· ظاهر سارایی
« او پیر ما بود »
ولي محمد اميدي فرزند مرحوم عظيم، در سال 1301 هـ . ش در روستاي «كارَزان » از توابع شهرستان شيروانچرداول استان ایلام، چشم به جهان گشود. وي در ميان زندگي بيآلايش ايلاتي و كوچ نشيني نشو و نما يافت و همين شيوهي زيست ، بيشترين تأثير را در شعر او بر جاي نهاد .
اميدي در سال 1328 با دختر عموي خود ازدواج نمود كه حاصل اين زندگي مشترك دو پسر و دو دختر ميباشد. وي در سال 1339 به گيلانغرب مهاجرت نمود و در روستاي عليخانآباد به كشاورزي مشغول شد، سپس در سال 1353 براي يافتن كار به تهران رفت و در كارخانهي كارتنسازي مشغول به كار گرديد، و بعد از 18 سال خدمت در سال 1371 بازنشسته شد. و ایام پیری و کهولت را در کرمانشاه گذراند و نهایتا روز سه شنبه 11/10/1386 خورشیدی جان به جان آفرین تسلیم گفت و در میان حسرت و دریغ مردم قدر شناس ایلام که با برگزاری مراسم سنتی چمر نیز همراه بود ، در بهشت رضای شهر ایلام در قطعه ی هنرمندان به خاک سپرده شد؛ چه، او عشقی عجیب به ایلام داشت ، چنان که گفته بود :
ئه ر خوسره و بووم ده س وه جامه وه
ئه روام گل مه خوه ی وه ئیلامه وه
گر چه او به مکتب نرفت و خط ننوشت اما به غمزه ی شاعری و به تعبیری نازک تر « ساحری » مسئله آموز صد مدرس شد . او حافظ و حافظه ی سنت دیرپای شعر کردی جنوبی است که نسل به نسل پایدار ماند تا در کلام ولی محمد به نیکوترین شیوه و برازنده ترین گونه خود را بنمایاند .
اميدي به سبب محروميت منطقه از نعمت سواد محروم گرديد ولي هوش سرشار، طبع روان و قريحهي ذاتي او باعث شد كه قدم در وادي شعر بنهد و بعد از مدتي نام و آوازهاي فراهم آورد و در محفل شاعران حضوري به هم رساند و در جشنواره های معتبر شعر به شعر خوانی پرداخت که همه جا با تحسین و حسن استقبال مواجه شد .
وي در اوان نوجواني با استماع شعر شاعران كلاسيك و متون كهن كردي نظير شاهنامهي كردي شيرين وفرهاد، بهرام و گل اندام، حماسههاي مذهبي و...در منزل پدری که شعرخوانی در آن جا برگزار می شده ، بر دانش شفاهي خود افزود و استعداد شاعرياش را پرورد و لذا مي توان اذعان داشت كه استاد ِ واقعي اميدي همانا جلوه هاي طبيعت، اشعار متقدمان و هوش سرشارش بوده است. هرچند اميدي به مكتب نرفت و قيل و قال مدرسه نشنيد، اما نمي توان وي را در زمرهي شاعران امی و عامی به شمار آورد؛ تلميحات مكرر ايشان به آيات و احاديث، اشارات صريح به اساطير و پيامبران و امامان و آگاهي از رخدادهاي گوناگون تاريخي، جملگي حكايت از اشراف نسبي شاعر به معلومات مورد انتظار زمان خود دارد .
ولی محمد ، در دوران دفاع ملت ایران از سرزمین خود در برابر بیگانگان متجاوز ، همراه با حضور غیور مردان استان ایلام ،با قرائت اشعارش در تقويت و تهييج روحيهي ملي و سلحشوري نقش به سزايي ايفا نمود.
زبان شعري او همان كردي جنوبي است كه گاه تداخل گويش شاعر (خزلي) و گويش ادبي و كهن كردي (گوراني – هورامي) خاصه در ساختار افعال و حروف اضافه در آن ديده ميشود. در شعر اميدي پديدههاي طبيعي چون كوه، رود، دشت و درخت جان و حيات دارند و به گفت و گو برميخيزند.
صور خيال او طبيعي و به دور از لفظ پردازي هاي اديب مآبانه است و از تكلف و تصنع پرهيز داشته ، و آن چه طبع خداداد به او داده بود ، بر زبان مي آورد.
توصيفات شاعر دقيق و رنگارنگ و تشبيهاتش ملموس و آشناست استعارههاي او گاه تلميح گونه و ذهن براي فهم آن نيازمند تأمل و تلاش بيش تري است.
زبان شعري او با توجه به مضمون گاه پرخروش و سركش و گاه نرم و رام و گوش نواز است.
باری ، ولی محمد امیدی پیر ما بود و از استادان راستین شعر کردی ایلام ، که اینک در میان ما نیست اما شعرهایش بر لبان ما زمزمه می شود . او متعلق به ما ایلامی ها تنها نیست ؛ او از آن هر کسی است که به زبان شیرین کردی ترنم می کند . او در بیتی آگاهانه به این نکته اشاره دارد که :
گه رتم به ن وه ده س بای شه ماله وه
تا به یگه ی وه زید کورده ماله وه
روحش شاد و یادش گرامی.
با درود به شما عزيزان و به خصوص نويسنده ي اين پست: شناساندن هنرمندان و اديبان كرد كاري بس ارزشمند است اميد است اين كار تداوم يابد چه بسا اين سرزمين هميشه سرشار از اديبان و هنرمنداني بوده كه با كمال تاسف گم نام مانده اند