فرهنگ و هنر غرب کشور ( زیر نظر هفته نامه ی صدای آزادی )
امروز: پنجشنبه، 20 اسفند 1388 مطابق با Thursday, March 11, 2010 ساعت 10:40 PM
قبلی »
نقد و نظر
« بعدی
نقدی بر دستور زبان کردی کرماشانی اثر وحید رنجبر

بعد از چاپ  دستور زبان كردي كرمانشاهي ( كلهري)  نگارنده ،حدود 15 سالي مي گذرد . هرچند كه چاپ دوم آن دراول فرهنگ خوه‌رهه‌لات در اختيار فرهنگ دوستان زبان وادبيات كردي قرار گرفت . بر اين باور بودم كه يك نفر راه بنده را با تحقيقي كامل تر ادامه خواهد داد . تا اينكه چندي پيش آقاي رنجبركتابي با عنوان  دستور زبان كردي كرمانشاهي به بنده اهدا فرمودند كه بسيار سپاسگزارم .

اين كتاب (‌دستور زبان كردي كرمانشاهي ) براي بار دوم متولد شد . با توجه به اينكه  بنده نقاد نيستم ، اما به عنوان ياد آوري  ، مطالبي چند جهت تصحيح چاپهاي بعدي به آقاي رنجبر پيشنهاد مي شود . باشد كه با اين بضاعت كم ، كم و بيش حق مطلب ادا شده باشد و مهم دستور زبان كردي كرمانشاهي باشد نه سليقه هاي شخصي .

اين كتاب  در انتشارات طاق بستان در سال 1388 با شمارگان 1000 قطع رقعي ودر 182 صفحه به چاپ رسيده است  .

بنده آقاي رنجبر را از چند سال پيش مي شناسم . جواني با استعداد و از يك خانواده فرهنگي وفرهنگ دوست زبان وادبيات كردي . بسيار مايه افتخار است كه جواناني چنين ، بازگشتي دوباره به زبان مادري خويش داشته باشند

هر چند كه رشته آقاي رنجبر زبان وادبيات فارسي نيست اما در دوران دانشجويي ماهنامه هاي ايشان ، نشان از تلاش وسيع وي در زمينه ادبيات كردي بود . اميدواريم نقادي بنده، در خور يك يادآوري دوستانه باشد واز آنجا يي كه نقد بايد با محاسن و معايب همراه باشد ، بنده حركت و گام نخست ايشان را جزو ‌محاسن كتاب به حساب مي آورم . اين طبيعي است كه كتاب،نشان از تلاش وسيع وي در زمينه ادبيات كردي بود و اين طبيعي است كه هر كتابي فراز ونشيبي دارد هر چند در بعضي موارد وحيد عزيز در دام الفاظ بعضي از كتابهاي سطحي ادبيات كردي گرفتار شده است كه نه تحقيقي در مورد زبان وادبيات كردي داشته اند و نه در برخي موارد كرد بوده اند و كار تحقيق هم همين است.

 زماني كه بنده دستور زبان كردي كرمانشاهي را نوشتم يك نمونه منبع جزيي نبود كه به آن مراجعه كنم . تحقيقاتم خود مردم بود و بس. واگر در كار تحقيق مواردي يا نظريه هايي وجود دارد ، مقصر گرد آورنده نيست و بنده در اكثر جاها منظورم همان كسان است نه آقاي رنجبر . كساني كه با مدارك عاليه دانشگاهي ، در مورد زبان و ادبيات كردي اظهار نظر مي كنند. اما دريغ از يك جمله كه به زبان كردي بنويسند يا بخوانند . درمقدمه كتاب ص 13 چنين آمده است  :« ‌شاخه جنوبي كه از زير مجموعه هاي مهم اين زبان است خود به گويش كرمانشاهي ، سنجابي ، كلهري و لكي تكلم مي شودبايد ياد آوري كرد كه گويش كرمانشاهي وكلهري يكي مي باشند . اما در مورد گويش  سنجابي ، سنجابي خودش لهجه است نه گويش . سابق در جايي شنيدم كه بعضي  از اساتيد گفته بودند ، گويش قصرشيرين ، سنجابي ، اسلام آبادي و ... اين ها همه لهجه مي باشند نه گويش. »  

 

