فرهنگ و هنر غرب کشور ( زیر نظر هفته نامه ی صدای آزادی )
امروز: سه شنبه، 16 شهريور 1389 مطابق با Tuesday, September 7, 2010 ساعت 4:36 AM
قبلی »
نقد و نظر
« بعدی
شاعر و زبان مادري در حاشيه‌ي «گرمه‌شين» سروده‌ي علي الفتي

Faryad_shiri@yahoo.com
1

تي.اس. اليوت در كتاب «درباره‌ي فرهنگ» به نكته‌ي قابل توجه‌اي درباره‌ي زبان و استفاده از امكانات آن توسط شاعر اشاره مي‌كند كه نقل آن بي ربط به موضوع بحث ما نخواهد بود:

«... شاعر بزرگ كسي است كه زباني را كه به او داده شده، به رغم محدوديت‌هايش به بهترين نحوي به كار مي‌گيرد. شاعر واقعاً بزرگ به زبانش عظمت مي‌بخشد...»

از اين جملة اليوت چنين مي‌توان استنباط كرد كه در گسترة فرهنگ، بخصوص حوزة زبان، شاعر نقش بسيار مهم و تأثير گذاري دارد؛ همانگونه كه زبان به عنوان يك مؤلفة مهم به شاعر هويت فرهنگي خاص مي‌بخشد.

اينكه اليوت از زباني سخن مي‌گويد كه به شاعر «داده شده»، نه زباني كه توسط شاعر «گرفته شده»، ناگزير ما را به وادي كنكاش در زبان مادري مي‌كشاند؛ يعني زباني كه شاعر در كودكي در معرض آن قرار گرفته و توسط والدين به او داده شده و بالالايي‌هايش رشد كرده است و در ناخودآگاه ذهن‌اش و در تك گويي‌هاي دروني‌اش آميخته شده است.

زباني كه توسط شاعر گرفته مي‌شود، همان زبان معيار است؛ يعني زبان آموزش و ادارة كشور. وقتي زبان مادري به مرحلة آموزش راه نيابد و سنت نوشتاري آن حذف شود، در معرض تأثير زبان معيار قرار مي‌گيرد و خطر استحاله و حتي نابودي آنرا تهديد مي‌كند. اينجاست كه نقش شاعر در زنده نگاهداشتن زبان مادري و بده بستان او با زبان برجسته مي‌شود.

شعر پيش از آنكه در قالب كلمه به زبان تبديل شود، به صورت نوعي گفتار دروني در ذهن شاعر شكل مي‌گيرد و گفتار دروني شاعر بر اساس فرم ذهني كودكي او و در زبان مادري اجرا مي‌شود و سرانجام، شاعر همچون كودك، گفتار دروني‌اش را به گفتاري خود مدارانه و به صورت نوعي مونولوگ دسته جمعي به شعر تبديل مي‌كند؛ يعني نوعي گفتار بيروني كه مبتني بر كلمه و زبان است.

پس چنين مي‌توان نتيجه گرفت كه شاعر در بستر زبان مادري، بهتر مي‌تواند خلاقيت و توانايي‌هايش را نشان دهد.

*        *        *

2

شاعران كُرد پارسي گويِ كرمانشاه، همواره نقش بسيار مهمي در تحولات شعر فارسي و كُردي عهده‌دار بوده‌اند و با توجه به آنچه در بحث زبان مادري گفته آمد، از يك سو ناخودآگاه به زبان مادري روي مي‌آورند و سخت دلبستة آنند و از سوي ديگر، از آنجا كه در معرض زبان فارسي قرار گرفته و در سيستم نظام آموزشي زبان فارسي بار آمده‌اند، فارسي، زبان معيار آنان شده و به آن وفادار مانده‌اند. البته اين نكته را هم نبايد ناديده گرفت كه زبان فارسي با توجه به خويشاوندي ديرينه‌اي كه با زبان كُردي دارد، زبان دوم براي آنان محسوب نمي‌شود، بلكه مي‌توان آنرا نوعي ديگر از زبان مادري براي اين شاعران فرض كرد؛ چرا كه آثار درخشان و ماندگاري در شعر فارسي توسط آنان خلق شده است. هيچ كس نمي‌تواند نقش ابوالقاسم لاهوتي را در جريان نوگرايي شعر فارسي انكار كند و همچنين در نسل‌هاي بعد، غزل‌هاي درخشان يدالله بهزاد و پرتو كرمانشاهي و ... از آثار ماندگار شعر فارسي به شمار مي‌آيند و بالاخره نسل تازة اين شاعران كه در جريان شعر فارسي، همگام با ديگر شاعران مطرح فارس، حضوري جدي از خود به نمايش گذاشته‌اند.

