عسکر شایر گواوری ، اعجوبه ای در میان بدیهه سرایان کُرد
عسکر شایر گواوری ، اعجوبه ای در میان بدیهه سرایان کُرد
در میان مناطق کرد نشین بویژه در حوزه ی جغرافیایی کرماشان ( کرمانشاه) هنرمندانی پر مایه یافت می شوند که در عرصه ی سخنوری و بدیهه سرایی زبانزد خاص و عامند . این امر در حوزه ی شعر کردی با بار طنز و مطابیه همراه و همخون شده و بسیارند شاعرانی که در این عرصه هنر نمایی کرده اند. از این میان عسکر عزیزی که در شهر سرمست ( گواور) زندگی می کند ، اعجوبه ای است مثال زدنی نامش با القابی همچون: عشکر شایر در میان منطقه ی گویشی کلهری بویژه گیلانغربی ها و اسلام آبادی ها بسیار نام آشناست. «بدیهه و ارتجال ...

در میان مناطق کرد نشین بویژه در حوزه ی جغرافیایی کرماشان ( کرمانشاه) هنرمندانی پر مایه یافت می شوند که در عرصه ی سخنوری و بدیهه سرایی زبانزد خاص و عامند . این امر در حوزه ی شعر کردی با بار طنز و مطابیه همراه و همخون شده و بسیارند شاعرانی که در این عرصه هنر نمایی کرده اند.

از این میان عسکر عزیزی که در شهر سرمست ( گواور) زندگی می کند ، اعجوبه ای است مثال زدنی نامش با القابی همچون: عشکر شایر در میان منطقه ی گویشی کلهری بویژه گیلانغربی ها و اسلام آبادی ها بسیار آشناست.  «بدیهه و ارتجال در لغت به معنی: بی اندیشه و تأمل سخن گفتن یا شعر سرودن است و در اصطلاح بُلغا آن است که نویسنده یا شاعر کلام را بی رویت و فکر انشا کند. بدیهه گویی یکی از امتیازات نفسانی است و فقط برخی از سخنوران و نویسندگان از آن بهره مند بوده اند و بویژه بدیهه - گویی در قصاید بسیار دشوار است.
در لغت نامه ی دهخدا ذیل واژه ی «بدیهه» آمده است: «ناگاه و نااندیشیده گفتن چیزی و یا خواندن شعری. هر چیزی که بگویند و یا بکنند بدون تأمل و تفکر و بدون یادآوری، و فی الفور... بدون اندیشه سخن گفتن یا شعر سرودن. در اصطلاح بلغا آن است که منشی یا شاعر کلام را بی رویت و فکر انشا کند و این را ارتجال نیز نامند... (لغت نامه دهخدا، واژه بهدیه)

بر هر سخنی به خنده خوش
می گفت بدیهه ای چو آتش»
(نظامی)
دکتر سید محمود نشاط در کتاب «زیب سخن» جلد نخست، ذیل واژه ی «ارتجال» می نویسد: «ارتجال به معنی بدیهه، بالبدیهه، حسب حال، محاضره و در لغت به معنی بی اندیشه» و به بدیهه خطبه یا سخن گفتن است، و رویت و فکرت عکس آن است و این معنی را بدیهه و بالبدیهه گفتن و حسب حال نیز خوانده اند. و آن چنان است که شاعر و خطیبی بی تامل و اندیشه و تفکر قبلی به مناسبت مقام، شعری بسراید و سخنی به موقع ادا کند یا خطبه ای یا نامه ای انشا کند که مورد تحسین همگان واقع شود و دال بر استادی وی باشد.» (زیب سخن، مجلد نخست، ص۲۸۱).
نظامی عروضی در «چهار مقاله» در این باره گوید: «اما بباید دانست که بدیهه گفتن رکن اعلی است در شاعری و بر شاعر فریضه است که طبع خویش را به ریاضت بدان درجه رساند که در بدیهه معانی انگیزد که سیم از خزینه به بدیهه بیرون آید... و شعرا هر چه یافته اند از صلات معظم به بدیهه و حسب حال یافته اند.» (چهار مقاله ، ص۵۷) به هر حال بدیهه گویی یکی از امتیازات نفسانی است و فقط برخی از سخنوران نویسندگان از آن بهره مند بوده اند و بویژه بدیهه گویی در قصاید بسی دشوار است.
بدیهه از ریشه «بدأ» به معنی «آغاز کردن» است که در آن، هاء جایگزین همزه شده است. و ارتجال به معنی آسان بودن و به سوی پایین بودن است که از اصطلاح «شعر رجل» «موی فرو افتاده» یا «ارتجال البئر» (فرو رفتن به چاه با پای خود و بدون استفاده از طناب مستفاد شده است).

