نقدی بر یک نقد! به قلم: فرهادکریمی
چندی پیش شاهد انتشار کتاب جدید علی الفتی با نام (( هوای هرات )) بودیم. کتابی با تیراژ 1000 جلد که حسین فاضلی مدیر نشر (( بوتیمار مشهد )) آنرا انتشار داد.
مثل همیشه و دیگر آثار الفتی بحث ها در رابطه با این اثر جریان گرفت و آقای لطیف عمران پور منتقدِ! همیشگی آثار الفتی نقدی بر این کتاب بر روی سایت بلوط قرار داد که بعد از خواندن آن لازم شد نقدی بر این نقد داشته باشم. اما قبل از هر چیز اعلام می کنم که علی الفتی یکی از دوستان خوب اینجانب بوده و این مطلب سنگ الفتی بر سینه کوبیدن و ... نیست و خودِ الفتی نیز با نوشتن این مطلب کاملن مخالف بود اما خاموش نشستن نیز گناه است.
وقتی تیتر (( نقدی بر هوای هرات )) را بر روی مطلب آقای عمران پور دیدم فکر می کردم کتاب کاملن کارشناسی شده و مطلب نوشته شده است اما هر چه به خواندن ادامه دادم بیشتر مطمئن شدم که عمران پور یا کتاب را کامل نخوانده و این نقد را عجله عجله و سفارشی نوشته و یا کتاب را خوانده و آن را درک نکرده اما برای خالی نبودن عریضه و بنا بر عادت همیشگی اش این مطلب را نوشته و فرصتی دیگر برای پیچیدن به پَر و پای الفتی پیدا کرده است. البته عمران پور بنا بر عادت همیشگی ابتدا در مسائل شخصی یکی دو شاعر دیگر هم دخالت کرده و مطالبی مثل (( کباده کش جشنواره های مناسبتی و رجز خوان تفسیر و تأویل متن متفاوت و ... )) به آنها پرانده و این یکی از مواردی است که مشخص می کند منتقد بیش از آنکه دغدغه ی ادبیات داشته باشد دنبال درگیری های شخصی و ... است.
کجایی رولان بارت که مرگ مولف ات را بعد از سالها هنوز نفهمیده اند!
جناب عمران پور بیشتر مجموعه داستان (( از روایت دوربین روسی )) را بررسی کرده و آن هم به شکلی احساسی و غیر استناد و اصلن این نقد هیچ ربطی به هوای هرات ندارد و با فاکتورهای اولیه ی نقد هماهنگ نیست. نقدی بسیار خام و متعلق به شخصی جا مانده از همه چیز!
اصولن هر کتابی که انتشار می یابد تلفیقی است از مجموعه شعرهای یک شاعر که از دید خواننده در سه رده ی اشعار ضعیف، متوسط و قوی دسته بندی می شوند و البته این هم کاملن سلیقه ای است اما اصول صحیح یک نقد این است که سِره و ناسِره با هم بررسی و ارزیابی شوند. من نمی دانم چرا عمران پور این عادتِ بدِ همیشه نیمه ی خالی لیوان دیدن را کنار نمی گذارد و کمی از لحاظ روانشناسی روی خودش کار نمی کند؟ من هم با بعضی از شعرهای این کتاب موافق نیستم اما نباید فراموش کرد که آثار الفتی بر ادبیات کرمانشاه تاثیر داشته و بی انصافی است اگر نام الفتی را از لیست بسیار اندکِ شاعران جریان دار شعر کرمانشاه حذف کنیم. کتاب های الفتی جریان دوم شعر کرمانشاه را راه انداخت و نباید فراموش کرد که این جریان سازی ها هزینه هایی هم دارد. بسیاری از مجله های تخصصی ادبیات ایران اشعار الفتی را با افتخار چاپ می کنند و این الفتی را به عنوان یک شاعر کشوری معرفی می کند.
