گذري بر«گهرمهشين»، مجموعه شعر كردي علي الفتي
ظاهر سارایی- ایلام

«گهرمهشين» عنوان مجموعه شعر كردي كلهري/جنوبي آقاي علي الفتي است. او ازشاعران بسيار خوب كرديگوي استان كرمانشاه است . الفتي و شاعران باغيرتي همچون سعيد عبادتيان، رضا موزوني ، جليل آهنگرنژاد و ديگراني كه اكنون نامشان را در خاطر ندارم، آتشكدهي شعر كردي جنوبي را در كرمانشاه بزرگ فروزان نگاه داشتهاند. اين حلقه، علاوه بر شعر كردي درشعر فارسي نيز توانا هستند و آثار ارزشمندي به آن زبان دارند كه از اين ميان مي توان به مجموعه شعر "هواي هرات " علي الفتي اشاره كرد. شعر كردي جنوبي شاخههايي دارد كه شاخهي شعر ايلام(فيلي) و شاخهي شعر كرمانشاه (كلهري)، دو شاخهي برومند آن محسوب ميشوند و البته در لكستان ، شاخهي شعر لكي با ويژگيهاي خاص خود در حال رشد و تعالي است .
شعر و زبان ايلام و كرمانشاه جداي از هم نيست و همواره نزديكيهاي بسياري داشتهاند و دارند، مخصوصاً اين كه شاعران و ادباي استان كرمانشاه عمدتاً از مناطق وشهرستانهاي نزديك به ايلام ، يعني گيلان غرب و اسلامآباد برخاستهاند و كانون حركت ادبي كردي، در استان كرمانشاه هستند. كرمانشاه، تنها شهر بزرگي با اهميت اقتصادي و اجتماعي و جمعيتي نيست؛ براي ما كردهاي جنوبي، كرمانشاه به معناي بزرگترين مركز حيات كردي جنوبي است و مفهومي آرماني و شاعرانه و رمانتيك دارد. اگر زبان و ادب و فرهنگ كردي جنوبي در كرمانشاه حفظ شود، اين زبان و ادب و فرهنگ همواره پايدار خواهد ماند و اگر كرمانشاه به اين زبان و ادب و فرهنگ بيتوجه باشد، بزرگترين پشتوانهي خود را از دست دادهايم . خوشبختانه زبان و ادب و فرهنگ كردي در كرمانشاه هنوز زنده وبالنده است و مردم وشاعران و ادباي آن ، نمي گذارند اين فروغ به خاموشي بگرايد .
علي الفتي در عين حال كه شاعر توانايي درحوزهي شعر فارسي است ، شعر كردي را به صورت حرفهاي و جدي دنبال كرده، كه حاصل اين توجه جدي در مجموعه شعر گرانسنگش، يعني« گهرمهشين» نمود يافتهاست . اين مجموعه در 87 صفحه ،در قطع رقعي و با كاغذ مرغوب و طراحي جلد هنري از هنرمند بزرگ، هادي ضياءالديني، و ظاهراً به همت وسرمايهي شاعر منتشر شده است . دقتي و ظرافتي كه در چاپ و طرح و كاغذ به كار رفته، معنادار است و نشان از دلبستگي شاعر به شعرهاي كردياش دارد .
شعرهاي اين مجموعه درقالبهاي متنوعي سروده شدهاند اما قالب غزل، وجه غالب آن است . رسم الخط كردي در آن جز در اندك مواردي مثلا نوشتن مصوت بلند«u» با يك «و»،يا فقدان علامت به اصطلاح هفت كوچك بر سريا زير واجهايي چون«ێ،ڵ، ڕ » كه خوانش شعر را گاه دشوار كردهاست، در باقي موارد به درستي به كار رفته و مخصوصاً مصوت بلند«ۊ» را با ظرافت فني به كاربرده و بر مشكلات چاپخانهاي فائق آمده است اگر در چاپهاي بعدي ، موارد مذكور اصلاح شود و واژهنامهاي به آخر مجموعه اضافه شود، اثر ،شكل نهايي خود را خواهد يافت.
امتيازي كه شعر جنوبي شاخهي كلهري دارد، رسيدن شاعرانش به نوعي زبان معيار است كه تا حدود بسياري انسجام لازم را يافته ، چنانكه پراكندگي و چندگانگي زباني در شعرهايشان ديده نميشود ، حال آن كه شعر كردي جنوبي شاخهي ايلام، گرچه به سوي زباني واحد سير ميكند ، هنوز به آن يگانگي و حالت معيار لازم نرسيده، كه البته دلايل خاص خود را دارد. گوناگوني زباني در ميان ايلات ايلام و ساكنان آن، و نو بودن شيوه و سبك و زبان شعري جديد، شايد بعضي از اين دلايل باشد كه قطعاً در آيندهاي نه چندان دور، زبان معيار شعري و ارتباطي شكل خواهد گرفت؛ چرا كه اكنون خطوط كلي آن نمايان شدهاست .
