نقدی برکتاب « له شیعره بیزارم» شیر دل ایل پور
هنرمندان ، به خصوص شعرا با درد سر و کار دارند . دردهای بی شماری که در زندگی می لولد و برای مردم عادی پنهان است اما برای اهل هنر، پیدای آشکار. شاعر کردی می فرماید: « ده ردی گردمه باش ده ر دانه / هه کیم لوقمان پی سه ر گه ردانه» به دردی دچار شده ام که حکیم لقمان نیز از علاج آن عاجز است . انسان بدون درد نیست . اما هر یک از هنرمندان درد را بگونه ای توصیف کرده اند. حتی آنهایی که عاشقند ، دردمندند و .... اهل هنز این درد را احساس می کند. در صور خیالش پرورش می دهد و از آن اسطوره ای منحصر به فرد می سازد.
برخی از شعرا، چون شعر به سراغشان می آید، در دانشکده های فقر و عشق و ... تعلیم یافته اند . شعرشان جاودانه و ماندگار می شود. درست فرموده اند « بیت اول شعر از خدایگان است» اکثر شعرای مشهور جهان، بخصوص ایران زمین شاه بیت آنها از خدایگان به گونه ای بی اختیار و وحی گونه در ذهنشان بدون وقت معینی خطور می کند. این نمونه از ادبیات شاه بیتهایی هستند که بعدها استادانی همانند حافظ ها و سعدی ها و مولوی ها ، خان منصور ها ، خانای قبادی ها و... پرورش می دهند. شعر احساس لطیف و عواطف سرشار می خواهد « شعر آینه تمام نمای شاعر است. و طرح آن در اختیار شاعر. خلاف داستان بعد از طرح ، می گردد که برای نویسنده غیر ارادی است. در داستان نویسنده می تواند راه اطناب را در پیش بگیرد و مطلب را با صحنه پردازی به درازا بکشاند اما در شعر حد و مرزی دارد. ایجاز و خلاصه گویی در شعر، نشانه قدرت شاعر است هر چه در شعر ایجاز رعایت شود و استعاره های با دلیل در جای خود بنشیند صور خیال و لطافت و زیبایی شعر بالا می رود. « کم گوی و گزیده گوی چون در» در نگارش باید چندین بار با کلمات ، جملات و ... بازی کرد . چندین بار آن را خواند و اصلاح نمود. روان کرد و ...
بارها برایمان هنگام مطالعه پیش آمده است از کتابی حوصله مان سر می رود، کتاب کشش ندارد. مترجم، کتاب را ناشیانه ترجمه کرده است. خوب جا نیفتاده و ...
در یکی ازسالهای 56- 57 روزی در کلاس داستان نویسی های منصور یاقوتی از بزرگان داستان نویس شهر و کشورمان شنیدم : « باید بعد از نگارش هر مطلبی ، آن را در گوشه ای گذاشت تا اینکه بین نویسنده و نگارش یک فاصله بیفتد . آنگاه به سراغش بروید . چون برای مدتی با آن مطلب یا داستان بیگانه بوده اید» خودتان می توانید آن را نقد کنید و پی به معایب آن ببرید .» باید چند بار مطلب را خواند آنگاه روانه بازار کرد. در اثر اول یک شور و هیجان خاصی است که نویسنده یا شاعر دوست دارد مطلب چاپ شده اش را پشت ویترین کتاب فروشی ها ببیند و ...
یکی از شاعران خوب و دلسوز و درد مند کُردی سرای کرمانشاهی ، شیر دل ایل پور است . اولین کارش را با نام « له ی شیعره بیزارم» در سال 1388 با شمارگان 1000 در چاپخانه سعادت کرمانشاه به چاپ رسانده است.