عمران پور در جایی از نقدش نوشته: ((... واصلا كاري به كارهاي محلي (كردي ) شاعر ندارم كه اگر دستم مي رسيد راه او را سد مي كردم كه مرد اين چه كاري است براي كدام مخاطب ؟ نكند شاعر ما فكر مي كند كه هنوز : ((مردم بالادست ، چه صفايي دارند ))
من به ایشان می گویم آخر مرد حسابی این چه حرفی است که می زنی؟ به جای این که از اشعار زلال این مجموعه لذت ببری دوباره شروع می کنی به وجب کردن نیمه ی خالی لیوان! خدمت شما عرض می کنم که تنها کتابی که در استان مورد توجه پیر و جوان و ... قرار گرفت (( گرمه شین الفتی )) بود و چاپ سریع دوم آن هم گواهِ صفای مردم بالا دست!
ایشان در جایی دیگر از نقدشان عرض کرده اند: ((شاعر بي زمان ِ ما ... )) اتفاقن الفتی یکی از شاعران پیشروی است که بیشتر از هر کسی شعر زمان را درک کرده و ذهنیات خود را با آن هماهنگ کرده است و همین آثارش بینانگر خوبی برای این قضیه است. ایشان نمی دانند شعر منطقه تغییر کرده و درک این تغییر کار هر کسی نیست. به عنوان مثال همان مجموعه داستان (( به روایت دوربین روسی )) که مجموعه ای است از داستان های مدرن که حاصل خلاقیت شاعری است که این بار در قالب داستان ذهن خوانندگان را به مُخاطره می اندازد و با زبانی اروتیک و تعلیق های معنایی منطقی چالشی از نوع داستان پیش روی خواننده قرار می دهد. در اشعارش نیز به همین شیوه عمل می کند. زبان شعری الفتی میان تخیل و واقعیت و هستی و مرگ در نوسان است که در آن گاه همه چیز در یک راستا در حرکت اند و گاه می بینیم به یکباره همه چیز به هم می ریزد و آن هم دوباره در یک راستا. که جناب منتقد از آن به اشتباه (( بازی های کلامی و در سطح ماندن )) یاد می کند که البته این افاضات بیانگر بی اطلاعی منتقد از جریان های شعری امروز است. مگر همین نقد ایشان جزء بازی زبانی چیزی دیگر هم در خود دارد؟
شعر الفتی محدودیت پذیر نیست و الفتی هم نمی تواند شاعری مُعلق باشد. او با ایجاد رابطه ای دیالکتیک در صحنه سازی ها و داشتن کُنشی متقابل میان سطرها و رفتار با اشیاء پیرامونش اجرایی خاص از شعر به نمایش می گذارد که گاه از تک صدایی و گاه از چند صدایی بهره می گیرد. ضمن اینکه شعر در تعلیق صورت می پذیرد و تلاش هر شاعری در رسیدن به همین تعلیق است.
ایشان در نقدشان از سرک کشیدن شاعر به گذشته و حال و ... سخن رانده اند. مگر نه اینکه هر متن و شعری از حیات نویسنده اش هر چند هم اندک بهره ای می جوید و جهان متنی مولف را به همراه می کشد؟ جهانِ متنی الفتی جهانی است که از گذشته با خودش به حال آورده اما جهانی تازه و مدرن شده انگار که مولف همین حالا در آن حاضر است. جهانی سیّال و در حال گُذر. جهانی که بازی های زبانی در آن بر خلافِ دیدگاه منتقد در سطح حرکت نمی کند و زبان درونی شده ی آن رمزآمیزی خاصی هم دارد.
در آخر من از آقای عمران پور درخواستی دارم و آن این است که تا حالا هر کتابی در کرمانشاه منتشر شده ایشان نپسندیده اند بهتر است ایشان لطفی در حقِ شعر کرمانشاه بکنند و کتابی منتشر کنند بلکه شاعران کرمانشاه هم شعر نوشتن یاد بگیرند...
http://keh.blogfa.com/
با سلام و احترام اطلاعيه : خبر تولّد شعر جديد بنام « زلال » در دوّم بهمن 1388 كليك : www.dadazolal.blogfa.com ___________________________ زبان نو و ساختار شكني در شعر ( جرّاحي و عمل ) ( بخش دوّم ) كليك : www.dada6.blogfa.com
با سلام لطفاً هر چند وقت یکبار بعضی از شعرهای فروغ عزیزو برام میل کنید مرسی از لطفتوت