فرهنگ و هنر غرب کشور ( زیر نظر هفته نامه ی صدای آزادی )
امروز: پنجشنبه، 18 شهريور 1389 مطابق با Thursday, September 9, 2010 ساعت 5:37 PM
قبلی »
نقد و نظر
« بعدی
روستانويسانِ دهه ي چهل

آنكه غربال به دست دارد

نگاهي به رمان دهقانان: اثر منصور ياقوتي

تجديد چاپ رمان كوتاه دهقانان پس از سه دهه
(چاپ اول 1358 ) خود بهانه ايست كه به بررسي
اجمالي ادبيات داستاني اين سامان، خاصه منصور
ياقوتي بپردازيم نويسنده اي پُر كار وتحول خواه
كه چون هم نسلانِ خويش در نقدِ سيستم گذشته
شُهره است.
ياقوتي را هرگز نديده ام، هر چند از دير بازش يافته ام.
مي توان تصور كرد كه اين راويِ شكستهاي ديروز
اينك در آستانه ي 62 سالگي كه - الهي اين قصّه
درازباد- ايستاده است بر قلّه ي تنهايي خود، تا عقاب
نگاهش دشتهاي پايين را بنگرد و گاهي هم دستي به
موهايِ سپيدش مي كشد و از حسرت به قفا مي نگرد.
آنها كه خواندنِ سطرهاي سفيدِ متن را مي توانند، نيك
مي دانند كه اين چرخِ حسرت بارِ عقاب در گستره ي زاگرس خود اوست.
مي گويند عقاب پس از 40 سالگي بر سر يك دو
راهي مي ماند كه يا بايد تصميم بسازد كه پرونده اش
را بسته ببيند و بميرد و يا آنكه حدود 3 ماهي را به
عزلت و مراقبه بگذراند تا پس از تحمل درد زياد و
ريختن چنگال و پرهاي كهن، پنجه اي ديگر و بال و
پري تازه برآرد، آنگاه هفتاد سال به پاكي و به غرور
بِزيد. نگاهي به همين رمان دهقانان نشان مي دهد كه
اين مرد چه اندازه دردمندانه به نقدِ وضعِ موجود زمان
خود پرداخته است.
علي محمد افغاني، علي اشرف درويشيان، منصور
ياقوتي، لاري كرمانشاهي و ... دوره اي از ادبيات
داستان نويسي كرمانشاه را رقم زدند. همانانكه
خود اينك بخشي از تاريخِ معاصر ادبيات داستاني
اند. هر چند كه نمي توان كل آثار اين نويسندگان
را به لحاظ فني تكنيك و از حيث موضوع محتوي
تأييد كرد.بويژه گذشت 3 دهه بسياري از ضعف ها
را نشان داد وخيلي از ايدئولوژي هايِ قرن بيستم به
بوته ي فراموشي سپرده شدند و آنكس كه غربال به
دست داشت ودارد تاريخ از پي آمد و سره را از
ناسره جدا كرد و مي كند تا هنوز هم.
1340 ) ش ، دهه ا ي است - فاصله ي دهساله ي ( 1350
كه به اذعان اهل فن سرشار از تحولات سريع سياسي ،
اجتماعي و فرهنگي است. تصويب لايحه ي اصلاحات
ارضي توسط دولت آريستوكرات عليِ امينيِ مهره ي
آمريكا در ابتداي اين دهه خود به تنهايي سرآغاز خيلِ
مهاجرتها و حاشيه نشيني هاست. در كنار آن گسترش
دستگاه عريض و طويل سازمان امنيت براي سركوب
مبارزان ،از مؤلفه هاي اين دهساله است.
از ديگر حوادث مهم اين سالها قيام پانزده خرداد 1342
بود كه اُميد مي داد به آنانكه رهروان بودند و چشمي
به آينده داشتند. بالا رفتن قيمت نفت در پايان اين دهه
باعث گسترش جامعه ي شهريِ مصرف زده واشرافيت
كاذب شد. علاوه بر اين خيلِ عظيمِ مهاجرا نروستا
آمده يعني زاغه نشينانِ محروم اين دهسال را چنان
آبستن حوادث مي كند كه به فاصله ي چند سال بعد،
حادثه يِ عظيمِ انقلاب اسلامي سرنوشت سياسي ايران
معاصر را براي هميشه تغيير مي دهد.
ياقوتي و خيلِ عظيمي از نويسندگان و شاعران
محصول اين دوره اند راويانِ نسلِ سوم داستان نويسي
كه با نگاهي موشكافانه رسالت قلم خويش را بر رفع
تبعيض وتغيير مي گذارند.
اشاره اي ولو به مختصر دربازخوانيِ اين كارنامه ي
گاه خاكستري خالي از فايده نيست، علي محمد
،( افغاني با انتشار آثاري چون شوهر آهوخانم ( 1340
شادكامانِ دره قره سو ( 1345 ) بافته هاي رنج
1359 ) و ... ميدان داري مي كند. از ديگر سو لاري )
