اسماعیل زرعی 1333 – کرمانشاه آثار منتشر شده : مجموعه داستان (سفر در غبار) داستان بلند ( رویای برزخی ) فولکلور ( افسانههای عامیانه ) فولکلور ( سرزمینِ قصهها ) زیر چاپ : مجموعه داستان ( کمی ازکابوسهای من) نزد ناشرها: شوهر ایرانی خانم لیزا( مجموعه داستان ) دقایق دردناکِ دیوانگی ( مجموعه داستان ) نوشتههایی که هرگز خوانده نشد ( مجموعه داستان) راز معبدِ آفتاب ( رمان )
به بهانه چاپ کتاب تازه ی اسماعیل زرعی داستان نویس توانای کرمانشاهی به نام سرزمین قصه ها با وی گفتگوی کوتاهی داشتیم . شما نیز شریک این گفتگوی خواندنی باشید .
جلیل آهنگرنژاد هفته نامه ی صدای آزادی

س: اغلب شما را با داستانهای پیچیده و درونکاوانه میشناسند ؛ داستانهایی که انگاربیشتر برای مخاطبان خاص نوشته شده است تا کتابخوانهای معمولی اما شما ناگهان آثاری را منتشر میکنید که بهقدری ساده و عامیانه است که خوانندگانتان غافلگیر میشوند . چه توضیحی دراینباره دارید ؟
- : بله ، درست میفرمایید . گرایش من بهسمتِ نوشتنِ داستانهایی است که درآنها تلاش میکنم گفتار و حرکات شخصیتهای قصه با روحیات و آنچه دردرونشان میگذرد همراه باشد و بههمین خاطر گاهی بهگفتهی شما پیچیده بهنظر میرسند اما در کنار این علاقه ، دغدغهی فرهنگِ نابِ مملکتام را هم دارم . اگرچه بنا بهنقلِ رایج ، سابقهی داستاننویسی با تأکید به ( شیوهی نوین) در این سرزمین را به صد و چند سال محدود کردهاند که پرداختن به آن مجالی دیگرمیخواهد؛ اما از اینطرف ، تاریخ ادبیات شفاهی ما سر به هزاران سال میزند ؛ آنهم ادبیاتی بسیار غنی ، زیبا و مستحکم که اگر غافل شویم بهمرور ِزمان و در هیاهوی بیگانه دوستی از یاد میرود . دقیقاً به همینخاطر است، یعنی بهعلتِ واهمه از فراموش شدن آنها ، که هرازگاهی تکههای از این گنجینههای فرهنگی را ثبت وبهشکل کتاب ارایه میدهم .
س: شما به (فرهنگِ نابِ مملکت ) اشاره کردید ؛ مگر نوشتههای دیگرتان جدا از این فضاست ؟
-: نه ، ملاحظه کردید که بیدرنگ موضوع صد سال داستاننویسی را هم مطرح کردم که جای بحث مفصل دارد اما منظورم از (فرهنگِ ناب) ، میراثِ فرهنگی گذشتگان است .اگرچه این میراث فقط در قالب قصه و متل و افسانه خلاصه نمیشود ؛ شکلهای دیگری نیز دارد از سنگنوشته و سنگنگاره و معماری گرفته تا قالبهای گوناگون وبیشمارِ دیگر اما چون نشستِ ما دربارهی ادبیات است ، موضوع را محدود میکنیم فقط به این گونهی ادبی .
