فرهنگ و هنر غرب کشور ( زیر نظر هفته نامه ی صدای آزادی )
امروز: چهارشنبه، 19 اسفند 1388 مطابق با Wednesday, March 10, 2010 ساعت 7:02 PM
قبلی »
یادداشت
« بعدی
متواضعانه با این تحلیل موافقم

نیم نگاهی به دو متن
در ابتدا لازم می بینم قدر دانی صمیمانه ی  خود را به محضر دوست وشاعر ارجمند آقای جلیل آهنگر نژاد اعلام دارم که فرصتی فراهم نموده اند تا اهالی ادبیات در پاتوقی که ایشان تدارک دیده است در سایه ی  سکر آور بلوط  به بحث وتبادل نظر بپردازند . سپاس می گویم وارج می گذارم .


 
مجموعه شعری از آقای علی الفتی با عنوان هوای هرات انتشار یافت .
آقای لطیف عمران پور حاشیه ای بر آن نوشت . سپس شاهد مطلبی از آقای فرهاد کریمی در مورد مقاله ی  عمران پور بودیم . اینجانب در این مجال بر آنم تا به تحلیل دو مقاله ی  اخیر بپردازم .
به دلیل تقدم زمانی نگارش مقاله ابتدا به ذکر گزیده ای از مطالب عمران پور می پردازیم :
« در این وانفسا هوای هرات چشم تو را می گیرد » « شاعر از همه ی هم نسلانش پرشورتر وپرکارتر است » « شاعر پر شور ما با دیگران کلی توفیر دارد » « شک نباید کرد که الفتی راه خود را شناخته است » « دفتر شعری با هیاتی بایسته وطرح جلدی تأمل برانگیز » این جملاتی است روشن که در ستایش و تایید الفتیِ شاعر و اثر او بیان شده است . باقی مقاله ، تحلیل هایی بر آثار الفتی است . و البته انتقاداتی از آنچه از الفتی که به شعر مربوط می شود و ....
واما گزیده ی مطلب کریمی : «]  عمران پور [ فرصتی دیگر برای پیچیدن به پروپای الفتی پیدا کرده است ... ومطالبی به دیگران پرانده است» « مرد حسابی این چه حرفی است که می زنی » « شخصی به جا مانده از همه چیز » « نمی دانم چرا عمران پور کمی از لحاظ روانشناسی روی خودش کار نمی کند » اینها جملاتی در مورد شخص عمران پوراست وبعد مقاله ی او ومطالبی دیگر در ستایش کارنامه ی الفتی که قسمتی  از آن از نظر اینجانب نیز بجا وپذیرفته است .
 لازم است یاد آور شوم: ارائه ی  نقدو نظر در چارچوب نقد علمی یک اثر] خواه در رد یا تأیید آن[همواره نشانه ی ارزش گذاشتن به آن واحساس مسئولیت است .
این یک اصل بدیهی اما پر اهمیت است که گاه از دید برخی مغفول می ماند .
مضاف بر آنچه در گزیده ها ] نقل قول از عمران پور [ در تأیید الفتی آوردیم عمران پور ضمن بیان آنچه ایرادهای کار شاعر هوای هرات دانسته از نقاط قوت آثار ایشان نیز سخن به میان آورده است . ودر پایان نیز نمونه هایی معرفی نموده است از شعرهای ناب مجموعه ی مورد بحث .
پس اینکه « عمران پور نیمه ی خالی لیوان را دیده است » ویا « سره وناسره را باهم مورد ارزیابی قرار نداده است » نمی تواند پذیرفتنی باشد.
2-کریمی در جایی گویا عمرانپور را به عدم درک هوای هرات متهم نموده ونوشته است «کجایی رولان بارت که مرگ مؤلف ات را بعد از سالها هنوز نفهمیده اند » در اینجا لازم است بگویم :  اگر چه میان نظریه ی رولان بارت با آنچه عمران پور در تحلیل خود آورده مغایرتی چندان نمی توان یافت . اما لازم به یادآوری است که پیش وپس از نظریه ی آقای بارت نظریات دیگری نیز ظهور یافته است و « مرگ مؤلف » وحی منزل نیست که آدمیان در آن چون وچرا نتوانند ونزدیک شدن به ساحت  آن خطایی نابخشودنی به شمار آید . آن تنها یک نظریه است در میان ده ها وصدها نظریه ی ارجمند دیگر . چنان که برای آن نیز نقدها ومخالفانی وجود دارد، وما نباید ونمی توانیم حکم کنیم که همگان الّا ولابد بر سبیل اعتقاد ما به فلان مسأله ره بسپارند ودر غیر این صورت ، بی سواد و مستوجب ناسزا و لعن و تکفیر بوده ، قرمطی اند! و دست آخر، خونشان مباح ! اگر کسی اینگونه بیاندیشد مدعی انحصاری حقیقت بوده و  به ورطه ی دیکتاتوری نظری در غلطیده است ونمی تواند جزو طرفداران ومدعی چند صدایی باشد چرا که میان فکر وعمل او مغایرتی فاحش مشاهده می شود.
