شناسنامه هايمان را تازه تر كنيم! تكرار حرف شين در زبان فارسى هميشه موسيقى دلنشينى ايجاد مى كند و تكرار
دو عدد هشت نيز در اولين برخورد ذهن آهنگ دلچسبى دارد. اما اين عدد وقتى
در كنار هم سالى را رقم مى زند ، مى تواند جداى از اين ريتم شيرين حرفها و
حديثهاى فراوانى داشته باشد.روزهايى به تاريخ پيوسته اند كه بخشى از خاطرات
ما را با خود دارند . خاطراتى كه مى توانند بخشى از شناسنامه ى ما باشند. 88 را با
پستى و بلندى هايش زندگان امسال پشت سر گذاشتند و هر كدام از جام آن تلخى
و شيرينى چشيدند . زندگانى با شناسنامه . زندگانى با عشق و شوق و تلاش !
با نفس هاى پونه و شبنم، با زلال ترنم باران ، با شكوه تنفس صبحى بهارى ،
ساعاتى پاك و روزهايى تازه از راه مى رسند. زندگانى با شناسنامه ، دقايقى
نو را مى آغازند.با انگشتان اميد و چراغى كه به سمت فردا نشانه رفته است.
فردايى براى نگاههايى تازه تر.ذات بهار اين است كه پر از نوشدگى باشد و اين
رازيست ماندگار از جنسى ديگر . پس!:
چشم واكن رنگ اسرار دگر دارد بهار
آنچه در وهمت نگنجد جلوه گر دارد بهار
ساعتى چون بوى گل از قيد پيراهن برآ
از تو چشم آشنايى آنقدر دارد بهار
مولانا عبدالقادر بيدل در لايه هاى كلامى خويش به نكاتى عميق اشارت
در اينجا كلام بيدل تداعى گر همان كلام .«.... چشم واكن » دارد: اينكه
زيباى سپهرى است كه مى گويد:
چشم ها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد..
براى نوكردن شناسنامه هامان در سال تازه بايد اينگونه باشيم و اين گونه ببينيم
تا از بارقه هاى روشنى بخش بهاردر كوچه هاى ذهنمان شمعها بيفروزيم .
اين روزها با سنتها و آيينهايى كه از ماست و با ماست، شروعى سبز را بر
پيشانى خويش دارند ما نيز مى توانيم متفاوتشان بدانيم و آينه وار از اين روح
و باور سبز سرشارشويم و نوشدگى را در كشور وجود خويش جار بزنيم و
گامى رو به آينده اى روشن برداريم.
اگرچه تقويم 88 در ديار شيرين حرفهاى تازه ى بسيارى با خود نداشت و اين
كارنامه در عرصه ى فرهنگى و هنرى كم جلوه تر بود، هنرمندان اما همچنان
كوشيدند. آثارى ماندگار اما انگشت « طرح نو » پويا و مانا در پىِ افكندن
شمارى به متون ادبى ماناى اين ديار افزوده شد . در اين ميان سهم شاعران و
نويسندگان كرد بيشتر بود و بايستى اين تحرك را در عرصه ى فرهنگ و ادب
كردى در پهنه ايران بزرگ به فال نيك گرفت.
كرمانشاه 88 در حالى سپرى شد كه اتفاقات تلخ و شيرينى را در عرصه هاى مختلف
پشت سر گذاشت. از مرگ شخصيتهاى برجسته اى همچون آيت الله نجومى گرفته
تا ديگر اتفاقات ، هر كدام تا حدودى فضاى فرهنگى استان را تحت تاثير قرار داد.
احمد عزيزى همچنان در كما بسر مى برد تا چند هفته اى از دوسالگى كمايش
بگذرد و اين شاعر تواناى مثنوى هاى ماندگار در سكوتى گاه تلخ و بى خبرى
ويژه با ابزارهايى مصنوعى نفس كشيدنش را اعلام كند.
زاگرس همچنان زاگرس پيشين مانده تا مخاطبانش را در روزمرگى محضى
بچرخاند. انگار روح خلاقيت از اين شبكه ى استانى رخت بر بسته است .ميراث
فرهنگى ديار ما هم هنوز با نيم رمقى به حيات خويش ادامه مى دهد.
حضور مديريت تازه ى استانى نيز بارقه هاى اميد را دردلهاى بسيارى روياند
كه با آمدن اين مديريت علمى مى توان به آينده ى اين ديار اميدوارانه تر
نگريست. (اگر چه تا كنون اتفاق چشمگيرى در اين حيطه نيفتاده و نگاه
فرهنگى همچنان بر همان مدار مديريت ماضى مى چرخد.)
از خزان آيينه دارد صبح تا گل مى كند
جز شكستن نيست رنگ ما اگر دارد بهار
نظرات [0]
RSS 1.0 ::
RSS 2.0 ::
RSD ::
ATOM
تمامي حقوق اين سايت متعلق به مجله اينترنتي بلوط است. هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ ممنوع است.