سبد جعفر عزيزي را از سالهاي دانشگاه مي شناسم.او كه از خانواده اي شاعر پرور و شعردوست بوده است. سيد جعفر ضمن برخورداري از جوهره ي ذاتي شعر مندي وشاعر مداري، بسيار خوش مشرب ودر عين حال بايد بگويم كه كمي هم زود رنج است. كه البته اين صفت در همه ي شاعران وجوددارد.اما در سيد بيشتر. از آنجايي كه خودش چندي مسووليت همين صفحه را برعهده داشته، نمي توانم بگويم كه او مهمان ما براي مصاحبه بوده است. در هر صورت، به بهانه ي چاپ دومين مجموعه اش ،صحبت و گفتگويي صميمانه با او داشته ايم كه مي خوانيد:
حاشيه، حرکت شعر کرمانشاه را کند کرده است
*براي شروع مصاحبه ،از خودتان بگوييد.الان چه كار مي كنيد؟
- _اينکه متولد يازدهم اسفند 57 هستم. – کارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي. – مشغول تدريس در دانشگاهها وآموزشگاههاي استان!
*سالهاي دانشجويي را چگونه گذرانديد؟ آن سالها چه تاثيري بر دنياي شاعرانه ي شما داشته است:?؟_
- اگر منظورتان از اين سئوال، تاثير دانشگاه برمن باشد که هيچ ! راستش مدرسان دانشکده ادبيات کم مانده بود از ادبيات بيزارم کنند. – فضا بيشتر خنده دار بود تا تاثير گذار! مي دانم منظور شما زمان کارشناسي است همان زماني که شما هم بوديد 76 تا 80 وهيجاناتي که آن روزها داشتيم که البته اگر من در آن زمان کارگر معدن زغال سنگ هم بودم، شايد به اقتضاي سنم همان حال و هوا را داشتم . زمان ارشد هم کار ، همان مکررات بچگانه بود. اگر نبود حضور کساني چون دکتر مالمير ،عطاي دانشگاه را به لقايش مي بخشيدم
*اصالتا اهل سرپل ذهاب هستيد. روزگار شعري اين شهررا چگونه تفسير مي كنيد؟
- شايد خنداره باشد ولي حد اقل براي من يکي از دلايل روي آوردن به شعر ، نبود امکان براي فعاليت هنري ديگري بود . خيلي دوست داشتم موسيقي ياد بگيرم ولي کجا ؟ اين اتفاق شايد دليلي براي خيلي از شاعران آنجا بود .
آن روزها من بودم ، جبار بود ،علي الفتي ،مهتاب آزادي ،خواهران حاتمي ، داوودي ،ناهيد وجليل الياسي ، برادران عمرانپور ،معصومه گومه جمهور ،رضا جمشيدي و ... الان به سختي مي توان سه نفررا نام برد همه ي اينها غيراز من از چهره هاي شناخته شده ي شعر استان وکشورند
*حالا ديدگاهتان را در رابطه با شعر كرمانشاه بشنويم.چقدر اهل شركت در انجمن هاهستيد؟
- شايد سالي يک بار انجمن بروم آن هم انجمن آقاي محبت به خاطر مشغله هايم ، اما سعي دارم از اين به بعد حضور بيشتري داشته باشم .
شعر کرمانشاه شعر پر رونقي است کم نداريم شاعراني را که جزو چهره هاي موفق شعر امروز حساب مي شوند . کمي حاشيهها، شعر کرمانشاه و حرکت آن را کند کرده است اما آنهايي كه بايد شاعر باشند، هستند وبه راه خود ادامه مي دهند .
*نظرتان در رابطه با كاركردهاي انجمن هاي ادبي چگونه است؟
-ديدارهاي هفتگي حداقل فايده ي اين انجمن هاست . اگر کمي از حاشيه ها دست برداريم وبه فلسفه ي اصلي آن كه خوانش آثار و نقد و بررسي آنها است برگرديم، موفقتر خواهند بود. به هر حال در انجمن ها بايد نشست وشعر خواند وگرنه چرا انجمن مي رويم. هفته ي پيش سري به انجمن تبليغات اسلامي زدم غير از ايلشن جلاسي و حامد شاهين مهر نزديک بيست نفري شاعر جوان ونو جوان بودند که من براي اولين بار آنها رامي ديديم به من گفتند شعربخوان . خواندم . بي هيچ تعارفي واصراري .
يکي ازمشکلات ما اين است که سواد نقد نداريم حالا جواني به کنار، بچه ها براي هم شعر هم مي خوانند اگر اين روند ادامه داشته باشد انجمن اصلا فايده اي ندارد .
