فرهنگ و هنر غرب کشور ( زیر نظر هفته نامه ی صدای آزادی )
امروز: چهارشنبه، 19 اسفند 1388 مطابق با Wednesday, March 10, 2010 ساعت 7:01 PM
قبلی »
گفتگو
« بعدی
ساعتي با خالق « اسمر» و «مانگه‌شو»در صداي آزادي

آنهايي كه با محافل هنري كرمانشاه و محصولات نمايشي و موسيقي آن آشنايي دارند ،‌بي شك نام دكتر امين جليليان را شنيده‌اند .چند سال پيش نيز هنر وي را با جمعي از دوستانش در نمايش هاي طنز تلويزيون همگان نظاره گر بودند . اكنون جليليان هنرمندي شناخته شده است . آثار تازه تر او نيز دليل محكمي براي توانمندي اش در اين عرصه است . مانگه شه‌و  را اين ماهها همه دوستداران فرهنگ كردي با شوق مي شنوند .در هفته‌ي گذشته  ساعتي را با او در دفتر صداي آزادي همكلام بوديم و صداي رهايش را نيز شنيديم و حظ برديم . شما را نيز در اين گپ خواندني شريك مي كنيم 

گروه فرهنگ و هنر صداي آزادي  

 * معمولا وقتي از زمينه هاي هنري يک هنرمند صحبت مي شود گريزي به دوران کودکي زده و از فعاليت هاي هنري در آن دوران صحبت مي شود. - کسي که وارد مبحثي مي شود قطعا باقه هاي آن در کودکي بوده است  واگر قرار است موفق شود بايستي زمينه هاي آن از کودکي شروع شده باشد .
* اين زمينه در خانواده شما چگونه بود. معمولا در خانواده مخالفت ها وممانعت هايي از قبل بوده است. - بعضي موافق بودند و کمک مي کردند و بعضي هم مخالف يودند منتها در نهايت انتخاب با خودم بود .
* درچه سني اين قدرت انتخاب را به تو دادند؟
- من از دوران ابتدايي کار هنري ام را آغاز کردم . بچه درس خوان بودم آن موقع بچه درس خوان ها دنبال فعاليت هاي فوق برنامه نبود و به اين صورت بود که فقط درس خواند . درخانه نيز کساني بودند که به فعاليت هنري من نگاه مثبتي داشتند و حتي از خانواده کساني بودند که هنرمندند و صاحبنظر . مخالف هم در خانه داشتم البته نه اينکه با ذات هنر مخالف باشند دوست داشتند من درزمينه درسي پيشرفت داشته باشم . من با جمع بندي نظرات موافق و مخالف ايده ي شخصي خودم را پيدا کردم و حاصلش اين شد که مي بينيد.
* براي خودتان ، امين جليليان پزشک جالب است يا آني که درحوزه ي موسيقي فعاليت دارد . بالاخره ، آن امين جليلياني که مدتي در تلويزيون کارگرداني و بازيگري مي کرد؟
- يک تصوير کلي از خودم دارم و شايد خودم اينها را تفکيک نکنم . بارها پيش آمده که ديگران اينها را تفکيک کرده اند و خواسته اند به آنها امتياز بدهند که من به کدام زمينه بيشتر اهميت مي دهم . * فکر مي کنم حوزه تلويزيون و اجرا را کنار گذاشته ايد .
-بازي را بله ، کنار گذاشته ام ولي زمينه هاي ديگر مثل نويسندگي را خير ، کنار نگذاشته ام . همچنان باتهيه کنندگان  و کارگردانان در ارتباط هستم . بسياري مواقع يک متن مي نويسم يا حتي ايده مي دهم . خودم جلوي دوربين نمي روم آن زمان خودم ايده مي دادم ، مي نوشتم و قسمتي از اجراي آن بودم . سالهاي اخير حرفه ي پزشکي و موسيقي زيادي از من گرفته است و نمي توانم به آن شدت برسم . يعني جزو علايق اصلي تان نبوده که کنار گذاشته ايد يا ....
" - نه اتفاقا خيلي دوست دارم .
* يا جبر روزگار بوده است .