3) از دیدگاه علم کلام یا آنچه امروزه زبانشناسی نامیده می شود« مزیت » و« ویژگی » دو امر مجزا ومتفاوتند ونباید این دو را با هم اشتباه گرفت یا خلط کرد . به عنوان مثال : رنگ موی : طلایی ، بور ، مشکی و ... یک ویژگی است برای مو . واگر ما در توصیف ظاهر کسی بگوییم رنگ موی فلانی بور است نه او را بر دیگری برتری داده ونه  نسبت به او توهینی روا داشته ایم . البته ممکن است کسی داشتن موی بور را امتیاز ونداشتن آن را نقصان بداند اما آن دیگر به خود اومربوط بوده به  موضوع مورد بحث ما ارتباطی پیدا نمی کند.
عمران پور در تعریف الفتی شاعر آورده است : « شاعرِبی زمان » . استنباط حقیر از این گزاره ، « ویژگی» است. وگویا آقای کریمی آن را جزو دسته ی « مزیت ها » دانسته است.نکته دیگر اینکه : به نظر می رسد شاعر بی زمان اشاره به فضا وزمان در شعر الفتی است که به مکان وتاریخ خاص تعلق ندارد چنانکه عمران پور آورده است « ...معناها وتعلیق فضا وتکرار نا منظم اسامی واشیایی که هر کدام نشان تاریخی پراکنده با خود دارد» .
به نظر می رسد این تعریف دقیق ترین تعریفی است که تا به حال از هوای هرات ارائه شده است : « شاعر بی زمان ما گویی به شتاب از هر کجا با خود نشانی آورده ومثل کسی که فرصت زیادی ندارد وباید حرف خود را بزند هر جا که آمده بذری ریخته ... گاه در بین هر پرش معنایی دست کم چند صد سال فاصله هست » ومتواضعانه با این تحلیل موافقم که : « مگر می شود این همه خلاء راباذهن خود پر کرد ؟ » پیرو آن می توان افزود : تکنیک در شعر تا جایی سزاوار است که به معنا خللی نرسانده در خدمت آن باشد. اگر پرش معنایی ،بازی زبانی یا هر تکنیک دیگر تا آن حد پیش برود که مخاطب در عبور از صورت سطور با دست انداز وگاه گسل های پی درپی مواجه شود چگونه می توان به بطن معنا دست یافت ؟!درست است که لذت زیبایی شناسانه نیز لذتی است که از خوانش یک اثر به مخاطب دست می دهد ومهم است . اما لذت واقعی ودائمی یک متن ] در اینجا شعر [ از درکِ « چه می خواهد بگوید ِ شاعر » است که حاصل می آید .
 مجموعه شعری از خانم « رویا زرین » توسط دوست عزیزم الیاسی بدستم رسید که انصافاً می توانم بگویم پس از سالها شعری خواندم . در آن مجموعه ، بازی ها ی  زبانی به قاعده وبه گونه ای متعادل اجرا شده بود .
دیگر اینکه : از گزاره ی شاعر بی زمان هر معنایی استنباط شود این معنا نخواهد بود که شخص ِ شاعر ِ هوای هرات از درک شعر زمان خود ناتوان است وعمران پور نیز براین مطلب صحه می گذارد آنجا که می نویسد :« الفتی راه خود را شناخته وگاه به پست وگاه به بلند راه می پیماید » .
آنگونه که حقیر دریافته است از نظر عمران پور ]فارغ از اینکه ما با این نظر مخالف یا موافق باشیم [ همین اندازه که الفتی جهد خود را بر غزل نگذارده است قدمی در راه شناخت شعر زمان خود برداشته است.
4- دوست دور من در جایی آورده است :« عمران پور در مسائل شخصی یکی دو شاعر دیگر دخالت کرده ومطالبی مثل کباده کش جشنواره های مناسبتی و ... را به آنان پرانده است ...واین نشان می دهد که منتقد پیش از آنکه دغدغه ی  ادبیات داشته باشد دنبال درگیری های شخصی است ». به نظر می رسدآن سخن عمران پوربه گونه ای آسیب شناسی جامعه ادبی ماست وچون نامی از کسی برده نشده نقدی کلی است ونمی توان از آن استنباط کرد که اودنبال درگیری های شخصی است.
