیگر، چند مکان در هستی، جاده ای رو به ویرانی و رقص مجسمه از مجموعه داستان گذرگاه بی پایان از جمله آثار پست مدرن تینا هستند که «مهم ترین مولفه های پست مدرنیستی آن ها، غلبه ی محتوای وجود شناسانه، آشکار کردن تصنع، عدم قطعیت، عدم اقتدار نویسنده بر مقدرات اثر، پارانویا، ابهام و آشفتگی» است(تدینی،۳۵۹:۱۳۸۸).
       پس از تینا، هوشنگ گلشیری با انتخاب فرم جست و جوهای پلیسی و کارآگاهی، در داستان های مردی با کراوات سرخ (۱۳۴۷)، عکسی برای قاب خالی من و معصوم چهارم از مجموعه ی نمازخانه ی کوچک من (۱۳۴۵) موضوع شناخت قطعی را به روش هایی مختلف در سایه ی تردید قرار می دهد. « او با بررسی یک واقعه از چند منظر،  ایجاد تعمدی تردید در ذهن خواننده و همین طور شناخت مقطعی خود در آینه دیگران، بر حسب موضعی که به متن می پردازد تغییراتی در روابط متقابل اجزاء گوناگون نظام داستان ایجاد می کند که همین مساله سبب تغییر عنصر غالب از مشکلات شناخت به شیوه های وجودشناختی می گردد»(گلشیری،۲۴۷:۱۳۸۹).گلشیری همچنین در رمان کریستین و کید (۱۳۵۰) اکثر مصداق های رمان پسا مدرن را به کار می گیرد. این اثر که روایتی عاشقانه را به بررسی می نشیند به اعتقاد نویسندگان و منتقدان تکنیکی ترین آثار گلشیری به شمار می رود. هر چند که در زمان چاپش به دلیل تسلط نقد مارکسیستی از طرف منتقدان مورد توجه قرار نگرفت و  هنوز هم گاهی با همان معیارها سنجیده می شود.
       غلامحسین ساعدی از جمله نویسندگانی است که بیشتر آثار او در حوزه ی رئالیسم قرار می گیرد، اما داستان ترس و لرز را «به علت جای گزین کردن تصور واقعیت به جای واقعیت یا به تعبیری دیگر وانمود گری و ناپیدایی مرز میان تخیل و واقعیت» می توان اثری پست مدرن دانست(همان:۲۴۳).
       دهه ی شصت، دوران درگیری جامعه با جنگ و تبعات آن بود. نویسندگان این دهه اغلب با بهره گیری از سبک رئالیسم به داستان پردازی می پرداختند، مخاطبان نیز بیش از هر چیز به دنبال خواندن آثاری ساده و روان( چه از نظر زبانی، چه از نظر مضمون و محتوای اثر) بودند، زیرا زمان و حوصله ای برای درک پیچیدگی های زبانی و مضمونی یک اثر نداشتند و بیش از هر چیز یک متن رئالیستی را که گاه به متن یک گزارش نزدیک می شد، می پسندیدند. بنابر این در این دهه اثری که بتوان آن را داستان پست مدرن و یا حتی نزدیک به آن نامید، خلق نشد.
        سیمین دانشور در آغاز دهه ی هفتاد با انتشار رمان جزیره ی سرگردانی(۱۳۷۲)، برگ تازه ای به دفتر افتخارات ادبی خود اضافه کرد. او جزیره ی سرگردانی را با توجه به مولفه های پست مدرن به عنوان تجربه ای تازه خلق کرد. این اثر سرگذشت هستی نسلی است که در دهه ی چهل بالیده و در دهه ی پنجاه به بن بست رسیده است. این کتاب گزارش بودن آدم هایی است که میان رفتن و ماندن سرگردانند. دانشور در این داستان شخصیت های خیالی و تاریخی را در هم می آمیزد، تا مرز میان خیال و واقع را در هم بشکند. نسبیت فلسفی یکی از مشخصه های بارز این رمان است که آن را به عنوان اثری پست مدرن جلوه می دهد. سلیم یکی از قهرمانان این داستان، می گوید: « هیچ کس مطلق نیست و من هم فکر می کنم که اگر مطلق باشم، چیز چرندی از آب در می آیم و دیگر زنده و سرشار نخواهم بود»(دانشور،۸۸:۱۳۷۲). ابوتراب خسروی نیز نوشتن داستان پست مدرن را با رمان حضور (۱۳۷۴) آغاز کرد . مهم ترین شاخصه ی پست مدرن در این داستان، عدم قطعیت و گریختن واقعیت هاست. «حس درک ناپذیری هستی بحران زده به این داستان حال و هوایی وهمی می بخشد: حضوری که در عین حال غیاب است»(میرعابدینی،۱۴۷۲:۱۳۸۷).
