فرهنگ و هنر غرب کشور ( زیر نظر هفته نامه ی صدای آزادی )
امروز: يكشنبه، 10 مرداد 1389 مطابق با Sunday, August 1, 2010 ساعت 12:02 PM
قبلی »
یادداشت
« بعدی
سلام آقاي بنفشي

سلام آقاي بنفشي
شعر در وضعيتي به سر مي برد كه در گذشته نيز چنين بوده است تنها تحمل زمان است كه ذهن را آشفته مي كند و انسان عجول هميشه با كنجكاوي به اطراف سرك مي كشد و دنبال گمشده اش مي گردد بعد ماجرا به پايان مي رسد و گرد و خاك آرام مي گيرد. به اطراف نگاه مي كني كه زمان شتابنده عبوركرده و تو همچنان ايستاده اي و رد عبور زمان تنها بر چهره ي تو پيداست بعد گذشته مي ماند و فكر كردن به روزگاراني كه آرزوي گذشت آن را داشته ايم. اين تعارضات اند كه زندگي را نگاه داشته اند و انسان خسته سراغ اصالتي مي رود كه گريزي از آن نيست . 


 گويش بومي مهجور در رقابت با گويش رسمي كشور به سان كودكي است كه برهنه و گرسنه در برابر كودكي شهري ايستاده با امكانات خداداده اي كه سهم من روستايي اندوه بود و حسرت / روزگاري كه من و هم نسلان امروز كه بعد شاعر شديم، فارغ از شيطنت هاي كودكي و به شكل اتفاقي يا غريزي شعر را دوست داشتيم در مقابل آن همه كتاب به زبان رسمي كشور، حسرتي بود تا كتابي به زبان مادري منتشر شود و ما همچون ماهيان نديده جز آب آن كتاب را با ولع  و حسي خاص در شب نشيني ها همراه خود مي برديم تا سالخورده هاي بي سواد را شادمان كنيم و شعر كردي برايشان مي خوانديم تا بگويند پسر فلاني سواد دارد و چه خوش بود آن روزگار كه بي حسرت از جهان به در نرفت / كتاب تريوسكه صابر گيلاني ( پرويز بنفشي ) را يوسف برد كه براي پدرش بخواند و هيچ وقت آن را پس نداد گفت گم شده يا هر چه ...
روزگاري كه همه در انديشه سياست بودند و پول و سوداي فرنگ و ...
شاعر در شعرگريه كرد و ما به او نگاه مي كرديم ما نمي فهميديم. ما كودكان حلال زاده اي بوديم كه جز شير مادر سوگندي نداشتيم .
بعد پس از آن همه سال به سمت شعر آمديم. مردي با سيبل هاي كلهري و هيبت ساليان خندان در جلسات شعر مي خواند و تواضعي كه همچنان با اوست .
اكنون كتاب ( شنه ي شه مال ) مجموعه اي كه روند طبيعي شعر پرويز بنفشي است مسيري است به سمت تكامل در امتداد همان عبور، اين مجموعه اشعاري كاملا طبيعي دارد كه اصالت آن ها به شاعر برمي گردد. اصالتي كه ماحصل زيست چند دهه عمر او در ميان مردمي است كه نزديكترين انسانها به هستي و طبيعت و خداوندند. زندگي در ميان طبيعت با فقر و جنگ و زحمات از دست رفته ...
 شعر بنفشي با سن او سنخيت دارد اين است كه مي گوييم كاملا طبيعيست و سلامت اشعار از دور هويداست و بايد چنين باشد. شاعردر كسوت عارفي در مي آيد كه با ايمان خود در كوهستان سير مي كند و آرزو را از دور به تماشا نشسته است و با گويشي مي نويسد كه سرشار از جملات و كلمات نغز و پرمعناست كه هر واژه از اين گويش چند وجهي است كه بيانگر كهن بودن است و تاريخي كه نيمه پنهانش مي تواند اسناد عظيمي را در خود نهان كرده باشد. پس بايد اين مجموعه را چاپ مي كرد وروال شعرش هم همين است. اشعاري توامان با معناهايي فردي كه ماحصل سير زندگي و گذر عمر است براين عقيده خواهم ماندكه شعر در گذر زمان تكميل مي شود وزمان بهاي گراني دارد.
پر ويز بنفشي جايگاه خاص خود را در تاريخ ادبيات كردي دارد و در بين ما نيز شاعري پيشكسوت وراهنما بوده و هست با شعر خوب وروحيه كاملا شاعرانه و انساني اش،‌ از صخره هاي عظيم پراو به او مي گويم: آقاي بنفشي سلام
علي الفتي - زمستان 88

نظرات [2]
یعقوب    یکشنبه، ۱۶ اسفند ۸۸ :: ۲:۰۴ صبح
درود بر هنرمند کرد و همشهری گرامی آقای بنفشی.


سه ریوان    شنبه، ۲۴ بهمن ۸۸ :: ۷:۲۳ بعدازظهر
سلاو به ریز گیان هه موو شتیکه نویسراوی زور به حقیقه ت نزیکه زور سوپاس له ئه م شاعیر خوشه ویستی بنفشی





اطلاعات شما ذخيره شود ؟
RSS 1.0 :: RSS 2.0 :: RSD :: ATOM
تمامي حقوق اين سايت متعلق به مجله اينترنتي بلوط است.
هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ ممنوع است.
دایر شده توسط نگاه نرم