فرهنگ و هنر غرب کشور ( زیر نظر هفته نامه ی صدای آزادی )
امروز: يكشنبه، 10 مرداد 1389 مطابق با Sunday, August 1, 2010 ساعت 11:57 AM
قبلی »
گفتگو
« بعدی
شعاع شعر شعله

طعم روزهاي نيامده ، داستان وقوع اتفاق بزرگ و مباركي است در دنياي مجموعه شعرهاي اين ديار. همين روزهايي كه قطارانتشاركتاب هاي رنگي و سياه و سفيد به راه افتاده ، مجموعه هايي گاه ناقص الميلاد كه لحظه اي ولادت شان به موقع نيست.

ولادت هايي نا بهنگام كه با خود زنگ خطر را براي صاحبان واقعي كلمه و خيال و انديشه به دنبال مي آورند و ورودي نامبارك و ناخوانده در افكار و انديشه ي مخاطب است و طرحي از دنياي كاملاً شخصي و كوچك با تاريخ مصرفي زودگذر و فراموش شدني.

پيش ترها دل خوش بوديم به اميد چاپ و انتشار آثاري از : استاد فريبرزابراهيم پور (ف . الف . نگاه) ، كوروش همه خاني ، حسن نجار ، فرياد شيري ، علي الفتي و ... كه گاه با انتشار اثري ارزنده ، جريان »دشوارسرايي« اين ديار را رونق و حركتي عميق بدهند و جريان نوگرايي و نوانديشي شعر معاصر كرمانشاه را با همان انديشه هاي متعالي دغدغه هاي انسان معاصر ، در آينه ي شعرهاشان تقويت كنند و شعله ي نيم بند اين جريان متعهد را روشن نگه دارند.

با طعم روزهاي نيامده مي توان اميدوار بود كه شعله هاي شعر متعهد و انسان مدار و جدي اين روزها هم چنان ناآرام و آهسته و در انزواي فريادگر خود ، حركت مي كند. آهنگرنژاد در اين مجموعه دلبستگي خود را به ادبيات قومي ـ كُردي ـ نه به طور عميق و تخصصي بلكه با استفاده از واژگاني به جا و استخوان دار و پر مفهوم ، نشان داده است. او پيشتر در مجموعه ي موفق » نه رمه واران « پايگاه و جاي گاه شعري خود را در اين عرصه تثبيت و استوار نموده است. در اين مجموعه نيزهمان احساس زيبا ، ساده وغني ادبيات كُردي آشكارا به چشم مي خورد . جسارت شاعر ستودني است . او در به كارگيري كلماتي كه دنيايي تعريف شده در جغرافياي خاص دارند را با مهارت و جسارت ، چنان تركيب و جمع بندي نموده كه به جرأت مي توان گفت نه  تنها اثري منفي برشعر نمي گذارد ، بلكه به درك و فهم بهتر و مطلوب تر آن نيز كمك مي كند. كلماتي چون »هوره علي نظر ، سيمره ، چوپي ، سيروان ، هناره گل هناره ، روله ، كلاش و...«

شاعر آموزگاري است كه » اسكلتش لانه ي پرنده هاست « او تعهد را در شاعرانگي اش جاري كرده است . همان شاعري است كه مفهوم و محتوا و معنا و دغدغه هاي انسان معاصر آسمان انديشه هايش است . او در اين انديشه در چهارچوب بازي هاي زباني گرفتار نمي شود. آنجا كه دل گرفته گي ها و دلواپسي ها و محدوديت هاي انسان غمناك را اين گونه فرياد مي كشد : » از اين به بعد تا هزاره اي دور / در دفتر تمام روزنامه ها / به جاي پنجره / كروشه باز و بسته مي شود.«

پنجره ي شاعر كروشه اي شده كه كلمات پنهان را نشان مي هد. شاعر مغموم ، تمام دنيايش را به پنجره اي داده كه با از دست دادن آن ، كروشه را به جاي پنجره باز و بسته مي كند.

شاعر ، گاه از زندگي احساس خستگي مي كند. از روزمرگي و يكنواختي زمان ، بي حس و كرختمي شود. گاه چنان غم نوستالوژي او را مي آزارد كه ناچار مي شود به همان كلماتي پناه ببرد كه لحظه اي او را به ايده آل دل خوش كنند.

