خود بودن در شعر/ به بهانه انتشار مجموعه شعر «وات‌ها»از مجتبی ویسی/علی الفتی
خود بودن در شعر/  به بهانه انتشار مجموعه شعر «وات‌ها»از مجتبی ویسی/علی الفتی
وات ها در زبان ومعنا اتفاق می افتد و دوطرف قضیه به تناسب هم رشد کرده اند . ترکیبات تازه ی شعر و هدایت به سمت خاص گرایی یا به عبارتی بازگشت شعر به سمت هنر و فرار از گرداب ادبیات متداول فارسی است ...

چه خوب که شعر هست
هنوز درآن 
می توان آرام
می توان عجیب نجیب بود
نشست با خیال راحت
به تماشای هیچ            خالی بود.
 شعر نام گفتگوی بین شاعر ،شعر و مخاطب است . هر چند به قول آدورنو نباید در آن به دنبال یک کلام نهایی یا یک نتیجه قطعی بود وعین همین جمله را آنتونی کربای نیز تصدیق می نماید.هایدگر می گوید :حوزه کار شاعر زبان است یعنی خطرناک ترین ودرعین حال بی ضررترین امور که قصد غلبه و چیره‌گی بر هیچ چیز یا کسی ندارد  و  ویتکنشتاین می گوید که زبان خانه شاعر است . . . 
حالا هرکس با ذوق و دانش خود چگونه این خانه را می پیراید خود داند واز آن مهم تر شعر مکانی برای آرامش و افزایش توان ذهنی بشراست .
دانشکده ادبیات در ایران نتوانسته است راهی در مسیر خلاقه شعر امروز بگذارد شعری که از قِبل اش برای آن خدم وحشمی دست و پاکرده و امروز ماموریتش چیزی جز نسخه خوانی نیست، لذا همین موجب گردیده است که اغلب با نگاهی ذوقی به این هنر نگریسته شود  نمونه اش همین هیجانات منتشر شده در چند دهه اخیر است که شعر را به سمت پوپولیسم و آن هم از نوع ایرانی اش برده است تا جایی که می توان دندییسم را به وضوح مشاهده نمود .
مجموعه شعر وات ها اثر مجتبی ویسی دغدغه های ظاهری اهل ظاهر یا همان دانشکده مذکور را حل نموده است زیرا از ویژگیهای خوب آن رعایت دقیق علائم سجاوندی و ظواهر نگارشی است که متاسفانه در اغلب مجموعه آثاری که منتشر می شود بسیار کمرنگ دیده می شود و البته هر شاعری می بایست درکنار خود ویراستاری زبردست داشته باشد اما مترجم بودن مجتبی ویسی از رموز اصلی موفقیت این مسئله در آثارش می باشد که از او شاعری ریز بین و باحوصله ساخته است.
دراینجا سخن بر سر تفسیر شعر نیست بلکه  تاکید خلاقیت یا تذکر ابداعی است که در اثر صورت گرفته است . این نوشته بررسی تامیت(totality) و پرهیز از جزئی نگری است، لذا کلی نگری بهترین روش برای مطالعه و معرفی یک اثر است. دراین نوشته از نگارنده نباید توقع بررسی واو به واو اشعار راداشت بلکه برجسته ترین مولفه های یک اثر است که مخاطب را مسحور می کند و دراین اثر نیز سعی بر بررسی و تاحدودی قیاس با وضعیت موجود شعر درایران گردیده است.
شعر در کتاب وات ها با نگاهی اگزیستانس شروع می شود و اگر اینگونه بیندیشیم که شعر اول هر اثری می تواند بیانیه ی شاعرش باشد ما را در مسیری هدایت می کند که دشوارِ شعر است.
سورن لی کی یر کگور پدر اگزیسنانسیالیسم  می گوید: اگر قرار باشد بر روی قبرم چیزی نوشته شود بنویسندآن فرد . . .  این فردگرایی مسئله امروز آدمی است درجایی که خرد جمعی در هنر به بن بست رسیده وراه به جایی نمی برد و پاسخگو باشد. اما این وحدتِ عرفی شده از کثرت هایی تولید گردیده است که درپس هر کلمه یا نامی اندیشه وزبانی نهفته است(مراجعه شود به شعر اول کتاب) این نگاه در اشعار (آن روز ص ۶۹) و صبح آخر(ص ۷۰) ادامه دارد و شعر با کانسپت مرگ و مرگی اگزیستانسیالیستی و این بار با ملغمه ی امکانی  دازاینیِ هایدگری به اوج رسیده است. 
