کیهان کلهر ؛ بزرگی که ریشه در این خاک دارد / کورش قنبری *
کیهان کلهر ؛ بزرگی که ریشه  در این خاک دارد  / کورش قنبری *
... با نام کیهان کلهر که دو سه سالی از من بزرگ تر است از طریق خویشِ مشترکی که عمه ی او بود آشنا شدم . آن بانوی مهربان از افراد موثق وبزرگ خانواده ی ما بود در آن دوران هنوز روابط خویشاوندی به قوت خود باقی بود وما وجود بزرگان را غنیمت می شمردیم،ازپس سالها هنوز با حیرت خانمی مسن را به یاد می آرم که آن همه دریافت از هنر داشت وهمواره به هنرمندی برادرزادگانش می بالید، یادش به خیر...
لطیفه ایست نهانی که عشق از آن خیزد
که نام آن نه لب لعل و خط زنگاریست (حافظ)
به عنوان درآمد:«من اهل اسلام آبادم و گرچه به قول سهراب سپهری سال هاست شهر من پشت زمانها گم شده است* با این همه ضرورت معرفی مشاهیر استان کرمانشاه وخاصه اسلام آباد،که هنرمندی در این سطح درآن نادر است بر آنم داشت این نوشته را که سال ها پیش در مطبوعات به چاپ رسیده بود  بار دگر انتشار دهم ، که کلهر امروز از افتخارات فرهنگی و ملی است: آیینه ی جویبار ازل شد/ صحرای پر غزال و غزل شد/ او را میان آینه دیدم (شفیعی کدکنی)
 با نام کیهان کلهر که دو سه سالی از من بزرگ تر است  از طریق خویشِ  مشترکی که عمه ی او بود آشنا شدم . آن بانوی مهربان از افراد موثق وبزرگ  خانواده ی ما بود در آن دوران هنوز روابط خویشاوندی به قوت خود باقی بود وما وجود بزرگان را غنیمت می شمردیم،ازپس سالها هنوز با حیرت خانمی مسن را به یاد می آرم که آن همه دریافت از هنر داشت وهمواره به هنرمندی برادرزادگانش می بالید، یادش به خیر وروانش شاد!.
 در سال های اخیر بعد از چاپ این نوشته استاد کیهان کلهر جایگاهی رفیع تر یافته است. هم در موسیقی ایران و هم جهان آثاری درخشان را منتشر کرده است، که معرفی آنها مجالی دیگر می طلبد و اینک تنها به ذکر نام برخی از آنها اکتفا می کنم : «نخستین دیدار بامدادی» درچهار گاه ،موسیقی فیلم جاده ی ابریشم ۲۰۰۵، «باران با شجاعت حسین خان» ، «شهر خاموش » برای حلبچه، «تنها نخواهم ماند» ، «تا بیکران دوردست»  ، «زادگاه» ، «لایه های تاریکی» و.... اسفندماه۱۳۹۳. 
      ****
  درلغت نامه ی دهخدا درباره ی « کلهر»  آمده است : یکی از ایل های کُردان که تقریباً مرکب از ده هزار خانوار است ، مسکن شان هارون آباد ، شیان ، و . . . است .«هارون آباد» نام قدیم شهرستان اسلام آباد غرب کنونی است که از دوره پهلوی اول شاه آباد خوانده می شد و در ایام انقلاب اسلامی اسلام آباد نامیده شد .
در کتاب ( کردان نوشته ی خ-آبویان ) که مربوط به قرن ۱۹ میلادی است ، در پژوهش درباره ی کردان به یک نکته از سخنان هزقل (یزقل ) اشاره دارد و از شهری به نام (کالمان) در کشور ( ماد - آشور ) یاد   می کند .  در فرهنگ ارمنی واژگان کهن که دو سده پیش ، در ونیز چاپ گردیده است این نام بازکاوی شده است . در خور نگرش آن است که کالمان و یا درست تر شهر هلمان به راستی که در دوران ماد - آشور هستی داشته است . این شهر امروز همان اسلام آباد است که در باختر کرمانشاه است و بنا بر نوشته ی  سرچشمه های آشوری ، شهر باستانی الیپی در آنجا بوده است .( با تلخیص ازکتاب کردان گوران ص ۴۹و ۵۰ ) .
اولین متن تاریخی که در آن نامی از کلهر به عنوان یکی از ایلات کرد یاد شده است ،کتاب ( نزهه القلوب ) مستوفی قزوینی مربوط به قرن هشتم هجری است که در ۷۴۰ آن را تألیف کرده است .