       رضا براهنی در رمان آزاده خانم و نویسنده اش یا آشویتس خصوصی دکتر شریفی(۱۳۷۶) به رمان نظریه پرداز و قصه گریز پسا مدرن رو می آورد. با مطرح شدن نظریه ی مرگ مولف، غیبت نویسنده در داستان بیش از پیش به چشم می آمد، زیرا در چنین حالتی و بدون دخالت نویسنده، این امکان برای خواننده فراهم شد تا با «دریافت» خود به متن رو کند و داستان را بیافریند. آنجا که شخصیت اصلی داستان، آزاده خانم، از نویسنده اش اطاعت نمی کند، «بیانگر آن است که نویسنده می خواهد، عملاً به صورت عینی مرگ خود و زنده بودن متن را به خواننده ای که با متن زندگی می کند، نشان دهد»(تسلیمی،۲۸۲:۱۳۸۳). سطوح مختلف وجود شناسانه، عدم قطعیت، فرجام های چند گانه، اتصال کوتاه، آشکار کردن تصنع، آشفتگی زمان و مکان و . . . از دیگرمولفه های پسا مدرنیستی این اثر به شمار می آیند.
       رمان هیس (۱۳۷۸) از محمد رضا کاتب یکی دیگر از داستان های پست مدرن این دهه است. شکل روایت کاتب در این رمان منحصر به فرد است، مانند نشانه گذاری ها و علامت ها و به کار بردن افعال و یا طرز روایت.
       «یکی [دیگر] از رمان های ایرانی که بر اساس مولفه های پسا مدرنیستی شکل گرفته، کولی کنارآتش (۱۳۷۸)، اثر منیرو روانی پور است. این رمان با پرداختن به زندگی قبیله ای، سنت های مرد سالارانه را که موجب اعمال ظلم و ستم  نسبت به زنان می شود، مورد انتقاد قرار می دهد»(پیروز و مقدسی،۵۲:۱۳۹۰) این اثر با حمله به سنت های پوسیده ی اجتماعی و ارزش های کهنه ی قومی و قبیله ای، فروپاشی فرا روایت ها را در عصر پسا مدرن به تصویر می کشد.
       ابوتراب خسروی که نگارش داستان پسا مدرن را در آغاز دهه ی هفتاد با رمان حضور آغاز کرده بود، در پایان این دهه با رمان اسفار کاتبان(۱۳۷۹) بار دیگر تلاش خود را برای آفرینش اثری پسا مدرن به جامعه ی ادبی عرضه کرد. او در این رمان به بازسازی اسطوره های ملی می پردازد، اما نگاه او به گذشته، از نوع تاریخ نگارانه نیست، بلکه نگرشی پست مدرنیستی است. با وجود این، خسروی علی رغم به کارگیری برخی تمهیدات و شگرد های پست مدرن در این اثر، چهارچوب داستان سنتی را حفظ می کند .
       بیژن نجدی در مجموعه داستان دوباره از همان خیابان ها (۱۳۷۹) داستانی به همین نام دارد که بارزترین ویژگی آن عدم قطعیتی است که به شکلی فرا گیر همه چیز را در بر می گیرد..
داستان کوتاه تمام زمستان مرا گرم کن (۱۳۷۹) از مجموعه ای به همین نام و نوشته ی علی خدایی است. در این داستان، نوسان دائمی نویسنده بین واقعیت و ناواقعیت، همه ی یقین ها را برای خواننده ی اثر به شک گرایی و جزم اندیشی ها را به نسبی گرایی بدل می کند. حسین پاینده درباره ی همسویی فرم و محتوا در این اثر می گوید: « این داستان هم مبین صناعت پردازی پسا مدرن است و هم نشان دهنده ی توجهی هوشمندانه به ضرورت ارائه ی محتوایی تأمل برانگیز و مربوط به زندگی در عصر پسا مدرن»(پاینده،۳۲:۱۳۸۹).
       مهم ترین و پرفروش ترین اثر پست مدرن دهه ی هشتاد، رمان همنوایی شبانه ی ارکستر چوبها (۱۳۸۰) اثر رضا قاسمی است. «راوی این رمان، فردی است در تبعید  که در اتاقی در طبقه ی ششم پانسیونی اجاره ای زندگی می کند. با برخورد هایی که میان شخصیت های این داستان، ایجاد می شود، شناخت راوی و جهان اطراف او برای مخاطب ممکن می گردد. ساختار رمان، دالان هایی تو در تو است به گونه ای که راوی در دو زمان روایت می کند»(صادقی، ۴۳:۱۳۸۳). این رمان، داستان زندگی نابسامان و افسار گسیخته ی عده ای انسان روبه زوال و نیستی است؛ روایت زندگی از هم گسیخته ی چند مهاجر و پناهنده ی ایرانی است که در ساختمانی بی در و پیکر در محله ی سن پل پاریس سکنی گزیده اند. قاسمی با در هم آمیختن واقعیت و جهان خیالی داستان، اثری پست مدرن پدید آورده است که با روایت تکه تکه ی خود جنون سرکش راوی را به نمایش می گذارد. داستان در داستان، روایت تکه تکه، در هم ریختن مرز واقعیت و نا واقعیت و پارانویا از جمله مهم ترین شاخصه های پست مدرنیستی این اثر به شمار می آیند.
