روزی به احترام سعید عبادتیان؛ پنج عصر در کافه‌ی پنج عصر
 روزی به احترام سعید عبادتیان؛ پنج عصر در کافه‌ی پنج عصر
براستی در این شهر نام شاعرانی که به وادی شعر کُردی آمده اند، با احترام خاصی برده می شود تنها کافی است به اذهان، سراغ نام‌هایی همچون: پرتو کرماشانی، رضا موزونی، الفتی، دولتی و... برود تا بدانند که این اقبال مردمی چقدر «ویژه» است...

صدای آزادی: عصرهای پنج شنبه همیشه دلخواهند و شیرین. اما گاه این شیرینی‌ها ماندگارترند. امروز پنجشنبه بیست و پنجم شهریور نود و پنج در یکی از «کافه کتاب»های  کرمانشاه به نام «سعید عبادتیان» نامگذاری شده است. دو روز قبل دبیر سرویس ادبی روزنامه ی باختر می گفت:«دارم صفحه‌ای به احترام عبادتیان می بندم چون قرار است مهمان اهالی ادب در کرمانشاه باشد» از چند روز قبل هم در فضاهای مجازی و اپلیکیشن‌هایی مثل تلگرام خبری با همین مضمون مداوم تکرار می شد.
حال، روز پنج شنبه است در آخرین ایستگاه تابستانی گرم که آخرین روزهایش را با شتاب از قطار زمان پیاده می‌کند. با عکاس روزنامه خودم را به «کافه پنج عصر» می‌رسانم. فرهنگ کافه‌نشینیِ فرهنگی کم کم دارد در کرمانشاه جا می‌افتد و می‌تواند جایگزینی مناسب برای مراسمات فرهنگی دولتی باشد و صد البته در جایی که مدیریت فرهنگی تنها «خودی‌های سلیقه‌ای» را می پذیرد (و جایی برای دیگران که اکثریت‌اند نیست،) حضور کافه فرصت مغتنمی است تا بتوانند مجالی برای رشد استعدادهای جوانان این خاک باشند. 
با دوستانی قدیمی و جوانانی ناآشنا مواجه می شوم. فضای کافه بر خلاف تصورم بزرگ است و «دیزاین» مقبولی هم در این محیط، خودنمایی می‌کند. چند خانم جوان که نمی شناسمشان،مدیریت کافه را بر عهده دارند و در تکاپو هستند که مقدمات را به نحو احسن آماده کنند. کنار سعید عبادتیان و جوانی شیک پوش می نشینم. دقایقی که می گذرد، با نام این جوان آشنا می شوم و یکه می خورم. چرا که همین یکی دو روز پیش دوستانم خبر آوردند که فردی با همین نام در یکی از گروه‌های تلگرامی، یک طرفه به قاضی رفته و... همین، بهانه‌ای شد که با هم بحث‌هایی داشته باشیم و در نهایت نگاه‌هایمان تغییر کند.
سعید عبادتیان با دو دخترش آمده؛ غزل و ئاسو. آنها تا آخر برنامه، مخاطبان جدی شعرند. بویژه وقتی در مثنوی «مانشت»، شاعر نامشان را بر زبان می‌‍‌‌‌آورد، کانون توجه مخاطبان مشتاق شعر می شوند. برنامه با کمی تأخیر آغاز می شود. این تأخیر جزء جدایی ناپذیر برنامه‌های فرهنگی ماست. امین شیرزادی شاعر بااحساس اسلام آبادی برنامه را آغاز می کند و پس از دقایقی از سعید عبادتیان دعوت می کند که در کنارش بنشیند. قرار است در این عصر متفاوت، شاعران دیگر هم شعرهایشان را بخوانند.
امین شیرزادی کارشناس-مجری برنامه، در جملاتی کوتاه سعید عبادتیان را به مخاطبان معرفی می کند. یکی از جملاتی که درباره‌ی سعید می گوید، در ذهنم می‌ماند: «او در شعر سینماگری می کند.» اکثر صندلی های کافه پُر است.  عبادتیان به سادگی و صمیمت شروع می کند. تشکر از بانیان این گردهمایی و چند مبحث کوتاه آغازگر حضور عبادتیان در مقابل جمعیتی است که مشتاقانه منتظر شنیدن شعرهای او هستند.
آخرین صندلی‌های خالی کافه در حال پر شدن است و شاعر با بیانی احساسی اولین شعرهایش را می‌خواند. برخی که او را می‌شناسند، بی تعارف در تن خیال را به شط شعرش می‌سپارند و برخی جوانترها که شاید با ادبیات کُردی ارتباط کمتری داشته اند کنجکاوی‌شان گل می‌کند تا ببینند که این شاعر چه در چنته دارد؟
عبادتیان علاوه بر هنر شعر، هنر دکلمه هم دارد. صدایش رسا و گیراست و این حُسنی است که دیگران کمتر دارند. شعرهایش را اگر دهها بار خوانده باشد و شنونده‌اش بوده باشی، باز هم از شنیدنش لذت خواهی‌برد. چند شعر خوب را از او می‌شنویم و سپس شاعران دیگری هم با اشاره‌ امین شیرزادی شاعر نام‌آشنای امروز کرمانشاه به پشت میکروفن می روند که بخوانند و مخاطبان را حسّی تازه تر ببخشند. بابک دولتی با غزل‌های ناب کُردی‌اش حضور گرمی دارد. رضا حساس شاعر با احساس و دبیر سرویس ادبی روزنامه ی باختر هم به استقبال سعید عبادتیان صفحه‌ای به شعر کُردی و این شاعر ارزنده اختصاص داده است. رضا جمشیدی،ایرج قبادی، فرشاد فرصت صفایی، سمیه قبادی، سید جبار عزیزی، جلیل الیاسی و ... از نام های قابلی هستند که در این مراسم حضور دارند.جوان‌ترهای با استعداد دیگری هم در مجلس هستند که به فردایشان بسیار امیدواریم. 
