فرهنگ و هنر غرب کشور ( زیر نظر هفته نامه ی صدای آزادی )
امروز: پنجشنبه، 18 شهريور 1389 مطابق با Thursday, September 9, 2010 ساعت 5:47 PM
قبلی »
گفتگو
« بعدی
حماسه در موسيقى و ادبيات كرمانشاه

سعيد رضايى سعيد: شهرام ناظري استاد آواز ايراني است. وي در يك خانواد هي اهل موسيقي، دركرمانشاه به دنيا آمد. در 8 سالگي وارد گروه اهل عرفان شد و در 11 سالگي اولين كار وي ازتلويزيون ملي ايران پخش شد.
از آن پس شروع به فراگيري رديف آوازي ايران نمود. در همين ايام علاق همند به موسيقي عرفاني و ادبيات معاصر ايران شد. استادان وي جمعي از بزرگان موسيقي سنتي ايران از جمله، نورعلي برومند و محمود كريمي بودند.شهرام ناظري با اجراهاي فراوان بي نالمللي به يك چهر هي شاخص در موسيقي جهاني تبديل شده تا آنجايي كه نشريات اروپايي به او لقب پاوراتي ايران را داد هاند. وي رويكردي نوين در موسيقي دارد و در موسيقي هميشه لقب"ابداع كننده"را به يدك م يكشد.
هنگام ورود به منزل ناظري م يتوان ردپاي موسيقي را درتمام اجزا و دكوراسيون مشاهده كرد.استاد ناظري به عكسي اشاره كرد كه وي به همراه نصرت فاتح علي خان(قوال مشهور قرار بود »: پاكستاني) درآن مشاهده م يشد و افزود با همديگر كنسرت داشته باشيم، ولي افسوس كه «. نصرت فاتح علي خان فوت كرد انتشار نزديك به 30 آلبوم موسيقي و اجراي كنسر تهاي متعدد بي نالمللي تنها گوش هاي از زندگي پربار استاد شهرام ناظري است.ناظرى خوانند ه ى مشهور و محبوب ايرانى در سفرى كه مهرماه 1386 به فرانسه داشت، نشان(    Chevalier des Artset Lettres) « شواليه ادب و هنر »را از سوى دولت فرانسه دريافت   كرد. اين نشان بالاترين نشان فرهنگى فرانسه است و پاسداشتى است از طرف دولت فرانسه به هنرمندانى كه تلاش ويژ هاى در اعتلاى فرهنگ و هنر انجام م ىدهند. وي از طرف مجمع آسياسوشيتي به عنوان هنرمند برتر آسيا انتخاب و از طرف پارك كي وون دبير كل سازمان مللمتحد تقديرويژه شد.
استاد همچنين در سال 1998 جايزه بهترين موسيقي عرفاني جهان را در مراكش كسب نمود