       در سال هشتاد اثر دیگری از خانم سیمین دانشور با نام ساربان سرگردان منتشر شد که ادامه ی داستان جزیره ی سرگردانی بود. این رمان نیز همچون جزیره ی سرگردانی به شیوه ی پست مدرن نوشته شده است. محور داستان، خانواده «نوریان» است؛ خانواده‌ای متشکل از «هستی» و «شاهین» ــ خواهر و برادر ــ که پدر آنان کشته شده است و مادرشان، «عشرت»، با مردی کم‌سواد به نام گنجور که دلال کارهای فرهنگی و هنری برای امریکایی‌های مقیم ایران است، ازدواج کرده است.خود دانشور درباره ی سبک این دو رمان می گوید: « در تکنیک این رمان ها تا حدی پست مدرن است. اگر خواننده نتواند این کتاب را هضم کند و بفهمد تقصیر من نیست »(دانشور،۳۴:۱۳۸۱).
        محمود دولت آبادی با دو رمان سلوک(۱۳۸۲) و آن مادیان سرخ یال(۱۳۸۳) فرم های تازه ای از داستان نویسی را تجربه کرده است که او را تا حد زیادی از رئالیسم بومی ای که در بسیاری از آثار خود دغدغه ی پرداختن به آن را داشت، دور کرده است.
       سیروس شمیسا نیز که در دهه ی هفتاد سبک پست مدرن را در چند داستان از مجموعه ی ماه در پرونده (۱۳۷۸) آزموده بود، در دهه ی هشتاد، رمان تاریخ سرّی بهادران فرس قدیم(۱۳۸۳) را نوشت. در این داستان برخی از مولفه های پسامدرنیسم در خدمت ایجاد محتوای وجود شناسانه قرار گرفته اند، از قبیل بینامتنیت، آمیختن انواع ادبی، اتصال کوتاه، عدم قطعیت و ابهام، وحدت شخصیت ها در عین کثرت، گسیختگی و عدم انسجام زمان و مکان.
       از دیگر کتاب های این دهه که به سبک پست مدرن نوشته شده، رمان صورتک های تسلیم(۱۳۸۷) از محمد ایوبی است. صورتک های تسلیم اثری است گیج کننده و خود ویران گر که قائل به ذات هیچ گونه قطعیتی نیست. با شروع اثر، خواننده درگیر یک چرخش بی پایان می شود که تا پایان داستان ادامه می یابد. فرو پاشی کلان روایت های مردسالارانه، آشکار کردن تصنع، عدم انسجام زمان و مکان، روایت تکه تکه و چند صدایی راوی از دیگر شاخصه های پسا مدرنیستی این اثر به شمار می آیند.
       کتاب بی نام اعترافات (۱۳۸۸) اثر داوود غفارزادگان نیز، از دیگر آثاری است  که با طنز و مضحکه، بازی های زبانی و شکلی، بینامتنیت، آشکار کردن تصنع، شکل های مختلف روایت و وحدت شخصیت ها در عین کثرت، خود را به عنوان اثری پست مدرن می شناساند.

معرفی رمان «کتاب بی نام اعترافات»
کتاب بی نام اعترافات اثری است از داوود غفارزادگان که در سال ۱۳۸۸ به چاپ رسید. این رمان، داستان زندگی پسری است که بعد از مرگ پدرش، وارث پانصد ششصد صفحه دست نوشته و یک خود نویس Made in Germany شده است. مادر ، او را مأمور سر و سامان دادن به این نوشته ها کرده است و . . .
       این داستان چند راوی دارد : روایت دست نوشته ها به عهده ی پدر است و روایت داستان از ابتدا تا نیمه های داستان که پسر درگیر عشق و هیجانات آن می شود، به عهده ی پسر است و از آغاز ماجرای عاشقانه ی پسر به بعد، مادر(بانو) روایت را به عهده می گیرد. در بخش پایانی کتاب که به عنوان تکمله به پایان کتاب افزوده شده است، نویسنده وارد داستان می شود. این بخش به گونه ای روایت می شود که مخاطب آن را بخشی از خاطرات داوود غفار زادگان، نویسنده ی کتاب، می انگارد.
       لحن راوی دوم(پسر)، لحنی تلخ و گزنده است. او به خاطر چند نخ سیگار کوپنی و خوراک ناچیز روزانه، حاضر شده است دست نوشته های پدر را بازنویسی کند. لحن تلخ و گزنده او در عین حال همراه با طنز و مضحکه است که گاه با لحن کوچه و بازار و با کلمات پهلوی سخن می گوید و بعد آن ها را به مضحکه می گیرد و گاه با لحن پر طمطراق بیهقی به خوانندگان فضل می فروشد، اما هدف او فضل فروشی نیست بلکه به سخره گرفتن همه چیز است.