- جبر نبوده ، من انتخاب مي کنم . اگر چيزي را دوست داشته باشم هيچوقت تسليم نمي شوم . نمي توان به ان جبر گفت ولي واقعيت اين است که کارهاي هنري - بصورت حرفه اي - مخصوصا در کنار رشته ي وقت گير و سختي مثل پزشکي ، چندان امکان پذير نيست چون به لحاظ زماني کم مي آوريم . من نمي توانم امين جليلياني باشم که کارگرداني کرده و کارهايش دربرهه اي مورد اقبال قرار گرفته و همزمان امين جليلياني باشم که خواننده و کارهايش مورد اقبال است . فکر مي کنم بايد انرژي را روي يک کار متمرکز کرد يا حداقل انرژي من درحدي نيست که بتوانم کارگردان و نويسنده ي خيلي قوي باشم و هم خواننده و آهنگساز قدري . اينها ، همزمان براي من امکان ندارد . البته اگر بخواهم کاري انجام دهم اين را درخودم مي بينم که قوي تر از گذشته بنويسم ، کارگرداني و بازي کنم. ولي همزماني آنها مخصوصا در کنار حرفه ي پزشکي واقعا سخت است . من واقعا به حرفه ي پزشکي عشق مي ورزم و ديد هنري نسبت به آن دارم . به نظر من پزشکي يک هنر است  و اين هنر راهر پزشکي ندارد . يعني ممکنه کسي مدرک پزشکي داشته باشد ولي هنر پزشکي نداشته باشد مثل خيلي ازکساني ديگر که مدرک خط و نقاشي دارند مقامهايي رادرجشنواره دارند ولي نمي شود گفت شاعر يا هنرمند هستند . من خودم به زعم خودم يک سري زا فنون ار ياد گرفته ام خيلي از شعرها راکه مي خوانيم زيبا هستند ، جشنواره پسند هستند . يک اثر ي رامي بينم که زيبا و جشنواره پسند است تمام آن عنصرهايي راکه بايد اين کار را مطرح کند دارد ولي وقتي در کل کار وار مي شويم مي بينيم که خالق اين اثر ، نويسنده ي شعر ، خالق نقاشي ياهر اثر ديگر صرفا به خاطر آموزه هايي که دارد از جشنواره هاي مختلف ، از چيزهاي مختلف ياد گرفته که بايد اينجوري کارکند که مقبول واقع بشود ولي آن روح هنري و آفرينش را ندارد ولي خيلي از اوقات مي بينيم که ----- خيلي ساده تر با تکنيک کمتري با کارهاي هنر پسند يا حرفه اي پسند کمتري و خيلي عام تر کار کرده ولي ما روح هنري و روح شاعرانه را در آن مي بينيم . ( نمي دانم خوب توضيح دادم يانه )
* من دوست دارم کمي بيشتر درمورد کارهاي اجراي شما در تلويزيون صحبت کنم ، برنامه شبکه نيم شکل جنگ داشت و چيزي که مشهود بود اين بود که مورد اقبال عمومي قرارگرفت ، زمينه ي اجرا دفعتا بود يا از قبل سابقه داشتيد ؟
- نه ، من کار هنري را همانطور که خدمتتان عرض کردم از دوران ابتدايي و راهنمايي شروع کردم .
* يعني هنري ، معناي عام قضيه ، هم در زمينه ي موسيقي ، هم در زمينه ي نمايش کار کرديد ؟
- من آن موقع بازي را در مدرسه شروع کردم .
* گروه نمايشي داشتيد ؟
- بله ، خوشبختانه آن زمان اسلام آباد - آنجا زندگي مي کرديم - يکي از شهرهاي فعال درزمينه ي نمايش بود و کساني داشت که در اين زمينه حرفه اي کار مي کردند . معلم هنري به اسم آقاي ناصر مرادي داشتم که هميشه از ايشان به عنوان استاد ، راهنما و مربي خيلي خوبي ياد مي کنم . من را با خيلي از زمينه هاي هنري آشنا کرد که يکي از آنها نمايش بود . در واقع توانايي هاي من را به خودم نشان داد اولين نمايشي که کار کرديم ، شاهزاده و گدا بود البته قبل از آن من کارهاي خيلي کوچکتر و درحد کلاسي را انجام داده بودم ولي آن را براي جشنواره کار کرديم  ،يک نمايش خيلي کلاسيک . آنجا بود که من با فضاي حرفه اي تئاتر آشنا شدم ، نقش شاهزاده و گدا را هم خودم بازي مي کردم .درآن جشنواره مقام آوردم و اين موجب شد وارد اين فضا شوم .