شاعر ، تمام توان شاعرانهاش را در سرايش شعرهاي كردياش به كار گرفته و برآيند اين روند، شعرهايي يكدست، منسجم، مدرن، تازه و دلپذير است و كمتر نشانهاي از ضعف زباني در آن مشهود است .استفاده از عناصر طبيعي به شكلي معتدل، انعكاس جغرافيا و فرهنگ كردي جنوب با حفظ خصيصههاي كلاسيك و نگاهي به رمانتيسم و تأثيراتي از سمبوليسم، پرهيز از ابداعات زباني غريب، حفظ كيفيت هنري و ساختاري همراه با غناي موضوع و محتوا ، تأثرات نوستالژيك و نوسان در ميان گذشتهي دوست داشتني و حال و آيندهي ناپايدار و غير قابل پيشبيني، حزني جانسوز كه گويا متأثر از كوچ عزيزي بودهاست، و نهايتاً جريان در بستري از خرد و حفظ سنن و اخلاقيات تثبيتشده، بعضي از ويژگيهاي ساختاري و محتوايي اين مجموعه در نگاهي گذرا و شتابان است.دو شعر از اين مجموعه را با تصرفاتي در رسمالخط، و حواشياي كه حاصل دريافت من از اشعار است و ممكن است دقيق نباشد،با هم ميخوانيم . براي علي الفتي و شاعران و ادباي كرمانشاه ، آرزوي توفيق و سربلندي بيشتر دارم .
1
هايه منم دهروهدهرێگ له كۊچه باخ ئاسمان
چهن ساڵه هامه شووندهو تهنيا وجاخ ئاسمان!
ههم تۊكهتۊك ِ وهفرهگهێ ساڵهێل ِ بێمانگهشهوه
لهێ تهمتهمهلۊلانمه[1] ها كوو چراخ ِ ئاسمان؟
ئمشهو دواره شاێري خستهمه هۊر كووچ تِ
يهێ دهفْ ترهك كلانيدهو[2] ههم شوون ِ داخ ئاسمان
له كهوكهوين ئهو چهوه خوهزيهو كهمووتهرێ بۊام[3]
سيمرخ قافيش رێ نيهن له بان كاخ ِ ئاسمان
گرمههڕ[4] ئهورێ بۊ و ههسارهێ كارهوان كوشێگ
له گووشم نيشتهجا بۊه هاوار و ئاخ ئاسمان
2
زوون[5] له وهر خڕخاڵ[6] له دهس گوڵێ ها بانِ سهروهنێ
ماشتهێ[7] له مهخمهڵ كرده وهر خوهزيهو وه حاڵ خاوهنێ
سقانم ميل سرمهدان، چهوم وه سرمهێ قهێ چهوێ
ماني نهقاشي كرديه، گوڵهێل ِ نهخش داوهنێ[8]
برام بوودن وه نهزر ئهو مانگهشهويل سوخمهيه
وه لهرزهلهرز ِ سوخمهگهي نازار پهسا[9] مهشكه ژهنێ
ئێ بوو شهماڵه چۊ خوشه، بوو كام خودا لايق ديه؟
ههم كام پهريخانه خودا له سهر پهسا لهچگ كهنێ؟
سووفي له ديندهرچي منم، پيتهخهنهێ خاس و گهنم
بهو لار و لهنجه دي بهسه، دي كهم بكه بزگهخهنێ[10]
سهرئهو رێهگه لێم گرديهو، پا ناسه ناو كاني سهراو
نازار ت پات زۊتر بشوور، وهخته م بمرم له تيهني
--------------------------------------------------------------------------------
1- هواي مهآلود .
- تازه شدن زخم.[2]
- كاش كبوتري در آبي چشمان تو مي بودم.[3]
- رعد وبرق.[4]
- دقيقاً معني اين كلمه را نمي دانم اما پيداست كه نوعي پوشش زنانه است.[5]
- خلخال. زيور زنانه به شكل حلقه اي كه دور مچ پا قرار مي گيرد. در ايلام به آن پاوێنگ ميگوييم. [6]
- نوعي پوشش زنان كرد.[7]
- ماني گل هاي دامنش را نقاشي كرده است .[8]
- پهسا كلمه اي معادل "دارد" يا " داشت" در ماضي يا مضارع ملموس مثلا دارد می آید یا داشت می آمد. و گزينه اي بي همتا براي اين افعال كمكي وارداتي .[9]
- تبسم . گاه به نيشخند هم گفته مي شود.[10]
ببخشیدمنظورشماازلکستان چیست؟والهشماکردهاشورش رادراورده ایدچیزی نمانده اسم عربستان راهم عوض کنیدایاشمادوست داریدمابه کرمانشاه بگوییم بلوچستان؟یابه کردستان بگوییماذربایجان؟
ما به عنوان یک همزبان به شما و تمام شاعرانی که درجهت ارتقا زبان کردی تلاش می کنند افتخار میکنیم .