.در ص 14 كتاب آمده است : بسياري كردي كرمانشاهي را با كردي كلهري يكي مي دانند كه اين نظر، چندان درست به نظر نمي رسد هرچند نمي توان مشابهت فراوان اين دو گويش را ناديده گرفت «‌نه تنها بنده بلكه تمام زبان شناسان كرد بر اين باور هستند كه كردي كرمانشاهي همان كردي كلهري مي باشد ويكي هستند ودرادامه همين  مطلب آمده است : »‌از جمله  دلايل جدايي اين دو گويش مي توان به مجاورت كردي كرمانشاهي با فارسي كرمانشاهي و تعامل اين دو با هم اشاره كرد واز سويي مركزيت كرمانشاه در غرب كشور موجب آن شده است كه كردي كرمانشاهي با فارسي زبانهاي ساير نقاط كشور نيز در تعامل باشند واز اين رو فارسي در اين گويش نقش پيدا كند .«‌ما در هيچ كتابي و از زبان هيچ زبانشناسي و  جامعه شناسي نشنيده ايم كه  فارسي كرمانشاهي  يك گويش وداراي اصالت و ريشه مي باشد . فارسي كرمانشاهي زايده كردي كرمانشاهي است و كلمات كردي در فارسي نقش دارند نه فارسي در كردي چون خاستگاه كرمانشاه ، كردي مي باشد  

 و ازطرفي هيچ استاني شما سراغ نداريد كه يك گويش يا زبان يك دست باشد چه استانهايي فارس نشين ، چه ترك نشين ، چه عرب و چه كرد نشين. هميشه اقليتهايي در آنجا بوده وهستند ما به  جز كساني كه هجرت كرده اند و وارد استان شده اند ، فارسي نداريم . هر چه  كه هست كرد است و فارسي كرمانشاهي چيزي نيست جز يك  ابداعاتي كه خود كردهاي كرمانشاه به وجود آورده اند و ريشه آن برگشت به زمان قاجار دارد. آن زماني كه پدران ما فارسي را خوب صحبت نمي كردند وبراي ادامه يك جمله فارسي مجبور بودند كه بعضي از كلمات كردي را به آن بيفزايند اكثر سفرنامه نويسان و جهانگردان اروپايي كه از شهر كرمانشاه ديدن كرده اند به كرات ياد آور شده اند كه كرمانشاه اكثرا كرد هستند وبازرگانان اين شهر چون از جاي ديگرآمده اند، فارس مي باشند. اين از لحاظ مسائل زباني است وگرنه خود كلمات كردي پشتوانه اي براي زبان فارسي است و هر دو يك ريشه دارند ويا به هم نزديك هستند. نه اينكه آنها را روبروي هم قرار دهيم. خود شما فارسي صحبت مي كنيد. يا بچه هاي من كه فارسي صحبت مي كنند .آيا اينها فارس هستند؟ مسلما خير چون هم شما و هم بچه كاملا با زبان كردي آشنايي داريد ودارند وصحبت مي كنيد و مي كنند.

 از طرفي اگر بخواهيم به كردي كرمانشاهي فارسي كرمانشاهي وكردي كلهري و... نگاه كنيم ، احتياج به بررسي عميق دارد. اگر ما بگوييم كردي كرمانشاهي و هورامي گوراني يا كردي كرمانشاهي و سوراني باز قابل قبول است ولي كردي كرمانشاهي وكلهري يكي مي باشد و تنها اگر به استناد يك سري لغات اكتفا بكنيم ، هيچ نتيجه اي نمي گيريم. ما در دستور زبان ، لغات را بررسي نمي كنيم . ما در دستور زبان ، ساختار گويشها را بررسي مي كنيم . استان ايلام و ... را جزيي از كلهر زبانان به حساب مي آوريم .

زماني كه بنده معلم بودم و در روستا تدريس مي كردم از ما خواسته بودند تا آمار اهالي را بگيريم . از خانواده اي سوال كردم چند پسر داريد ؟ پدر ايشان گفتند : ‌يكي و اسمش محمد است . بعد پرسيدند كه اين آمار براي چيست ؟ گفتم براي دادن كوپن . گفت: ‌پس بنويس: مامگه ، مامد ، ممي ، مامه ده ، محمد . گفتم اينها همه نام محمد است همه را به شيوه هاي مختلف خوانديد . اين حكايت كردي كرمانشاهي وكردي كلهر مثل همين است . فردا كردي قصر شيرين هم متولد مي شود و ...

