اشاره: صادق سامره ای از جوانان خوش ذوقی است که چند سالی است به عنوان دبیر ادبیات در کرمانشاه به فعالیت مشغول است. وی علاوه بر این کار ارزشمند، چند سالی است که در وادی ادبیات و فرهنگ کردی تلاش می کند. سامره ای به تازگی دست به کار بزرگی زده است و چند داستان کوتاه فرانتس کافکا را به کردی کرماشانی برگردانده است. این آثار در قالب کتابی به نام شمشیر در اختیار دوستداران فرهنگ و ادبیات کردی قرار گرفته است. چاپ این کتاب بهانه ی خوبی برای یک گفتگوی کوتاه با این نویسنده ی پر تلاش است که با هم می خوانیم:
در حوزه ی ادبیات کردی در جغرافیای کرمانشاه کمتر با نثر مواجه شده ایم به نظر شما در این حوزه آثاری وجود دارد؟ از سابقه ی نثر در این عرصه بگویید.
واقعیت این است شروع نثر کردی بر می گردد به سال 1926 میلادی و کتاب مزگانی مرقس که خوشبختانه محفوظ مانده است . قبل از آن و یا همزمان و بعد از آن اگر کارهایی در این زمینه شده است در دسترس مانیست. بعضی ها به صورت شفاهی معتقدند در قرون گذشته بعضی کارها به زبان کردی انجام شده است برای نمونه ترجمه ی قرآن به کردی گوران که سندی از آن در دست نداریم . این سابقه ی نزدیک ونیز حجم کم کار انجام شده خود دلایلی دارد که به نظر می آید احساس عدم نیاز و یا ناآگاهی از نیاز جامعه کرد اینجا به نثر کردی با وجود حضور زبان دیگر برجسته است. البته جستجوی بیشتر نوشته ها ونسخه هایی احتمالی نثر کردی در میان مردم می تواند وسوسه انگیز باشد. در سالهای اخیر شاهد روزنامه نگاری ، نوشتن مقالات پراکنده ، خلق داستان ونیز ترجمه هستیم.
- با توجه به صحبت های شما سنگ بنای آثار ترجمه شده در جغرفیای زبانی این گویش، مزگانی مرقس است . در نگاه شما سابقه ی ترجمه به چه زمانی می رسد؟ و اکنون این پروسه به چه فضایی رسیده است!

- ببینید شروع نثرکردی و ترجمه کردی یکی است مزگانی مرقس اولین کتابی است که با رسم الخط فارسی ولی به زبان کردی در لندن به چاپ می رسد نام مترجم هم ذکر نشده است. امروزه ضرورت وجود نثر کردی احساس می شود و نویسندگان و مترجمان کرد بر آن شده اند که هر طور شده است این مسیر سخت را شروع کنند هر چند بسیار دیر است. ولی انگیزه هایی از قبیل حفظ زبان مادری و لذت ترجمه و... باعث شده است که این پروسه توجیه پذیر باشد در سالهای اخیر اگر از روی تاریخ چاپ ترجمه بخواهیم صحبت کنیم باید از چند کتاب نام برد:
1- دگان چه رمی: اثر جک لندن. با ترجمه ی نصرت ا... حیدری که شروع خوبی بود . این کتاب گویا از متن فارسی به کردی ترجمه شده است.
2- کتاب شازابه بوچگله: اثر سنت اگزوپری. با ترجمه ی محسن امینی که از فرانسه به کردی ترجمه شده است ووجهه ی خیلی خوبی برای زبان کردی به شمار می آید.
3- کتاب شمشیر ( مجموعه داستان انتخابی از فرانتس کافکا. که من از انگلیسی و مطابقت با ترجمه های فارسی به کردی ترجمه کرده ام. باید در نظر داشت یکسری کتاب های دیگر ترجمه شده اند چه در ایران و در میان هم گویشی های ما در عراق که چون چاپ نشده اند از ذکر آنها صرفنظر می شود.