از همه مهمتر، تلاش اين شاعران در حوزة شعر كُردي قابل تقدير است. آنان با آگاهي از اينكه ميراث دار گنجينة گرانبهاي فرهنگ و ادبيات كُردي‌اند، با تلاشي مضاعف و جنگيدن در دو جبهة زباني، شعر كُردي را زنده و پويا نگاه داشته‌اند. وجود چند فاكتور مهم و مؤلفة بنيادي در كار اين شاعران، ما را به پيش داوري درباره‌ي آينده‌ي درخشان شعر آنان وا مي‌دارد. اين مؤلفه‌ها عبارتند از:

1-    عدم تعصب كوركورانه نسبت به زبان كُردي در عين دلبستگي شديد به آن.

2-    تسلط كامل بر زبان فارسي و وفاداري به آن به عنوان نوعي ديگر از زبان مادري.

3-    سير روند منطقي تجربه اندوزي از شعر كلاسيك كردي به شعر مدرن كُردي.

4-    تاثير پذيري مثبت از لايه‌هاي پنهان زبان فارسي و اجراي آن در زبان كُردي.

5-    آگاهي كامل و تسلط بر ديگر گويش‌هاي كُردي.

و اما در مقابل اين مؤلفه‌ها مي‌توان به عواملي ديگر اشاره كرد كه مشكلاتي را براي اين شاعران به وجود مي‌آورد، عواملي كه مي‌توانند نقشي منفي و باز دارنده داشته باشند و باعث ركود شعر كُردي جنوب شوند:

1-    عدم برخورداري از يك رسم الخط واحد كه مخاطب نيز از آن آگاهي كامل داشته باشد.

2-  بي توجهي نسبت به ظرفيت‌هاي پنهان ديگر گويش‌هاي كُردي و استفاده نكردن از اين ظرفيت‌ها در جهت رفع مشكلات گويش زبان مادري خود.

3-  بي توجهي به ادبيات كودك و نوجوان در زبان كُردي. (ادبيات كودك و نوجوان همواره نقش زيربنايي دارد و شاعران كُرد ناچارند در اين حوزه نيز تجربه اندوزي كنند و آثاري را ارايه نمايند).

4-    نبود نقد حرفه‌اي و منتقد آگاه به ظرفيت‌هاي زبان كردي.

5-  بي توجهي نشريات و ديگر رسانه‌ها نسبت به ادبيات كُردي. (رسانه‌ها و نشريات در معرفي آثار ارايه شده نقش مهمي را ايفا مي‌كنند. لذا از مسئولين محترم نشريات و ديگر رسانه‌هاي خصوصي و دولتي انتظار مي‌رود در اين مورد همكاري صميمانه داشته باشند).

6-     سكوت پيشكسوتان شعر كُردي در قبال آثار منتشر شده نسل تازه.

3

علي الفتي به نسل تازه شاعران كُرد پارسي گوي كرمانشاه تعلق دارد و پيش از ارايه آثار كردي‌اش، با چاپ مجموعه شعر «راخ»[1] و «هواي هرات»[2] جايگاه خود را در شعر فارسي تثبيت كرده و شعرش مورد توجه مخاطبان و منتقدان جدي شعر فارسي قرار گرفته است. اما با انتشار كتاب «گرمه‌شين» نوعي غافلگيري براي مخاطبين شعر كُردي رقم زد، غافلگيري از آن جهت كه او در «گرمه‌شين» نوعي از شعر كُردي را ارايه داده كه كاملاً موافق ميل مخاطب است. «گرمه‌شين» در موقعيتي زماني منتشر شده است كه گمان مي‌رفت شعر كُردي ديگر مخاطب ندارد و يا اينكه شكاف عظيمي ميان مخاطب و شعر كُردي ايجاد شده است. حتي اگر هم چنين بوده پس اغراق نيست اگر بگوييم «گرمه‌شين» ميان مخاطب و شعر كُردي آشتي ايجاد كرده است.