ایل پور در این کتاب توانسته است خوب خودش را برای اولین بار هر چند ایشان معرف حضور همگان است – را بالا بکشد و آن طور که فرموده اند: « لذت در رنگینی و تازه گی است و آن هم یعنی ژیان»
در شعر نیمایی ایل پور با استعاره های نوین و تازه ای روبرو می شویم که بی گمان وی را در ردیف برخی از شعرای مشاهیر کرد قرار می دهد . در هر بُرشی تصاویری تازه خلق شده و ابعاد مختلفی از صور خیال مشهود است. استعاره ها و تشبیهات پشت سر هم در آسمان فکر و خیال ایشان، حد و مرزی نمی شناسد: به یداخ وا، ده س داره یل، قلف مره زه یل ، خه لیفه ی مه رگ، پاوه ن به خت، کووچ راسا مال زه مان و ...
در کتاب ایل پور زندگی فراز و نشیبهای زیادی دارد . در یک جا از آزادی سخن می گوید: « آه آزادی ، آزادی پرنده ضعیفی است که در دفتر مشق بچه ها لانه کرده و فریادش جیک جیک نفسی است که در گلوی نصیحت کننده فرسوده است. ( از بین رفته است) ص 42- 41)
انسان را به وجد می آورد و دوست دارد همراه ایل پور برای رسیدن به آزادی پیامی داشته باشد. اما در اشعار بعد، تسلیم زندگی می شود و به راحتی در مقابل مرگ سر خم می کند و دائم می نالد نالیدن وی همانند ضرب المثل کردی« علی غصه خور» است. « مه رگ له سه رتیل سنیگم خیپ کردیه»
ایل پور کتابش را با شعر « وا» شروع می کند . یک حماسه در فضای ذهن که خواننده را به دنبال خود می کشاند و « باد» که همان « وای » کردی و وایو ی اوستایی است . در اینجا نماد آزادی است و پیام مبارزی را می خواهد به وسیله بادهای « شمال» و « زلان» و ... به اکثر نقاط برساند چون زندگی در وجود ایل پور تازه گی و لذت دارد. « له زه ت ها له ره نگینی و تازه گی یانی ژیان» در اینجا « وا» عصیان گر است و قلف اسارت مزارع را در هم می شکند. به هیچ قانونی پایبند نیست و ...
تنها سکته های شعر کلمه تکرار« وا » است در پاراگراف دوم و آخر برای خواننده سنگین است. در شعر وا استعاره های کم نظیری همانند واران بی پاسپورت ، گرده چو چانه یل کووجه ر به یداخ وا، ده س داره یل و ... وجود دارد.
ایل پور آرام آرام ما را با خود به دنیای آزادی توسط « وا » می کشاند کتاب خوب آغاز شده است. به نسیم سفارش شده که خونم را با خود ببرید و ...
در شعر سفری در بن زمان مبارزه و آزادی فراموش می شود.
که پووم مِ له هه و سله ی سرفتی قرینگ مه زووک بی ئه نجام وه خه ریک له هام شوو مه کرووم واژه گانی سه رد کِ مزگانی خلیفه ی مه رگ له منالدان زه مان ره سنن»
برگشتی به تسلیم در مقابل زندگی است. ایل پور در شعرش صادق است. لاف و گزاف نمی زند ، هر آنچه که در وجودش است، همان است » شعر آینه تمام نمای شاعر است. صادقانه می گوید « من در دو قسمت انسانم و یک قسمت حیوان»
« وه دو به ش ئنسانم وه به شی سییم ده یدام. ایل پور در شعر « بن زه مان یک جدال درون دارد. و هنوز موفق نشده است. می گوید: من درد آهن و دود و وظیفه مرگ را می شناسم و من دلیل مبارزه و طلوع کردن و آزادی را می شناسم » اما در اشعارش این راه را به ما نمی شناساند.
« وه م ژان ئاسن و دو که ل و خه سپه ن مه رگ زانم.
وه م وه لیفه ت خه بات و وه لیفه ت ئلاتن وه لیفه ت ئازای زانم» در جدال درون ایل پور ، انسان مسخ شده است. « ئنسان وه مه سخ رزا دا» این انسان در بعد از شعر « وا» انسانی ایستا خموش و مرده است. پویا نیست . امید به زندگی ندارد. نمی داند چه بکند در شعر « جارناله ت» باز ایل پور تسلیم زمان است و نا امیدی با استخوانهایش در حال رقص است: « سیه تا وه سقانه یلم پایه مووری ژه نید» ؟
خوه م دا وه شکیامه» نالیدن و پوچی و بی مهری در این اشعار منهای استعاره های کم نظیر آن خاطرات تلخ زندگی را تداعی می کند.
