نگاهی به اشعارلكي استاد عزیز بازوند (بیرانوند)
هر از چند گاهی برای گرفتن مجله ای، نامه ای و یا کتابی که به صندوق پستیم می آید به اداره ی پست شهرستان ایوان می روم . هنوز آنقدر مدرن نشده ام که تمام مراوداتم را از طریق کامپیوتر و اینترنت و ... انجام دهم. هنوز هفته ای یک بار به اداره ی پست می روم و صندوق 137 صد و سی و هفتم را بازدید می کنم هر هفته از اساتید، دوستان و عزیزانم مجله ای ، کتابی ، مطلبی و یا حتی نامه ای دریافت می کنم؛ این هفته که به اداره ی پست رفتم و صندوقم را باز کردم چشمم به بسته ای افتاد از استان لرستان و شهر خرم آباد، چقدر دلگرم شدم و وقتی بسته را باز کردم خوشحال تر.
کتابی از استاد عزیز بازوند (بیرانوند) «گرین غم» بود که توسط دوستی ارسال شده بود.
با دقت اشعار را خواندم بعد از چند بار خواندن این اثر ارزشمند بر خود وظیفه دانستم که ادای دین کنم، ضمن تشکر از این دوست عزیز، مطلبی که در ذیل می آید نگاهی به اشعارلكي استاد بیرانوند است که امید است کاستی های آنرا به این قلم ببخشاید و خوانندگان علاقمند به اشعار کردی گویش کلی نیز اندکی از زوایای پنهان وو آشکار این اشعار زیبا را بیابند و آثاری چنین را زیور کتابخانه هایشان نمایند.
بی شک وقتی به تاریخ و ادب کرد نگاهی گذرا می افکنیم به قول دکتر میر جلال الدین كزازي برای هر اثر ادبی سترگ در فارسی همتایی در زبان کردی یافت می شود و اگر بپنداریم که زبان کردی را گویشهایی است غنی چون سورانی، کرمانجی، کلهری، لكي و لری، بدون تردید بخشی از هویت فرهنگی ، تاریخی ، ادبی و اجتماعی این قوم در لرستان شکل گرفته است که مایه ی مباهات و فخر این قوم تاریخی است و گاه که از دیدگاهی پژوهشگرانه به تاریخ ادب کرد نگاهی می افکنیم باز بخشی از تاریخ ادبیات این سرزمین توسط گویش لری و لكي آراسته شده است شاعرانی چون باباطاهر ، ملامنوچهر خان کولیوند، نجف و ترکه میر، مینای آدینوند و عزیز بیرانوند با آثار و اشعار دل انگیز و عمیق شان هویت فرهنگی این قوم را شکل داده و آثار بجای مانده از این فرهیخته گان در کنار شاعران بزرگی چون احمد خانی، نالی، محوی، ملامصطفی بیسارانی، مولوی کرد، شاکه و خان منصور ایوانی سید یعقوب ماهیدشتی، غلامرضا ارکوازی، ملاعبدالقادر پاوه ای، الماس خان کلهر، خانای قبادی، عباس حقیقی، میرزا نقی آزاد کلهر، قانع، هژار، همین ، بی کس و ... جزو بهترین و زیباترین آثار کردی و جزو ماندگارترین و جاودانه ترین آثار ادبی کردی می باشند که همه و همه در حفظ و صیانت از زبان کردی در طول قرون با تلخکامی های روزگار دست و پنجه نرم کرده و تا امروز به دست ما رسیده اند و امروز از افتخارات ما بحساب می آیند. سالها بود از خواندن اشعار لری و لكي لذت می بردم گاه كه این دو بیتی باباطاهر را زمزمه می کنم
م ده وریشم له کم ئعجاز دیرم
م دوسی چو خوه شین ده مساز دیرم
م مه عشوقه ی وه نام فاتمه لور
سه نووبه ر قامه تی ده مساز دیرم
یا زمانی که اشعار ملامنوچهر خان کولیوند را می خواندم و یا با مراودت نجف و ترکه میر سرگرم می شدم و یا اشعار مینای آدينوند را با آن سوز و گذار در رسای دلدارش می خواندم تمام وجودم در آن اشعار تجلی می یابد و امروز که اشعار لكي استاد عزیز بازوند(بیرانوند) را مطالعه می کنم حظي شگفت از سوز و گداز واژه هایش بر من مستولی می گردد که جز با خواندن آن اشعار عطش این حس فرو نخواهد نشست. در لایه های زیرین معنای اشعار کلی این بزرگ مرد عرصه ادب همین بس كه عشق خود را مستور نموده و رنج سالهاي دور با دستاني از جنسكوه نيز در رو ساخت اي اشعار عميق خودآرایی می نماید از این مقدمه اندک که بگذرم از ویژگیهای اشعارلكي این استاد ، نمونه هایی را باز خواهم کاوید باشد که خوانندگان، این اثر ارزشمند را بیابند و بر آن دفترها بنویسند. ویژگیهای اشعار لكي استاد عزیز بازوند(بیرانوند) در گرین غم .