كرمانشاهي با كتابهايِ، كارگران ( 1345 )، چشم
الفي ها ( 1348 )، غروب بي نوايان ( 1343 )، كوچِ
ناشكيب ( 1354 )، و ... ساليانِ پركاري را مي گذراند.
دركنارِ اين دو علي اشرف درويشان با كارهايي
چون، آبشوران و از اين ولايت ( 1352 )، فصل نان
1357 )، آهنگهاي بابان( 1358 ) و ... مطرح مي شود )
و بالاخره منصور ياقوتي با نشر كتابهايي چون زخم
،( 1353 )، گل خاص ( 1353 ) كودكي من ( 1354 )
چراغي بر فراز ماديان كوه ( 1355 )، سال كورپه، زير
آفتاب ( 1356 ) پاجوش ( 1357 )، دهقانان ( 1358 ) و
... فرياد مي زند كه من هستم.
ياقوتي در فاصله يك دهه نشان داد كه صدائي
مشخص ونويسنده اي پركار است هرچند كه سهم
خود را آنچنانكه بايد از تاريخ ادبيات داستاني
نگرفت. براستي كه اگر ديگر مطلبي ننويسد چه
باك كه آثار او هست. اي بسا هنرمندان اصيل كه
داراي يك اثر بيش نيستند ودرباقي آثار خود را
تكرار مي كنند.
دركتاب نويسندگان پيشرو ايران، سپانلو فقط به ذكر
نامي از ياقوتي بسنده مي كند آنهم ذيل نويسندگان
چپ روستا. ص 128
در جائي ديگر در اثر تحقيقي دكتر يعقوب آژند
مي خوانيم:"ياقوتي چندان به فن و تكنيك داستان
نويسي نمي انديشد و در اغلب داستانهايش محتوا
حاكم بر قالب ونثر است ، هنر نويسندگي او ذهن
مخاطب را قرار نمي دهد بلكه طبيعت بي آلايش و
پُر از فقر و نكبت روستا را تصوير مي كرد" ادبيات
داستاني در ايران ، ص 64
دهقانان را از حيث فرم مي توا در زمره ي رمان
و يا اندكي دقيق تر در (short novel) كوتاه
رمان ناحيه اي قرار (regional novel) ذيل
داد، رماني كوتاه در 158 صفحه و 8 فصل كه به
سير حوادثي مي پردازد كه ساليان پايان دهه ي 30
تا اواسط دهه ي چهل را در بر مي گيرد. در يك
آبادي 80 خانواري به نام كوكاو، روستايي تكيه
داده بود به كوهِ بهلول با رودخانه ي گاو روداش با
تلفيقي از رئاليزم و رمانيتزم.
راست آن است كه نمي شود تعجب خود را پنهان كرد
كه چگونه ياقوتي كتابش را پس از سي سال بدون
مقدمه اي بر چاپ جديد به ناشر مي سپارد آنهم با
طرح جلدي كه اگر نباشد بهتراست.
دهقانان از نظر زاويه ديد به شيوه ي سوم شخص است
يعني داناي كل همان شيوه اي كه نويسنده ، سرنوشت
محتوم شخصيتها و تيپهايش را مي چيند ومقدر مي كند
و به كسي پاسخگو نيست و به جاي همه حرف مي زند
و داوري مي كند ،سبكي كه پاشنه آشيل روايتگرانِ
رمانتيك مسلك است.
محور اصلي حوادث خانه محقر بابا حيات است ،
پيري سالخورده با دو پسرش نادعلي باسواد آبادي
و پنجعلي ،رعيتي كه خوب كار كردن را بلد است
وعروس باباحيات يعني گوه ركه زيبا و قوي براي
لحظاتي كوتاه مي خرامد.
خان بوسيله ي مباشرپيغام مي فرستد كه بايد گوهر در
(Intriyue) قلعه ي اربابي كاركند و اينجاست كه
داستان اتفاق مي افتد. تكنيكي كه ياقوتي در اغلب
داستانهايش درهمان اوايل يك تنازع جنسي را
دستآويز عنصر كشش در پيرنگ اش قرارمي دهد ،
بعنوان مثال در سال كورپه هم اين توطئه ي جنسي
هست ، پيداست كه دهاتي جماعت غيرت دارد و اين
مي شود سر آغاز يك نامعادله.
باباحيات به قلعه مي رود و جواب رد مي دهد و
در بازگشت دندانهايش را از خشم به هم مي سايد
وبه قله هاي بهلول خيره مي شود: "بر فراز بلندترين
قلّه ي كوه كه مثلِ تيغه ي گاو آهن سربر كشيده
بود عقاب تنهائي چرخ مي خورد وبا تأني بال
مي زد" دهقانان ص 11
بابا از چرب و شيرين وعده هاي خان مي گذرد تا اعتبار
چند ساله اش را حفظ كند خان ساكت نمي نشيند ودر
پي بهانه مي گردد تا اينكه به سبب ندادن سهم روغن
و مرغ دستور مي دهد به گردن بابا يوغ ببندند و زخمِ
اين خانواده عميق مي شود.