 مجتبی ویسی نیز از سرکرده گان این حوزه است زیرا با نشر وات ها شعری دیگر نسبت به گذشته ی  خود ومعاصرین ارائه داده است . درقیاس مجموعه شعر وات ها با من های منتاقض (اثر قبل از وات های مجتبی ویسی) زبانیت شعر وی دچار دگرگونی های چشمگیری شده است . این اثر دفتری خاص ،پیشنهاد دهنده وبحث برانگیز است. وات ها در سه حوزه زبان،معنا و زیبایی شناسی قابل بررسی است و نمونه هایی در تعاریف جدید علم استتیک در آن به چشم می خورد .

گلوبالِ شعر 
اسامی،یا به عبارتی سوژه ها وابژه ها دراین مجموعه گلوبالی مشترک المنافع را تشکیل داده اند که با حفظ ماهیت خود در اشعار ویسی حضور دارند و یا می توان چنین نیز گفت که شاعر آنها را محترمانه به کارگری گرفته است طوری که نظافت ظاهری ودرونی آن ها محفوظ بماند. به عنوان مثال : نام فیلم ها،کارگردان ها،اماکن،آثار هنری و شخصیت های حاضر در مجموعه شعر وات ها هرکدام نقشی را در سرایش این اشعار ایفا می کنند تاجایی که شاعر با رواج نسبی گرایی و پرهیز خودکامه گی بر شعر دموکراسی را در شعر رواج می دهد .کلمات یا اسامی که در پس هرکدامشان رهداده و اهمیتی خاص نهفته است و از سویی بیانگر دانش شاعر از حوادث هنری و نه تنها ادبی است واین همان حلقه ی مفقوده شعر در وضعیت هنر است ، آری شعر باید  به هنر بازگردد و ازجریان ادبیات تاحدود زیادی پرهیز کند.


زبان  عشق نمی داند؟!
 وات ها در زبان ومعنا اتفاق می افتد و دوطرف قضیه به تناسب هم رشد کرده اند . ترکیبات تازه ی شعر و هدایت به سمت خاص گرایی یا به عبارتی بازگشت  شعر به سمت هنر و فرار از گرداب ادبیات متداول فارسی است . مجتبی ویسی آموزه های زبانی هایدگری- ویتگنشتاینی را به درستی عمل نموده وبر ضعف های این زبان سرپوشی فنی گذاشته است تاجایی که این مجموعه شعر رانمی توان با پارامترهای غیر شعری مورد بررسی قرار داد عدول از نُرم عادی و روزمره زبان شعر امروز می تواند نگاه وزاویه ای تازه در شعر باشد.
در شعر("تو " بازی ص ۳۳) حروف به تنهایی کلمه می شوند وکارگری کلام را پیش از موعد و به تنهایی شروع می کنند در وات ها کلمات بدون ادات وافعال می حرفند و می شعرند. به قولی شعر را باید از شر زبان رهانید .اما چنین نیز می توان گفت وات ها مجموعه ای است که از زبان گذشته و زبان را اهلی نموده است و این چیره گی کار شاعری است که زبان را به شیوه ی زبان آموخته و شناخته است. دکتر رضا براهنی ویدالله رویایی را می توان مثال برجسته و مناسبی برای مسئله زبان در شعر امروز فارسی دانست هرچند که هوشنگ ایرانی با استعمال لحن و گاها اصوات از تاریخی مبرهن در این موضوع می باشد اما به نظر می رسد دیگر نمی توان همه چیز را با براهنی و رویایی تمام و تکمیل شده دانست اگر چه ایشان چربدست استادان در تلفیق شکل و محتوا در شعرِ تا به امروز فارسی اند اما دیگرانی هستند که هر روز دریچه ای دیگر از شعر در این زبان را بر روی مخاطب می گشایند . به راستی ما از یک اثر چه توقعی داریم ؟ همین که دراختیار روزمره گی و منفعت طلبی نیست کافی است .حضور صحیح درکریدور شعر یعنی جایی که آغاز ماجرای شعر است.
وات ها سرزمینی است که در آن مرگ با آرامش می مرگد اما نمی میرد 
عنصر مرگ دراین مجموعه حضور بالغی دارد حضوری بدون ترس توام با تناسخی خاص. مرگ دروات ها امکانی دازاینی ست به دور از سوگ است وتنها از غیاب کسی گزارش می دهد که شاعر به صورتی نسبی و حتا دلتنگی نیاز به حضورش دارد.او عامیانه به مرگ نمی نگرد و دست از رمانتیک ایرانی نیز برمی داردو آن را امکانی در زندگی می داند.