آن گونه که گ.ب-آکوپوف (هاکوپیان ) کرد شناس بزرگ ارمنی تحقیق کرده است ، کردان کلهر وگوران همواره ارتباط تنگاتنگی داشته اند و گاه یک ایل بوده اند و گاه از هم جدا می شده اند . امروز مردم بازمانده از ایل کلهر در غرب ایران در استان کرمانشاه و خانقین عراق زندگی می کنند واز مشهورترین جایگاههای آن ها که دیگر به زندگی شهری پرداخته اند ، شهرستانهای اسلام آباد وگیلان غرب است.   از  برجستگان گذشته ی ایل کلهر میرزارضا کلهر خوشنویس بزرگ ایران را می توان نام برد و ما برای این نوشته هنرمند برجسته ی موسیقی معاصر ایران کیهان کلهر را برگزیده ایم که از شهر اسلام آباد است .
خویشان ایشان امروز در اسلام آباد و شهرستان سرپل ذهاب ( منطقه ی ریخک )وکرمانشاه زندگی می کنند و از خاندان های معتبر و ارجمند به حساب می آیند .
کیهان کلهر در آذرماه ۱۳۴۳ به دنیا آمده است امروز در موسیقی ملی ایران یکی از  افراد تأثیر گذار به حساب می آید که حرفی برای گفتن دارد . او که در کانادا در دانشگاه کارلتون اوتاوا تحصیل موسیقی کرده است و اینک استاد موسیقی دانشگاه های هاروارد و دارتوث امریکا است و تئوری موسیقی ملی ایران را به زبان انگلیسی تدریس می کند .
 در ده سال اخیر به طور جدی در موسیقی ایران درخشیده است . مهمترین حضور او که آغازی بر فعالیت های داخل کشور اوست انتشار کار سترگ و جانانه ی« شب و سکوت و کویر» است ، با استاد محمدرضا شجریان که بر اساس موسیقی محلی خراسان ساخته است و ساختی بدیع و جذاب دارد .در کنسرت های اخیر استاد شجریان یکی از اعضای اصلی گروه که با کمانچه این گروه را همراهی می کند کیهان کلهر است .( کارهای زمستان ، بی همگان به سر شود ، فریاد و کنسرت بم ( که برای زلزله زدگان بم اجرا شده است) . برای من سعادت دیدار با استاد کلهر در کنسرت آموزشی کرمانشاه که ایشان به همراه اساتید دیگر موسیقی و از جمله  حسین علیزاده حضور داشتند دست داد .
بزرگ منشی و تواضع هنرمندانه و بیان بسیار قوی و اثر گذار از دیگر هنر هایی است که کیهان کلهر به آن ها آراسته است و این را هرچه بیشتر در گفتگوی تلفنی که به لطف یکی از خویشان مشترک با او داشتم دریافتم . او زبان اصلی موسیقی خود را کردی می داند . گرچه امروز در موسیقی ملی ایران نقشی ویژه ایفا می کند . استاد کلهر در مجامع جهانی موسیقی فردی شناخته شده است و بجز تدریس موسیقی ایران در دانشگاه های امریکا  در کنسرت های گوناگون در شهر های مختلف امریکا و کانادا و اروپا نقش مهمی در معرفی هنر ایرانی و مشرق زمینی به عهده دارد . یکی از کارهای معروف او  در ارتباط با موسیقی ملل  همراهی با یکی از استادان بزرگ موسیقی هندی به نام شجاعت حسین فرزند استاد ولایت خان است . که با ساز سیتار ، کمانچه ی آقای کلهر را همراهی می کند و تاکنون ۳ کاست به نام غزل ۱-۲-۳ حاصل این همراهی و همکاری انتشار یافته است .
 درپاسخ پرسش من درباب   سمفونی معتقد بود که روزگار سمفونی دیگر به پایان رسیده  اما خود کارهایی برای چند ساز نوشته و اجرا کرده است ، به نام کوارتت و کوینتد که این آثار مجال گسترش به سازهای بیشتر و اجرا توسط ارکستر سمفونیک را دارند .