س: جدا از تقسیمبندیهای صوری ، مثل تفاوت گذاشتن بین حکایت و متل و داستان و رمانس و از این قبیل ، از لحاظ محتوا چه تفاوتِ عمدهای بین ادبیات مدرن و مثلاً همین مجموعهی تازه منتشرشدهی شما هست که باعث میشود داستاننویسی مثل شما از لحاظ شیوهی بیانی یکمرتبه صد و هشتاد درجه چرخش قلم بدهد و روبه سادهنویسی بیاورد؟
-: فضا و روحیاتِ حاکم بر آنها . اگر ویژهگیهایی که موجب گروهبندی انواع شکلهای ادبی میشود را نادیده بگیریم و فقط به درون کاوی نحلهها بپردازیم متوجه میشویم روحیات حاکم بر هر نوع ، با دیگری متفاوت است . بهعنوان مثال با بازخوانی همین متلهایی که طی قرنها سینه به سینه گشتهاند و درنهایت به ما رسیدهاند ، بهراحتی میتوانیم به دورانِ خلقآنها برگردیم . روزگاری دور از هیاهوی سرسامآورِ عصرِ حاضر . دورانِ سادگیها ، صداقتها وعصمتهای فراموش شده ؛ که نوستالوژی شدیدی در پی دارد و همین غمِ گمکردگی باعث میشود شایدِ بهامیدِ موهوم بازگشتِ روزگارِ سوخته بهدنبال ثبتِ ریزههای بهجاماندهاش باشم .
س: در حقیقت توی این افسانهها ومتلها دنبال گمشدهای میگردید ؟
-: گمشدهای که هرگز یافته نمیشود متأسفانه .
س: شاخصههای دیگری هم دارند که از لحاظ روحی خواننده را تحت تأثیر قرار بدهند ؟
-: خیلی . برخلافِ دوران معاصر که بنابه ماهیتِ بنیادی ادبیاتِ مدرن ، داستاننویس ، فارغ ازرسالتِ پیامبرگونهگیاست ، درگذشته ، عموماًَ موضوعهایی که در قالب متل و حکایت و از ایندست روایت میشدهاند جدا از جنبههای سرگرمی و تفریحی ، آموزههای اخلاقی و پند و اندرز و گاه هشدار نیز همراه داشتهاند که بهصورتِ غیرمستقیم خواننده را تحتالشعاع قرار میداده است . بهعبارتی انسانساز بوده است .
س: شما در سال 1382 ( افسانههای عامیانه ) را منتشر کردید و اخیراً هم ، یعنی بعد از شش سال از تاریخ چاپ کتابِ قبلی ( سرزمین قصهها) را ارایه دادهاید . با توجه به وقفهی طولانی که بین انتشار دو کتاب افتاده است و همینطور تعداد کتابها ، گمان میکنید به هدفتان که همان پیشگیری از فراموش شدنِ قصههاست رسیدهاید ؟
-: نه . قطعاً نه . اگر وقفهی زمانی هم نبود ، من با این دو کتاب ِ کم حجم کارِ چندانی نمیتوانستم بکنم و نکردهام. خوشبختانه تنها نیستم . خیلی پیشتراز من بزرگانی بودهاند که همین دغدغه را داشتهاند و آثار ارزشمندی بهیادگار گذاشتهاند . در دههای اخیر هم که دو تن ازداستاننویسان مطرحِِ کرمانشاهی ، علی اشرف درویشیان و منصور یاقوتی کتابهای خوبی ارایه دادهاند. جمعآوری فرهنگِ عامه بهصورت تمام و کمال کار یک یا دو نفر نیست ؛ گروهی زبده و سازمانی عریض و طویل و زمانِ و سرمایهی زیاد و برنامه ریزی مفصل میخواهد که متأسفانه هیچکدامش نیست . بنابراین هریک از ما فقط تکههایی از آنچه باید را به دست میآوریم و منتشر میکنیم .
سلام از آمریکا با شما تماس میگیرم و می خواهم چهار کتابی را که در اینجا منتشر کرده ام معرفی کنم این چهار کتاب را بصورت پی دی اف در وب سایت خودم گذاشته ام تا اگر کسی از آنها خوشش آمد، مجاناً دانلود و تکثیر کند و به دوستان خود بدهد www.chamanara.net ایکاش میتوانستم کتاب گفتار شورانگیز فردوسی را برای هرکسی که علاقمند به خواندن شاهنامه است بفرستم ولی این ساده ترین راه برای رسانیدن پیام فردوسی به پارسی زبانان است سهراب چمن آرا www.chamanara.net