نگاهی تازه به غزلیات سعدی / کورش قنبری
نگاهی تازه به غزلیات سعدی / کورش قنبری
در جامعه ی فرهنگی ما نام سعدی از پس هشتصد سال همچنان درخشان است . در روزگاران ایران هرگاه مکتبی دایر می شده است ، گلستان و بوستان سعدی درسی از درس های آن به شمار می آمده اند و در این هشتادساله که آموزش و پرورش جدید پا گرفته است همچنان کتب درسی - اگرچه کم رنگ تر - امّا از سعدی و آثارش خالی نمانده اند ....


برای دانشجویان ادبیات و اهل فرهنگ 
آتشکده است خاطر سعدی زسوز عشق
 سوزی که در دل است در اشعار بنگرید
در جامعه ی فرهنگی ما نام سعدی از پس هشتصد سال همچنان درخشان است . در روزگاران ایران هرگاه مکتبی دایر می شده است ، گلستان و بوستان سعدی درسی از درس های آن به شمار می آمده اند و در این هشتادساله که آموزش و پرورش جدید پا گرفته است همچنان کتب درسی - اگرچه کم رنگ تر - امّا از سعدی و آثارش خالی نمانده اند .
عجیب آن است که بسیاری از استادان و معلمان که گروهی از آنان عاشقان ادبیات فارسی بوده و هستند یا از غزلیات سعدی کلاً بی خبر بوده اند یا اهمیتی برای آن قائل نمی شدند و آنچه مد نظرشان بوده و هست گلستان و بوستان بوده است . بعد از آن که بارها در طی سالیان درس و مدرسه گلستان و بوستان را خوانده ام هنوز هم بر شاهکار بودن آن ها اذعان دارم اما این باور را رها نمی توانم کرد که شاهکار سعدی بزرگ غزلیات ناب عاشقانه و هنرمندانه ی اوست .
عجیب آن که پیش از اهل ادبیات رسمی هنرمندان و خوش نویسان و آوازخوانان استاد در طی قرن ها به سعدی خاصه غزلیاتش توجه کرده اند ، نمونه بارز آن شاهکارهای استادان معاصر است .
بسیارو بسیار غزل های سعدی که به برکت همراهی صوت خوش و موسیقی و هنر نمایان تر گشته اند . بعد از چاپ آثار سعدی به دست استاد فروغی افراد گوناگون اشعار سعدی را به چاپ رسانده اند و بر آن کوشش ها کرده اند همچون استاد رضازاده ی شفق و دکتر محمدخزائلی و یا استاد خطیب رهبر که گلستان و غزلیات را شرح کرده است .
امّا آن چنان که زنده یاد استاد غلامحسین یوسفی استاد بلا منازع بوستان و گلستان است چه در تصحیح و چه در شرح . دیوان غزلهای سعدی او نیز هرچند متأسفانه مهلت نیافته آن را شرح دهد و کامل کند و سال ها پس از مرگش به دست زنده یاد استاد دکتر اتابکی پایان یافته و در سال ۱۳۸۵ به چاپ رسیده است همچون دیگر آثار استاد یوسفی سندی معتبر و محکم به حساب می آید .
سعدی اهل سفر و سواد بوده است چنانکه می فرماید :
 همه قبیله ی من عالمان دین بودند 
مرا معلم عشق تو شاعری آموخت
آن ها که خوانده ام همه از یاد من برفت 
الاّ حدیث دوست که تکرار می کنم
 به اختیار نداری سر سفر بگذار
ستم غریب نباشد زروزگار عجیب 
سعدی دگر بار از وطن عزم سفر کردی چرا ؟  
و سفر آغاز جدایی است و فراق برای دل شیدایی چون سعدی سرچشمه ی تغزل و آفرینش هنری .
در این مجال به غزلی از شاهکارهای او اشاره می کنم ، دراین غزل تصویر و خیال ۱ جایگاه ویژه ای دارد :
کاروان میرود و بار سفر می بندند 
تا دگرباره که ببیند که به ما پیوندند
می فرماید : کاروان حرکت می کند ویاران و جماعتی که یار در میان آن ها ست کوچ می کنند و مشخص نیست دگرباره کی به یکدیگر برسیم  .
 خیلتاشان جفاکار و محبان ملول
خیمه را همچو دل از صحبت ما برکندند
تشبیه و کنایه ی زیبایی دارد ، می فرماید : فراشان ستم کار و دوست داران ملول و خسته شده بار سفر بستند و خیمه بر کندند آن چنا ن که دل از صحبت ما بر کندند و از ما جدا شدند و قطع وابستگی کردند ( خیل تاش از خیل عربی و تاش ترکی معانی گوناگون دارد ، دراین جا فراش و گروه نوکران و غلامان از یک خیل منظور کسانی است که خیمه ها را جمع می کردند و کاروان حرکت می کرد . « به نقل از دهخدا » )
آن همه عشوه که در پیش نهادند و غرور 
 عاقبت روز جدایی پسِ پشت افکندند 
می فرماید : غرور و عشوه را که در پیش نهاده بودند و مانع عاشق بود و عشق . در روز جدایی رها کردند و رفتند.
طمع از دوست نه این بود و توقّع نه چنین
مکن ای دوست که از دوست جفا نپسندند
می گوید : ما از یاران جز این انتظار داشتیم و یک باره با کاربرد یک ندای عاطفی و شخصی دوست را مخاطب قرار می دهد ، و او را از بی وفایی منع می نماید .
ما همانیم که بودیم و مَحبّت باقی است 
ترکِ صحبت نکند دل که به مهر آگندند
می گوید : دل ما پر از محبت و مِهر است و نمی توانیم محبت را ترک گوییم .