اينجاست كه افراد پاك ودلسوزي همانند شما در دام گفتار بعضي ها كه مطالب قوي ومحكمي ندارند ، گرفتار مي شود واين گرداب گرفتار يهاي همچناني كلهر زبانان را به دام خود مي كشد . حتي آنهايي كه اعتقادشان به كردي كرمانشاهي وكلهري يكي است .رسم الخطشان به كوچه علي چپ است . ودر اين راه مقصر اصلي خودمان مي باشيم يا اول از همه خودم . تاكنون در مورد نوشتار به جز اوايل كه در نداي جامعه يك صفحه به بنده اختصاص داده بودند وبعد در روزنامه اعتماد ملي ، ديگر هيچ گونه فعاليتي در روزنامه هاي محلي نداشته ام .

اميد است كه دوباره تدريس زبان كردي به وسيله ارشاد اسلامي همانند گذشته داير شود تا بتوانم ، خدمتي كرده باشيم .

روزي بنده در انجمن كردي كرماشان در دانشگاه رازي مظلوميت گويش كردي كرمانشاهي ( كلهري ) را از سه ديدگاه ياد آور شدم . كه در ديدگاه اول ومقصر اصلي كلهر زبانان هستند .

در تعريف گويش چنين آمده است :‌در محاوره حرف همديگر را مي فهمند اما نمي توانند با هم و مثل هم صحبت كنند »‌آيا كردي كرمانشاهي يا حتي ايلامي با كلهري حرف همديگر را نمي فهمند ؟

يا نمي توانند با هم صحبت كنند ؟ قطعا اينطور نيست . اگر نتوانند با هم صحبت كنند پس هر كدام گويش جداگانه اي است . اما وقتي به راحتي با هم صحبت مي كنيم چه دلايل محكمي جدايي آنها وجود دارد ؟ كدام زبان شناس كرد وبه كدامين اسناد مي خواهد رجوع كند ودليل بياورد . كه گويش كردي كرمانشاهي و كلهري از هم جدا هستند چرا ما بايد در قضاوتمان ، با دست پر در زمينه دستور زبان وزبان شناسي ، وارد اين عرصه نشويم . بارها گفته ام كردي كلهري پشتوانه ي عظيمي براي كردها ي شهر كرمانشاه است كه در مجموع كردي كرمانشاهي را در بين ملل جهان تشكيل مي دهد و به اين نام خوانده مي شود .حتي بعضي اساتيد به نام گويش شيعه ازآن نام مي برند ، خلاصه و در هر صورت چه گويش كرمانشاهي باشد، چه كلهري وچه شيعه نه تنها كردهاي كرمانشاه بلكه چند استان را شامل مي شود .

چون كلهر زبانان يا گويش كرمانشاهي تنها در شهر واستان كرمانشاه نيستند در كشور عراق هم به گويش كلهري معروف مي باشنداز طرفي عده اي ايل كلهر را بهانه كرده و مي گويند شايد منظور زبان شناسان از گويش كلهري ،ايل كلهر باشد . خير. چنين نيست اما بايد دانست كه ايل كلهر پشتوانه عظيمي از كلمات و واژه هاي اصيل كردي براي كلهر زبانان است .

در دهه ي اخير دستهايي در كار است كه با كتابت خويش گويش كردي كلهري را در مقابل گويش كردي كرمانشاهي يا كردي كرمانشاهي را در مقابل فارسي كرمانشاهي قرار بدهند واين هم نتيجه آن مسائلي است كه الان رنجبر عزيز كه در آغاز راه كردي گام بر مي دارد. آن مسائل را سر لوحه مطالب خويش قرار داده است .

در قسمت آوا شناسي و در ص 9 كتاب آمده است:‌كه كردي كرمانشاهي سي وپنج واج دارد و در ص 20 نمودار مصوتها وصامت ها در رديف 16 واج «‌خو»‌ديده مي شود . بنده تا به حال به چنين واجي «‌خو »‌بر خورد نكرده ام چه درصامت ها و چه در مصوتها . مگر در مصوتهاي مركب كه آنهم نه تنها يكي بلكه 15 الي 20مصوت مركب داريم . البته از زبان باستان والفباي ميخي چنين مسائلي وجود دارد .