اشعار کردی گویش لكي استاد چون دیگر شاعران فرهیخته و گرانسنگ کرد، با تمحیده ای زیبا شروع شده است. این مشخصه در اکثر دیوانهای کردی خود را باز می نماید تا ارتباط شاعر، با آسمان همچنان باقی بماند و استاد هم از این مشخصه مستثنی نیست:
سه ر نوومه وه نووم په روه ردگاری
گ ئاو ئی ده رین سه نگ ئيره ماری
ره نه ق وه گول ده ر، ئی ئه ور وه هار
حاجه تمه ن شاد که ر، که رم بی شمار ...
... وه فه رمان ئو هه زاران ساله
هه خره مه ری ئی دووک و تاله ...
... سالک وه ره زاری خالق ته سلیمم
ئی ره حمه رت حه ق بی خه وف و بیمم
لوتف بی شمار خودا یارمه
چ باک ئی گونای بی شمارمه
از دیگر زیباییها و ویژگیهای اشعار استاد بازوند استفاده از ترکیبات تازه و نو و اصطلاحات بدیع و بکر در حوزه معانی و بیان است که برجستگی این اشعار را به ما نمایان می سازد. آنگاه که از نظر استاد شوق چون درختی خود نمایی می کند و برگهایش را از دست داده است به زیبایی بیت را می آراید. کمتر شاعرانی توانسته اند به اين زیبایی وسترگي اينگونه مضامینی بکر را شکار لحظه هایشان نمایند.
ئی نه فس شویمت، خاک ئاکزیائه
وه لگ سفیدار شه وقم رزیائه
یا آنجا که غم را به بیابانی مانند است و او در گوشه ای با تنهایی خود در فغان و بی قراری است چه زیبا می گوید:
ته نیا ئی گووشه ی بیاوان خه م
ئارو می نه یرم ئی فه غان و خه م
در جایی استاد خود را پاییز نشینی می داند که هراس بر دوش او سنگینی می کند ترکیبات پاییز نشینی و هراس بار در نوع خود بینظیر و در ادب کردی بدیع می نمایند.
سی سال زندگی ، ژیه ر مارم بی
پاییز نشین بیم ، هراس بارم بی
در بیتی چه زیبا از فرهنگ و پوشش زنان ایل خویش می سراید و بهار را به زنان ایلش تشبیه می کند که «که ت و گولوه نی» بر سر بسته و آنرا از بهار به عاريت گرفته اند راستی همینگونه است، زنان ایل و طایفه ی ما «که ت و گولوه نی» هایشان را با رنگ های متفاوت آراسته اند البته ناگفته نماند استاد در این
کوی به رگ پلاس زمسون که نی
که ت و گولوه نی ئی وه هار سه نی
بیت آغاز بهار را نوید می دهد و می فرماید که کوه لباس زمستانی اش را از تن در آورد و لباس رنگارنگ و سربند رنگین بهار را بر سر نهاد.
در بیتی نیز اشاره ای به شیخ صغان دارد چون شیخ صنغان برای رسیدن به معشوق قبول می کند که از آئین خویش بگریزد و به کیش معشوق در آید استاد نیز برای رسیدن به معشوق اینگونه نگاهی داشته است.
یه لیوه راس وه ش ،بی ژیر و پیشی
دینت قبول که م . هاین ئی هه ر کیشی
دردها و رنج های این پیر ادب هر خواننده ای را متأثر خواهد کرد از زمانه و رفتار آن به تنگ می آید درها به رویش گشوده نمی شوند. کسي بر دردش مرهمی نمی نهد. این زمان با افکار زیبا و خیال دل انگیز استاد همخوانی ندارد او دنیایی می خواهد پر از زندگی پر از عشق و یکرنگی
هه ر ده ری گ مه یم. ئی رویم و از نماو
که سی ئر ده ردم چاره ساز نماو
فه ریا ره س نييه . مه گه ر دل ته نگی
رفاقه ت نييه مه گه ر دوره نگی
از شغل پنجاه ساله با سوز و گداز مي سرايد
هام ئی کوی که نن
هام ئی خوین هوردن هام ئی پوک شه نن
ئروژ واکفه پوک ئی ده س سه نم
تا ئی سپی کوی کوچیگ نه که نم
یا در جایی دیگر چنین قلم را در زاویه درد خویش بحرکت درآورده و می سراید
یه گون ساله گر نون جه وره می یرم
شوئی سه و گل فشار قه وره می یرم
چه نی داد ئی دل ژاره مه کیشم
هناسی ئی قه پ ماره مه کیشم
به باور من در لایه های زیرین معنایی اشعار و درد و رنج های استاد بیرانوند عشقی نهان است که با شکافتن ابیات و اشعار استاد می توان به آن مهم رسید آنجائیکه می گوید از سنگ نیستم. من هم دلی دارم و احساسی چون فرهاد کوهکن برای هر خواننده ای زیباست. جالبتر اینکه اگر بطور مقایسه ای و تطبیقی کار کوه کندن فرهاد و شغل استاد بیراوند را بررسیم و بکاویم. آنجاست که به همان لایه های زیرین معنایی در شعر استاد عزیز بازوند (بیرانوند) فراهم رسید.