*شعر جوان كرمانشاه را داراي چه شخصيتي مي دانيد؟
- من به دليل عدم حضورم در انجمن ها و ارتباط بسيار محدودم با شاعران نمي توانم د رمورد شعر جوان کرمانشاه صحبتي کنم. اطلاعات من بر مي گردد به همين چند شاعر جواني که کتاب چاپ کرده اند که روي هم رفته تلقي وتصورم مثبت است. هر از گاهي از بعضي از شاعران جوان شعر هايي مي شنوم که شگفت زده ام مي کند . فقط بايد حاشيه ها را کم کرد. اين اصلا چيز بدي نيست که چند نفر با هم باشند شايد با هم احساس صميميت بيشتري کرده اند ولي اينکه گروه درست کني که ديگران رامحدود کني يا کسي را علم کني چندش آور است .
*از چاپ مجموعه شعرهايتان بگوييد. چگونه به فكر چاپ كارهايتان افتاديد؟
-راستش احساس کردم فقط از طريق کتاب مي توان به صورت منسجم با مخاطب ارتباط برقرار کرد اين دو مجموعه که چاپ شده يک پنجم کارهايم هم نيست. درقالبهاي زيادي مثل رباعي و مثنوي و چهار پاره وآزاد کار کرده ام که چاپ آنها را گذاشته ام براي يک فرصت مناسب.
*"چشمان تو شناسنامه ي من است" اولين مجموعه ي شماست.دررابطه با اين مجموعه صحبت كنيد.
-کارهاي اين دفتر بر مي گردد به قبل ازبيست و دو سالگي من. دليل چاپ را بالا عرض کردم ولي اصلا از چاپ راضي نبودم . خودم همه را پخش کردم ولي از فروش راضي بودم .
*مجموعه ي دوم را چگونه به دست چاپ سپرديد؟
-سيامک بهرام پرور لطف کرد و يک نسخه از کتابش را به من داد ازطريق او با اين ناشر اشنا شدم و تصميم گرفتم چاپ کنم 10 کار از جدي ترين کارهايم چاپ نشد. نمي دانم چرا مجوز نگرفت . يکي دو شعر هم نصفه نيمه چاپ شد .اينها غزلهاي تا سال 86 است. بعلاوه ي يک چهار پاره . د و مجموعه ي ديگر آماده ي چاپ است. يکي کارهاي آييني و ديگر کارهاي آزاد. اين روزها به شعرهايي هم که در قالبهاي ديگر مثل رباعي ومثنوي و ... سروده ام فكر مي كنم که انشاء الله آنها هم آماده چاپ شوند . دوستاني مثل خودت که ازسالهاي دور آشنا هستيم مي دانند هفت – هشت کار اين مجموعه حداقل به يک سال پيش برمي گردد که نشد در مجموعه ي اول چاپ شود . نخواستم بيشتر از اين مشمول زمان شوند در اين مجموعه چاپ شوند .
*آقاي عزيزي!يك سوال خصوصي ميخواهم از شما يپرسم.ازدواج چه تاثيري در زندگي شعري شما داشته است؟
-همسرم و خانواده ام هميشه در کنارم بوده اند پدر همسرم پزشک هستند ولي کتابخانه اي دارند که ده هزار عنوان کتاب دارند. هميشه به کار م اهميت دادند . همسرم هميشه کج خلقي هاي مرا تحمل کرده است عليرغم مشکلات طبيعي زندگي ، دلم را به سرودن و بودن گرم مي کنند .
*از آقاي "احمد عزيزي چه خبر؟آخرين اخبار ي كه از ايشان داري چيست؟
- دوست داشتم مفصل تر در مورد احمد وجايگاهش وشعرش صحبت کنم. بماند براي يک فرصبت مناسب .حال احمد چندان خوب نيست ، الان در بيمارستان امام رضاست. وضعيتش همان بوده که بوده . خبر بازيافتن سلامتي اش هم كه در هفته پيش مطرح شد، اشتباهي بود که يکي از خبر نگاران از حرف خواهرش که گفته بود الحمدالله بهتر است برداشت کرده بود .
*فكر مي كنم كه مقوله ي شعر و شاعري در خانواده ي شما موروثي است."سيد جبار-برادرتان-تاچه ميزان در شاعرشدن شما تأثير داشته اند؟
- جبار پيش ازمن شروع کرد . يکي از خوش شانسي هاي من جبار بود. او باعث شد که من از ابتدا به زبان امروزي شعر بگويم . خيلي ازشاعران مخصوصا در آن دوره که شاعري مثل اين روزها کاري از سر تفنن نبود، ابتدا با زبان قديم شعرمي گفتند. جبار هميشه راهنماي من بوده است در آن زمان مجله وکتاب زيادي در دسترس نبود . شاعر هيچ پشتوانه اي غير از درد ودلتنگي نداشت.