وجالب تر اينكه «‌ر»‌و اگر ما به« ‌ل»‌سنگين از واج هاي كردي كرمانشاهي حذف شده است كه در ص 25 آمده است :‌برخي «‌لام »‌سنگين و راي مشدد را نيز از واج هاي كردي كرمانشاهي مي دانند ولي اين دو واج در كردي كرمانشاهي وجود ندارد وبيشتر در كردي كلهري ديده مي شود »‌

وحيد عزيز وقتي كسي كه فارسي صحبت مي كند ومي خواهد به زبان مادريش برگردد ، در پاره اي مواقع به اشتباه اين كلمات را ادا مي كند . ولي بايد دانست هر كردي كه نتواند واجهاي كردي «‌ل »‌و«‌را »‌سنگين را ادا كند ، كُرد، يعني كردهاي گويش هاي بادينان ، سوران ، گوران ، كلهر ، سرولك را به هم پيوند مي دهد. وجود همين راها ولام و ي ها مي باشد .هنوز كساني هستند كه به جاي دالگ مي گويند دالِگ . اگر ما در تلفظ محاوره اشتباهي داشته باشيم ، مقصر گويش ما نيست، مقصر خودمان هستيم كه نمي توانيم مطالب را ادا كنيم . با اين نظريه ها شما ، ما وارد فازهاي جديدي خواهيم شد كه ديگر نه كردي است نه فارسي و نه تركي بايد بگويم :‌كردي تركي اصفهان كرمانشاهي اراكي . اگر ما به پيشينه زبان كردي از زبان اولين محقق بزرگ كُرد يعني شرف خان بديسي نگاه كنيم،  ايشان گويشهاي زبان كردي را در دوره صفويه به پنج قسم ، بادينان ، سوران ، گوران ، كلهر ولر تقسيم نموده اند . تحقيقي كامل از روزگاري كه تمام گويشهاي كُرد متعلق به دولت ايران بود. آن زمان نه كردي كرمانشاهي بود و نه فارسي كرمانشاهي .

در ص 23 چنين آمده است :‌«‌ئوشم نامه ت نوسم »‌در كلمه ئوشم ، «‌ئو»‌به جاي «‌و »‌آمده است :‌ما در زبان كردي كرمانشاهي يا كلهري چهار مصوت بلند آ- او _ اي - و داريم . يعني يك مصوت بلند از ساير گويشهاي كُرد « و »‌بايد در آغاز كلمه باشد ، بايد به تنهايي و به همين شكل خودش را در اول فرهنگهاي كردي كرمانشاهي نشان بدهد ،آنگونه كه بنده در خوه رهه‌لات نشاند داده ام .

متاسفانه دليل اشتباه كساني كه قبل از شما به اين نظريه دامن زده اند اين است كه از تركيب مصوت بلند كلهري دچار اشتباه شده اند

براي مثال :

مصوت بلند « آ »‌از تركيب« ئ + ا » درست شده است .

مصوت بلند «‌او »‌از تركيب « ئ + و» درست شده است .

مصوت بلند «‌اي »‌از تركيب «ئ +‌و» درست شده است .

اما مصوت بلند «‌و »‌ا زتركيب« و + ي  » درست شده است .

ما در تركيب (‌و )‌همزه اي نمي بينيم اگر اين طور« ئ + و +‌ي » درست شده باشد كه متاسفانه اشتباه است .

در قسمت فعل

درقسمت فعل ساده ص 40 چيئين ، چنين است كه به جاي ئ بايد دو تا ي ي باشد .

يا كلماتي همانند فه همئين ، رغسئياين ، دزئين كه درست آن فه همين ،رخسين يا دزين است .

در ص 41 آمده است : گاهي وندهايي كه تشكيل يك فعل پيشوندي مي دهند وندهاي متروك و كهن زبان كردي مي باشند كه امروز به صورت وند به كار برده نمي شوند وبهتر است اين گونه افعال را در دسته ي افعال ساده قرار دهيم مانند هاوردن كه متشكل است از وند «‌ها »‌به معني نفي و وردن به معناي بردن چون امروزه وند «ها» رايج نمي باشند اين فعل را ساده مي ناميم . »

اولاً‌هاوردن و بردن هر كدام يك مصدر هستند نه فعل در ثاني فرق مصدر با فعل اين است كه مصدر زمان وشخص مشخص ندارد اما فعل زمان و شخص مشخص دارد .

