فرهنگ و هنر غرب کشور ( زیر نظر هفته نامه ی صدای آزادی )
امروز: پنجشنبه، 18 شهريور 1389 مطابق با Thursday, September 9, 2010 ساعت 5:50 PM
قبلی »
یادداشت
« بعدی
نگاهي به مجموعه غزل پنهان گريه ها سروده ي فرهاد صفريان
فرهاد صفريان - متولد 1356 زاده هرسين است و دانش آموخته ي
كارشناسي ارشد حقوق بين الملل و اينها هيچكدام ربطي به شعرش ندارد.
پيش تر از اين غزل هايي پراكنده از صفريان را بي آن كه بدانم
كجايي است و چوب خطِ زندگي اش چقدر پر شده، خوانده بودم.
يِ صفريان شايد - البته شايد- چشم انداز روشني » پنهان گريه ها « اما
به جهان شعر و غزل اين شاعر باشد.
«: حضرت مولانا عبدالقادر بيدل دهلوي شعري دارد به اين مضمون
و از اين رو صفريان ؛» تو از قبيله ي عشقي وظيفه ات غزل است
وظيفه اش را پذيرفته و به آن گردن نهاده است، چون از ايل و تبار
طايفه ي عشق است.
از » پنهان گريه ها « سطور بالا مقدمه اي است براي نگاه دقيق تري به
جنس تعارف وافاضه ي فضل و هر چه كه اسمش را مي گذاريد و ...
بايد پذيرفت غزل به عنوان يك قالب شعري، ضرورت خود را از دست داده
است. اما تغزل به عنوان مفهومي كه دائما در حال نوشدن است وبا اجزاي شعر
مي آميزد ،از اصلي ترين زمينه هاي شعرِ فارسي باقي مانده است. در "پنهان
گريه ها" هم اين روح تغزلي بر فرم چيرگي دارد و همين مخاطب شعر را
راضي نگه مي دارد.
خيلي ها بر اينند كه موفقيت غزل قدما معماگونگي اش است و لذتي كه
خواننده شعر در حل اين معما و كشف و شهود نصيب مي شود ،حد لذتِ
ناب از غزل است. آيا با اين اوصاف بايد گفت چون غزل امروز نيازي به رمز
گشايي هايِ اينچنيني ندارد ،پس غزل به پَس مي رود؟
غزل امروز - نه به صورت مطلق - بي نياز از رمز گشايي هاي ديرين است.
تصاويري مي آفريند و اين تصاوير پراكنده كه بايد با هارمونى خود جزئي
از يك كل لذت بخش وناب باشند ، ويژگي غزل امروز يا به عبارتي غزل
نو مي باشد.
غزل هاي صفريان راحت فهم است وروان. ذهن درگير جزئياتش نمي شود ،اما
حسِ آني باقيمانده پس از پايانِ غزل همان روح تغزلي بالنده ي شعر فارسي
است.
در نوبتي دوباره دلت را مرور كن!
از غم به هر بهانه ي ممكن عبوركن!
رحمي كن اي عزيز به آبادي خودت!
فكري براي كشتن اين بوف كور كنً
اي خيس گريه هاي كدورت ،كمي بخند!
اين ابرهايِ مملوِ تب را صبور كن!
ص 3- پنهان گريه ها
فرهاد صفريان ميراث دار و نگهبان مزار غزل گذشته نيست. درستش هم همين
است. كه ميراث داري را در هر زمينه اي كناري بگذاريم و خود ميراثي فراهم
كنيم با اين علم كه بعد از ما هم هيچ كس ملزم به حفظ آن نيست!
اما صفريان چندان هم در قيد به اصطلاح مؤلفه هاي غزل امروز (گريز از
روايت خطي، برخورداري از منطق تصوير و روايت تكنيكي داستان مدرن ،
برخورداري از چند صدايي ، چند لحني، چند ريتمي و ...) نيست. شاعري
است كه ميان گذشته و امروز، جايي در غزل نشسته است و كارش را مي كند.
همين عدم پايبندي اش به گذشته و امروز استقلال ذهني او را نشان مي دهد.
چيزي كه در مقوله برخورد با شعر كمتر يافت مي شود.
صفريان شاعر خوبي است، اما حداقل در غزل هايي كه ما از او خوانده ايم ،
جهانش به انتظارو معشوق بي وفا و حوا و سيب و گندم محدود مي شود. اين
دريغ ابدي هميشه همراه من است كه بهترين شاعران نسل حاضر همواره از
مشكل"انديشگي" در شعرشان رنج برده و مي برند. در اين زمانه ي نامراد و
نامرد ، گفتن و شنيدن از عشق و گلايه از معشوق تسلاي خاطرِ جان هاي شيفته
بسياري است. اما ماندن در اين وادي ، و نظر نيفكندن به ساير كرانه هاي هستي
و جامعه و ... الخ گناهي است نابخشودني و مطمئنا سوق دهنده به سوي عالم
تكراركه هر كه در اين ورطه در افتد ، يقين بداريد كه برخواهد افتاد!
همانگونه كه واژه هاي گوناگون در شعر آزاد امروز ،اجازه ي ورود يافته اند ،در
پنهان گريه « بعضي ازغزل هاي صفريان نيز همين حضور ديده مي شود. در
هيچ واژه اي خود به خود ، غير شاعرانه نيست وهر واژه اصطلاح يا تركيب » ها
مي تواند با تغيير جنسيت خود و ورود به شعر، به جنس شاعرانه تبديل شود.
شرح حال بودنش اندازه ي يك صفحه نيست
انتشارات دل مردم كتابيش كرده است
پنهان گريه ها- ص 21
به احترام تو شايد ادامه دارد من -
جنازه- اين تهيِ لنگ در هوا مانده
پنهان گريه ها-ص 30
آه اي نگاه هاي تماشا ، به خدا وكيل!
علّاف چشم هاي شما هم نمي شوم
پنهان گريه ها- ص 32
رگه هاي نازكي از نوگرايي و هنجار گريزي ،حضور عناصر و پديده هاي
زندگي امروز و شيوه ي گسسته نويسي مصراع هاي غزل در كارهاي صفريان
به چشم مي خورد. البته اين هنجار گريزي ها را در شعر وي بايد اتفاق قلمداد
كرد زيراكه به روال تبديل نشده است و ظاهرا شيطنت هاي گاه و بي گاه روح
شاعرانه ي فرهاد است.
طفلكي يك لحظه غفلت كرد ،
عاشق شد...
وبعد
تازه فهميدم كسي آدم حسابش كرده است!!!
پنهان گريه ها- ص 22
در پايان بايد گفت آگاهي از روند تحولات ادبي-به ويژه در زمينه شعر-از
پيش زمينه هاي مهم در شكل گيري آثار فرهاد صفريان و ساير غزل سرايان
امروز است. آشنايي با مقوله ها و دادهاي جديد در عرصه ي شعر ، بازخواني
متن هاي دستياب با روش هرمنوتيك و بحث در حوزه ي "چيستي شعر
امروز" فرصتي است كه هم شاعر را متحول مي سازد و هم غزل را. آشنايي
زدايي از برداشت هاي كهنه و "اين زماني فكر كردن" در چارچوب ذهني
براي سرايش غزل امروز ،مساله اي در خور تامل است.
اسفند
نظرات [4]
شبیه خودم    جمعه، ۱۰ اردیبهشت ۸۹ :: ۴:۲۴ صبح
اگر همه اشعار در این سطح باشند تبریک به آقای صفریان. مشتاق خواندن این کتاب هستم.