 بعد از آن هم ادامه دادم و اين طور نبود که ابتدا به ساکن از شبکه نيم شروع کنم . غير ممکن است کسي سريع برود جلوي دوربين و اين چنين شود . بعدها هم با آقاي نصرت الله سپهر که کارشناس تئاتر بود کار کرديم . واقعا به اين مقوله علاقمند بوده و هستم حالا شايد خودم بازي نکنم ولي همچنان دستي بر آتش دارم . در مورد موسيقي هم از همان دوران مدرسه ديدم ته صدايي دارم يا شايد مربيان ديدند ته صدايي دارم اين بود که تک خوان گروه سرود شدم . به تدريج نوازندگي را شروع کردم ، ياد نيست ، نمي توانم تفکيک کنم که مثلا من چه جوري اين ها را با هم کارمي کردم ولي از دوران بچگي همه را با هم کار مي کردم . فکر مي کنم يک عکاس ، نقاش و موزيسين اگر بخواهد در ساير رشته هاي هنري هم کار بکند ، شايد اصولش را بلد نباشد ، يک مدت کوتاه اصولش را ياد بگير همان حسي که در يک شاخه اي از هنر دارد منتقل مي شود ، اگر ديده باشيد حتي در موسيقي ------ سازي رامي زند ، ساز بعدي را  خيلي راحت تر مي زند ، ممکنه حتي يک نوازنده ي سه تار ساز ديگري به دست نگرفته باشد اما همان لحظه اول مي تواند خيلي راحت تر از ديگران يک ملودي با اين ساز بنوازد .
* همکاري شما با صدا و سيماي کرمانشاه ، درزمان دانشجويي بود؟
- بله ، سال 1377 شروع شد .
* گروهي که با هم کار مي کرديد ، دانشجوي بودند ؟ فکر مي کنم اکثرا علوم پزشکي بودند ؟
- اکثرا که نه . ولي از بچه هاي پزشکي آقاي بهزاد صفري دانشجوي پزشکي بود مدت کوتاهي هم آقاي پيام آهني - مدت خيلي کوتاهي - با ما بود ولي بقيه دانشجوي پزشکي نبودند.
* زمينه ي اين همکاري چطور ايجادشد؟
- همان موقع گروه موسيقي و تئاتر دانشگاه علوم پزشکي راتاسيس کردم که قبلا نبود خصوصا دانشجويان پزشکي بيشتر مشغول درس خواندن هستند و بهر حال رشته ي سختي هم است که شايد مجبور شوند به اين مقوله ها زياد فکر نکنند و مجالش هم نباشد ولي من شروع کردم ، از همان جا يک تعداد از بچه ها دور ما جمع شدند که اين کار را دوست داشتند . دريکي از اجراهاي دانشجويي که بچه هاي صدا و سيما کار ما را ديده بودند از من دعوت کردند که با آنها کارکنم آن نمايش را خودم نوشته و کارگرداني کرده بودم البته مدتي روي اين مساله فکر کردم که اين کار را بکنم يا نه ولي بالاخره شروع به همکاري کردم و  فکر کردم بهتر است اين بچه هايي راکه با من کار کردند را بياورم و بچه هايي را که قبلا در اسلام آباد با من کار مي کردند را هم دعوت به کار کردم نتيجه کار اکيپ خوبي شد که حاصلش را درهفت شنبه و شبکه نيم ديديد .
* با بچه ها الان ارتباط داريد يا آن ارتباطات قطع شده است ؟
- ارتباطات بيشتر اداري وبويژه تحصيلي بود چون بالاخره ما با هم درس مي خوانديم.
و با هم كار مي كرديم ، بعد از آن برهه چون هم از نظر تحصيلي ، فارغ التحصيل شديم ، هركسي يك جايي رفت و بعد ديگر در يك جا زندگي نمي كرديم . مثل خيلي از دوستيهاي ديگر به آن شدت و حدت باقي نماند .
* باز خودهاي اجتماعي آن كارها بيشتر بود يا فعاليت هايتان در حوزه موسيقي ؟
 - هر دو .
 * چون آنجا بيشتر در معرض ديد عموم بوده ايد باز خوردهاي بيشتر هم داشت .
 - منظورتان از بازخورد بيشتر چيست ؟
 * يعني در جامعه شما را بشناسند ، سراغتان بيايند و در مورد كارهايتان صحبت كنند .
- اتفاقا به نكته ي خوبي اشاره كرديد . آن موقع ،‌شايد عامه ي مردم بيشتر مي شناختند . ولي شناختشان در حد اشاره بود .»‌ اين فلاني است .«‌  شايد اسمم را همه نمي دانستند ولي اگر قيافه ام را مي ديدند ،‌ مي شناختند .
 * كاراكترهاي امين جليليان را مي شناختند نه خودش را .