بررسی مولفه های پست مدرنیستی در رمان «کتاب بی نام اعترافات»
آشکار کردن تصنع
       در رمان کتاب بی نام اعترافات نه تنها راوی و خواننده با هم به خوانش داستان پدر راوی در دل داستان اصلی می پردازند، درباره ی تکنیک های داستانی آشکارا صحبت می شود تا در عین حال که دنیای داستانی برای خواننده برجسته می شود بر تمایز آن با جهان واقع نیز تأکید گردد.
       «وقتی پدر ناغافل افتاد روی تخت مرده شورخانه، بانو، کلاه شاپو و کت و شلوار پلو خوری آن مرحوم را برد فروخت به این دوره گردهای مفت خر و دستنوشته ها و خود نویسMade in Germany اش را آورد پرت کرد توی صورت فرزند خلف، یعنی من، و من یک دفعه صاحب ثروت باد آورده ای شدم برای نوشتن و از کیسه ی مادر خوردن»(غفارزادگان،۷:۱۳۸۸).
     «این نظرگاه اول شخص احمقانه ترین خبطی است که این چیز نویس ها مرتکب می شوند»(همان:۱۳۶).
     « درست از همان روز سررشته از دستم در رفت و ادامه ی ماجرا افتاد دست همین سارق ادبی که لابد اسم بی قابلیتش چپ اندر قیچی روی جلد چاپ شده- توضیح واضحات است که من بنده در این مدت بنا به وظیفه ی فرزندی مشغول آب آوردن با غربال برای مراسم عروسی بانو بودم»(همان:۱۱۲-۱۱۱).


بینامتنیت
       همواره میان متون تازه و کهن ارتباط بوده و خواهد بود، اما پیش از قرن بیستم به این نکته توجه جدی نشده بود. در ابتدای این قرن، ژولیا کریستوا بحث بینامتنیت را مطرح کرد. او معتقد بود که معنای هر متن ادبی متصل و وابسته به تاریخ و سنت ادبیات و متون ادبی وغیر ادبی است که آن متن در بافت آن شکل گرفته است. به عبارت دیگر متن های نوین بر پایه ی متن های پیشین شکل می گیرند و متن های کهن خود را در آیینه ی متن های پسین باز می تابانند. ریشه ی مفهوم بینامتنیت را در مباحث زبان شناختی فردینان دوسوسور می دانند. سوسور بر این باور بود که هیچ دالی بدون ارجاع به مدلول خود معنا نمی یابد، به بیان واضح تر، معنا جزء ذاتی کلمه ها و نشانه ها نیست، اما تفاوت ارجاعی آن ها باعث می شود ما آن ها را از هم تشخیص دهیم و معنا را دریابیم(سخنور و سبزیان مرادآبادی،۱۴۳:۱۳۸۷). بنابر این همچنان که کلمات و نشانه ها با ارجاع به مدلول های خود معنا می یابند، متون نو نیز گاه با ارجاع به متون پیش از خود، معنای حقیقی خود را در ذهن خواننده موکد می کنند.
       رولان بارت با مطرح کردن نظریه ی «مرگ مولف» راه را برای پیوند بینامتنی نوشته ها فراهم کرد، زیرا با حضور مولف در تفسیر متن، به نوعی تفسیر «تک مفهومی» می رسیم، اما با حذف مولف، این امکان برای خواننده فراهم می گردد که آن متن را با متون بی شماری که وجه مشترکی با آن دارند، پیوند دهد. او همچنین معتقد بود که رابطه ی بینامتنی یا تلمیح ، ضرورتاً با ذکر منبع صورت نمی گیرد. به عبارتی، متن متشکل از نقل قول هایی می شود که هیچ نشانه ای برای دریافت مرجع آن ها در متن آورده نشده است.
       آن چنان که ژولیا کریستوا می گوید، هر متنی با متون پیش از خود پیوند دارد و هر متن تازه ای، نوعی چهل تکه ی متشکل از متون پیشین است. کتاب بی نام اعترافات نیز از متون پیش از خود بهره برده است . گاه برای القای معنای مورد نظر خود و تأکید بیش از پیش بر آن و گاه برای به سخره گرفتن آثار کهن.
       در بسیاری از قسمت های کتاب، نویسنده برای تأکید بر معنای مورد نظر خود از اشعار اخوان ثالث و شاملو و جمله های صادق هدایت استفاده کرده است.
      « از کجای این شب تیره قبایم را بیاویزم بانو که جگرم را سوزاند مردی که هر چه یک عمر . . . من به این صحبت ها می خندم بانو، به این خانه ی کنار قبرستان که سنگ بنایش را «در زندگی زخم هایی هست که مثل . . . »گذاشت»(غفارزادگان،۷۴:۱۳۸۸).
      « آقا مظفر: انگار من اینجا نباشم بهتره.
تو دلش: سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت. . . / زمستان است! از اتاق می زند بیرون. آراسته و نورسته با دهن پر پشت سرش دم می گیرند»(همان:۱۲۵).
