«آرام» آرام بود،آرام سرود و آرام رفت
«آرام» آرام بود،آرام سرود و آرام رفت
...هرگز فراموش نمی کنم وقتی مجری نامش را برای دعوت به پشت تریبون خواند، چه شوری در میان جمعیت به پا شد! خیلی ها از سرجایشان بلند شدند که او را ببیند و عده ای نیز در آن شب به یاد ماندنی در فضای آزاد میدان بزرگ شهر تا حوالی تریبون پیش آمدند که پس از شعر خوانی با او....

عباسی آرام در نگاه عبدالجبار کاکایی، رضا موزونی،قدرت علوی و علی محمد محمدی:

صدای آزادی: روزگار جوانی بود و انجمن ادبی سروه در اسلام آباد غرب پر از نفس های گرم جوانانی که عاشقانه به دنبال هنر و ادبیات بودند. خواستیم شب شعری با شکوه داشته باشیم. چند مهمان خارج از استان دعوت کرده بودیم. روزگاری که شب شعرها و انجمن های ادبی هنوز برای مردم و اهل ادبیات جایگاهی ویژه داشت و هر از گاه بزرگانی همچون احمد عزیزی و ... مهمان شب شعرها و جلسات انجمن ادبی بودند.
این بار قرار بود از شاعر معروف ایلامی برای حضور در شب شعر دعوت کنیم.
عباسی آرام قبل از حضور عینی اش چند سالی بود که با «کاسِتی» در میان مردم حضوری صوتی و البته پر طرفدار داشت. با همین سابقه ی ذهنی در میان عام هواخواه شعر کُردی ، گزینه ی ویژه ای شده بود. برای دعوتش با یکی از دوستان حوزه ی ادبیات به ایلام رفتیم. آن هم در گرماگرم تابستانی که بی رحمانه تنورش را به روی مان گشوده بود.... 
هرگز فراموش نمی کنم وقتی مجری نامش را برای دعوت به پشت تریبون خواند، چه شوری در میان جمعیت به پا شد! خیلی ها از سرجایشان بلند شدند که او را ببیند و عده ای نیز در آن شب به یاد ماندنی در فضای آزاد میدان بزرگ شهر تا حوالی تریبون پیش آمدند که پس از شعر خوانی با او خوش و بشی کنند.آن ساعات همدمی و همراهی بزودی گذشتند تا دیروزی که برای هواخواهان شعر کُردی پر از بغض شد. ناگهان در میان شلوغی رسانه های اجتماعی سر و کله ی خبری پیدا شد که : «عباسی آرام هم رفت» و اکنون اولین روزهای سوگ اوست. به رسم معمول که تنها در روزهای سوگ یک هنرمند به یادش می افتیم، از پنجره ی ذهن چهره هایی نام آشنا به عباسی آرام و آثارش نگاهی تازه می افکنیم:

 کاکایی: شیون او بر محیط زیست و طببعت ایلام درس آموز بود
kakaii-j.jpg
عبدالجبار کاکایی شاعر ایلامی و از چهره های نام آشنای شعر امروز ایران  شاعر قصه ی ما را این گونه می بیند: 
«عباسی آرام رنگی از زندگی بومی ایلامیان را در آثارش نشان می داد. شکار و کوه گردی و طنز اجتماعی و عاشقانه های محلی و نکوهش والیان پشتکوه، نمایه ی معنایی آثار او بود. زبان ساده و سالم و لحن جذاب و نافذ عباسی آرام به آثارش تشخص می داد. عباسی یک ایلامی خالص با ویژگی های اقلیمی و بومی بود. طنز روان و طبیعی کلامش یادآور محاوره های معمول بزرگان ایلات و عشایر ایلام را نشان می داد.
نگاه اخلاقی و حکمت آموز او در نقل تاریخ به آثار حکیمان شاعر ایرانی شباهت داشت. شیون او بر محیط زیست و طببعت ایلام درس آموز بود. شعرهای ضد جنگ آرزوی خوش باشی و آرامش او نمایش روح معصوم ایلات و طوایف ایلام بود»

موزونی: زبان طبیعت راخوب می فهمید چرا که با طییعت آشنای دیرین بود
rezamoozooni.jpg
رضا موزونی شاعر و پژوهشگر کرمانشاهی درباره ی این شاعر می گوید:«طبیعت را خوب می شناخت .شکارچی بود و حس شکار را خوب توصیف می کرد و دراین اواخر منظومه ای سرود که از شکار به نحوی احساس پشیمانی می کرد . جان بخشی به اشیا در شعر او موج می زد از زبان باد ودرخت و سنگ با حس  خوبی حرف می زد .زبان طبیعت راخوب می فهمید چراکه با طییعت آشنای دیرین بود .
مناظره او با عناصر طبیعت در شعر جلوه گری می کرد و آن گاه گویی بهانه ای می یافت تا خود نیز رنج مویه هایش را در مخاطب در میان نهد .در الیگودرز شعری با عنوان  گیانباز خواند که بخوبی گویای نقش عشایر در دفاع مقدس بود . »