دیگر اینکه :کدام هنرمند واقعی بر این امر صحه نمی گذارد که جشنواره های مناسبتی درد مشترک و بلای جدی ادبیات ]خاصه شعر[ ماست والبته کسانی از قِبَل  آن به نانی و نانی ! و نامی رسیده اند واگر براستی « زقوم » گواراست ! گوارای وجودشان ! گمان    نمی کنم کریمی بزرگوار آن اشارات را به خود یا دوستان خود گرفته باشد که چنین موضعی اتخاذ نموده است .
5-ضمن اینکه صمیمانه موافقتم را با این مطلب کریمی که می نویسد:« مگر نه اینکه هر متن وشعری از حیات نویسنده اش هر چند اندک بهره ای می جوید وجهان متنی مؤلف را به همراه می کشد؟» اعلام می دارم .
در مورد این مطلب : « ایشان]عمران پور[ در نقدشان از سرک کشیدن شاعر به گذشته وحال سخن رانده اند» به نظرم می رسد که عمران پور به تحلیل روانشناسانه ی متن اقدام نموده است وچرا کریمی آن را با تخطئه ی شاعر ]الفتی[ اشتباه گرفته ، پرسشی است که پاسخی برای آن نمی یابم!
6-« آقای عمران پور هر کتاب شعری در کرمانشاه چاپ شده نپسندیده...در خواست می کنم کتابی منتشر کنند بلکه شاعران کرمانشاه هم شعر نوشتن یاد بگیرند »در نقد این سخن کریمی باید گفت : کجا ، چه کسی وبر پایه ی کدام دلیل متقن گفته است که یک منتقد الزاماً باید شاعری برجسته باشد . پاسخ این سخن کریمی راسالیان پیش، آن بزرگ داده است که:« من تخم نمی گذارم اما تخم مرغ فاسد را از سالم می توانم تمیز بدهم»
ومگر هر شاعر برجسته الزاماً می تواند منتقد خوبی باشد ؟ چنانکه شاملوی بزرگ در نقد حضرت فردوسی نوشت آنچه را که نباید!
7- عمران پور در مورد دو اثر دیگر الفتی نیز تحلیل و رای خود را ارائه داده  وقابل احترام است و دلیلی برای پرخاشگری به ایشان وجود ندارد وهر کسی می تواند در کمال خونسردی تحلیل علمی خود را ارئه دهد؛ مخاطبان وزمان ، داوران عادل و منصفی خواهند بود.
8- در پایان عرض می کنم که در مقاله ی آقای عمران پور موردی از حمله به شخصیت کسی دیده نمی شود اما متأسفانه در مطلب آقای کریمی این اتفاق نامیمون رخ نموده است.
کسی اثری را تهیه کرده ، وقت گذاشته مطالعه نموده وآنچه به ذهنش رسیده را لطف نموده با دیگران در میان نهاده است . به نظرنمیرسد
پاسخش این بی انصافی و بد اخلاقی وهتک حرمت قلم باشد .
در مطلب کریمی حتا یک مورد در موافقت با نظر عمران پور مشاهده نمی شود. به فرض که کسانی را با هم اختلافی در حد دشمنی ]خدای نکرده [باشد . آیابر این مبنا یکی  می تواند تمام آنچه دیگری می اندیشد را بر طریق خطا بداند ؟! به نظر می رسد که این به کل از انصاف واخلاق وعقلا نیت به دور است . به فرض که کل تراوش های قلمی کسی زیر عنوان شعر مورد قبول من نباشد آیا این مجوزی است برای حمله ی من به شخصیت او ؟!
پرخاشگری ، طبیعی ترین وساده ترین روش دفع ورفع عصبانیت وتخلیه ی روانی در جانوران است . آیا هرآن چه طبیعی است انسانی نیز هست ؟! آیا وجه تمایز انسان بر دیگران!! ، نهادن بند و مهار عقلانیت و اخلاق بر آن طبیعت یا غریزه ی تاریک نیست ؟!
بر اساس آنچه در گزیده ی مطالب آقای کریمی آورده شد؛ آیا براستی این جملات شایسته ی قلم ، خاصه قلم یک هنر ور یا هنر مند است ؟! آیا نباید میان ادبیات یک هنرمند با ادبیات قشری و سخیف برخی افراد... تفاوتی وجود داشته باشد ؟
 عفت وارجمندی « ... قلم ومایسطرون » بسیار فراتر از آن است که اینگونه بر آن جفا رود.
کاش قدری مهربان وسنجیده تر با هم سخن می گفتند آنها که داعیه دار آب وخرد و روشنی اند. گویا متأسفانه این بیت شعر هنوز هم کاربرد داردکه:«بس که حرف حق کسی در دهر نتواند شنید                    
           گیرد اول در اذان گفتن، مؤذن، گوش را!»   