      « من از این احساس سیزیفی از این تخم مرغ های سهمیه ای و از این سیگار های فلّه ای توی نایلون . . . »(همان:۱۸۹).
       همه ی اشعار و جملاتی که از شعرا و نویسندگان دیگر در متن این کتاب آمده است، بدون اشاره به نام نویسنده و شاعر آن ها در این متن گنجانده شده اند، به عبارت دقیق تر همه ی آن ها «نقل قول های بدون علامت نقل قولی هستند» که در متن جای گرفته اند تا خواننده را به میانه ی میدان بکشانند و او را از لذتی «ساده یافت » دور کنند و با درک معنای اثر به لذتی ژرف و ماندنی برسانند.
       ارائه ی نقل قول ها بدون اشاره به مرجع آن ها « خواننده ی رمان پسا مدرن را وامی دارد تا کتاب های زندگی نامه ای، انواع فرهنگ های جغرافیایی، فرهنگ نام های خاص و دانشنامه ی آثار نویسندگان و شعرا را در کنار خود داشته باشد تا هر زمان که به نام کتابی، شعری، منطقه ای، شخصیتی یا واقعه ای می رسد درباره ی آن بخواند مبادا که نویسنده اطلاعات تحریف شده در اختیار او بگذارد»(سخنور و سبزیان مرادآبادی،۱۴۰:۱۳۸۷).
       غفارزادگان گاهی این روابط بینا متنی را به قصد تمسخر نویسندگان بزرگ گذشته یا متون آن ها به کار می برد. آن جا که پس از مدت ها غذای درست و حسابی می خورد، فکر می کند که بیهقی هم قبل از نوشتن فصل بردار کردن حسنک، غذای درست و حسابی خورده، که چنین توانی برای نوشتن پیدا کرده است.
       « بعد از تقریباً همین مدت سال، اولین بار است که لذت خوردن را با تمام وجود و با همه ی پرزهای دیواره ی معده مورد مداقه قرار می دهد و آن جا که بیهقی می گوید فصلی خواهم نبشت در ابتدای این حال بر دار کردن این مرد یحتمل باید غذای درست و حسابی یی عیالش یا مادرش بانو برایش تیار کرده بوده بوده که همچین ارد قرص و محکمی می دهد و یقیناً انسان وقتی«پیچاق قیمه» با زعفران پلو خورده باشد پشت بندش پای عقاب نشان و سیگار وینستون سه خط هر چه چرب و چیلی ها را شسته برده باشد-هر چند بی استماع سمفونی در کوبان بانو با عطر ملایم مانده بر آشپز خانه -مآلاً آمادگی خوبی پیدا می کند پس به شرح قصه شدن: . . . »(غفارزادگان،۵۱:۱۳۸۸).
« لختی قلم را می گریانم و می نشینم روی سنگ قبر»(همان:۹۸).

طنز
       « یکی از ابزارهای نویسنده ی پسا مدرن طنز و به ریشخندگرفتن جهان ناخوشایندی است که در آن می زید»(تدینی،۳۵۱:۱۳۸۸).در این رمان نیز طنزی در کلام قاسم (راوی دوم) دیده می شود که به شکلی هنرمندانه چنان در تلخی و اندوه داستان درآمیخته است که در سرتاسر متن دیده می شود اما هیچ جایی از داستان را کاملاً نمی توان قطعه ای طنز آمیز محسوب کرد. طنز کلام قاسم به عنوان یکی از شخصیت ها و همچنین راوی های اصلی داستان، نه تنها نشان دهنده ی آن است که این طنز مخصوص خود اوست و در کلام دیگر راوی های داستان دیده نمی شود، این نکته را نیز گوشزد می کند که خنده های راوی سرگشته در جهان جدید، خنده ای از سر درد و هر دم گریزنده است.


تناقض
        یکی از مهم ترین مظاهر تناقض در داستان، موجود دو جنسی یا موجودی است که شخصیتی متغیر دارد. در این رمان هم، وقتی مادر قاسم کیسه ی ذغال را خالی می کند تا آن ها را بشوید، غبار ذغال ها روی ابروها و پشت لب او می نشیند، قاسم او را زنی چهل ساله میداند که به شکل شاهدی چارده ساله درآمده است و درادامه به جای «مادر» او را «زن مرد نما» می نامد به عبارتی او را چیزی میان زن و مرد می داند.
«زن مرد نما: برو درشت هاش را سوا کن.
پسر چارده ساله: به زرینه بگو.
زن مرد نما: زرینه همین جوری شم به زور سرپاست»(غفارزادگان،۸۰:۱۳۸۸).