از دیگر آثار هنری کیهان کلهر اثری است به نام«آئینه آسمان» که آن را به همراه با هنرمند توانای استان کرمانشاه علی اکبر مرادی نوازنده ی صاحب نام تنبور اجرا کرده است و استاد درویشی درباره ی ارتباط هنری دو نفر از ایل های گوران و کلهر در این اثر مطالبی را بیان نموده است :« این دو (مرادی و کلهر) سالیان دراز هریک به طریقی به سیر ممکنات رفته اند . مرادی صدا را ، موسیقی را و تنبور را در دل آیین ها جست . کلهر نیز صدا را ، موسیقی را و کمانچه را در دل سنت ها جست . او نیز همه را دریافت لیک در گردبادی از عشق و شور و جنون ، کلهر توانسته است از پس سالیان ، یک سنت دیر سال را هضم کند تا روح آن را دریابد و امروز با آفرینش دوباره و دگرگونه کردنش در رساندن به مرزهای انتزاع راز ماندگاریش را گوشزد کند . چنین است که موسیقی او را روایت سنت نیست که باز آفرینی آن است .» ( به نقل از بروشور کاست در آئینه آسمان ) 
یکی از دوستان که در نواختن سه تار دستی هنر مند  دارد درباره ی آقای کلهر صفت زلالی را به کار برد که برای من جالب توجه بود . آقای کلهر کمانچه را بسیار شفاف و زلال می نوازد . آنچنان که استاد حسین علی زاده در باره ی زمستان  می گفت که من و آقای کلهر شعری را که استاد می خواند ، صیقل می دهیم و شفاف می کنیم .
آقای کلهر همه ی شاعران ایران از جمله مولانا جلال الدِین را ستود وعزیز و بزرگ  دانست . 
درباره ی اساتید موسیقی معاصر این نظر را داشت که نه تنها اساتید ، که هرکسی اولین بار سازی به دست می گیرد برای من قابل احترام و توجه است ، ایشان همچنین علاقه اش را به خواننده ی بزرگ کرد استاد مظهر خالقی ابراز نمود .
در باره ی سابقه ی کاری و هنری و کارهایش، استاد کلهر  می گفت:« سال هایی که در نوجوانی در کرمانشاه زندگی می کردم با جمعی از دوستان گروهی را تشکیل دادیم که بعد ها گروه شمس از میان آن گروه بیرون آمد و کنسرت هایی را در پادگان ها و جبهه های جنگ اجرا کردیم .»
که  این قطعات را یک بار دیگر گروه شمس با هنرمند بزرگ ایران شهرام ناظری که او هم از افتخارات استان کرمانشاه است در کاست صدای سخن عشق اجرا و پخش کردند . آقای کلهر کار موسیقی در جبهه ها را تجربه ای جالب توجه دانست .
ایشان نسبت به آقای ناظری ابراز علاقه ای ویژه کرد ، یادآور می شوم در کاست« سفر به دیگر سو» که آقای ناظری خوانندگی آن را به عهده دارد، آقای کلهر با سه تار گروه را همراهی کرده است . آقای کلهر اظهار داشت که با شهرام ناظری در هشت سال گذشته کارهایی انجام داده ایم که هنوز منتشر نشده اند . چنانکه گفتم از هنرهای دیگر ایشان   نوازندگی  سه تار است .
هنگامی که در باره ی تصنیف بسیار شنیدنی سمن بویان  از ساخته های ایشان  پرسیدم با شکسته نفسی اظهار داشت که آن را با توجه به صدای آقای شجریان در راست پنجگاه تصنیف کرده ام ، آقای کلهر بر نزدیکی و ارتباط تنگاتنگ خود با استاد حسین علی زاده نیز تأکید نمود.آنچه جالب توجه است این که استاد حسین علی زاده نوازنده ی بزرگ موسیقی ایران به نوعی رنگ آمیزی به وسیله ی نواختن سازها اعتقاد دارد و در کارهای مشترک ایشان با کیهان کلهر این تصویرگری موسیقیایی کاملاً هویدا است و چنان  نوای دو ساز کمانچه و تار را به هم  درمی آمیزند که مخاطب از شنیدن نوایشان متحیر می شود .
به قول مولانا جلال الدین :
همی زاید ز دف و کف یکی آوا   
اگر یک نیست از همشان جدا کن
نمونه ای از این تصویر گری تصنیف زیبای« بوسه های باران» است بر شعر استاد محمدرضا شفیعی کدکنی که تصویر زیبایی از باد و باران ارایه می کنند .
این نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند 
 تا در زمانه باقی است آواز باد و باران
این سخن را کاست های ( فریاد ، در دستگاه راست پنجگاه و بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود در دستگاه نوا و زمستان در دستگاه دادوبیداد ) تأیید می کنند که هریک به نوبه ی خود از ساختاری منسجم ، عالی و شفاف بهره مند هستند  که بی شک در تاریخ موسیقی ایران آثاری ماندگار خواهند بود .