اردشیر داوودی 6/8/88  سرپل زهاب

نظرات [6]
   سه شنبه، ۲۶ آبان ۸۸ :: ۱۰:۰۹ صبح
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد
Email:
URL:


   سه شنبه، ۲۶ آبان ۸۸ :: ۱۰:۰۹ صبح
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد
Email:
URL:


   سه شنبه، ۲۶ آبان ۸۸ :: ۱۰:۰۹ صبح
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد
Email:
URL:


یک پیاده    پنجشنبه، ۲۱ آبان ۸۸ :: ۸:۰۱ بعدازظهر
جناب/ مگرداوودی شاگرد عمرانپور نیست و عمرانپور هم جیره خوار جنابعالی؟ ما که می دانیم همه ش زیر سرِ خودته
Email:
URL:


یک پیاده    پنجشنبه، ۲۱ آبان ۸۸ :: ۸:۰۱ بعدازظهر
جناب مگر داوودی شاگرد عمرانپور نیست و عمرانپور هم جیره خوار جنابعالی؟ ما که می دانیم همه ش زیر سرِ خودته
Email:
URL:


کیوان    یکشنبه، ۱۷ آبان ۸۸ :: ۵:۰۹ بعدازظهر
کاملا موافقم
Email:
URL:





اطلاعات شما ذخيره شود ؟
RSS 1.0 :: RSS 2.0 :: RSD :: ATOM
تمامي حقوق اين سايت متعلق به مجله اينترنتي بلوط است.
هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ ممنوع است.
دایر شده توسط نگاه نرم