چراغی برای آیندهی روشن دستور نویسی در کرماشان

وحید رنجبر جوان توانمند و کوشندهی کرمانشاهی دست به کاری بزرگ زد و با چاپ کتابی تحت عنوان « دستور زبان کردی کرمانشاهی » نام خود را در زمره ی تلاشگران عرصه ی فرهنگ و ادبیات کردی به حافظه ی پایدار دوستداران عرصهی فرهنگ کردی سپرد. قبل از هر چیز باید دست و قلم تلاشگرانی اینچنین را بوسید و با احترام ویژه از آنها یاد کرد .
همگان می دانند که گام نهادن در وادی پر سنگلاخ دستور زبان همیشه با بسیاری از باید ها و نباید ها همراه است و صف موافقان و مخالفانش شمشیر از رو می بندند و بر نگاههای همدیگر می تازند . شاهد بارزش در این سالها جنگ و گریزهایی بر دستور زبانی است که برای زبان فارسی تدوین شده است .
با دیدن این کتاب و تورقی ساده می توان به چند نکته رسید !
استعمال لفظ دستور زبان ، اختصاصاً دستوری است که بر زبانی نوشته می شود که همه ی فاکتورها یا حداکثر فاکتورهای یک زبان را ( به معنی اخص ) داشته باشد . همانطوری که می شود دستوری برای گویش ها و یا به شکل محدودتر بر لهجه ها نوشت . اسکلت مطالب کتاب بیش از هر چیز یک دستور علمی است که زبانهای مجاوری مثل فارسی از آبشخوری اینگونه بهره گرفته اند که به نظر نگارنده می تواند مثبت تلقی شود .اگر چه سخت معتقدم که با عینک زبانی دیگر نمی توان واکاوی هایی جدی در زبان کردی کرد .
نکتهی اساسی این است که دایره ی ذهنی مؤلف بر محور (تنها وتنها ) لهجه ای می گردد که امروزه در چند خیابان و چند کوچه ی فرعی متکلمینی دارد که آنهم در اکثر مواقع فارسی را ترجیح داده و در مواقع بسیار نادر از الفاظی کردی وار ! استفاده می کنند .
پر مسلم است که زبان همیشه و همواره در حال پویایی است و اگر درنقطه ای به ایستایی برسد در مواقع متعدد می توان آنرا مرده پنداشت و اگر دل رهگذری مؤمنانه در آن حوالی پرسه بزند، بر آن فاتحه ای نثار می کند .
اینکه بینگاریم کردی کرمانشاهی همان موجود 50-60 ساله است با همان هیکل و ویژگی های خاص خود ، به یقین به خطا رفته ایم ( و در ساده ترین شکل باید دستوری تاریخی بر آن بنویسیم ) پس ما جدای از نگرش ویژه ی مؤلف اثر ، کردی کرمانشاهی را امروز یک موجود زبانی پویای متکثر می دانیم که با تعویض لباس مندرس 50 یا 60 سال گذشته ، با چهره ای تازه تر و بار واژه گانی بسیار غنی تر ، جغرافیایی وسیع تری را نیز در دایره ی حیات خویش می بیند و با تلاش های صاحبان فضل و ادب گام در آینده ای روشن می گذارد .اینکه بر این گویش قابل توجه و تامل و تاریخی مرزی بسیار محدود بگذاریم ، نه تنها کاری جامع شکل نگرفته ، بلکه ناظران واقعیت های زبان را نیز به واکنش فرا خوانده ایم .
جان کلام اینکه امروزه بسیاری از مهاجران - چه خوب و چه بد - مسیری تازه را برای این گویش فراهم آورده اند و چه قدیسانه بنگریم و چه با نگاه مردمان ساده ی کوچه و بازار ، باید بپذیریم که این گویش در پهنه و گستره ی زبان کردی با پوششی تازه تر و با برخورداری از پتانسیل گویش های مجاوری همچون : کلهری ، لکی و جافی به غنای تازه تری رسیده است . پس هر مؤلف دستور زبانی یا نویسنده ی دستور خاصی برای گویش های کردی باید قبل از هر چیز جغرافیای گویشی یا زبانی را بشناسد و سپس گام در وادی پر از مغیلان دستوریاش بگذارد .
نکته ی دیگر اینکه درست است با درنظر گرفتن مرزهای جدید گویشی می توان به پارامترهای یک زبان نیز در این حوزه دست یافت ، اما مهم آن است که در صورت برخورد علمی می توان به مسیری راهوار رسید .با این همه و همه ی حرفهای ناگفته وحید رنجبر می تواند آغازگر کاری بشکوه باشد که با تجدید نظرهای جدی تر در این اثر سنگ بنای کاری مهم را دقیق تر و موشکافانه تر بگذارد و با استفاده از نظر صاحبنظران این امر که خوشبختانه کم هم نیستند ، کاری جامع و آبرومند را روانه ی بازار گرداند
جلیل آهنگرنژاد - ٨/٨/٨٨ کرماشان
سلام ممنون ميشيم مارا لينك كنيى
سلام بر استاد آهنگرنژاد و درود بر وحید رنجبر که رنج تدوین چنین کار سترگی را به جان خریده اند.ما منتظریم تا چشممان به دریافت این کتاب روشن شود و کتابخانه ی کردی را با ان زینت دهیم.