هاوردن به معني آوردن است و بردن به معناي بُردن كه اينها متضاد هم هستند . چهار تا مصدر هاوردن رايج است و در ميان كردهاي كرمانشاه كار برد دارد وهنوز متروك نشده است ودرزبان پهلوي« آورتند»‌مي باشد . پنجماً وند «‌ها »‌در معني نفي در گويش كرمانشاهي نيست . آن هايي كه به معني نفي مي باشد در دستور تاريخي زبان فارسي دكتر پرويز ناتل خانلري  آمده است مربوط به زبان فارسي است . او )‌( ب )  تبديل مي شود . (‌وهار به بهار ) ( واران به باران ) نه اينكه بگوييم «‌ها »‌هاوردن نفي است پس وردن ( و ) به ( ب )‌تبديل مي شود و وردن = همان بردن است وهاوردن ، ها اول آن نفي است . اصلا اين طور چيزي در كردي محال است .

در قسمت ريشه فعل

در ص 45 مانند خه‌نيئاين » فه‌نيئا ريشه ي گذشته و خه‌ن ريشه‌ي حال مي باشد .

خنديدن چند مصدر دارد ، خه‌نيسن ، خنين ، خنيان.

گذشته خه‌نسين خه‌نين و خه‌ن حال آن مي باشد .

گذشته خه‌نين ، خه‌ني وخه‌ن حال آن مي باشد .

گذشته خه‌نيان خه‌نيا وخه‌ن حال آن مي باشد .

در اينجا لازم است كه متذكر شوم بعضي از افعال كردي مثل فارسي از لازم به متعدي تبديل مي شوند مثل دو دواند  دوانيد = خند خنداند  خندانيد كه مي شود دويدن يا دوانيدن = خنديدن يا خندانيدن در اينجا خه‌نسن يا خنين يا خه‌نيان است .

يا مثال ديگر بردن يا بريان = خواردن يا خوريان در همان ص 45 آمده است : مثلا براي فعل سببي كيشانن كه از فعل ساده كيشائن بدست آمده است . ريشه‌ي گذشته به شكل كيشان است .

كيشام ، كيشاي ، كيشا                 كيشايم ،كيشاين ، كيشان

            مفرد                                  جمع

فعل مجهول

در ص 73 چنين آمده است : «‌فعل مجهول در مواردي به صورت زير ساخته مي شود .

 ريشه حال فعل معلوم +     ريا -erya

كه ريشه‌ي گذشته فعل مجهول را مي سازد

ريشه‌ي حال فعل معلوم + كسره ريه  -erya كه ريشه‌ي حال فعل مجهول را مي سازد.

بايد دانست كه ريشه فعل مجهول در گذشته «‌يا »  مي باشد

مثل خور + يا = خوريا = خورده شد

بر+ يا = بريا = برده شد . وريشه مجهول فعل حال « يه‌ي »‌مي باشد نه «‌ريه»‌

خوريه‌ي = خورده مي شود         بريه‌ي = برده مي شود . ويا در بعضي موارد ريشه‌ي حال ساده + يه يده  و ي مي باشد . گر + يه‌يده و = گرفته مي شود . (‌دست شكسته )

اين افعال مجهول ، افعالي هستند كه از زبانهاي ايران باستان به ما رسيده است و تنها در ميان كردهاي كرمانشاهي يا كلهر زبانان كرا برد دارد .

در قسمت افعال تام و ربطي

در ص 76 بيئن به معني بودن و هم به معني شدن وئه‌ئن مي باشند »‌

علاوه بر اينها بودن به معني شدن است . بو به معني شد، ه به معني شد ( هه‌وا سه‌رده ) . هات به معني شد ( كورم له خه‌و هات = بچه ام از خواب بيدار شد )‌و---------- ن به معني هستند = ( ئه وانه خاسن = آنها «‌آدمهاي »‌خوبي هستند يا آنها سلامتند )‌در ضمن بيئن اصل آن بوون است . ئاباد ، ئاباد كردن ، ئابادي ، ئاباد بوون يا ئاباد بون . البته واژه  بو دو وجهي است . بو در معناي جغد و بوف مي باشد . بو در معناي شد وفعل ربطي است اگر منظور آقاي رنجبر بي است بايد بيين باشد نه بيئن .

