فرهنگ و هنر غرب کشور ( زیر نظر هفته نامه ی صدای آزادی )
امروز: پنجشنبه، 18 شهريور 1389 مطابق با Thursday, September 9, 2010 ساعت 6:28 PM
قبلی »
نقد و نظر
« بعدی
ادبيات كرمانشاه ، چالش شعر سنتي و آزاد

ادبيات كرمانشاه ، چالش شعر سنتي و آزاد

گزارش از :سعيد رضايي سعيد

هفته نامه ي صداي آزادي : سالهاست شاعران جوان کرمانشاهی در آمفی تئاتر های شهرهای مختلف ایران از پله های سن بالا رفته اند و الحق چه بسیار بوده اند این شاعران برگزیده ی جشنواره ها و کنگره های ادبی. اما به راستی جایگاه شعر کرمانشاه و شاعران کرمانشاهی در ادبیات امروز ایران چیست؟ اگر تاثیر گذاری بر جریانات ادبی و جذب مخاطب از شاخصه های شعر خوب و موفق قلمداد شود، شعر کرمانشاه به راستی در چه فاصله ای از « شعر خوب وموفق » می ایستد؟
تک شاعرهای شاعران کرمانشاهی که مقام های اول تا سوم همان کنگره های کذایی را از آن خود کرده اند، بیرون از آن سالنهای شلوغ و پر سر وصدا و در هوای آزاد شعر و مخاطب و رسانه دوام نیاورده و توی گوشه های همان سالن ها دفن شده اند. میزان بسیار کم انتشار آثار شاعران کرمانشاهی یکی دیگر ازدلایل مختلف حاشیه نشینی شعر کرمانشاه در شعر ایران است.
البته رشد و گسترش شعر در اشکال گونا گونش در کرمانشاه تفاوت های جدی و بنیادی دارد به رغم بسیاری از شاعران و صاحبنظران کرمانشاه در شعر کلاسیک پیشینه و کارنامه روشن تری از شاعر نو دارد. بررسی دلایل این اتفاقات که در بالا ذکر شد نیازمندی نقدی چند سویه و جامع است که زوایای روشن و تاریک شعر کرمانشاه را بیش از پیش نمایان می کند.

*****
شاعران گم نام، شعرهای منتشر نشده
آرش سنجابی، نویسنده و مترجم می گوید: در کرمانشاه اگر هم شاعر خوبی وجود داشته باشد، به دلیل عدم انتشار آثارش نمی توان ارزیابی جامعی در مورد شعر کرمانشاه داشت، چون قضاوت به آثار چاپ شده محدود می شود.
به نظر سنجابی در بازار نشر سرمایه گذاری روی شعر وجود ندارد وشاعری مجموعه اش چاپ می شود که سرمایه داشته باشد و اگر شاعری توان مالی نداشته باشد محو خواهد شد.
منصور یاقوتی نویسنده و منتقد ادبی که به تازگی زمان « بن بست» او به بازار کتاب عرضه شده است، نقش انتشار آثار شاعران را در شکل گیری جریان های شعری کلید ی می داند و می گوید: کسی مثل اسکندر آزادی نزدیک به 40 سال است که شعر می گوید ولی تا به حال هیچ مجموعه ای از او منتشر نشده است. یا به ید اله لر نژاد که خوب شعر می گفت و تا زمان مرگش هیچ وقت از او کتابی چاپ نشد.
یاقوتی به مطرح ترین شاعران کرمانشاه در دهه های اخیر اشاره می کند و ادامه می دهد: مرحوم بهزاد یا پرتو بعد از سالها زندگی ادبی آن هم به اصرار اطرافیان تنها یک جلد کتاب منتشر کردند و چهره ی شاخصی مثل فریبرز ابراهیمپور هیچ مجموعه ای چاپ نکرده است.
