اين مجموعه شعر به اهتمام انتشارات چشمهی هنر و دانش در ۷۳ r صفحه با شمارگان ۲۰۰۰ چاپ و نشرگرديده. نام مجموعه از يك غزل ناتمام گرفته شده كه يكی از بهترين و دلنشين ترين كارهاي رضا موزونی به حساب می آيد.
يهی شهو ئهگهر بچيدن بالهو گِرِم له شوونِد |
Yey shew eger bicídin, ballew girim le shùnid |
كهوشه شره كهمهو پا و ريو نهم له ئهو هنازه |
Kewshe shirre kemew pa, we ríw nem le ew hinaze |
با اين پيشينه نگاهی بر اين مجموعه داشته ایم.نيما می گويد: "ادبيات ما بايد از هر حيث عوض شود. مضمون تازه كافی نيست و نيز كافی نيست كه مضمونی را بسط داده و به طرز تازه بيانش كنيم. اصل اين است كه طرز كار عوض شود و آن مدل وصفی و روايي كه در دنيای شعور آدمهاست به شعر بدهيم ."اگر از بينش نيما به شعر امروز گويش جنوبی زبان كُردی که در مجموع شامل گويشهای رايج در مناطق جنوب کردستان در استانهای كرمانشاه، ايلام ، دياله و بخشی از لرستان می شود، بنگريم در می يابيم كه شعر نوين اين بخش از کردستان بسياری از مولفههای نظری نيما يوشيج بهره مند است، و گهگاه نيز از ديدگاههايی اينگونه فراتر رفته است. مدت چند سالی است كه حركتهای جديدی در عرصهی شعر گويش جنوبی زبان كُردی شكل گرفته است كه موزونی يكی از فعالين اين عرصهی مهم ادبی در ادبيات نوين کُردی است.
علاوه بر رضا موزونی شاعران و نويسندگان فعالی چون پرويز بنفشی "آثار تازهی ايشان"، سعيد عبادتيان ، علی سهامی، عليرضا يعقوبی، مسعود قنبری، علی الفتی، مهوش و مژگان سليمانپور، جواد شريفی، چنگيز اقبالی، صلاح الدين قره تپه، سيد منصور حسيني، علی بخش رضايي، آرش پوربسطام، ليلی منفردی و چهره های تازه ديگری مانند آقايان كيومرث رضايی، مرتضی هاديان، نبی آچك، حاتمي، ياری، و بسياری ديگر در اين عرصه به تجربههاي جديدی دست يافتهاند. هر يک از اين شاعران از دريچه ی ادبی و نگاهی مختص کار خويش جهان شعر گويش جنوبی زبان كُردی را می پويند. اما همه بر اين امر مهم متفقند كه بايستی گفته های تازه ای را در لفظ و مفهوم بدست بياورند و همزمان عناصر، انديشه ها و واژگانی را در شعر خود بکار گيرند كه پيش از اين تجربه نشده اند. بدين گونه با نو انديشی و خلق مضامين تازه و آفرينش تركيبات جديد به غنای بيشتر گويش جنوبی زبان كُردی كمك كنند و به روايتها بهای ادبی و آموزنده ايی دهند. آنان برای اولين بار به فرم و ساختار شعر توجهی علمی و جدی نشان می دهند، و قالبهای جديد را يكی پس از ديگری به آزمايش می گذارند. ژرف انديشی و تفكر را با سادگی بيان گره می زنند و به دنبال دنيايی هستند كه قابل شرح و تاويل های متفاوتی باشد. اينجاست كه بايد اذعان داشت كه در آينده ايی نزديك اميد آن می رود شكوهِ ادبيات نوين گويش جنوبی زبان كُردی چشم ها را خيره خواهد كرد.موزونی نيز از اين چشمه سيراب گشته و بسياری از مولفه هايی كه گفته شد، بهره برده است. شعر موزونی يادآور فراموش شده های قومی است كه در رهگذر تاريخ به شيوه عاشقانه ای زندگانی را به تجربه کرده است. زلال و روشن مثل جوشش چشمه های بهاری، صميمی است، آنقدر كه هر كُرد زبانی بی هيچ تكلف با واژه های شيرين آن طرح دوستی می ريزد:
دلم توای چيو ئهوسا له بان وهر بنيشِم | |
Dillim tuway cù ewsa le ban wer biníshim | |
| و يا : | |
چيو دهورهگهی منالی بان خهم له دل دراريم | |
Cù dewregey minallí ban xem le dill dirarím | |
رضا با شعر بسيار صادقانه برخورد می كند. و براستی همان صداقتی كه بی تكلف از وجودش می ريزد، و در شعرش تراوش دارد. گاه به گاه با وسواس خاصی سعی می كند از تركيبات جديد نيز بهره بگيرد:
ئيل سهوز واران (Éll Sewz waran)/ كليلهگهی شهو (kilílegey shew)/ كيوچهی هيور (kùcey hùrr)/ خوهزيهوهيل كرچ كال (xuwezyeweyl kirc kall)/ ئشکهفت ئشكهفت هاوار (eshkeft shekeft hawar)/ منالهگهی كوورپهی دلم (minallegey kúryey dillim)/ خوهيشك گهورای رووژنای (xuweyshik gewrey rújhnay)/ رووژهيل سهوز ئهوسا (rújheyl sewzi ewsa) و….و گاه نيز ازتصاوير كاملا تازه ای استفاده می كند:
دی ئاسمانهيل خهو نيهكهن ههر شه و له هاوار دلم .. |
Dí asimaneyl hew níyeken her shew le hawari dillim |
رضا علاوه بر غزل در حال و هوای دوبيتی و طرح نيز تجربه های موفقی دارد. اما بخصوص در طرح هايش به اندازه ی غزل نتوانسته است دلربايی كند. تنها شعر بخه و هيورم كه ترسيم كنندهی فضايی دراماتيك است در بين اين دسته از شعرهايش خودنمايی می كند.نكتهی ديگری كه بايد به آن اشاره كرد، انديشه ورزی شاعر است. بسياری شعر را با مولفه های حس، دگرگون ديدن و كشف و تفكر می شناسند. با اين نگاه ، انديشه و فكر شاعر از اساسی ترين مقولات به حساب می آيد. اما مجموعه شعر رضا موزونی تا چه حد از انديشه های نوين بهره گرفته است؟ اين سوالی است كه می تواند برای خود شاعر قابل تحليل باشد. نكتهی ديگری كه از اهميتی دو چندانی برخوردار است بحث رسم الخط است. شاعران نو پرداز كُرد اين ديار پذيرفته اند كه می بايستی رسم الخط كردی را بکار گيرند، و خلاف اين را اجماع را اهل فن و دوستداران شعر كردی و شعرهای زيبای رضا نمی پسندند .
اما شعر كودك در یه ی شه و ئه گه ر بچیدن!
بدون شك كار ماندگار موزونی نه در غزل و سپيد بلکه در شعر كودك است. تلاشی كه اين شاعر گرانمايه در اين عرصه انجام داده است، ستودنی است. با اين دانش كه ارزش كارهای ديگر او را به هيچگونه زير سوال نبريم. اين را همه می پذيرند كه موزونی اولين كسی است كه عاشقانه و جدی به شعر كودك به گويش جنوبی زبان كُردی پرداخته است. و بی ترديد كارهای شايسته ای را ارائه داده است. تنها کمبودی که در مجموعه شعر کودک موزونی ديده میشود وجود طراحی و صفحه بندی مختص به کتابهای کودکان است. اميد که در مجموعه شعر های آينده به اينگونه جزئيات در امر کيفيت کلی اثر توجه کنند.
در پايان اين نوشتار، تشکری صميمانه تقديم اين شاعر و نويسنده گرانقدر میکنيم و همچنان چشم به راه كتابها و مجموعه شعرهای جديدی از ايشان خواهيم ماند.
جليل آهنگر نژاد
چرا اینقدر دیر در باره اثر سعید نوشتی ؟