در ایستگاه روزنامه های عصر / نقد جلیل آهنگرنژاد بر « سانه ناو » اثر علی الفتی


به قلم جلیل آهنگرنژاد

 در ایستگاه روزنامه های عصر

اگر چه در ادبیات کردی کرمانشاهی نوآفرینها کمتر از سنت گرایان هستند، اما این گروه در آینده ی ادبیات کُردی ماناتر از دیگران به حساب خواهند آمد . به اعتقاد نگارنده ی این سطور نو آفرینها آن دسته از شاعرانند که با جسارتهایی هنری از ورود به گستره ی نامکشوف زبانی پرهیز نمی کنند. آنچه شعر کردی تا امروز به مخاطب مشتاق می دهد آرمانها، آرزوها، تمایلات شخصی و حسی آفریشنگرانی است که زبان را وسیله ای برای بیان خواستهایشان در خدمت گرفته اند. اما در واقع امروز آنچه که بیش از هر چیز مورد توجه قرار می گیرد نگاه ههای تازه تری است که با دنیای بزرگتر گره خورده است و در آن زبان نه تنها وسیله است بلکه کان گوهری است که باید در خود آن به کند و کاو پرداخت و از پتانسیلهای نهفته در آن بهره های ماندگار گرفت. نو جویان و نو آفرینان اگر چه شاید هنوز گنج هایی دیر یافته را به دست نیاورده اند، اما گام در مسیری نهاده اند که سرانجامش درخشان خواهد بود.
یکی از شاخصه های بارز نوآفرینی در ادبیات، گام نهادن در فضاهای نامتعارفی است که حداقل در گستره ی گویش کردی جنوبی اولین دهه ی تجربه ی خود را پشت سر می گذارد. داده های هنری آفریشنگران این جغرافیای ادبی می تواند آینده ای روشن را ترسیم نماید. بر این عقیده ام: با این حرکتی که  این سالها در این حوزه شکل گرفته است، دهه ی آینده، دهه ی درخشش خیره کننده ی شعر کردی جنوبی درمیان همه ی گویشهای زبان گرانسنگ کردی است. با این مقدمه ی کوتاه نگاهی به مجموعه شعر سانه ناو اثر شاعر نام آشنای روزگارمان علی الفتی می اندازم.
سانه ناو، دومین اثر کردی الفتی است. اثری که تفاوت ظاهری آن با گرمه شین در قالب شعر ها و ترجمه ی آنهاست .اگر چه نام گروه مترجمان بر پیشانی کتاب می تواند حاشیه نویسی هایی هم داشته باشد ، اما از هر گونه توضیحی در این باره صرف نظر می کنم . مهم شعرهایی است که در این مجموعه آمده و همین امر نگارنده را به نوشتن ترغیب کرده است .
یکی از ویژگی های فرهنگی ما کردها استفاده ی بیش از حد از روایت است . روایت با خون و پوست مان گره خورده است . شاید یکی از دلایل این مهم آن است که ادبیات و فرهنگ ما بیش از هر چیزی شفاهی بوده است . در گذرگاههای پر از پیچ و خم  تاریخ  از هزاره ها  و قرنهای دور، این مردم با رنجها و زمختی ها و گردبادها مواجه شده اند و این سختی  ها همواره نسل به نسل در عالم روایت به آیندگان منتقل شده است . به هر صورت و هر دلیل روایت از وجوه بارز فرهنگی ماست . اینجاست که شاعران ما نیز قبل از اینکه با ایماژ دمساز گردند ، روایت را برمی گزینند.علی الفتی فرزند خلف این روایتهاست . سانه ناو  ( جز یکی دو شعر ) روایتهایی منقطع از ناخوداگاه شاعری است که می توانند زنجیره وار به هم بپیوندند و یک متن پیوسته بسازند . متنی که در آن، ناخواگاه شاعر بر مداری تلخ می گردد. انگار  شاعر راوی از پس سالیان رنج قد برآورده و می خواهد سرودهای شادمانی بخواند اما مرگ دست از سر واژه هایش برنمی دارد .
در این اثر بیست و پنج شعر آمده اند که بسامد تصاویر و واژه های تداعی گر مرگ بیش از دو برابر شعرهای مجموعه است :
مردن له نووا وسایه
(مانی ، ص۷۳)
مردییه یل شه که ت  شه وه یل دریژ
(مانی ، ص۷۲)
من ئه و قه ره  مردمه گ تووام زینییه و  بووم
(خیونالی ، ص۱۵)
وه شین دالگه یلمان دنیا ئاخر بوو
(ئاخر دنیا ، ص۵۱)
توجه به مرگ یکی از مهمترین مباحی و دغدغه هایی است که همواره با آدمی زندگی می کند . این را هنرمندان و بویژه شاعران بیش از هر کسی دیگر درک می کنند . مرگ آگاهی در شعر سهراب ، فروغ و بسیاری دیگر از شاعران زمانه ی  ما نکته ای نیست که مغفول مانده باشد .این نکته در  غالب آثار الفتی مداوم پرسه می زند .براستی که عناصر این مفهوم در شعرهای شاعر حضوری حسی یافته اند  تا از بیان متداول فاصله بگیرد و فردیت زبانی و ذهنی بیابد
شعر الفتی در این مجموعه شعر فضاسازی های مبتکرانه نیز هست .در اکثر شعرها فضا سازی هایی ملموس  شکل می گیرد و دریچه ی تازه ای بر پدیده های پیرامونی می گشاید . شعرهای سانه ناو ، مانی ، ئرمیس ، ئه وانه یل و سانگل از بارزترین نمونه ها هستند . اوج کار الفتی در چند شعر گل می کند :« سانگل» براستی اثری با لایه هایی ژرف است که حرفهای فراوانی را در بطن خویش نهفته دارد :
سانه یل فره یگ
له لیم کردنه سه و  گل ...
(سانگل ، ص۲۵)
شاعر در هیئت کوهی پر از صخره و سنگ ایستاده است با هیبتی بشکوه که بر سینه اش کسان ( یا نا کسان ) صخره ها را به پایین می غلتانند و غرور باستانی اش را به سخره می گیرند تا جایی که در میانه ی شعر به اقراری درد آور می رسد که:
...بی سانی ئرای کیوه
ده رد سه نگینیگه ...
(سانگل ، ص۲۵)
  آوردن یک بیت فولکلور در این شعر که بن مایه ی دینی و توسلی دارد و از گذشته به شاعر رسیده ، لایه های شعر را عمیق تر جلوه می دهد .