گئورگ گادامر درباره هرمنوتیک می گوید 
: هدف تأویل متن ،نه نیات مولف ، بلکه خود متن است ،هدف فهم هرمنوتیکی این نیست که به معنای یک اثر پی ببرد ، بلکه هدفش این است که دریابد این اثر برای ما و در حال حاضر چه معنایی دارد .و آن را فرا شدی که در آن جهان متن و جهان خواننده به هم می رسند و در هم ادغام می شوند می داند . وات ها متنی تاویل پذیر است که می توان  فراتر از  از معناشناسی ادبی درباره آن سخن گفت یا به تعبیری دیگر شعر نابی که بانگاهی هرمنوتیکی می توان یافته های متعددی ولو این که مدنظر شاعرش نباشد کسب نمود.
پرهیز ازمنفعت گرایی
   اما شعر از اندیشه ای وجودی یاهمان اگزیستانس سرچشمه می گیرد و به قول دکترضیا موحد بی فایده بودن شعر یعنی این نمونه های ناب و کمیاب شعر .در وات ها نمی توان به دنبال جریانات روزمره و گذرا بود به عنوان مثال همان نگرش به مرگ یا امر شکوهمند که مانایی مدام ذهن در عینیت است.تکیه بر فردیت ها وجودی و تعمیم آن درشعر ،استفاده از بستر های ذهنی و قرار در عینیت وات ها را دراین قسم از شعر متفاوت می نماید. دروات ها نباید به دنبال لذتی سطحی  بود نمی شود دراز کشید و آن را خواند باید پشت میز مطالعه ای قدیمی نشست و با دوره ای هوشمندانه آن را خواند.این مجموعه براس شعر است و همچون دست پنهانی از شعر حمایت می کند. بگذاریم این گونه از شعر حضور داشته باشد.
 زیبایی جدید
امرشکوهمند تا به امروز معادله یا معامله ای دوسویه ویا برد برد است که آفریننده و مخاطب باهم می‌خوانند و می شعرند درخوانش وات ها اگر این مسئله را مد نظر داشته باشیم پای در مسیر دریافت زیبایی جدیدی می‌گذاریم که ما را به ملایمت و پذیرش غیرمتعارفی از شعر باشیم .لانگینوس کاذب منتقد ادبی یونانی دراین باره چه خوش می گوید :امرشکوهمند مخاطب را ترغیب نمی کند ،بلکه اورا از خود به درمی بردو حیرت برمی انگیزد و تاکیدی برکاتارسیس ارسطویی است. در شناخت زیبایی این اثر با مدنظر قرار دادن (امر شکوهمند) و آنچه امبرتو اکو درباره زیبایی می گوید می توان وات ها را سرشار از این امر شکوهمند دانست و حضور متعالی نشانه های طبیعی را به وضوح در این اثر دانست هرچند خلط مبحث می شود اگر اشاره ای به رمانتیسم از نوع غیر ایرانی اش کرده باشیم به بیراهه نرفته ایم و اتفاق بد و نافرجام آن را در ایران به حساب کم اطلاعی وکم دانشی مدعیان این سبک در ایران بگذاریم که نمونه اش جریان پوپولیستی و تاسف  بار ساده نویسی است. در وات ها از زیبایی گوتیکی گرفته تاگروتسک حضور دارد.
 زیبایی ماشین آلات و حضور اشیاء ومواد 
حضور اشیاء و جنس از نوع ویکتوریایی در وات ها تمایزی تازه ایجاد می کند که همان دوگانگی دوره مربوطه است.باید اشیاء را طوری به شعر دعوت گرفت که از دافعه کمتری برخوردار بوده و نازیبایی های بصری اش را زدوده باشیم به عبارتی دیگر کارکردی از این بی جان بودن ها استخراج نمود.
ممکن است چدن شویم/  یاچوب/هوا که بی شک/شاید هم شبنم/آب /اقیانوس/ماده/طبق تعریف /نمی میرد./دستی از چدن    دیدن دارد،/خودکار را آیا /به یاد می آورد؟!
وات ها شروع تازه ی شعر در دهه ای است که نودش می خوانند در عبور از یال سخت.

اطلاعات شما ذخيره شود ؟