مطالبي  كه در قسمت فعل ياد آوري مي شود اين است .

1- به عنوان تدريس نمي شود از اين كتاب استفاده كرد جزء‌چند مورد جزئي صرف افعال در آن ديده نمي شود .

2- در مورد افعال كمكي معين ، فقط به سه زمان استمراري ، التزامي ، ريشه حال اشاره دارد ، در صورتيكه در كردي كرمانشاهي اين موارد بيشتر است .

3- كتاب با زمان حال ( مضارع ) شروع شده در صورتيكه تمام دستور نويسان از گذشته به حال و سپس به آينده مطالبشان مي نويسند .

4- درقسمت فعل ، خبري ازفعل آينده يا مستقبل در كتاب نيست . مگر مي شود يك گويش آنهم گويش كردي كرمانشاهي ، كلهري زمان آينده نداشته باشد . گويش كه بسيار غني است و بنده بارها گفته ام اگر روزي كردهاي سوران وبادينان و گوران براي بعضي از نواقص دستوري خويش يا واژه سازي مي توانند از كردهاي كلهري يا كرمانشاهي در هر موردي وام بگيرند . براي مثال اگر برادران سوران از كار باي عربي به معني برق استفاده كنند . مي توانند به جاي كارباي عربي به معني برق مي باشد از بلاچه كلهري استفاده كنند كه به معني برق مي باشد براي مثال وزارت كاربا = وزاره ت به لاچه

و براي واژه سازي = گزي به لاچه‌ي = جارو برقي .

ئاوكولن به لاچه‌ي = كتري برق و ...

دستور زبان كردهاي كلهري چه از لحاظ واج كه 4 مصوت بلند دارند و چه از لحاظ واژه سازي و چه از لحاظ مصوتهاي مركب با تحقيقي كه انجام شده است نسبت به ساير گويش ها در بالاترين درجه قرار دارند ولي متاسفانه همين دستور زبان كلهري از لحاظ  تبليغات رسانه اي در مظلوم ترين ، بن بست ترين ، پايين ترين وضعيت موجود قرار دارند جزء‌در مواردي اندك هيچ رسانه اي از آن استقبال نكرده است و اين است كه خيلي از كلهر زبانان با يك نوع تنگ نظري فرهنگي مواجه شده اند و باز كردن اين گره جز به وسيله كلهر زبانان دلسوز امكان ندارند و متاسفانه اين گويش در طول تاريخ هميشه مورد بي مهري افراد سليقه اي قرار گرفته است اما خوشبختانه از آنجائيكه هميشه تنومند و استوار و آزاد است ، از طرف دلسوزان زبان وادبيات كلهري اين گويش بدون تبليغ نام ونشان ديروز ،امروز جايگاه خودش را به عنوان زبان سوم گويش هاي كردي - بازكرده و دلسوزان زيادي از گوشه و كنار هر روز به زبان مادري خودشان مي پيوندند ويكي از آنها همين برادر دلسوز مان آقاي رنجبر است .