»آسمان اينجا را نمي شود عوض كرد ؟ / راستي نمي شود كلاغ تعطيل شود ؟ / كوه بيارامد / باد در گوشه اي بنشيند و خود را مرور كند ؟ / مرگ به مرخصي برود و زندگي از دستان رنج پياده شود.«

شاعر از زندگي و تصاوير امروز خسته شده از داد و فرياد و هياهوي سياه ، دلش هواي آسماني ديگر و صاف و آبي كرده كه با تمام آسمان هاي ديگر فرق دارد. بي شك اين خواسته ريشه در همان احساس ساده و پاك روستايي شاعرانه ي شاعر است كه دلش در گرو طراوت صفا و صميميت و مهرباني روستاست. شاعر دلش مي خواهد كه آسمان دست احساسش را بگيرد تا او لحظه اي بيارامد و احساس خسته اش را به دنياي ديگر از جنس آرامش در روزهاي نيامده بسپارد . » در ميانه ي اين متن / عطر ليمو و الوند جاريست ...« اما افسوس كه عمر اين خواستن آبي ، كوتاه است و لطافت و شاعرانگي آن را به پايان مي رسد.

» آن سوي خط اما / پروانه اي نمي وزيد . «

آهنگرنژاد به ذات و اصل كلمات كه همانا اثر بخشي مطلق و جان بخشيدن به انديشه ي حاكم بر سطرهاست ، كاملاً آگاه است . او سازنده ي زبردست تركيب هاي پر طراوت و شاداب كلمات است. به گونه اي كه مفاهيم عميق و غني را در دنيايي جذب و خلاق و نو به نمايش مي گذارد.

تركيباتي چون » چهارشنبه ي قرمز ، ترافيك سبز درختان هميشه ، دشت برفي عريان ، گوش جاده هاي زمين ، روي چشم هاي آبي جمعه و ... « شاعر با تمام اين كلمات متعالي ، به سادگي نيز گرايش دارد آن جا كه اندكي زبان شعري اش به زبان گفتار نزديك مي شود :

» ... به ايستگاه كودكي مي رسند / در خيال صندلي شكسته ي كلاس دوم / تصميم كبري را مي خوانم ... «

» ببخشيد ! / مي شود شما را / با طعم بلوط هاي زاگرس حس كنم ؟ ! «

در دفتر دوم مجموعه ي طعم روزهاي نيامده مي توان 26 غزل استخوان دار و محكم زمزمه نمود . در اين دفتر كم و بيش همان اتفاقات و پيامدهايي كه در دفتر اول منعكس شده را مي توان ديد و خواند.

غزل » جهان شب بود ... « آسمان و فضايي تيره و تار دارد. شاعر با به كارگيري وزني طولاني ، احساس گرفتگي و تسلط بر مخاطب را در بيت بيت آن تزريق كرده است و چه هوشمندانه اين حس را به دنياي مخاطب القا مي كند.

» تگرگ سنگ مي باريد و سيل خون به دشت افتاد / فلك اما بقاي عمر شيطان را دعا مي كرد .«

در اين غزل ، داستاني سوررآل مي شود خواند . فضاي اين شعر كمي متفاوت و خاص است.

» تا مي نويسم تيرگي « غزل غريبي است. نمي دانم شاعر را در اين شعر چه شده است ؟ آيا او در اين غزل مي خواهد نيم نگاهي به تجربه ي ناموفق »فراغزل« داشته باشد و بيان دارد كه اين تجربه محكوم به شكست است و يا ... نمي دانم. شاعر در اين غزل به دنبال چيست ؟ به دنبال كدام زبان شعري است ؟ آنجا كه ارتباط ميان بيت هاي پاياني با مخاطب تقريباً غير ممكن ديده مي شود.

تكرار حرف » سين « در اين مجموعه بسيار ديده مي شود و در هر دو دفتر ، شاعر به عمد از اين حرف پر مفهوم در ادبيات معاصر با توجه به محتوا و مضمون ، به نيكي استفاده برده است.

آهنگرنژاد شاعر هوشمندي است . او در اين مجموعه تمام توان مندي ها و پتانسيل هاي اين ايام را به طور كامل بروز نداده و با اين احتساب طعم روزهاي نيامده مجموعه اي كه از صداها و فريادهاي انسان معاصر كه جليل آهنگرنژاد به درايت و دقت به طور احترام برانگيزي آن را به گلوي پرندگان شعرش سنجاق كرده است.

آخر كلام اين يادداشت را به بيتي از غزل » و ... ناگهان شبيه برگ «

پيوند مي دهم : ستاره هاي تشنه را دوباره آب مي دهيم و نور و زندگي / و زنگ مي زنيم به فرشته و سلام مي دهيم به خدا.

پانويس :

1-چاپ اول ، ( تهران ، نشر الياس ، 1385)

2-آورندگان شعر دشوار ، (مقاله) ، عمران پور ، لطيف ، شاعر و منتقد سرپل ذهابي كه در سايت ادبي بلوط منتشر و سپس در هفته نامه ي سيروان و ... بازتاب يافت.

3- شعر»اسكلت معلمي كه لانه ي پرنده است « ص31

4-ص46

6-ص44

7-ص71

8-ص44

9-65

10-ص51

11-ص97

12-ص87

13-عنوان بيانيه اي از بيژن ارژن شاعر كرمانشاهي كه به طور كامل در يكي از شماره هاي مجله ي شعر حوزه هاي هنري تهران چاپ و منتشر شد.