محتوای وجود شناسانه
       « در رمان مدرن، خود وجود جهان امری مفروض تلقی شده بود و کار شخصیت اصلی فقط شناخت این جهان بود. رمان نویسان پسا مدرنیست در همین فرض مهم مناقشه می کنند. آیا همه ی شناساها دست اندر کار شناخت یک جهان واحدند، یا ما با تکثری از جهان در اذهان شناساهای مختلف روبه رو هستیم؟»(پاینده،۵۹:۱۳۸۶). نویسندگان پسا مدرن این تکثر در تفسیر از جهان هستی را در قالب شخصیت هایی به نمایش می گذارند که گویی هر یک در جهانی متفاوت با دیگری می زیند. بدین ترتیب متن هر رمان می تواند وجود جهان را به شکل هایی مختلف ترسیم کند.
       « صدای آه کشیدن آقا مظفر از کنار پنجره می آید. می گویم: آدم واسه چی به دنیا می آید، تو می دانی آقامظفر، که عذاب بکشد بعد بمیرد تمام. اتاق ساکت می شود. یک لحظه صدای پک زدن به سیگار و نفس کشیدن آقا مظفر می آید. می گوید: هر وقت که لب این پنجره می نشینم، با این دیوار کوتاه و قبرستان دراز، حالم خراب می شود. کاش یکی بود به منم می گفت.»(غفارزادگان،۲۶۲:۱۳۸۸).

بازی های زبانی و تکنیک های چاپی
       نویسندگان پسا مدرن معتقدند که علاوه بر تغییر دادن مضمون اثر، باید شکل و ساختار داستان پسا مدرن با داستان های پیش از آن تفاوت های اساسی داشته باشد. بسیاری از نویسندگان ایرانی که خود را نویسنده ی پست مدرن می دانند، بیش از هر چیز به بازی های شکلی و واژگانی در داستان هایشان دلبسته اند و از این رهگذر داستان خود را پسا مدرن می دانند، غافل از این که یک اثر پست مدرن قبل از هر چیز نیاز به تحولات اساسی در اجتماع و فرهنگ مخاطبان و پس از آن دگرگونی اساسی مضمون اثر توسط نویسنده دارد و در کنار همه ی این ها، بازی های شکلی و زبانی نیز به ساختار داستان لعابی پست مدرن می زند.
       داستان غفارزادگان علاوه بر داشتن مولفه های معنایی آثار پست مدرن در بسیاری از قسمت های کتاب با تغییر قلم(فونت)، تغییر اندازه ی حروف، جابه جا کردن سر خط ها، رسم شکل و همچنین آوردن دست نوشته در داستانش، به بهترین وجه ممکن از این ظرفیت ساختاری داستان پسا مدرن استفاده کرده است.
        در صفحه ی ۲۸۵، نویسنده متنی را به زبان و خط پهلوی نوشته، که در میان صفحات داستان بسیار قابل توجه است، به خصوص که با خط پر رنگ نیز چاپ شده است. در صفحه ی ۳۲۹ یک دست نوشته همراه با یک نقاشی از قایقی که در میان آب ها سرگردان است، چاپ شده است، مانند کتابهای تاریخی که برای اثبات صحت یک واقعه، نامه یا دست نوشته ای را  در متن کتاب چاپ می کنند تا سندی باشد بر صحت ادعای نگارندگان آن. در صفحه ی ۱۷۰ نیز وقتی قاسم و عمویش، سر قبر تقی می روند، عمو با یک تکه سنگ شاخه ی خشک بی برگی روی سنگ قبر تقی می کشد که نویسنده آن را رسم کرده است، همچنین در پایین صفحه، سنگ قبری هم برای تقی کشیده است.

وحدت شخصیت ها در عین کثرت
       « شخصیت های داستان های پست مدرن، گاه در عین داشتن نام هایی متفاوت و شرکت در وقایعی متفاوت، بر اساس برخی قراین به هم می پیوندند و به نظر می رسد که وجوه اشتراکی با خود نویسنده نیز دارند»(تدینی،۱۹۷:۱۳۸۸). در این رمان نیز در داستانی که به عنوان ضمیمه به داستان اصلی افزوده شده است شخصیت منصور و فرزاد، فرزانه و فرشته و حتی خود نویسنده و قاسم بسیار شبیه هم هستند تا آنجا که گاه تا مرز یگانگی پیش می روند.گرفتار شدن منصور و فرزاد در دام جنون و  همچنین خود سوزی و خودکشی فرزانه و فرشته، به طرزی ناخودآگاه، خواننده را به این گمان وا می دارد که این شخصیت ها با نام های متفاوتشان، جلوه ای از یک شخصیت یگانه اند و تنها کار نویسنده بازی با ذهن مخاطبان و فریب آن هاست؛ فریبی که سرانجام آشکار خواهد شد.