علی الفتی شاعر مجموعه های « راخ»،« گرمه شین» و « هوای هرات» درباره انتشار آثار شاعران کرمانشاهی می گوید: تنبلی و عدم جدیت شاعران در  انتشار کتاب باعث رکود فضای شعری کرمانشاه شده است.»
اما امین شیرزادی شاعر کرمانشاهی نگاه متفاوت تری به مقوله انتشار آثار شاعران دارد و می گوید : فضای انتشار آثار شاعران خیلی محدود شده است و ممیزی واقعا در چاپ شعر ایجاد مشکل می کند.»

******
شعر کلاسیک یا شعر نو؟
منصور یاقوتی در مورد مقایسه شعر کلاسیک و شعر نو کرمانشاه می گوید: کرمانشاه در زمینه شعر نو شاعرانی مثل اصغر واقدی داشت که در سطح کشور مطرح بودند. عزت اله زنگنه با مجموعه شعر « پشت دروازه های خورشید» و ملکه صنیعی از چهره های فعال شعر نو کرمانشاه بودند، اما با همه اینها شعر کلاسیک کرمانشاهی با نام های مثل بهزاد ، پرتو، جعفر درویشیان و .... جایگاه بهتری دارد.
این نویسنده درباره دلایل پیشی گرفتن شعر کلاسیک بر شعر نو در کرمانشاه اظهار می دارد : « شعر کلاسیک این مجال را به شعر نو نداده است. وقتی یک جریان قوی باشد ، جریانات دیگر در سایه آن رشد می کنند. در ضمن اگر جریانی بخواهد به صورت مستقل عرض اندام کند باید چره های شاخصی معرفی کند که توان مقابله داشته باشد که در کرماناشه شعر نو از این جهره های شاخص کم داشته است.»
یاقوتی فقر تئوریک را یکی دیگر از دلالیل پا نگرفتن شعر نو در کرمانشاه قلمداد می کند و می گوید : « تقی رشیدی  از شعرای خوب کرمانشاهی بود که هم کلاسیک می گفت و هم مدرن. تقریباً تمام شاعران نو پرداز موفق از شعر کلاسیک به سمت شعر معاصر آمده اند . اکثر کسانی که به سمت شعر نو آمده اند شعر کلاسیک را نمی شناسند . شاعر باید از شعر کلاسیک شروع کند، بعد شعر نیمایی و بعد از آن به شعر آزاد برسد.»
منصور یاقوتی که به تازگی مجموعه ای از غزل شاعران کرمانشاه را برای انتشار به دست ناشر سپرده است ادامه می دهد : « خیلی از شاعران جوان موسیقی شعر را نمی دانند و کسی که با این مقدمات آشنا نباشند نمی توانند در حوزه شعر آزاد قد بکشد و عرض اندام بکند. یداله رویایی اگر در شعر آزاد صاحب جایگاه شده است به خاطر پشتوانه تئوریکش بوده است. شاملو قبل از شعر گفتن به شکل سپید یا شاملویی ، چهارپاره ، نیمایی و کلاسیک را تجربه کرد و با شناختی که از آنها داشت وارد شعر نو شد.»
امین شیرزادی نیز معتقد است شعر کلاسیک در کرمانشاه پر رنگ تر است چون انجمن های ادبی حول محور شکل کلاسیک شکل گرفته است . او می گوید: « به غیر از انجمن فرانگر هیچ انجمن دیگری به صورت جدی روی شعر نو کار نمی کرد.
شیرزادی اقبال عمومی به شعر کلاسیک را بیشتر می داند و ادامه می دهد « شاعرانی کرمانشاهی مخاطب گرا هستند و به این خاطر عرصه شعر کلاسیک را بیشتر دوست دارند»
همت علی اکرادی یکی دیگر از شاعران کرمانشاه در این باره می گوید: « شاعران کرمانشاهی متاسفانه در حوزه ی شعر نو تلاش چندانی نکرده اند و به شکل عمومی و مطلق قدمهای خوبی در این زمینه برداشته نشده است.»