نظرات [9]
حسین فاضلی    سه شنبه، ۲۷ فروردین ۸۷ :: ۰:۲۱ صبح
خیلی نقد بی طرفانه یی بود .آقا جلیل اگر مقدور است همه ی نقد ها که در مورد شما نوشته اند را در سایت بلوط بگذارید تا شاعران دیگر شهر ها بدانند که چقدر ما به شما افتخار می کنیم .و اگر برایتان مقدور است کتاب آقای همه خا نی را به عزیزان همشهر ی معرفی کنید .از کرج حسین
URL:


علی شتابی گورابی    دوشنبه، ۱۲ فروردین ۸۷ :: ۱۱:۴۰ بعدازظهر
سلام آخرای سال نومبارک. به احتمال زیاد این نقد رامی بایست نسیه خواندش نه؟بهرحال نقدبدی نیست...استفاده ازکلمات بجاومحکم وتسلط برمحتوای کارازویزگی های نویسنده این نقداست.موفق باشد....
URL:


رستم شكري    دوشنبه، ۱۲ فروردین ۸۷ :: ۰:۵۱ صبح
سلام دوباره سروکله ی(مرتضی حاتمی)پیدا شده؟ بااين داستان هاي گيردارش...هنوز چیزی ارداستان (جدال درهژبر)نفهمیده ام که....


مهرناز رستم خانی    یکشنبه، ۱۱ فروردین ۸۷ :: ۱۱:۵۷ بعدازظهر
ازاین که هنوزمنتقدانی منصف وبدون باندبازی های رایج حرفهایشان راصمیمانه وباقلمی شیوا بیان می کنند خیلی خوشحالم.حاتمی داستان نویس خوبی است و گاه نقدهایی برآثارادب قوی این دیارمی نویسد که بسیارجای تامل وتاکید دارد. شعاع شعرشعله نقدی بی طرف ومسلط است.
URL:


علي الفتي    شنبه، ۱۰ فروردین ۸۷ :: ۷:۵۲ صبح
سلام .مطلب مناسبي بود .همين كه ادبيات فراموش نمي شود نعمت بزرگي است .انصافا در كرمانشاه ادبيات از رونق افتاده است


کوروش همه خا نی    دوشنبه، ۵ فروردین ۸۷ :: ۳:۴۰ صبح
مر تضی را می شناسم با آن فراست ساده و انسانی اش. و پیرامون شعر . تک تک عزیزانی که در هوای غربت با من بوده و چشمانم را به آفتاب بیستون شیرین کرده اند. و اما جلیل عزیز کتاب وزین ات طعم روزهای نیامده را در کتابخانه ی سلطنتی سوئد و مرکزی یوتوبوری چشم گردان کرده ام و شاعر به نام ( به روژ ) منتظر کتاب کردی شماست. همه ی عزیزان را می بویم و سال جدید را برایتان خجسته می دارم .کوروش همه خانی www.sibeabi.org جلیل جان اگر دوستی کتاب اش را خواست تا در کنار شاعران و نقادان قرار دهم این وظیفه را انجام خواهم داد . با درود و بدرود


ستار    یکشنبه، ۴ فروردین ۸۷ :: ۹:۵۶ صبح
نقدخوبی است...
URL:


رسول عظيمي    شنبه، ۳ فروردین ۸۷ :: ۷:۰۹ بعدازظهر
اينجا/آسمان كوچك است . . ./و دل من/مشتي پرنده مي خواهد . . .


رسول عظيمي    شنبه، ۳ فروردین ۸۷ :: ۷:۰۷ بعدازظهر
سلام آقاي حاتمي و عمو جليل . . . سال نو مبارك . . . عمو جليل ممنون از پر بار بودن هميشگي سايت . . . آقاي حاتمي دلم وحشتناك براي كانون و شما تنگ شده . . . من شوشترم براي ماموريت انتخابات و عيد نوروز آوردنمان به احتمال زيادم تا 13 بر نمي گرديم . . . در كل خوشحال شدم . . . به وب كانونم سر زدم اما نمي شد نظر داد . . . در كل سال خوبي داشته باشيد پر از خوبي . . .مهرباني و زندگي . . . به بچه ها و مربي ها هم سلام برسانيد . . . نقد كتابم عالي بود مثل هميشه . . . پيروز باشيد خدا خوبه . . .





اطلاعات شما ذخيره شود ؟
RSS 1.0 :: RSS 2.0 :: RSD :: ATOM
تمامي حقوق اين سايت متعلق به مجله اينترنتي بلوط است.
هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ ممنوع است.
دایر شده توسط نگاه نرم