كردي كرماشاني!
زبان کردي با گويش هاي گوناگونش يکي از کهن ترين و راست بالاترين زبانهاي بومي سرزمين اهورايي ايران مي باشد که هم خواني و خويشاوندي آن با زبانهاي باستاني ما همچون پارسي باستان و پهلوي چون روز روشن است . يکي از ايرانشناسان نامي مي نويسد که : " اوستا در زمان مادها فرود آمد و زبان مادي همان زباني است که اوستا با آن نوشته شده وکردي، بازمانده ي همان زبان است.ديگر پژوهشگر پرآوازه خاور شناس زبان کردي را از زبانهاي نژاده ( هم پاي زبان اوستا مي داند و مي گويد : " بي گمان و با باوري راستين زبان کردي از زبانهاي برز بالاي بازمانده از ايران کهن است.
عماد الدين دولتشاهي کرمانشاهي نويسنده ي نامه " جغرافياي غرب ايران يا کوه هاي ناشناخته اوستا " و نامه " رستم و سهراب به روايت آوستا " که پژوهشگري باورمند و پرتلاش بود زبان کردي را نژاده ترين مي دانست و سخت باور بود که اوستا به زبان کردي نوشته شده است . بياد دارم که پيرمرد جوان آهنگ در ر وزگار جواني من _ نگارنده _ چهارشنبه شب هاي هر هفته در نشست فرهنگي و چامه سرايي که در سراي استاد بزرگوار شاد روان " حاج مرتضي مهدوي برگزار مي گرديد مي آمد و بخشي از نامه ي اوستا را مي خواند و واژه به واژه به کردي بر مي گردانيد و آنچنان واژه ها را بجا برگردان مي کرد که همه يکساني و لفافه بودن آن دو واژه را مي پذيرفتند.
خاورشناس ديگري به نام " ادموندز " را باور بر اين است که زبان کردي ريشه در زبان مادي دارد و از کهن ترين زبانهاي ايراني است که کردها نگهباني اين جا مانده ارزشمند را پذيرفته اند.پيشترها نگارنده _ فرشيد يوسفي _ در آغاز سروده ها کردي يکي از شاعران نوشته ام که : " ديرينگي زبان کردي به بلنداي آفتاب تابان و به ژرفاي روزگاران است . اگر دانشمندان و زبان شناسان بر آنند که آغازي برايش بيابند و يا آن را با پديده هاي گفتاري ديگر پيوند بزنند و مرز جغرافيائيش را بشناسانند و بر اين باور پاي بيفشارند که همين است و چيز ديگر نيست بايد گفت که راه را گم کرده اند زيرا هيچ زباني پذيراي همه ي اين مرز بندي ها نيست.
گويش کردي کرماشاني نيز که شاخ ايست کهنسال و بارور که از درخت تناور ادبيات پارسي دور از سخن بالا نيست . زلالي چشمه سار تاق بستان و سترگي کوه پراو و سرسبزي باغستان سراب قنبر در اين گويش موج مي زند . به ويژه انگاه که دست به دست توانمند چامه بگذارد و چم هاي تازه و زيبا را به ياري بگيرد. گويش هاي زبان کردي هرگز در هيچ کالبد چامه اي از خود کاستي نشان نداده و آغوشش براي پذيريش نژاده ترين و پربارترين نگفته هاي نهفته باز بوده و پا به پاي زبان ورجاوند و رساي پارسي گام برداشته و زيسته است.
به راستي مي توان برزترين وات هايي که ريشه در فرهنگ و سخن ايران باستان و گذشته هاي دور سرزمين اهورايي ما دارد ، در اين گويش يافت.
خوشبختانه در شهر من کرمانشاه جوانان پر نيرو و توانمند در رشته ي فرهنگ و سخن بوده و هستند که آوازه ي بسياري از آنها در کشور گسترده است. تنها گلايه ي هميشگي من از بسياري از آنها اين است که چرا به زبان مادري خود " کردي " ارزش نمي گذارند . هر چند من ننخود به زبان پارسي با تمام گستردگيش مي بالم و نازش بر آن دارم دانشي که هم در دانشگاه آموخته ام زبان پارسي است . اما مگر نه اينکه نياکان من کرد بوده اند ؟ آيا برازنده است من به گويش مادريم ارجي ننهم و آن را فراموش کنم . براي نامه آگر واران " به هر سراينده اي که مي شناختم و يا نشاني از او داشتم گفتم و نوشتم که با سروده هاي کردي خود مرا در چاپ اين نامه ياري دهند اما کمتر سراينده اي خواهشم را بر آورد . بگذريم گفتني بسيار است و هنگام، ناکام.
فرشيد يوسفي