 عدم قطعیت
       حتی شکاک ترین نویسندگان مدرن بر این باور بودند که تلاش برای نیل به حقیقت کاری ارزشمند است و بازنمایی قوی تر امکان وصول حقیقت را بیشتر می کند، اما نویسندگان پست مدرن امکان درک حقیقت را به کلی انکار می کنند. «مدرنیست ها خواهان آفرینش هنری بی واسطه بودند؛ حال آن که پسا مدرنیست ها ظاهراً اثبات می کردند که انسان را گریزی از واسطه نیست زیرا هیچ واقعیتی خارج از حیطه ی اندیشه و زبان وجود ندارد»(متس،۲۰۶:۱۳۸۹). نویسنده ی کتاب بی نام اعترافات نیز در اواخر داستان می گوید که چیزی به نام حقیقت وجود ندارد و هر چه هست ساخته ی ذهن آدمی است.
       « سفر هم فال بود هم تماشا. هم یادی از دوره ی جوانی کردم و هم به این نتیجه رسیدم که اصلاً چیزی به اسم واقعیت وجود ندارد و همه چیز ساخته و پرداخته ی ذهن آدم هاست»(غفارزادگان،۳۳۴:۱۳۸۸).

نتیجه گیری
       آغاز دقیق جریان پست مدرنیسم، تاریخ مشخصی ندارد. بسیاری از نظریه پردازان غربی، تاریخ روشنی برای این مسئله تعیین نکرده اند، اما برخی چون بری لوئیس و لری مک کافری، ترور جان کندی و بنا نهادن و ویران ساختن دیوار برلین را به عنوان نقطه ی آغاز این جریان معرفی نموده اند. عده ای دیگر، عادت به تفکر شبکه ای و نزدیک شدن به درک معنای جهان وطنی را آغاز تحولاتی به نام پست مدرنیته میدانند. در ایران نیز، گرچه آغاز جدی این جریان از پایان دهه ی هفتاد بود، اما پیش از آن در دهه ی چهل و پنجاه، داستان های پست مدرنی توسط کاظم تینا، غلامحسین ساعدی و هوشنگ گلشیری نوشته شده بود، با این تفاوت که خلق این آثار، بدون آشنایی با مولفه های داستان پست مدرن و به شکلی ناخودآگاه بوده است. داستان هایی که در آغاز، به نام داستان پست مدرن در ایران منتشر می شدند، اغلب تلاش می کردند تا فرم داستان های پست مدرن را به درستی بازسازی نمایند، اما اغلب این آثار، فاقد مولفه های معنایی یک داستان پست مدرن بودند. نا هماهنگی فرم و محتوای این آثار، پذیرش آن ها را از سوی مخاطبان با مشکل روبرو ساخته بود، اما دهه ی هشتاد را می توان دوران مهمی از تاریخ داستان پست مدرن در ایران دانست، چرا که اغلب این داستان ها، مولفه های ساختاری و معنایی را به موازات هم پرورش داده اند. رمان کتاب بی نام اعترافات نوشته ی داوود غفارزادگان دارای مولفه هایی چون عدم قطعیت، تناقض، بینامتنیت، آشکار کردن تصنع، محتوای وجود شناسانه و بازی های زبانی و چاپی است که آن را به عنوان اثری پست مدرن معرفی نموده است.





۱-    دانشیار، زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس، ggholamhoseinzadeh@yahoo.com
۲-    کارشناس ارشد، زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس، sara.hosseini۴۲@yahoo.com




فهرست منابع و مآخذ
-پاینده، حسین؛ رمان پسامدرن و فیلم: نگاهی به ساختار و صناعات فیلم میکس؛ چاپ دوم؛ تهران، انتشارات هرمس، ۱۳۸۶.
-پاینده، حسین؛ نظریه های رمان از رئالیسم تا پسا مدرنیسم(مجموعه مقالات)؛ چاپ دوم؛ تهران، انتشارات نیلوفر، ۱۳۸۹.
-پیروز، غلامرضا و زهرا، مقدسی؛ نوسان زاویه دید در روایت رمان کولی کنار آتش اثر منیرو روانی پور؛ مجله ی بوستان ادب دانشگاه شیراز؛ سال سوم، شماره ی ۶۲، تابستان ۱۳۹۰.
-تدینی، منصوره؛ پسا مدرنیسم در داستان معاصر فارسی؛ چاپ اول؛ تهران، نشر علم، ۱۳۸۸.
-تسلیمی، علی؛ گزاره هایی در ادبیات معاصر ایران(داستان)؛ چاپ اول؛ تهران، نشر اختران، ۱۳۸۳.
-حقدار، علی اصغر؛ فراسوی پست مدرنیته( اندیشه ی شبکه ای، فلسفه ی سنتی و هویت ایرانی)؛ چاپ اول؛ تهران، انتشارات شفیعی، ۱۳۸۰.
-دانشور، سیمین؛ جزیره ی سرگردانی؛ چاپ اول؛ تهران، نشر خوارزمی، ۱۳۷۲.
-دانشور، سیمین؛ گفتگو با سیمین دانشور؛ مجله ی زنان؛ سال یازدهم، فروردین۱۳۸۱.
-رابینسون، دیو؛ نیچه و مکتب پست مدرن؛ مترجمان: ابوتراب سهراب و فروزان نیکوکار: چاپ سوم؛ تهران، نشر فرزان، ۱۳۸۶.