عیب شیرین دهنان نیست که خون می ریزند
 جرم صاحب نظران است که دل می بندند 
می گوید : این ایراد از ماصاحب نظران است که دل بسته ی شیرین دهنان می شویم وگرنه آنان در این کار
 بی گناه اند .
 مرض عشق نه دردی است که می شاید گفت
 با طبیبان که در این باب نه دانشمندند
می فرماید : طبیبان در درمان درد عشق علمی ندارند و دانشمند درد دل نیستند و نمی توان بیماری عشق را با آنان در میان نهاد .
 ساربان رخت منه بر شتر و بار مبند 
که در این مرحله بیچاره اسیری چندند
می فرماید : ای ساربان حرکت مکن که ما گرفتار عشق و اسیرانی هستیم در اینجا که توان حرکت نداریم .
و چقدر تصویر حرکت کاروان را شاعرانه نقش زده است .
 طبع خرسند نمی باشد و بس می نکند 
 مِهرِ آنان که به نادیدن ما خرسندند 
می فرماید : سرشت و طبع ما راضی نمی شود و کوتاه نمی آید و محبت آنان که بهتر می دانند ما را نبینند یعنی معشوقان اهل جفا را تمام نمی کند و کنار نمی نهد .
و تخلص را در آخر می آورد 
مجلس یاران بی ناله ی سعدی خوش نیست
 شمع می گوید و نظارگیان می خندند
(نظارگیان که کلمه ای زیباست به معنی ناظران و آنان که می نگرند می باشد )
مجلس یاران به ناله ی عاشقانه و خوش سعدی نیازمند است شمع می گرید ( منظور شعله وری و اشک ریختن شمع است ) و آنان که نگاه می کنند می خندند زیرا از حال شمع بی خبرند .
او خود را شمع مجلس می داند .
غزلیات سعدی که در چاپ استاد یوسفی ۷۱۵ غزل است و هفده غزل الحاقی و یک ترجیع بند ۲۳ بندی ، در سه بخش طیّبات و بدایع و خواتیم سروده شده است.
شعر سعدی در عین سادگی ظاهری بسیار عمیق و پیچیده است . وروابط کلمات در آن نیازمند دقت و توجه خواننده می باشد .
و دیوان او همچون آثار دیگر بزرگان شعر فارسی به هر کس مجال ورود نمی دهد ، شرط و رمز عبورش خواندن پی در پی است و درک کلام درخشان فارسی دری ، که نیازمند برخی مقدمات است . سعدی وزن جویباری را ترجیح می دهد چنانکه در این غزل وزن فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن را برگزیده است . او خود می دانسته سخنش مشهور و افسانه خواهد شد .
 شنیده ام که مقالات سعدی از شیراز 
 همی برند به عالم چو نافه ی ختنی 
 امروز قول سعدی شیرین نمی نماید
 چون داستان شیرین فردا سَمَر* بباشد             *سمر = افسانه
به راستی تنها معجزه ی بلور شعر است که یک احساس زنده ی انسانی را از پس قرن ها به همان طراوت و تازگی به مخاطبان امروز می رساند .
دانم که فارغی تو از حال درد سعدی
او را در انتظارت خون شد دو دیده باری شب بارانی ۲۳ آبان ۹۱ کرمانشاه
                                                                                                                        کورش قنبری
۱-« از این پس خیال می گوییم به جای ایماژ .اگر چه تصویر را جایگزین ایماژ کرده اند ، باید کلمه ای جست که استعاره و کنایه و تشبیه و. . . را مجموعاً برساند » ( ص ۴۵۶ با چراغ و آینه استاد شفیعی کد کنی )
منابع و مآخذ :
۱- با چراغ و آینه استاد شفیعی کد کنی ، سخن ، ۱۳۹۰
۲- غزل های سعدی ، دکتر غلامحسین یوسفی ، سخن ، ۱۳۸۵
۳- لغت نامه ی دهخدا

نظرات [۳]
جمعه، ۱۰ مهر ۱۳۹۴ :: ۱۱:۳۷
با سلام خدمت استاد عزیز " ترسم هوسم بیش کند بعد مسافت" بسیار متاسفم که دیر به دیر و تنها از طریق این مجلۀ فرهنگی با نوشته های جنابعالی دیداری تازه میکنم. به گمانم این روزگار غدار و غربت جانکاه رفته رفته قصد فسخ و جدایی دارد اما هر بار که چیزی از این لطایف نهانی می خوانم و می شنوم پر زورتر از پیش به جدال با آن رخوت و فرسودگی می پردازم. ای کاش سر به زنگاه از این نوشته ها به طریقی آگاه می شدم. راستی چندی پیش قطعه آهنگی کردی با تنبور سرکار خانم دنیا کمالی می شنیدم که پاک هواییم کرد و یاد یار و دیار آنچنان قوتی گرفت که آن را نهایتی نبود. ارادتمند همیشگی شما احسان
پنجشنبه، ۲۲ مرداد ۱۳۹۴ :: ۰۹:۴۷
شیرم حلالت
جمعه، ۲۹ خرداد ۱۳۹۴ :: ۰۹:۱۰
بی خود نیست که سعدی استاد سخن است جامع الشرایط برای برترین شاعر تاریخ است از نثر و نظم و شعر و ... درصد هم ذکر شده حداقل ۸۰ درصد از موسیقی آوازی ما خصوصا در قدیم از اشعار سعدی استفاده شده
اطلاعات شما ذخيره شود ؟