اکرادی حوزه ی شعر نیمایی کرمانشاه را در مقایسه با سایر انواع شعر نو موفق تر می داند و ادامه می دهد:« محمد جواد محبت جزو یکی از پیشرو ترین شاعران ایران است. مثلا در کتاب « فصلی از یادها» ی این شاعر با شعر و گفتار و موسیقی واژگانی قوی و برجسته ای مواجه می شویم .»
همت علی اکرادی این نمونه ها را جزو استثنائات می داند و عقیده دارد: « در زمینه شعر نو کار خاصی صورت نگرفته است. خیلی از شاعران حتی در شعر نیمایی طرز چیدمان مصراعها و قاعده ها را رعایت نمی کنند . اینها باید بروند کتاب « بدعت و بدایه نیما » ی اخوان را بخوانند که مرجع وزن د رشعر نیمایی است. »
وی شعر کلاسیک کرمانشاه را در ایران درخشان ارزیابی می کند ولی پیشرو بودن شعر کلاسیک کرمانشاه در سطح کشور را اغراق آمیز می داند.»
اکرادی زمینه های تفاوت سطح کیفی شعر کلاسیک و شعر نو را در کرمانشاه این گونه بر می شمارد: « سر آوران شعر کرمانشاه نو پرداز نبوده اند، اگر بزرگان ادبیات ما وابستگی به شعر نو داشتند، الان و ضعیت متفاوت بود. ما هر وقت وارد انجمنی می شدیم گرداننده ی جلسه می گفت: « غزلی برایم بخوان» ، یعنی شعر در نگاه اینها فقط قالب کلاسیک بود . هر وقت هم ترجمه ی شعر عرب به شکل سپید یا نیمایی هایی که خودم سروده بودم می خواندم، مورد تمسخر قرار می گرفتیم.»
اکرادی ادامه می دهد: « من معتقدم آبشخور اصلی شعر نیمایی کرمانشاه است. ابوالقاسم خان لاهوتی شعر « وحدت و تشکیلات » را در سال 1303 و 13 سال قبل از « ققنوس » نیما منتشر کرد.
خیلی مثل شمس لنگرودی او را بنیان گزار شعر نو می دانند ولی چون نیما مقاومت نو پایداری کرد این واقعه ی ادبی به نام نیما رقم خورد.»
آرش سنجابی که ترجمه ی « عاشقانه های شعر کرد» را در کارنامه ی ادبی خود دارد، شعر کرمانشاه را به دو دسته ی فارسی و کردی تقسیم می کند و می گوید: « در زمینه ی شعر کردی خصوصا در تصویر سازیهای شاعرانه ، شعر کرمانشاه جایگاه خوبی دارد، اما در شعر فارسی شاهد رشد خوبی نبودیم.» این مترجم، علی اشرف نوبتی ( پرتو) و اسد عاطفی را در دو حوزه شعر کردی و کلاسیک (هندی) در سطح کشور مطرح می داند اما در شعر نو کرمانشاه نظر دیگری دارد: « کرمانشاه در زمینه شعر نو موفقیتی نداشته و دچار ایستایی شده است.»
الفتی، شاعری که با شعرهای کلهرش مطرح است، این گونه به شعر کرمانشاه نظر می کند: « هم به شعر کلاسیک و هم به شعر نو کرمانشاه مشکوکم. نمی توانم بگویم شعر کلاسیک یا شعر نو خوب وجود دارد مخصوصا شعر جوانش که به حد اعلی نرسیده است.»
الفتی ادامه می دهد: « می گویند غزل کرمانشاه پیشرو است، اما سالهاست از این غزل پیشرو غزل محکم و تاثیر گذاری ندیده ام. در شعر آزاد هم تنها چند نفر به صورت محدود کار می کنند . از مسئله ی انتشار کتاب که بگذریم ، حتی در فضای مطبوعاتی استان هم تولید ادبی خاصی وجود نداشته است.»