قبل ازاينكه دنباله پيشنهادها وياد آوري كتاب را بگيريم لازم است به پُرحرفيهاي هميشگيم ادامه دهم . آقاي رنجبر از نقد ، نصيحت ،تعريف ، تذكر واهمه‌اي نداشته باش . وقتي كه براي اولين بار دستور زبان كردي كرمانشاهي را به چاپ رساندم با تيراژ 3000 شماره در مدت يك ماه كتاب ناياب شد . اما قبل از آن وقتي كه براي اولين بارتحقيقات دستور زبان كردي كرمانشاهي را آغاز كرد مورد هجوم هزاران مسائل قرارگرفتم وقتي هم كه چاپ شد اولين جمله‌ي نقدي كه يكي از برادران واساتيد بنده در مورد اين كتاب نوشتند اين بود :‌« براي اولين بار چشممان به دستور زبان كردي كرمانشاهي افتاد ، اي كاش نمي افتاد» اين راه براي بنده ساده نبود، كسي كه در اين راه قدم بر مي دارد مورد آماج بي مهري ها ، قرار مي گيرد . براي كتابي كه مي خواهد چاپ بكند اورا دور مي زنند و محترمانه او را كنار مي زنند . از آنجائيكه كار ما كار فرهنگي است ، بايد مايوس نشد . بايد نوشت . تحقيق كرد و به ميان مردم آمد وبا آنها صميمي شد . نشستن در پشت درهاي بسته ، تحقيق است ناتمام وخام . بنده دستور زبان كردي را از همين مردم ، در قهوه خانه‌ها ، در بين كارگران ميادين ، درمجالس شلوغ و ... ياد گرفتم . اين مردم گنجينه هاي سر شار از فولكور هستند . خيلي از مطالب نانوشته درسينه دارند كه بايد جمع آوري شود . و اين وظيفه ماست . انتظاري از تعريف و تمجيد وتوبيخ ديگران نداشته باش.

در ص 80 كتاب در مورد اسم چنين آمده است :‌مثلا ئاويزه awiza  ؟ با آنكه از فعل آويختن در فارسي مشتق شده است . ولي چون فعل آويختن در زبان كردي وجود ندارد ، اين اسم را بايد جامد به حساب آورد .

كلمه آويختن درزبان كردي به معني هه‌ل خِسِن مي باشد نه آويزه . از فارسي مشتق نشده و دركردي وجود دارد . اگر به مواردي برخورد كرديد كه شك داشتيد با ديده همان شكاكيت بنويسيد :‌شايد در زبان كردي وجود نداشته باشد . اگر با قطع و يقيين بنويسيد ، امكان دارد كه شما آن موضوع را نديده يا نشنيده باشيد . در قسمت اسم مصغر و در ص 87 چنين آمده است :‌در كردي نيز همان دوتكواژ ي ك ek وچه ca براي ساختن اسم مصغر درفارسي رايج است وجود دارد . كسي كه در مقدمه كتابش مي نويسد براي كردي جنوبي دستور جامعي نوشته نشده است وفقط در مقدمه برخي فرهنگ ها مانند خو‌ه‌رهه‌لات ... بايد دستور زبانش پربار تر از آن مقدمه باشد .

براي اسم مصغر كرمانشاهي 16 مورد در كتاب دستور زبان يا همان فرهنگ خو‌ه‌رهه‌لات ثبت شده است كه شما به دو تا اكتفا نموده ايد . در قسمت صفت ودر ص 89 ما در مورد صفت بايد از صفتهاي پيشين و پسين استفاده كنيم كه يك تقسيم بندي لازم است .

درقسمت صفت فاعلي ص 90 در كردي كرمانشاهي 21 علامت داريم كه دركتاب به يك مورد اشاره شده است .

در مورد صفت مفعولي ص 91 در كردي كرمانشاهي 4 مورد آمده است كه در كتاب به دو مورد اكتفا شده است .

در مورد صفت نسبي ص 92 در كردي كرمانشاهي 21 مورد ثبت شده است كه در كتاب به 8 مورد اشاره شده است .

 در مورد صفت لياقت همان صفحه در كردي كرمانشاهي 4 مورد ثبت شده است كه كتاب به يك مورد اشاره دارد .

در قسمت ضمير ص 102

ضماير در كردي كرمانشاهي همانند فارسي به قسمت منفعل و متصل تقسيم مي شوند و اينها نيز هر كدام به نوبه خود به ضمير شخصي متصل فاعل و مفعولي تقسيم مي شوند . در اين كتاب خبري ازتقسيم بندي نيست .