در فصلهايِ بعد كه مقارن مي شود با اجراي قانون
اصلاحات ارضي باز هم خان كه ضد قهرمان داستان
است توطئه مي چيند و از دهقانان به حيلتي امضاء
مي گيرد. نادعلي به دادخواهي مي خواهد به شهر
برود كه دربين راه توسط عوامل خان كشته مي شود
و در فصل هفتم و هشتم هم حادثه ي آتش زدن قلعه
اربابي و نهايتاً كوچِ دهقانان اتّفاق مي افتد. اين شد.
خلاصه ي حوادثي كه روستاي كوكاو را فرا
مي گيرد روستائي كه در آن افراد باسواد اندك
است، جائي كه هنوز صداي راديو را نشنيده، تراكتور
ندارد و خلاصه به قول مرحوم آل احمد هنوز مظاهر
غربزدگي بدان راه نيافته است.
آيا اين سير حوادث است كه از ياقوتي يك رمان
نويس قهار مي سازد يا اين نوع نگاه بكر و احساسات
بي آلايش او به جغرافياي روستا و ثبت حيرت انگيز
جزئيات محيطي است كه خواننده را تا آخر بدنبال
خود مي كشاند؟
در رمان دهقانان مانندِ ديگر آثار ياقوتي لحظاتي
زنده از انعكاس محيط در كار اين نويسنده ي معاصر
ديده مي شود:
بابا هوا را بوييد. بوئي كه از خاكسترها ، از تپاله هاي
خشك شده از خاك ،بوئي را كه باد از گندمهايِ
برشته شده با خود مي آورد. ص 31
و يا ثبت لحظاتي از اين دسته:
"دو روز بعد از حاشيه با داستان سرو كلّه ي ژاندارمي
پيدا شد ،ژاندارم سوار بر اسب خاكستري رنگي بود
كه مچ هايِ سياهي داشت"ص 40
و يا اين صحنه كه نويسنده صحنه ي ورود جيپ
ژاندارمري را تصوير مي كند: "بعد از ظهر ،با غرش
ماشين زيتوني رنگي كه بوق مي زد و پشتِ سرش
گرد وغبار بر مي افشاند ، مرد ژنده اي كه آفتاب به
رخسار قهوه اي رنگش مي تابيد همچون گرد باد
سرخي برخاست" ص 98
اين تصاوير تنها گوشه اي از موشكافي ياقوتي و
اهتمام او در رصد طبيعت اطراف را نشان مي دهد.
توجه به واژه هاي محلّي وصداها هم از ديگر
شگردهاي ياقوتي است:
"دست از پا خطا كنم قنجه ،قنجه ام مي كند" ص 150
"بنزين خورو خور از سوراخ سرازير شد" ص 153
به اين منظره ي رقّت انگيز در عين حال زيبا از كوچِ
بازماندگان خانواده باباحيات توجه كنيد تا ارزشهاي
نگاه ياقوتي را دريابيد:"آنها با سه تا الاغ كه اثاثيه
هايشان را روي آن بار كرده بودند داشتند به شهر
كوچ مي كردند. در پيشاپيش آنها سگ خانه با دُم
افراشته مي دويد" ص 157
نهايتاَ خواننده مي تواند نتيجه ي اصلاحات ارضي
موسوم به انقلاب سفيد را در اين سطور بيابد و سندي
باشد ا ز(ياقوتي) براي آيندگان:
"هر جا كه سراشيبي سخت و سنگلاخي بود، هر
جا كه زمين مرده و غير قابل كشتي بود در اختيار
دهقانان قرار گرفته بود و خان طبق قانون زمينهاي
مرغوب و باغات و بيشه زارها را تا آنجا كه ممكن
بود تصرف كرده بود" ص 158
آيا براي رندي چون ياقوتي كه عمري انديشه اش
از ماضي ومستقبل بود در حاشيه ي روستاي كوكاو
و يا دامنه هاي بهلول كه اينهمه حسرت اش را
مي خورد اندك جائي هست؟ آيا بچّه هاي كوكاو
كه اينك دُچار مدرنيزم شهري اند نويسنده ي
ديروز خود را مي شناسند؟!

دهقانان/ منصور ياقوتي / تجديد چاپ 1388 / انتشارات شباهنگ
نويسندگان پيشرو ايران / محمد علي سپانلو/ چاپ سوم / نشر نگاه
ادبيات داستاني در ايران و ممالك اسلامي / دكتر يعقوب
آژند / چاپ دوم 74 / نشر آرمين

نظرات [1]
علي الفتي    شنبه، ۱۴ فروردین ۸۹ :: ۹:۴۵ صبح
مطلب خوب و پر از اطلاعات وآگاهی بود - برای ابن دو دوست آرزوی موفقیت دارم
Email:





اطلاعات شما ذخيره شود ؟
RSS 1.0 :: RSS 2.0 :: RSD :: ATOM
تمامي حقوق اين سايت متعلق به مجله اينترنتي بلوط است.
هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ ممنوع است.
دایر شده توسط نگاه نرم