« سه رزه مین سه گ مه رگییه یل وه ل ژیوژاوا و ژانا ئامیته م ... در ادامه شعر آمده است: « سه ر ئه و بن درس بردن هه قیقه ت کاریگه ژار، خار سه قیر، هه قیر»
چنین انسانی در شعر ایل پور در برخورد با حقیقیت انسانی است، پوچ ، به درد نخور، حقیر و کوچک و در برزخ زندگی معطل و در ادامه راه ناتوان می باشند. ب رسر دو راهی مانده است حتی در مورد هویت فرهنگی خودش شاید دچار تردید باشد تقویم سه رده وا را بکار ببرد یا گلارق یثران مزگه وت کار برد نثر کردی کرمانشاهی هنوز هویت خودش را برای دیگران به اثبات نرسانده است نه مردم کرد کرمانشاه او را می شناسند و نه سایر گویشها ، آن وقت ما می بینیم که این نثر کرمانشاهی با سه، چهار کتاب چاپ شده ، فردا نه حرفی برای گفتن دارد و نه برای اثبات . آینده گان در نثر کرمانشاهی پیشرو و شه قام و مه زگه وت و خه ریک و ... را می بینند و اگر نثر کرمانشاهی این است پس این همه جنجال چرا؟ به کدامین سمت می رود و چگونه ادعا شود این نثر یک دست نیست؟
آیا فردا جای پایی برای هویت گویش خویش باقی است.
در شعر قه گیران » ایل پور دوباره با آزادی در یک نماد جدید با استفاده از نماد« باد » و « باران» و « برف» می خواهد راهش را ادامه دهد . درست مثل شعرهای شفیعی کدکنی، گون از نسیم پرسید به کجا چنین شتابان » راه ایل پور در این شعر نیز همانند بقیه اشعار است . این شعر در مقابل شعر« وا» پر بار نیست . آن جوش و خروش را ندارد . برای رسیدن به آزادی مایوس کننده و نا امید است. چون راه آزادی را نمی شناسد و نمی تواند که بشناساند. او مرگ را با آغوش باز می پذیرد: مه رگ له سه رتیل سینگم خیپ کردیه»
ایل پور در شعر « شیعره کِ شه مسیه» در دام انرژی منفی سوبسید مرگ ، هشار مه رگ ، عه قره به ی زه مان، خوه ر سه ره و خووار( آفتاب سر به زیر) و ... گرفتار است و کما کان نا امید.
او در شعر « موزیک ئه را هوره چرا» بنده قبل از این که وارد نقد شعر شوم لازم است که در مورد « ئه را ، ئه را، ئرا» توضیحی بدهم. کلمه ئه را یا ئه را با دو واژه « ر» سنگین و سبک در استان تلفظ می شود اما واژه آخری مخصوص منطقه ی ماهیدشت است و تعداد محدودی در کردهای کرمانشاه( ماهیدشت) از این کلمه استفاده می کنند . آقای ایل پور و آقای صادق صامره ای به خاطر اتحاد و وحدت نوشتار استانی از کلمه ئه را یا ئه را استفاده می کنند . بهتر است نو گرایی با حذف واژه های اکثریت مردم و استفاده از واژه های غریب گویشهای دیگر ما را کما کان از اهداف گویش کردی کرمانشاهی دور می کند. مگر در زبان معیار که تمام گویشها متفق القول باشند. یه که و گردن یا یه کگردو»
ایل پور در شعر « هوره » برای اولین بار از این آواز چند هزار ساله یادی می کند . که باید به ایشان تبریک گفت: هوره یکی ازنیایشهای باستانی است که با همین حالتی که دست را نزدیک گوش می برند تا صدای رسا و بلندتر شود، در مهره های باستان شناسی نیز آمده است. اما هوره به عنوان شعری رسا و قابل قبول، در شعر ایل پور یک فریاد است .