عسکر عزیزی با بهره گیری از زبانی تیز! و تند و در عین حال سرشار از طنزی ملیح آثار درخشانی در این وادی دارد . « مشی عسکر» را در روزی از جمعههای آبان ماه در گواور دیدم . بطور کاملا اتفاقی . با رضا موزونی بسوی گیلان غرب در حرکت بودیم که توقفی کوتاه در گواور  ما را با این هنرمند خوش کلام اشنا کرد . پسر متین و با مرامش(حسین) نیز همراهمان شد. شاعر قصه ی ما بسیار مهربان و خونگرم بود و کلامش دلنشین. می گفت : متاسفانه سواد ندارد و گر نه شعرهای بی شماری را می توانست مکتوب کرده و به یادگار بگذارد . وی علاوه بر اثار طنز کارهایی جدی دارد و این آثار استخوان بندی محکم و قابل اعتنایی دارند :

پیره مرد بیومه میو سرم رشه

قلاجه فصل وها ران خوشه

ستیون برزی تاش سر کشه

بند آخری باز درازه

شیاکو سنگر درد سر سازه

...  

اما در حقیقت زیبایی کلام عسکر عزیزی را باید در طنزهایش جستجو کرد. مثلا وی که برای خرید کود شیمیایی به جهاد کشاورزی سرمست مراجعه کرده و با بی مهری مواجه شده بود ،برای رئیس شکوائیه ای طنز می گوید که ابیاتی از آن در اینجا ذکر می شود:   

آقای مهندس دردد له گیانم

آزادم بکه له دس خانم

بری مانتو کول قلم وه دسن

له داد ئیمه ی فقیر نیرسن

یانه سلادار کوود سرمسن

سلامیان که ی وه میله و نوورن

توان پای دهقان له جهاد بوورن 

 زه مینم فره کمی قواله

هفت رووژ خرم دن ئرای حواله

دره لیم بسن هامه پای پله

ئویش وه خاطر چوار پنج کله

به هر روی یکی از ویژگی های زبانی گویشوران کلهر در حوزه ی کرماشان برخورداری از پتانسیل طنز است که با درخشش بدیهه سرایانی همچون عسکر عزیزی گواوری به اوج شکوفایی رسیده است