نه ئی سه نگم به ئی روحم ،نه پولا
خه می چه ن بیستونم هاوه کولا
هه نی ساقی ، خراوم، ده رده بارم
شه که تم ، تی نمه ، شیتم ، خومارم
وه جومی کار و بارم روی وه راکه
دکون ره نج و ده ردم ، ته خت و تاکه ...
استاد در ابیات بعد از این که در پیری سروده است هنوز به آن لایه های زیرین معنایی که عشق در آنها خود را نهفته است نگاهی عمیق و زیبا دارد.
سه ر زولف دو به بیتی ، شوونه می ته
غه زه ل ساقی غه زه ل مه یخونه می ته
سه ر بازار کویچه ی شه وق مه عشوق
سه ری مه ست و دلی دیوونه مه ته
استاد نگاهی به عرفان نیز دارد در مدح مولایش علی که مولای درویشان است و دروازه ی حاجت نیازمندان ، بسیار زیبا و پر مغز و نغز سروده است آنجائیکه دریا را تشنه ی سخاوت علی (ع) می داند در نوع خود در ادب بی نظیر است.
ساقی ! پیمونه ئی زولال عشق
ئی جوم بی غه ش مالامال عشق ...
... ساقی سیکه ت بام . بی تا بنوشم
وه حال می سی ئی عه لی بوشم
بوشم یه عه لی مه ولای ده وریشه یل
ده روازه ی حاجت بی قه وم و خویشه یل
باز زه رین بال عه رش ئلاهی
واقف ئی ئه سرار لا یه ته ناهی ...
.... شه رافه ت نه و که ر ده سه سینه ته
مه ردی پاشنه کیش ، کلاش کوهنه ته...
... ده ریا شه رمه نده ژه ئحانته
تیه نی سخاوه ت بی پا یانته
به هر روی این کم از آن بسیار از زیبایی سروده های کلی استاد بیرانوند از چون قلمی هنوز راهی دراز دارد تا شاگردی استادانی چون بیرانوند کند. را بپذیرید. این قلم در این متعال درصدد آن بود تا اشعار زیبا و اثر ارزشمند و گرانسنگ استاد را به خوانندگان عزیز معرفی کنم هر چند استاد معرف اهل قلم هست اما برای جوانترها در مناطق مختلف کردنشین که تا بحال این اثر ارزشمند به دستشان نرسیده است. امیدوارم زین بعد از پس این اشعار و آثار گرانقدر ، قلم ها به گردش در آیند و جوانترها پژوهشهای دانشگاهیشان را در راستای خدمت به فرهنگ و ادب و هنر خویش پایه نهند و حق مطلب و دین خود را به استادانی چون شاعر گرانسنگ عزیز بازوند (بیرانوند) ادا نمایند. ایدون باد
ایوان – علی رضا خانی – مدرس دانشگاه
سلام جا وه داخ دله و بيلا بنووسم : وه ختى كه سى زانين و زانسن ته نيا وه ئه وه بزانى كه كتاوى واز بكه يد و هرجيشتى تى نووساس بى ئه وه ى برسيار بكه يد و بجوده و بن درسى له يوا وه سه رى تى كه خوه ى بكه يده تووله كى دم خه لكان @ ئه و جوارينه كه وه ناو بابا تاهر هه مه دانى نووسايده هن باباتاهر نيه و له هووج ده سخه تى له ديوان باباتاهر نيه ته نيا 17 به يت يا نزيك وه ئه وه هن باباتاهر مه نيه سه و ك له سه ر تاشه به ردى له قه ور مه وله وى ( تورك يا به لخى يا رومى )نووسانه سان ئى كتاوه كه وه ناو شيير باباتاهر دراتنه ده نكى كه تاران هات و جه ن سالى بيه و خه ريك بوو كه دوسه د به يت له جوارسه د به يته كه هن كسان تر بوون و له ئوساوا نووسيانه و هن باباتاهر نين
علی گرامی سلام دمت گرم و سرت خوش باد . کاش از شما عزیز در باره همان دو بیتی باباطاهر که همیشه زمزمه می کنی برایم بنویسی و معنایش کنی . نمیدانم معنای ذات کلمات آن دوبیتی انقدر هست که که بند ناپیدایی به دلت بسته باشد یا خیر ؟