قدرت علوی: آرام  مقبول عام  و خاص بود
alavi-gh.jpg

قدرت علوی از اهالی فرهنگ کرمانشاه علی اصغر آرام عباسی را این چنین معرفی می کند: «آرام شاعری بود هم مقبول عوام و هم مقبول خواص. به خاطر سادگی  و روانی اشعارش و هم به خاطر موضوعات و مضمون هایی که انتخاب می کرد. تقریبا همه کس فهم بود.
از طرفی در بسیاری از اشعارش به توصیف طبیعت پرداخته که باز برای عوام ملموس و قابل درک بوده و برای خواص نیز زیبایی های ویژه داشت. به خاطر صنعت شعری و پیوستگی و ترکیب مفاهیم و همچنین قدرت توصیف در آثارش مثال زدنی بود. شعرش نه تنها مشتاقان بسیاری در میان ایلامیان داشت بلکه فراتر از این مرزهای معمول در میان سایر لهجه ها و گویش های کُردی نیز فراوان بوده و هستند که اشعار این شاعر را می شنوند و حتی در حافظه دارند و این نشان از توفیق یک شاعر در بطن جامعه دارد»


علی محمد محمدی: آرام شعر را برای شعر می خواست 
alimohammad247.jpg

علی محمد محمدی شاعر ایوانغربی نیز در باره ویژگی ها شعری  و چگونگی ورود شعرش به بطن جامعه می گوید
عباسی آرام شاعری متواضع و از جنس خود مردم بود.بدور از خود برتر بینی و تکلف.با عامه ی مردم توانست ارتباط برقرار کند و شعر را چون هوره به درون جامعه و بطن مردم کشاند.تراز او در شعر  همانند صیقلی و اول عزیز در هوره بود.آرام هیچگاه برای شعرش دچار تکلف نشد.شعر او از دل وسیعش سرچشمه می گرفت و بهمن خاطر بر دل می نشست.او نگاهی عاشقانه داشت.اما در شعرهایش مفاهیم انسانی چون طبیعت دوستی و دل نبستن به دنیا سرشار بود و نمودی عینی داشت.آرام،  آرام بود و آرام سرود و آرام نیز وداع کرد.او اهل هیاهو نبود.شعر را برای شعر می خواست نه اینکه از قبل آن نان بخورد و سکه های طلایی در قلک معاشش توشه کند»
علی اصغر عباسی آرام اکنون به ظاهر در میان ما نیست. اما بر اساس همان اصلی که می گویند«تنها صداست که می ماند،» صدایش همچنان جاریست و اشعارش همچنان ورد زبان مشتاقان خاص و عام شعر کُردی در جغرافیای ایلام ، کرمانشاه و ... خواهد ماند.


نظرات [۶]
چهارشنبه، ۱۵ شهریور ۱۳۹۶ :: ۰۲:۵۳
ﺁﺭاﻡ ﺑﻮﺩﻥ ﺳﺨﺘﻪ ﺷﻌﺮ ﺁﺭاﻡ ﮔﻮﻧﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﻣﻬﺪﻱ
یکشنبه، ۱۰ آبان ۱۳۹۴ :: ۰۵:۴۵
روح شاعرخوب عباسی آرام شاد.آرام.آرام سرودوآرام.آرام ازمیان ما رفت.
پنجشنبه، ۰۴ دی ۱۳۹۳ :: ۲۲:۳۳
له خاو السیام نمازی خونیم /دل و او خداون بی همتا ونیم /خسم و شانم.......آرام ارا ایمه حالیم آرامه کمتر کسی هست از مردم استان ایلام که چند بیتش را از بر نداشته باشند .....له مله آفتاو تا آوی کرخه /کور دارستان و گلزار و مرخه /کبیرکوه کوردی کور ناویه /ای باقی کویل گشت غلامیه.......
دوشنبه، ۱۷ شهریور ۱۳۹۳ :: ۱۳:۳۳
با سپاس . دستتان درد نکنه. یادش گرامی باد
دوشنبه، ۱۷ شهریور ۱۳۹۳ :: ۱۳:۲۴
خداوند روح آرام شاعر ایلامی شادگرداند
دوشنبه، ۱۷ شهریور ۱۳۹۳ :: ۰۸:۲۳
سلام خداوند روح این شاعر گرانمایه را قرین آرامش و رحمت قرار دهد....سپاس از زحمات شما.
اطلاعات شما ذخيره شود ؟