و هریک خدماتی سترگ به   ادبیات فارسی و هنر شعر ایران به حساب می آیند .
و این همه در اجرای همنوا با بم به نحو چشم نوازی مخاطب را مدهوش می نمایند .افسوس که آهنگ و صدا را نمی توان در نوشته گنجانید وگرنه کمانچه ی شور انگیز کلهر در یک نوای کوتاه ، سخن را تکمیل می کرد .
گنجشک ها به چهچهه شاباش صبح را/ اوج وفرود دیگری/ از نغمه ی حصار / در پرده ی نهفت/ سرودند آشکار/ درجشن جلوه های جوانی/آفاق شهر پر بود از سیره وسرود.(شفیعی کدکنی)    
     امید است که ایران عزیز ما و نیز غرب کشور و استان کرمانشاه همچنان از زایش بزرگان و نیکان بی نصیب نمانند .انشاء. . . مهرماه ۱۳۸۵ خورشید کرمانشاه 
* اشاره به سروده ی سپهری(اهل کاشانم ،اما/شهر من کاشان نیست/ شهر من گم شده است.)(هشت کتاب صص۲۸۵-۲۸۶  )                                                             
منابع و مآخذ :
۱-آئینه ای برای صداها ،  و هزاره ی دوم آهوی کوهی دکتر شفیعی کدکنی سخن ۱۳۷۶
۲-دیوان حافظ شیرازی ،تصحیح استاد خانلری ، خوارزمی ۷۴ ۱۳.
۳-دیوان شمس تبریزی ، تصحیح استاد فروزانفر ۱۳۶۲ امیر کبیر .
۴-کردان گوران . گ -ب - آکوپوف (هاکوپیان ) م.ا حصارف ، ترجمه سیروس ایزدی هیرمند ۱۳۷۶ .
۵- هشت کتاب سهراب سپهری، طهوری۱۳۶۶
۵-کاست های در آئینه ی آسمان - فریاد- شب سکوت-کویر-زمستان-غزل ۱-۲-۳ -بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود - سفر به دیگر سو - نخستین دیدار بامدادی و سی دی های همنوا با بم .   


* کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی   

نظرات [۳]
یکشنبه، ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ :: ۰۳:۰۳
سلام إستاد عزیز مطلب جالب و خاطره انگیزی بود به گمانم آن را همان موقع خوانده بودم. چند وقت پیش یک قطعه آوازی از ایشان شنیدم که به نظر از ملودیهای قدیمی در موسیقی کردی است و من آن را بارها از زبان خویشان خویش شنیده بودم اما خوانش ایشان با ساز، صفا و گرمی آن ترانه را چه خوش به دل می نشاند و هنوزم دماغ پر ز هواست:" جوان بیم ل عشق اما تو پیرم کردی...
یکشنبه، ۰۲ فروردین ۱۳۹۴ :: ۰۸:۴۶
گاهی نامی می شنوی که حس خاصی را منتقل می کند... چیزی شبیه غرور و آرامش... «کیهان کلهر » از آن نام هاست... و از آن «گاهی» ها... گاهی سری به «بلوط» می زنم تا شاید ردی از قلم «کورش قنبری» ببینم... این هم از آن «گاهی» ها ست... به قول استاد دینانی ، بدیع ، صفت خداوند است و هنرمند تجلی این صفت خداست در عالم هستی... گمانم به همین علت هنر زیباست ،دریچه است متفاوت و نو برای دیدن عالم هستی... اما... گاه بد اندیشان و آنان که به دنبال یکسان سازی اندیشه هستند عرصه را بر هنر و هنرمند چنان تنگ می کنند که گمان می کنی نفس های آخر هنر است، اینجاست که به قول شاملو: «کوته بانگی الکنان نیز لامحاله خیانتی عظیم ...» همه باید سینه سپر کنند و در این میان ، بی گمان قلم به دستان نقشی برجسته تر از دیگر هنرمندان دارند... و کمترین کارها بزرگداشت هنرمندان متعهد است... قلم تان نویسا...
شنبه، ۰۱ فروردین ۱۳۹۴ :: ۲۰:۲۱
درود به استاد عزیزم آقای قنبری عزیز بزرگانی چون کلهر و ناظری در خطه غرب کم نیستند و علیرغم تمام کاستی ها در عرصه هنر به بار می نشینند، بی شک بهره و فهمی که ما کردها از آنها می بریم بیشتر و شیرین تر از دیگران است گرچه آثار ایشان جهانی و همه گیر است.
اطلاعات شما ذخيره شود ؟