فرهنگ و هنر غرب کشور ( زیر نظر هفته نامه ی صدای آزادی )
امروز: يكشنبه، 10 مرداد 1389 مطابق با Sunday, August 1, 2010 ساعت 11:59 AM
قبلی »
یادداشت
« بعدی
یادی از استاد مهدی ملکی شجاع

مهربان مطبوعات کرمانشاه به دیار باقی شتافت

دوشنبه شب که از کرمانشاه به سمت تهران در حرکت بودم در اتوبان ساوه پیامکی از طرف دوست خوبم "وحیدنیشابوری" دریافت کردم که از درگذشت استاد عزیزم مهدی ملکی شجاع خبر می داد.
این خبر بسیاربسیار مرا متاثر کرد،فورا با وحید تماس گرفتم تا از صحت این موضوع بیشتر اطلاع یابم اما متاسفانه خبر کاملا درست بود،مهربان مطبوعات کرمانشاه برای همیشه از پیش ما رفت!
تقریبا دو هفته پیش بود که برای آخرین بار با ایشان تماس تلفنی داشتم،از خودش گفت و از نامردی های روزگار درد و دل کرد و همیشه یکی از بزرگترین مشوقان من در کار روزنامه نگاری بود.
خودش می گفت:از وقتی که به کیهان رفته ای هر روز کیهان می خرم و می خوانم! و اولین صفحه ای که می بینم صفحه۵ "گزارش روز " است،اگر گزارش داشته باشی با خوشحالی تمام می خوانم و لذت می برم و اگر گزارش شما نباشد ناراحت می شوم.
آقای شجاع که یک انسان وارسته و دوست داشتنی به معنای واقعی کلمه بود همیشه به شوخی می گفت:نظافتی!کاری کردی که شدیم خواننده ثابت کیهان ! جیگرتو بخورم!
مرحوم شجاع که در مهربانی در جامعه مطبوعاتی غرب کشور همتا نداشت در این اواخر که به قول خودش به خواننده ثابت کیهان مبدل شده بود نکته نظراتش را درباره گزارش هایم در کیهان با صراحت بیان می نمود و با دلسوزی تمام راهنمایی می کرد و حقیقتا یکی از معدود دوستان صمیمی ام بود که انتقادات و پیشنهاداتش درباره فعالیت هایم در کیهان را به دید امتنان می نگریستم و هر چند وقت یکبار با هم تماسی تلفنی داشتیم.
بسیاری از فعالان مطبوعاتی کرمانشاه که امروز در عرصه اطلاع رسانی چهره ای شاخص هستند به نوعی از دست پروردگان این مرد بزرگ محسوب می شوند.
در سال ۱۳۸۵ طی یادداشتی با عنوان "کجایی مهربان من" که در روزنامه کرمانشاه ۱۴۰۰ و چند نشریه دیگر به چاپ رسید از ایشان و مظلومیت و عزلت نشینی این مرد بزرگ دفاع کردم و حتی به دنبال گرفتن مجوز هفته نامه ای محلی برای او بودم اما متاسفانه موانعی پیش آمد که تحقق این امر را به بن بست کشاند.
وخلاصه این روزها در تحریریه کیهان همه اش در فکر آوا،آقای شجاع و دوستان آن دوران هستم ،یعنی جسمم در تحریریه کیهان و روحم در تحریریه آواست . . .
ای کاش روزگار هم دنده عقب یا دکمه تکرار داشت و دوباره در تحریریه آوا در کنار بچه هایی که بی غل و غش و دوست داشتنی بودند و در کنار سردبیر نازنین آن جمع می شدیم و قلم می زدیم. . .
در روزهای آینده خاطرات مفصل تری از آقای شجاع،روزنامه آوای کرمانشاه و دوستان آن دوران طلایی خواهم نوشت.
یاد و خاطره استاد مهدی ملکی شجاع برای همیشه در روح و روان ما زنده و جاوید است

و به قول شاعر : سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

http://www.nezafati.blogfa.com


نظرات [0]



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
RSS 1.0 :: RSS 2.0 :: RSD :: ATOM
تمامي حقوق اين سايت متعلق به مجله اينترنتي بلوط است.
هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ ممنوع است.
دایر شده توسط نگاه نرم