کرماشان آبان ۹۰ - جلیل آهنگرنژاد 

نظرات [۱۴]
دوشنبه، ۰۷ فروردین ۱۳۹۱ :: ۰۰:۲۸
آقای عسکر دمد گرم وه گیلان غرب شعرگ بیوش
جمعه، ۲۸ بهمن ۱۳۹۰ :: ۱۴:۰۰
مشی عسگرشعرجدیدی بیوش
چهارشنبه، ۲۸ دی ۱۳۹۰ :: ۱۷:۲۵
عسکر شاعر واقعا عشقه .چاکرشم بخدا
شنبه، ۱۷ دی ۱۳۹۰ :: ۱۵:۵۷
من خودم گواوری هستم واقعااقای عسکرعزیزی محشراست
دوشنبه، ۱۲ دی ۱۳۹۰ :: ۱۶:۱۲
دکتر عزتی زاده در دوری از کشور فراموش کرده اندکه شعر دختر کدخدای ناودرون از خالو عسکر نیست .این شعر زیبایی از یک کرمانشاهی در زمان مشووطه بوده است که بعد ها ادبیات کوچه ، آن را به هرزگی کشاندو گروهی آن را آلودند.
یکشنبه، ۱۱ دی ۱۳۹۰ :: ۲۰:۰۲
ضمن سلام وخسته نباشی اگر براتون مقدور میباشد شعر کردی /غلاگه دزویل/ از عسکر شایر را تو سایت نمایش بدهید ممنون از لطف شما
یکشنبه، ۰۴ دی ۱۳۹۰ :: ۱۲:۰۸
آقای آهنگرنژاد سلام خسته نباشید. بی شک کارهای شما عزیزان در سالهای اخیر شایسته و مورد تقدیر است. حتما با من در این هم نظر باید باشید که یقینا هر شعری که سروده میشود بایستی دارای رسالت باشد و این طور نیست که زاده ی بی هدفی باشد. بعبارتی باید دارای پیام انسانی باشد فلذا بدون تعصب بایستی اذعان داشت که اشعار کردی در هر غالب که از طرف شاعران کرد سروده میشود چون از دل آنها سرچشمه میگیرد و آن را مثل خیلی نمی سازند واقعا شعر است و تاکید درام که شعر این اساتید چنین چیزی را خوشبختانه دارد و این از ویژگی های شعری انهاست پس شما و امثال شما که با توجه به کامنت هایی که بصورت گاه به گاه بررسی میکنم زیاد است و صد البته شاعران بقول خودتان بدیه سرا نیز در منطقه بسیارمثل همین عسکر شاعر- علی پرواز(علگ عزته)و..... شایسته است وقت گذاشت و کار پژوهشی نمود و......
جمعه، ۲۵ آذر ۱۳۹۰ :: ۲۰:۱۸
ممنونم له تمام شعرله کردی عسکر عزیزی و آقای جلیل آهنگر نزاد
یکشنبه، ۰۶ آذر ۱۳۹۰ :: ۲۱:۵۸
با سلام چیزی که یکدفعه توجهم را جلب کرد کلمه کرماشان شما در پایان نوشته هااست. فکر می کنم لفظ کوتاه شده باشد.البته اگر می خواهید به زبان اصیل کردی بخوانیدش کردان شاه بخوانیم بهتر است. دلیل شما را برای این کار دوست دارم بدانم!
چهارشنبه، ۰۲ آذر ۱۳۹۰ :: ۱۰:۱۱
از این گونه افراد در فرهنگ وگویش غنی کلهری کم نیستند از آن جمله می توان به آقای حیدرخوشخوان (حیرخان) اشاره کرد که میر شکار امین اله خان منصوری بوده ودر سرودن شعر ،حتی شعرهای که گاه رنگ وبوی عرفانی خاصی دارند دستی توانا دارد.امید است که این گنج های زنده تا زنده اند شناسای شوند و مورد تقدیر قرار گیرند .انشاالله
سه شنبه، ۰۱ آذر ۱۳۹۰ :: ۱۴:۰۸
چی مه ای بانه کو سواری هات له هی نم دویه ت کی خدای ناو درونم --- ده س مه ی له سلق سروه نم اوی هل پری مه دافسم گل و گل ونی له سه رو خه سم ..از شعرهای خالو عسکر
یکشنبه، ۲۹ آبان ۱۳۹۰ :: ۰۹:۳۳
چه جالب در مورد خالو عسکر نوشته اید. خالو عسکری که با بزرگان بزرگ و با کودکان کودک و دوست داشتنی است. خالو عسکری که گفتارهایش را با شعر می گوید. ان زمان می گفتند که خدا به او بش داده است. یعنی قسمت کرده است. عسکره شایر و یا عسکره بش دار, کسی باید شعرهای او را جمع کند و گرد اورد و این در قدرت دوست داران ادبیات و شعر کردی است. ان زمان ها و ان دورها من و پدرم چندین و چند بار با او هم سلام شده بودیم و برایمان خالو عسکر شعر سروده بود و می خواهم از از سایت بلوط به خاطر کارهای مثبتش تشکر کنم
شنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۰ :: ۱۳:۱۶
اصولن هرزبانی که قدرتمند باشد چنین نگاههایی را در خود دارد واین انسان بزرگوار نیزنتیجه زیبایی وقدمت زبان وگویش ماست
شنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۰ :: ۱۲:۳۰
سوپاستان که‌م ئه‌ڕا وتاره‌یلیک که‌ نه‌ینه‌ سه‌ر سایت .
اطلاعات شما ذخيره شود ؟