 - بله ، الان اين مسئله راجع به بقيه ي شخصيت هايي كه در تلويزيون باز مي كنند صادق است . مثلاً آقاي رحماني كه طنز كار كرده ،‌اگر اسمش را بياوري شايد نشناسند ولي اگر بگويي ميرزا مراد ،‌ همه  مي شناسند . درست آن  موقع ،‌عامه مردم بيشتر مي شناختند ولي الان ممكن است همانها يادشان نباشد . ولي امين جليليان كه الان موسيقي و آهنگ كار مي كند ، شايد قشري كه بيشتر ادبيات و هنر برايش مهم است به او اهميت مي دهند و كارش را مي شناسند . يادم نمي آيد يا شايد كمتر اتفاق افتاده كه آن موقع كسي بيايد و راجع به كار فرهنگي و هنري با من صحبت كند ؛ هر چند آن كارها فرهنگي بود و مخصوصا ً با نگاه محلي كار مي شد .
 * ولي شما در حوزه ي موسيقي هم در راستاي همان مخاطب عام حركت كرده اي .
 - احسنت ...
 * همين كه وارد حيطه ي موسيقي پاپ شده ايد يعني اينكه دوست داشت ايد سر وكارتان با مخاطب عام باشد . اين اتفاقي بود يا آگاهانه ؟
 - اعتقادم اين است كه مخاطب هنر مردم هستند مخصوصا در حيطه اي كه من كار مي كنم و تعهدي كه به زبان مادري و فرهنگ كردي دارم طبيعاً زمينه ي نمايشي و موسيقي كه فعاليت مي كنم  به آن فرهنگ پايبند هستم و مي خواهم بيشتر به ارتقاي اين فرهنگ كمك كنم . بنابراين طبيعي است دوست دارم مردم با كارهايم ارتباط برقرار كنند . اگر كارهايم را به زبان فارسي ارائه كنم - كما اينكه كارهايي هم در اين زمينه داشته ام - ممكن است كمي از دنياي عامه فاصله بگيرم . چون مخاطبانش بسيار وسيعتر و در مقياس ايران است و مي توان در اين طيف وسيع به دنبال مخاطب خاص بود . ولي در كارهاي كردي شايد نتوان براي يك كار صرفاً هنري ،‌مخاطب زيادي پيدا كرد . بنابراين اين انتخاب خودم بود كه كارهايم به نحوي باشد كه مردم با آنها ارتباط برقرار كنند نه اينكه لزوماً براي خوشايند جشنواره ، رسانه يا قشر خاصي اجرا شود .
 * در زمينه ي تكنيكي موسيقي و خوانندگي ، گويا ،‌مدتي خدمت استاد نوري بوديد . منظم پيش ايشان مي رفتيد يا جسته گريخته بود ؟
 -  سلفژ و تئوري موسيقي را ، مدتي ، پيش مرحوم طاهر زاده كار كردم ، بعد ؛ با استاد نوري آشنا شدم و دو سال پيش ايشان به صورت مداوم رفتم . خودم با كار آشنايي داشتم و مرحوم طاهر زاده هم خيلي برايم زحمت كشيده و مقدمات موسيقي را آموزش داده بود در كلاسهاي پيشرفته استاد نوري شركت كردم . تقريباً دو سال ، هر هفته مي رفتم . وي هفته اي دو جلسه كلاس داشت ولي چون من از شهرستان مي رفتم براي من دو جلسه را پشت سر هم مي گذاشتند . با تمام سختي ها و مشقات ، با جان و دل به اين كلاسها رفتم . اثر فكري و تكنيكي استاد نوري در كار اول من (‌اسمر) بارزتر است .
 * شما از حضور دو خوانند ه بزرگ و مطرح موسيقي پاپ استفاده كرده ايد . مرحوم طاهرزاده جزو چهره هايي بودند كه مي توان گفت در موسيقي پاپ صاحب سبك بودند ولي مي توان گفت هم قدر نديد ند و هم دست اجل به او مهلت نداد . از همراهي هايتان با مرحوم طاهر زاده چه به ياد داريد ؟
 - مرحوم طاهر زاده ، آدم بسيار لطيف ، احساسي و دوست داشتني بودند . خلاصه ترين چيزي كه مي توان درباره ي وي گفت اين است كه موسيقي تمام وجودش بود . خيلي زود مي شد با او ارتباط بر قرار كرد . هيچ لايه ي پيچيده شخصيتي نداشت و بسيار دوست داشتني و بي ادعا و يكي از بهترين مملوديستهاي دهه هاي اخير بود ملودي هايش بسيار ماندني است و خوانندگان بزرگي هم از آنها استفاده كردند . صدايش هم بسيار خاص و ماندگار بود كه شايد شبيهي نداشته باشد .

ادامه دارد

نظرات [1]
http://hesara.ibsblog.ir/    دوشنبه، ۲ آذر ۸۸ :: ۰:۴۹ صبح
http://hesara.ibsblog.ir/
Email:
URL:





اطلاعات شما ذخيره شود ؟
RSS 1.0 :: RSS 2.0 :: RSD :: ATOM
تمامي حقوق اين سايت متعلق به مجله اينترنتي بلوط است.
هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ ممنوع است.
دایر شده توسط نگاه نرم