*كمي دررابطه با شعر امروز ايران صحبت كنيم.منظره ي شعر امروز ايران از زاويه ي ديد "سيد جعفر عزيزي"چگونه است؟
-جواب اين سوال منوط به اين است که من شعر همه ي شاعران را خوانده باشم که البته اين کار را نکرده ام . شعر جوان را پر از تکاپو مي بينم بايد به تلاشهاي شاعران جوان فرصت داد . نبايد محدود کرد. درسايه آرامشي که الان حکم فرماست شاعران با دغدغه ي کمتري شعر مي گويند .
ولي واقعا يافتن چهره هاي شاخص کمي سخت است .کسي که کار متفاوتي انجام داده باشد ! خيلي ها فقط معلوم است با استفاده از تريبون ها به نامي رسيده اند . نداريم کساني مثل نيما ، شاملو و فروغ و اخوان و ... مثلا حسين مرحوم دکتر امين پور يا امثال ايشان را با کدام يک از اين شاعراني که نام بردم مي توان مقايسه کرد ؟
*تا چقدر با اتفاقات ادبي كه در سالهاي اخير در استان به وقوع پيوسته است ،موافقيد؟
- من براي تمام جريانهاي فکري و شعري احترام قائل هستم به شرطي که از آن طرف بام نيفتيم. دچار حاشيه نشويم . به هر حال بايد از جايي شروع کرد. نبايد ترسيد ، ولي هر حرکتي بايد با مطالعه باشد . با پشتوانه باشد وگرنه مي شود ادا درآوردن و به زودي فراموش مي شود. نبايد ذات شعر وشاعري را فداي هيچ چيزي ديگري کرد . دغدغه ي تکنيک معصوميت شعر را زير سوال ببرد .
*آينده ي شعر استان را چگونه مي بينيد؟صفحات ادبي مطبوعات استان تا چه مقدار با سليقه ي شما سازگاري دارد؟
- نبايد با شاعران قطع رابطه کرد. زماني که مسئول صفحه شعر هستي بايد با تمام کسانيکه در کار شعرند حتي اگر مخالف انديشه ي شعر باشند ارتباط داشته باشي وگرنه صفحه دچار رکود مي شود. البته خود شاعران هم بايد همکاري کنند و براي صفحه احترام قائل باشند. حکايتي تعريف کنم. نمي خواهم اسم ببرم ،از شاعري در کنگره اي شعر خواستم براي چاپ در اينجا. به دو دليل اين کار را کردم يکي اينکه ببينم اين آقا که اينهمه نامش براي بعضي ها سنگيني مي کند آيا واقعا جز همان چند شعر قديمي کار تازه و قابل تاملي دارد يا نه؟ مي خواستم ببينم آيا اين تعريفها منجر به قضيهي باند بازي در شعر کرمانشاه است يا نه؟ مي خواستم بدانم نكند عادت ما كرمانشاهيهاست که غريبه تر هستيم و مرغ همسايه غاز است ونيز ... يکي اين و بعد مي خواستم اگر شعري دارد، خوب چرا صفحه ي من از آن بي نصيب باشد؟ با ادبياتي عاميانه اظهار کرد که: شعر ندارد ! دوباره خواهش کردم باز هم همان تعارفات بي ربط. ياد کباب غاز جمالزاده افتادم... در همان لحظه از او خواستند بيايد جلوي دوربين براي يکي از شبکه هاي تلويزيوني شعر بخواند که با حرص و ولع رفت و شعر خواند . بعد از پايان شعرش به او ياد آوري کردم که با اين کارها شاعر نمي شوي . به هر حال کار صفحه ي ادبي کار سختي است.
*چقدر باآثار ونتايج راه اندازي وبلاگ هاي ادبي موافقيد؟
- با وبلاگ ها بيسار موافقم. به راحتي مي توان با جديدترين شعرهاي شاعراني راکه با مي شناسي و يا نمي شناسي، آشنا شوي و درمورد شعرشان حرف بزني و آنها هم با تو در ارتباط باشند. من کلا اين فضا را مثبت ارزيابي مي کنم .
*ونكته پاياني...
- نکته ي اخر اينکه از لطف هميشهي گردانندگان صداي آزادي تشکر مي کنم واز شما که صميميتتان زبانزد است.