حمید    سه شنبه، ۲۴ فروردین ۸۹ :: ۳:۲۶ صبح
نقد خوبتون رو مو به مو با دقت خوندم... با توجه به اینکه کتاب رو خوندم راحتتر میتونم منظورتون رو بفهمم...به نظرم اکثرش درست و منطقی بود...فرهاد صفریان نه واسه غزل قدیمه و نه شعر هیجان طلب امروز...عاشقانه و دلی و بی ادعا مینویسه... ولی این انتقادی که کردید کاملا بهشون وارده که فقط دربند عاشقانه نوشتنه و انگار کاری به کار جامعه نداره...و صدالبته ممکنه غزلهایی هم در این باره داشته باشه که بنا به شرایط امروز ترجیح میده تو دفتر بمونه...


رژانو    دوشنبه، ۲۳ فروردین ۸۹ :: ۷:۲۸ بعدازظهر
سلام...من که شعراشو دوست دارم...


مهدی رنجبر    یکشنبه، ۲۲ فروردین ۸۹ :: ۰:۵۵ بعدازظهر
با سلام. چه نگاه پریشانی...
Email:
URL:





اطلاعات شما ذخيره شود ؟
RSS 1.0 :: RSS 2.0 :: RSD :: ATOM
تمامي حقوق اين سايت متعلق به مجله اينترنتي بلوط است.
هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ ممنوع است.
دایر شده توسط نگاه نرم