-سخنور، جلال و سعید سبزیان مراد آبادی؛ پژوهشنامه ی علوم انسانی، شماره ی ۵۸، تابستان ۱۳۸۷.
-عسگری حسنکلو, عسگر؛ نقد اجتماعی رمان معاصر فارسی با تاکید بر ده رمان برگزیده؛ چاپ دوم؛ تهران، نشر فروزان روز، ۱۳۸۹.
-غفارزادگان، داوود؛ کتاب بی نام اعترافات؛ چاپ اول؛ تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۸۸.
-قبادی، حسینعلی و ایمان زکریایی؛ نظری اجمالی پیرامون مناسبات پست مدرنیسم با ادبیات و نقد ادبی در مجموعه مقالات ما و پست مدرنیسم: نقد .و بررسی گفتمان پست مدرنیسم در ایران؛ محمدعلی محمدی و بیژن عبدالکریمی؛ چاپ اول؛ تهران، سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی، ۱۳۸۴.
-گلشیری، سیامک؛ پست مدرنیسم در ادبیات داستانی معاصر ایران(بررسی مولفه های پست مدرن در آثار هوشنگ گلشیری)؛ پژوهشنامه ی فرهنگ و ادب؛ شماره ی ۶، پاییز و زمستان ۱۳۸۹.
-لاج، دیوید؛ رمان پسا مدرنیستی در مجموعه مقالات نظریه های رمان از رئالیسم تا پسا مدرنیسم؛ حسین پاینده؛ چاپ دوم؛ تهران، انتشارات نیلوفر، ۱۳۸۹.
-مالپس، سایمون؛ پست مدرن؛ مترجم: حسین صبوری: چاپ اول؛ تبریز، دانشگاه تبریز، ۱۳۸۶.
-متس،جسی؛ رمان پسا مدرن: غنی شدن رمان مدرن؟ در مجموعه مقالات نظریه های رمان از رئالیسم تا پسا مدرنیسم؛ مترجم:حسین پاینده: چاپ دوم؛ تهران، انتشارات نیلوفر، ۱۳۸۹.

نظرات [۵]
یکشنبه، ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ :: ۰۶:۲۵
مقاله تان عمیق بود وشیوا . درجمله "چنان که در بررسی جریان مدرنیسم، بروز جنگ جهانی اول، نظریه ی تکامل داروین، فریاد «مرگ خدا» ی نیچه، نظریه ی نسبیت اینشتین و عدم قطعیت هایزنبرگ، گسترش شهر نشینی و استفاده ی روز افزون از وسایل الکترونیکی و . . . از جمله مهم ترین علل پیدایش و گسترش این جریان به شمار آمده اند. " اگر به عقاید فروید که در فروپاشی انسان عقلا نی که از شاخصه های اساسی مدرنیته است اشاره می فرمودید کامل تر نمی شد ؟ تکامل داروین - عقاید نیچه و دیدگاه فروید سه گانه های نظری عمده ای هستند که در ظهور مدرنیسم و حتی در مباحث پست مدرنیسم نیز موثر هستند . از ظهور سوررئالیسم گرفته تا عقاید لاکان و ....
یکشنبه، ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ :: ۰۶:۰۸
مقاله بسیار خواندنی بود . با قلم عمیق و شیوای شما . در جمله "چنان که در بررسی جریان مدرنیسم، بروز جنگ جهانی اول، نظریه ی تکامل داروین، فریاد «مرگ خدا» ی نیچه، نظریه ی نسبیت اینشتین و عدم قطعیت هایزنبرگ، گسترش شهر نشینی و استفاده ی روز افزون از وسایل الکترونیکی و . . . از جمله مهم ترین علل پیدایش و گسترش این جریان به شمار آمده اند." اگر اشاره ای هم به عقاید فروید در فروپاشی انسان عقلانی که از شاخصه های تفکر مدرنیته می شد کامل تر نمی بود ؟ عقاید داروین -عقاید نیچه و نظریات فروید در زمینه نظری سه گانه های هستند که مدرنیته را زیرسوال بردند و مدرنیسم را گسترش دادند . سوررئالیسم از تاثیر گذار ترین جریان های مدرنیسم نتیجه عقاید فروید است . تاثیر فروید در بسیاری از مباحث فکری مدرنیسم و پست مدرنیسم موثر است از لاکان گرفته تا ....
چهارشنبه، ۱۹ آذر ۱۳۹۳ :: ۰۵:۱۵
من که واقعا استفاده کردم. افرین بر قلمتان
چهارشنبه، ۱۲ آذر ۱۳۹۳ :: ۱۰:۳۹
بادرود وسپاس .بهرمند شدم
چهارشنبه، ۱۲ آذر ۱۳۹۳ :: ۰۴:۲۲
عمیق بود،چند بار باید خواندش ...
اطلاعات شما ذخيره شود ؟