ما در هیچ یک از اشعار ایل پور پارا گرافی بدون صور خیال ف نمی بینیم. صور خیال ایل پور دنای جدددی از واژه های نو است. اما به جز شعر « وا» و « هوره » در اشعار دیگرش در چنگال باز گشت زمان، افکار فلسفی درون ، زندگی بوف کوری هدایت و ... اسیر است.
ایل پور در این شعر « هه گ وه ناوه خت ناگه ی ناکووک نه قارنگ تووژ زامه گاند هه لکه نی و ... ناله بدون وقت ف لایه ای از قشر زخمی ها را بلند می کند و بر می دارد.
در جدال مرگ و زندگی، زندگی را به بهترین شیوه با رفع هزاران موانع انتخاب می کند.
استعاره های ناب ایل پور یا قربانی سرنوشت نا امید کننده و مایوس زندگی است یا فراز و فرودی و زود فراموش می شود. در شعر هوره گاهی وارد عرفان می شود. او پایتخت درد عشق « هوره» صحبت می کند. از دنیای تلاش و کار رهگذاران و ماشینی شدن انسانها و ... می نالد. « هوره» شعر « وا» را به اوج می رساند.
« هوره» نمادی از فریاد و درد است نشان می دهد بعد از هر مردنی، زنده ای و زندگی زیباست.
نوعی فریاد است در شعر ایل پور.
« وه له یوا هه ر روژیگ ئاوا بوود هووره چریک مرید و له خاکِ ده نگی هووره چریک زاید...»
بافت معنوی شعرهای « وا» و « هوره» انسان را به تکاپو و امید زندگی وا می دارد. اما بقیه اشعار، انسان را در مقابل زندگی تسلیم می کند.
در شعر « زه ردی پاییز » باز ایل پور در مقابل ناملایمات تسلیم می شود.
شرمساری تابستان، زردی گندم، زردی سیب، نابودی زمین، ایمان ناتمام ایل پور چون هنوز ( اشاره به عقیده بنده) آنجا که بزرگي فرموده است کسی که زن ندارد، نیمی از ایمانش کامل نیست. به این حدیث اشاره دارد.« وه م هیمان وه ل ناز مووسیقای ژنا قه ریبم وه ئیمانم ناته مام...
این شعر دوباره راه نا امیدی زندگی را در پیش می گیرد:
« روز نحس، ماه نحس، سال وزندگی نحس، کاشکی به دنیا نیامده بودم.» و ... بنده کوچکتر از آنم که به شاعر بزرگی همانند آقای شیر دل ایل پور پیشنهاد بدهم. اما در این کتاب هر آنچه که به نظرم می رسد این است که : آقای ایل پور در شعرش راه ایجاز و خلاصه بگیرد. اشعارش بسیار پر بار خواهد بود استعاره های ناب، تسلط بر زندگی ایلیایی ، تسلط بر واژه های فراموش شده عامه و ... نشان از استعداد والای ایل پور دارد. چرا باید ایشان « حاصل خاموش و بدون صدای نیشتمان خودش باشد.»
در مورد ایراد ات رسم الخطی همان مواردي که برای آقای سجاد جهانفرد نوشته بودم تکرار شده است. در دو قسمت سر تیتر کتاب عنوان له ی شیعره بیزارم چاپ شده است که باید در یک قسمت عنوان کتاب و در طرف دیگر عنوان شعر چاپ می شد. امیدوارم که آقای سجاد جهانفرد در تایپ کتابهای کردی ، هویت کرماشانی را در رسم الخط بهتر از نسخه های پیشین با یک تجدید نظر کلی، در نظر بگیرد و آقای شیر دل ایل پور برا ی ثبت واژه گان کرماشانی با « به یداخ جار و نیه رینجگه » شاهد کتاب بعدیش باشیم و همواره سوز درونشان را با جاده دلسوزان هماهنگ کنند. با آرزوی موفقیت برای این عزیزان شما را به خدای آسمانها و زمین می سپارم.
كريم كريمپور