- آقای سامره ئی دوستداران ادبیات کردی سالهاست که شما را به عنوان یکی از تلاشگران عرصه ی ادبیات کردی می شناسند این روزها شاهد به ثمر نشستن یکی از کارهای شما در پیکره ی کتابی به نام شمشیر می بینند. ترجمه ی آثار فاخر ادبیات جهان در این جغرافیای زبانی چقدر اهمیت دارد؟
- به نظر من هیچ زبان زنده ای در دنیا بی نیاز از ترجمه کردن و ترجمه شدن نیست. زبان کردی هم از این بابت قابل بررسی است. علاوه بر این ویژگیها و بحرانها و ملاحظاتی حول این زبان وجود دارد که اهمیت ترجمه را چند برابر می کند. زمان پدیده ای است که زبان کردی را در تنگنا قرار می دهد که ترجمه را به جای صرفا خلق اثر سریعتر انتخاب کند. در کنار آن اثر نیز خلق می شود. ترجمه ی آثار برتر ادبیات جهان می تواند فکرهای متفاوت انسانها ، فضای فرهنگی گوناگون و استفاده های جورواجوراز زبان را به راحتی وارد زبان کردی کند.
4- از کتاب شمشیر بگویید، چگونه شد به این نتیجه رسیدید که داستانها و کوتاه کافکا را ترجمه کنید؟
راستش مهم ترین مشخصه ی این کتاب وجود داستان های کوتاه و انتخابی است. چرا که برای مخاطب کرد که آشنایی چندانی با زبان نوشتار کردی ندارد خواندن داستان کوتاه فعلا شروع خوبی می تواند باشد تا اینکه آرام آرام تربیت ذهنی و خواندن و فهمیدن به زبان کردی شکل بگیرد و زمینه ی خواندن زمان ومقالات ادبی وفلسفی و هنری و علمی که در آینده ترجمه شود فراهم بشود. شمشیر چنین ویژگی دارد. هر چند سبک زبانی کافکا با توجه به متن انگلیسی وفارسی ونه آلمانی ( چون متن اصلی داستان ها به آلمانی است) ساده است ومن هم با زبانی ساده، خاص آن دست به ترجمه زده ام. ولی سبک روایی حدودا مبهم آن می تواند لذتی دو جانبه به همراه داشته باشد. نکته ی دیگر این که به نظر من و دوستانی که قبل از چاپ کتاب را خوانده اند داستانها به شخصیت و روحیه ی زبان کردی نزدیکتر است و این یعنی اقلیم و جغرافیا و نیز سابقه ی روایت ها و متل های فولکلور کردی زمینه ی خوبی برای فهم این داستانها می تواند باشد
ب کورمانجی. ه.صادق ب راستی بژی ژ ت ره. من ژی خوه ند و که یفا من پر ژ ره هات. دیساژی لی بیندا ته یا هیژا دبین
باسلام ودرودبه دوست ارجمند کاک صادق عزیز خیلی وقته ازشما بی خبرم ازاینکه اثری چاپ نموده ایدبسیارخوشحالم .اگرتوانستی نسخه ای برایم بفرست تابیشترروش صحبت کنیم.منتظرتماس شماهستم08712270572
درودبر آقای سامره یی که چنین به ادبیات زبان کردی اهمیت داده و با جان و دل قصد خدمت گذاری را دارد. امید واریم که کتاب های دیگر از ایشان به چاپ برسد.
کتاب حاضر ترجمه ای خوب از اثار کافکا است بطوریکه خوانندگانی که برای بار اول به زبان کردی کتابی را می خوانند مشکلی در درک آن نخواهند داشت. از مترجم کتاب صمیمانه تشکر می کنم چرا که کافکا را به کرد زبانان معرفی کرده است
فه ره خاسه - ده سدان خوه ش بو