  این سالها اقبال شاعران  کرمانشاهی به شعر کُردی و رویکرد مثبتشان به این سمت و سو به نوعی آنها را با هویتی اصیل و تازه آشتی داده است هویتی که می تواند برگ برنده ی آنان در میان خیل مخاطبان بافرهنگی باشد که به شدت تشنه ی آثار ناب هنری‌اند. براستی در این شهر نام شاعرانی که به وادی شعر کُردی آمده اند، با احترام خاصی برده می شود تنها کافی است به اذهان، سراغ نام‌هایی همچون: پرتو کرماشانی، رضا موزونی، الفتی، دولتی و... برود تا بدانند که این اقبال مردمی چقدر «ویژه» است. غزل های کُردی جوان جویای نامی مرا سر شوق می آورد. چقدر زیبا و دلنشین می خواند. مجری نامش را «محمد قبادی» معرفی می کند و این آغاز آشنایی‌ام با این جوان با استعداد است که امیدوارم در آینده «پرتو» تازه ترِغزل کُردی باشد. 
جوانی که خود را فعال فرهنگی معرفی می کند،پشت تریبون می رود. دست راست ندارد ولی هم نوازندگی می کند و هم خوانندگی. از ته قلب تحسینش می‌کنم. لکی می خواند و چه دلنشین می خواند. برای دقایقی همه گوش می شوند و او سراسر زبان. می‌خواند . چه پرسوز و چه دلنشین!.  همه به شدت تحسینش می کنند. 
در این میان «سعید» هر از گاه، چند شعر نابش را تقدیم مجلس می کند و صدای احساسش همچنان در هوای خوب کافه «پنج عصر» جاریست. هر چه به لحظات پایانی این نشست نزدیک می شویم، دقایق شیرین تر می گذرد. یکی دو تن از پیشکسوتان انجمن های ادبی هم شعرهایی می خوانند و می روند. پیرمردی با کلاه و دستمال کُردی دفتری به دست می گیرد و شعر می خواند. فرد پیشکسوت دیگری با نام «آیسان» چند شعر آزاد کُردی می خواند و بالاخره شاعر مهمان با شعر معروف «لیلی» نقطه ی اوج دیگری در برنامه ایجاد می کند و مخاطبان را به تحسین وا می دارد. پس از این شعر است که به یاد «پاتوره و پری» می افتد. بی شک این داستان منظوم، بهترین جلوه گاه تصویرسازی های بکر سعید عبادتیان است. شاعر نظامی‌وار به تصویر دیدارهای دوعاشق و دلداده می پردازد و حضور نی و نی نوازی های پاتوره مخاطب را غرق در دنیایی می کند که نمونه اش را در عالم واقع هرگز ندیده و نشنیده است. 
سعید عبادتیان شاعر چیره دستی است که وقتی به سوی طبیعت می رود، با واژه های ناب کُردی زیبا ترین نقاشی تخیلی را می کشد. او امروز در شعر کُردی جنوبی جزو نام با اعتباری است که بیش از هر شاعر دیگری توانسته با عام جامعه ی هنری پیوند بگیرد. 
شعرخوانی ها که تمام می شوند، خانم بابایی مدیر کافه‌ی پنج عصر لوح یادبودی را تقدیم مهمان ویژه‌اش می‌کند. حاضران در غروبی دل‌انگیز در حالی کافه را ترک می کنند که اکثر آنان تا روزها و هفته ها این حس خوب را با خود به همراه داشته باشند. عکس‌های یادگاری، آخرین بخش نانوشته‌ی مراسمی است که به نام «روز سعید عبادتیان» در کرمانشاه ثبت شده است.




نظرات [۲]
سه شنبه، ۰۹ آذر ۱۳۹۵ :: ۲۲:۰۵
ضمن احترام به نظر دوست عزیز، بنده نیز هرچند سورانی و جاف هستم اما هیچ تفاوتی میان لهجه های کردی قائل نیستم، اما بهتر بود از آقای آهنگرنژاد عزیز و همه همکاران محترمشان در سایت و.. اهتمام بیشتری به گویش های دیگر کوردی بویژه جنشواره ها و انجمن ها و محافل ادبی مانند" فیستوال گه لاوِئژ" و.. که همیشه از هنرمندان و نویسندگان و شاعران طراز اول همه کوردهای جهان از جمله ایران(گوران کلهر،جاف وسوران و..) و حتی فارس ها و عربها در آن حضور دارند گزارش مفصل و تحلیل های جدی داشته باشند. که خود باعث ارتقاء جایگاه سایت، ارتباطات ادبی و فرهنگی و آثار و تاثیرات بسیار مفید و جدی برای ادبیان و نویسندگان گورد در سرتاسر جهان خواهد بود. همیشه آرزو داشتم نویسندگان،شاعران،منقدان بزرگ استان خودمان و بویژه عزیزانی چون جلیل آهنگرنژاد در این جشنواره حضور می داشتند و برای مخاطبان مشتاق گزارش، تحلیل،نقد و.. از نحوه برگزاری،میزبانی،معرفی شرکت کنندگان مطرح با آثارشان و.. داشته باشند. خیلی حرف دارم اما مجال اندک..
دوشنبه، ۰۵ مهر ۱۳۹۵ :: ۱۷:۲۳
ببخشین سایت بلوط شده جای کلهرها فقط . چرا از بقیه نمی نویسین ؟
اطلاعات شما ذخيره شود ؟