الفتی مثل اکثر شاعران عرصه ی ادبیات کرری جنوبی از فولکور بهره گرفته است. اما بهره گیری او به شکلی در لایه های میانی شعرش نهفته است و دست خودش را در عاریت گرفتن این جلوه های ناب فرهنگ و ادب کردی رو نمی کند.

در کل می توان گفت گام علی الفتی در عرصه ی شعر کردی با کتاب سانه ناو طعم ماندگاری می دهد و به عنوان یک شاعر تثبیت شده، با سبک و سیاق و نیز با اندیشه ای که اثر انگشت شخصی خود را نشان می دهد، با شعرهایی سرشار از فرازهایی با شکوه خدمتی فراموش ناشدنی به ادبیات کردی نموده است که این تلاشها را باید پاس داشت و او را دست مریزاد گفت.

زمستان۸۹ کرماشان

 


نظرات [۷]
چهارشنبه، ۱۳ فروردین ۱۳۹۳ :: ۱۱:۵۶
تلاش الفتی برای حفظ واژگان اصیل کردی ستودنیست. ای کاش هر واژه با توضیح عنوان شود تا دیگران هم بهره مند شوند.
دوشنبه، ۱۸ بهمن ۱۳۸۹ :: ۰۰:۵۰
الفتی شاعری ارزنده وخلاق است.ادبیات کردی با شاعران پرتلاشی چون او و دیگر دوستان آینده ای درخشان خواهدداشت.وباسپاس از زحمات آقای آهنگرنژاد.موفق باشید....
یکشنبه، ۱۷ بهمن ۱۳۸۹ :: ۱۸:۲۵
درود بر شما ۱_ مجموعه شعر ( حجم مچاله ی من )... دالکاف (داود کلهری ) ۲_ مجموعه شعرکوتاه(جمجمه های گیج)...دالکاف منتشر شد. با آرزوی تندرستی و شادکامی برای شما
شنبه، ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ :: ۱۸:۰۶
سلام ممو ............خوه نیمه سه د ............... ده م و ده س خوه ش .
چهارشنبه، ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ :: ۱۸:۵۹
بعد از مدتها به اینجا سر زدیم مثل اینکه امثال این آقای حسین صفری دستور عقب گرد به ما میدن با این "کلهری" گفتن_ با سپاس از آقای آهنگرنژاد_ مخلص و برادرتان از ایلام
دوشنبه، ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ :: ۱۰:۰۴
بیشتر شعرهای آقای الفتی را در وبلاگ خودشان و صدای آزادی می خوانم اما باید بگویم که کتابهایی که جناب الفتی منتشر می کنند همان ذهنیت و محتوای کتابهای قبلی ایشان است فقط کلمه ها عوض شدند در یک کتاب همان حرفها را فارسی می گویند در یک کتاب دیگر کردی این که نشد کار! یعنی آقای الفتی اینقدر ضعیفند که نمی توانند کار تازه ای ارائه دهند؟
یکشنبه، ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ :: ۲۳:۵۵
نقد جالبی است . باید به ادبیات کلهری افتخار کرد .
اطلاعات شما ذخيره شود ؟