درقسمت ضمير مشترك ص 102

آقاي رنجبر به مواردي در دستور زبان اشاره نموده اند كه سالها بين تحصيل كرده ها به فراموشي سپرده شده است و به جايش اسامي جديدي آمده اند مثلا به مفعول با واسطه و بي واسطه و صريح و انعكاسي ودر ص 103و 104 اشاره شده است :‌

ضمير مشترك به دو نقش متفاوت دستوري به كار مي رود . ضمير انعكاسي ، كه با نقش دستوري مفعول صريح يا متمم حرف اضافه اي هم مرجع با نهاد وضمير تاكيدي با مفهوم تاكيد در نقش بدل نهاد آشكار يا پنهان ، وابسته اسمي ، مفعول صريح مفعول با واسطه و متمم حرف اضافه اي غير هم مرجع با نهاد ، در اينجا سالهاست امروزه مفعول بي واسطه به جاي آن مفعول و مفعول با واسطه به جاي آن متمم كار برد دارد . در بعضي موارد علامتهاي زبان كردي كه قدمتي چند صد ساله دارد ، مثل ئي مجهول در كتاب اين علامت در زيرآن  آمده است . ص 104 ضمير سوم شخص مفرد خوه‌ي يا ضمير سوم شخص جمع خو‌ه‌يان كه در اين طور موارد نه تنها جزء‌ابداع به حساب نمي آيد بلكه خلاف قانون رسم الخط كردي است .

آقاي رنجبر كسي دست به قلم براي كاري اين چنين بزرگ مي برد ،بايد خودش را براي تمجيد و تعريف وتوبيخ و بي مهري و احسنت و ... آماده كند . اما از همه مهمتر اين است كه اگر روزي گويش كردي كرمانشاهي از جاده و مسير خودش منحرف شود ، من و شما و ديگران نمي توانيم خودمان را ببخشيم چون درخت تنومند گويش كردي كرمانشاهي سالهاست زير فشار آگاهانه و ناآگاهانه عده اي از افرادي قرار گرفته كه به نحوي خواسته اند آن را از عرصه روزگار كنار بزنند . در ص 124 مثالي كه براي واژه هاي اسم و مشخصات آن به صورت درختي آمده است ، جايش جا به جا شده است . در ص 125 اول مثالها آمده براي مشخصه هاي نحوي بعد صورت درختي در ص 127 آمده كه بايد جاي اين دو جابه جا شود چون مثالها در مورد صورت درختي است .

 در كتاب آقاي رنجبر روي قسمت نحو بيشتر تلاش شده است تا قسمت صرف افعال . هر چند در قسمت نحو تعداد مثالهاي آقاي رنجبر همانند قسمت صرف كم هستند . ولي در اين قسمت نشان مي دهد كه ايشان تاملي بيشتر به خرج داده است .

ولي بايد دانست هميشه براي نوشتن كتاب دستور ، خواننده مي خواهد با مثال يا صرف افعال تمريني براي خودش داشته باشد . متاسفانه در قسمت صرف افعال بجزء يكي دو مورد كوتاه  ومختصر خبري ازصرف افعال براي يادگيري نيست . خود معني دستور زبان راهنماي درست خواندن و درست نوشتن است . نه تلگرافي خواندن و تلگرافي نوشتن . خواننده كتاب محاوره دردست ندارد . كتاب دستور در دست دارد . در دستور راه شناخت افعال و واژه ها در جملات نشان داده مي شود . از همه مهمتر زبان مادري است كه اين آغاز راهي براي وحيد عزيز است . بايد از زبان مادريت آنچنان با دست پُر دفاع كنيد كه تا ابد نام شما در بين مردم كُرد به يادگار بماند .

                           موفق وسربلند باشيد - كريم كريم پور - دومين ماه زمستان كردي 1388

                                 ِ     

نظرات [2]
صادق    جمعه، ۱۱ دی ۸۸ :: ۱۱:۱۵ بعدازظهر
با سلام وخسته نباشید ولی دوستان عزیز مشکل اصلی ماز دست رفتن زبان کردی در کرمانشاه است باید فکری به حال احیاء دوباره ان در شهرمان بکنیم حالا مهم نیست این کردی کلهری باشد یا کرمانشاهی موفق باشید
Email:
URL:


فریدون ضرغامی    جمعه، ۲۷ آذر ۸۸ :: ۵:۴۹ بعدازظهر
استفاده کردم. با آرزوی موفقیت. به روزم در سوگ استاد حسین علیزاده شاعر نامدار کرمانشاه.





اطلاعات شما ذخيره شود ؟
RSS 1.0 :: RSS 2.0 :: RSD :: ATOM
تمامي حقوق اين سايت متعلق به مجله اينترنتي بلوط است.
هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ ممنوع است.
دایر شده توسط نگاه نرم