الفتی با بیان این مسئله که در غیاب غزل- که نام بزرگی هم هست- شعر نو کم کم در حال شروع شدن است . او می گوید: « ما با شاعران غزل سرایی روبه رو هستیم که تنها اسم هستند و سالهاست که کار تازه ای از آنها ندیده ایم. به نظر من به صورت کلی شعر کرمانشاه در سطح مناسبی قرار ندارد. متاسفانه پراکنده نویسی همیشه در کرمانشاه رسم بوده و هست، از نسل جوان هم خبری نیست و با انتشار و یک کتاب این اوضاع تغییر نمی کند.»
او ادامه می دهد: « نقد به بالا رفتن سطح شعر کرمانشاه کمک می کند، اما کتابی منتشر نمی شود که نقدی شود. باید هر سال در هر حوزه حداقل ده کتاب منتشر شود تا بشود روی آنها صحبت کرد.»
الفتی شعر کردی کرمانشاه را دارای سطح بالاتری قلمداد می کند:« شعر آزاد کردی کرمانشاهی وارد مرحله جدی خود شده است و اگر ادامه پیدا کند به نتایج خوبی خواهد رسید.»
*****
عدم ارتباط با رسانه، حاشیه نشینی شعر کرمانشاه
منصور یاقوتی می گوید: « شاعران کرمانشاهی نحوه ی ارتباط صحیح با رسانه ها را فرا نگرفته اند و همین مسئله آسیب زیادی به جریان شعری کرمانشاه وارد می کند.»
امین شیرزادی عقیده دارد متولیان ادبی استان ، دغدغه ی ادبیات ندارند و ادامه می دهد:« اگر همان انجمن های ادبی به شکل سنتی وجود داشت، شاعر در رفت و آمد به این انجمن ها مجبور به مطالعه و تولید و افزایش ظرفیت نقد پذیری می شد. رسانه ها هم خیلی ادبی نیستند و در مطبوعات استان بن مایه فرهنگی قوی وجود ندارد.»
علی الفتی ، اما عدم ارتباط شاعران کرمانشاهی با رسانه به نبود تولیدات ادبی مربوط می داند.

 

نظرات [1]
روح!!!!    یکشنبه، ۱۳ تیر ۸۹ :: ۵:۰۰ بعدازظهر
تعریف و هدف حسابرسی حسابرسی یعنی بازرسی جستجو گرانه مدارک حسابداری و سایر شواهد زیر بنای صورتهای مالی .حسابرسان از راه کسب آگاهی از سیستم کنترل داخلی و بازرسی مدارک،مشاهده داراییها،پرسش از منابع داخل و خارج شرکت و اجرای سایر روشهای رسیدگی ،شواهد لازم را برای تعیین این که صورتهای مالی، تصویری مطلوب و به نسبت کامل از وضعیت مالی شرکت و فعالیتهای آن در طول دوره مورد رسیدگی ارائه می کند یا خیر،گردآوری می کنند. یااینکه حسابرسی فرایندی است منظم و با قاعده جهت جمع آوری و ارزیابی بیطرفانه شواهد درباره ادعاهای مربوط به فعالیتها و وقایع اقتصادی،به منظور تعیین درجه انطباق این ادعاها با معیارهای از پیش تعیین شده و گزارش به افراد ذینفع. فلسفه و جایگاه حسابرسی برای اینکه فلسفه حسابرسی روشن شود لازم است نقش حسابرسی که بیان کننده عوامل موثر در تعیین نقش حسابرسی است بیان گردد . این نظریه ها که در مجموع فلسفه حسابرسی را تشکیل می دهند بطور موثر از اوائل دهه 1960 میلادی شکل گرفته اند و بتدریج تکامل یافته اند . مدلهای نقش حسابرسی ریشه در جامعه شناسی دارند . به اعتقاد جامعه شناسان موقعیت و وظیفه هر شخص در اجتماع توسط انتظارات جامعه تعیین می شود . آقای حمید راوی در مجله حسابرس در رابطه با فلسفه حسابرسی نظرات زیر را بیان کرده است : نظریه شبه قضائی بر طبق این نظریه ، نقش حسابرسان را قانون تعین میکند و قانون از طریق اعطای اختیاراتی به حسابرسان برای آنها نقشی شبیه قاضی قائل است . مثلا طبق ماده 148 اصلاحیه قانون تجارت ایران مصوب سال 1347 بازرسان مکلفند درباره صحت و درستی صورت دارایی و صورت حساب دوره عملکرد و سود و زیان و ترازنامه ای که مدیران برای تسلیم به مجمع تهیه می کنند و همچنین درباره صحت مطالب و اطلاعاتی که مدیران در اختیار مجامع عمومی گذاشته اند اظهار نظر کنند . از جمله اختیاراتی که قانون به بازرس می دهد ، دسترسی کامل به مدارک و سوابق شرکت و انجام هرگونهرسیدگی و تحقیقی است که لازم بداند . بدین ترتیب در مدل فوق نقش حسابرس در ارتباط با صورتهای مالی صاحبان کار ، مشابه نقش قاضی است در ارتباط با دعاوی قانونی . نظریه مسئولیت اجتماعی برخی استدلال می کنند که نقش حسابرس را نمی توان در چارچوب مسئولیتهای صرفا قانونی محدود کرد انتظارات جامعه مسئولیتهای دیگری را در مقابل حسابرس قرار می دهد، این نظرات بطور خلاصه چنین است : 1- کشف تقلب و کارهای غیرقانونی مدیران 2- گزارش درمورد کارائی و شایستگی مدیران 3- گزارش در مورد کنترلهای داخلی شرکتها 4- حفظ منابع سایر استفاده کنندگان از صورتهای مالی نظریه مباشرت و نظارت براساس این نظریه مدیران مباشران سهامداران تلقی می شوند . مدیران عبارتند از متخصصینی که سهامداران کار اداره و مدیریت وجوه خود را به آنها محول نموده اند . در این نظریه فرض بر این است که تمامی اطراف قضیه رفتار منطقی و معقول دارند ، همچنین فرض می شود که سرمایه گذاران از خطرات فریبکاری مدیران آگاهند و مدیران نیز از نگرانی سهامداران از این بابت اطلاع دارند . به همین علت مدیریت شرکت ، خود علاقمند به حسابرسی صورتهای مالی شرکت است . یکی از راههای آسوده خاطر کردن سرمایه گذاران ارائه صورتهای مالی حسابرسی شده است . این بدان معناست که مدیریت شرکت خود علاقمند به حسابرسی صورتهای مالی شرکت است و اعتقاد دارد که اگر کیفیت حسابرسی مطلوب نباشد ، سرمایه گذاران به مدیریت شرکت و صحت عمل او شک می کنند و در نتیجه ریسک سرمایه گذاری خود را بالاتر ارزیابی می کنند و لذا حاضرند سهام شرکت را به بهای کمتر خریداری کنند . این امر موجب می شود که هزینه های تامین مالی شرکت افزایش یابد و رشد شرکت با کندی مواجه شود ، بنابراین نظریه ، مدیریت خود دارای انگیزه های قوی جهت تاکید بر ارتقای کیفیت نظارت است و خواهان حسابرسی مستقل می باشد . این مدلها همزمان با تاکید متقابل بر یکدیگر در تعیین نقش کنونی حسابرس و نحوه گزارشگری دخالت داشته اند ، در عین حال ، مدل مسئولیت اجتماعی حسابرس بیش از مدلهای دیگر پاسخگویی تحولات اخیر گزارشگری است .
Email:
URL:





اطلاعات شما ذخيره شود ؟
RSS 1.0 :: RSS 2.0 :: RSD :: ATOM
تمامي حقوق اين سايت متعلق به مجله اينترنتي بلوط است.
هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ ممنوع است.
دایر شده توسط نگاه نرم