الفتي شعرهاي نو و آوانگاردي هم در حوزة شعر كُردي سروده[3]، اما با زيركي و با در اولويت قراردادن انتشار «گرمه‌شين» زمينه را براي ارايه آثار مدرنش مهيا كرده است. با توجه به استقبالي كه از «گرمه‌شين» توسط مخاطبان به عمل آمده، بي‌شك همين مخاطبان در آينده با اعتماد به سراغ شعرهاي مدرن او و ديگر شاعران كُرد خواهند رفت.و اما «گرمه‌شين» از لحاظ مضموني، آميخته با مرگ انديشي است و مرگ انديشي شاعر در اين مجموعه، ريشه در مويه‌ها و مرثيه‌هاي فلكلور كردي و شعر سنتي كُرد دارد. در حقيقت «گرمه‌شين» سوگ نامه‌اي براي عاشقان اسطوره‌هاي ازلي در فرهنگ كُردي است.

مرگ انديشي شاعر در اين مجموعه، نه در نفي و انكار مرگ است و نه در ستايش آن. مرگ همچون مرزي ميان جهان ذهني شاعر و جهان متن و زبان فاصله انداخته و شاعر را ناخود آگاه به سوگواري هر آنچه در اين جهان غيبت دارد، فرا مي‌خواند. به تعبيري ديگر مي‌توان گفت كه مرگ در اين شعرها، حضوري توام با غيبت معنايي دارد.حتي «تو» فرضي شاعر در اين مجموعه، گاهي همان مرگ است كه شاعر عاشقانه برايش مي‌سرايد، مرگي كه خود مدام در حال استحاله است و ميل به ديگري شدن دارد.[4]

از ويژگي‌هاي بارز شعرهاي «گرمه‌شين» مي‌توان به استفاده مناسب از اصطلاحات و واژه‌هاي فراموش شدة كُردي كلهري اشاره كرد كه مطابق مضامين و جغرافياي شعرها انتخاب شده‌اند و همچنين عناصر و اشياء در اين شعرها مطابق بافت زندگي كردهاي كلهر و آداب و رسوم آنان است. نكتة جالب توجه اين است كه الفتي با زيركي، همين عناصر را در شعرهاي فارسي‌اش نيز بكار مي‌برد و بي توجه به فرهنگ بومي خود نيست. بي‌توجهي به فرهنگ بومي و فراموش كردن اسطوره‌هاي ازلي و گرايش به تقليد از فرهنگ‌هاي بيگانه، نوعي نازايي فرهنگي به بار مي‌آورد كه الفتي به زيبايي در شعر «وجاخ كور» بيان كرده است و دست به دامان نام‌هاي اسطوره‌اي و نقش نگاره‌هاي تاريخي شده است: «كوره‌يل ئازا چينه‌دي، له‌ئي ولات نامه‌يه‌  /  مه روسه‌م تره‌ك بزاي، شه‌وار له‌ئيره بايه‌ده‌نگ»

زبان توصيفي الفتي در شعرهاي «گرمه‌شين»، همنشين تصاوير زيبا و بكري شده است كه مخاطب را وادار به همذات پنداري با راوي شعرها مي‌كند و خود را در موقعيت شاعر قرار مي‌دهد. تصوير در شعرهاي «گرمه‌شين» متناسب با جغرافيا و فرهنگ كردهاي كلهر است؛ طبيعت، پوشاك مردم، اعتقادات مذهبي، تغذيه، پرندگان، جنگ افزارها و ... همه و همه با تصاويري زيبا در شعرهاي «گرمه‌شين» نمودي عيني پيدا كرده‌اند. براي اثبات اين ادعا در پايان پيشنهاد مي‌كنم يك بار ديگر شعر «په‌ري خان» را با هم بخوانيم كه در آن واقعي‌ترين چهرة زن اصيل كُرد كلهر را به تصوير كشيده است:

«زوون له‌وه‌ر، خرخال له‌ده‌س، گولي هابان سه روه‌ني

ماشته‌ي له‌مه‌خمه‌ل كرده وه‌ر خوه‌زيه‌و وه حال خاوه‌ني»

بهار 1389 – تهران

نظرات [0]



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
RSS 1.0 :: RSS 2.0 :: RSD :: ATOM
تمامي حقوق اين سايت متعلق به مجله اينترنتي بلوط است.
هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ ممنوع است.
دایر شده توسط نگاه نرم