***

تنبورقبل از آلبوم"صداي سخن عشق"، ساز
مهجوري در موسيقي سنتي ايران بود.در حقيقت
سرآغاز ورود تنبور، به موسيقي سنتي ايران"صداي
سخن عشق"بود. خلاقيت شما باعث شد كه جريان
راكد موسيقي سنتي با يك نوآوري تقريباً موفق
روبرو شود. در كارهاي بع ديتان به تكرار اين تجربه
پرداختيد و مورد استقبال قرار گرفت. آيا اين
تجربه شما را راضي كرد؟ يا به عبارتي تنبور تا چه
حد نيازهاي مورد انتظار شما را در موسيقي سنتي
برطرف كرد؟
تنبور، ربطي به موسيقي سنتي ندارد. تنبور متعلق به
يك منطقه خاص و موسيقي آييني مردم يارستان است.
متأسفانه از آنجايي كه هرگز خط مشي درستي براي
حركت و اعتلاي هنر موسيقي وجود نداشته است، بعد از
اينكه كساني راهي را به وجود م يآورند و از يك پديده
موسيقي پرد هاي م يگشايند اين كشف به دست نااهلان،
دلالان و بسازبفرو شهاي عالم موسيقي م يافتد.
استفاده از تنبور را در زمان نوجواني همراه پسر
عمويم(كيخسرو پورناظري) شروع كرديم كه در ادامه
گروه شمس تشكيل شد. تمام كارهايي را كه در آن
زمان منتشر شد به نوعي م يتوان مقدمه كار تلقي كرد.
بعد ا زآن مقدمه احساس كرديم كه در حال درجا زدن،
هستيم و تصميم گرفته شد كار براي مدتي متوقف شود.
اين جريان به دست كساني افتاد كه امروز موسيقي تنبور
هين كه » : در ايران وضع فجيعي دارد. سنايي م يگويد
«. عالم سر به سر طوفان نااهلان گرفت
طوفانن ااهلان هميشه وجود داشته است. آد مهايي هستند
كه اصيلند و در تاريخ هنر باقي م يمانند. اما راه آنها در ادامه
با مخاطر هي سطح ينگري و عوا مفريبي روبرو م يشود و به
اين جريان اصيل لطمه وارد خواهد شد.
اين تأخير هم كه در كاربرد تنبور ايجاد شد، به هر
حال لازم است در اين مورد يا هر مورد ديگري هنرمند
بايد از گود بيرون بيايد و به قول يكي از فيلسوفان بزرگ
از لب هي جهان دنيا را نگاه كند. تمام تلا شهاي ما در
زمين هي تنبور، قدمي در راه شناساندن فرهنگ قوم وتبار
خودمان بود.
در زندگي هر فرد چند عنصر تأثيرگذار وجود دارد،
كه مهمترين آنها در زندگي هنري من فرهنگ كُرد
است.تنبور متعلق به منطق هي دالاهو و كرمانشاهان و
مربوط به يك فرهنگ باستاني است. اين وظيف هي هر
هنرمند كرمانشاهي است كه از ظرفيت بومي و قومي
خود آگاه باشد. ولي بعد از يك مدت فعاليت در اين
عرصه احساس كرديم كه كمي بايد عقب بنشينيم.
شاهنامه كردي اثري بزرگ در تاريخ موسيقي
كرمانشاه است. من در گفتگويي كه با يكي از
بزرگترين متفكران حال حاضر ايران انجام دادم،
به عنوان يك شاهكار ماندگار ياد « آواز اساطير » از
كرد و اشاره م يكرد كه موسيق يهايي از اين جنس،
درآينده كل موسيقي ايران را به يدك خواهد
كشيد، اين اثر به نوعي شاخ صترين اثر شما با گويش
محلي كرمانشاهي است و ريشه در ساحت اسطور هي
بگوييد. « آواز اساطير » كرمانشاه دارد. درباره
يكسري از افراد هميشه دنبال تقليد و كپ يكاري
هستند. اما بعضي از افرادهم در موسيقي اهل ابداع و
نوآور ياند. تلاش من هميشه اين بوده كه از كسي تقليد
نكنم و تا امروز كه خيل يها به تقليد از من مشغولند، كار
هيچ كس را تقليد نكرد هام. شروع استفاده از تنبور در
كارهاي من با "صداي سخن عشق" شروع شد و تا "آواز
اساطير" ادامه داشت. البته در ابتداي راه ما جوانتر بوديم
و با بالارفتن سن، نوع نگاه ما به موسيقي عوض شد و
به اين نتيجه رسيديم كه بايد به تنبور نگاهي اساطيري
باستاني داشته باشيم.
تنبور، 3000 سال قبل از ميلاد مسيح قدمت دارد و از
نظر بسياري از محققين، قديم يترين ساز جهان است و
بايد هنگام به كاربردن تنبور اين مسائل را در نظر داشت.
در كارهاي شما، آثاري با گويش كرمانشاهي
وجود دارد. مثلاً در"كنسرتي ديگر"تصنيفي داشتيد
كه شعر آن يك بيت كردي كرمانشاهي و يك بيت
فارسي بود. آيا گويش كرمانشاهي قابليت پرداختن
بيشتر در موسيقي را دارد يا در قالب همان موسيقي
مقامي محدود م يشود؟
قابليت زبان كردي در موسيقي محلي كردي بسيار
بالاست. موسيقي كردي بسيار متنوع است و اشعار زيادي
در قالب موسيق يهاي مقامي از شاعران بزرگ كرمانشاهي
به جاي مانده است كه م يتوان بيشتر به آنها پرداخت. شعر
شاعراني مانند مولوي كرد و سيد يعقوب ماهيدشتي را
م يتوان با شاعران بزرگ فارسي زبان همتراز دانست.
آنچه در ادبيات و موسيقي كرمانشاه وجود دارد نگاه
سلحشوري و حماسي است كه بسيار با ارزش است.
آقاي ناظري شما در زمين هي نوازندگي س هتار هم
تبحرداريد. همچنين آهنگسازي بسياري از آلبو مها را
خودتان انجام م يدهيد. آيا اين تبحر در نوازندگي
و آهنگسازي تأثير در پيشرفت آواز شما داشته است؟
مسلم اًآوازخواندن فقط صدا نيست. من خودم در
درج هي اول موزيسين هستم. بعد خواننده. مسلماً اگر
خوانند هاي آهنگساز باشد و شعر هم بگويد خيلي در
كارش تأثيرگذار است. خيلي از علاق همندان به من
مراجعه م يكنند و م يگويند ما رديف را يادگرفتيم حالا
بايد چه كار كنيم؟ من م يگويم برويد رمان بخوانيد.
شايد خواندن رمان اص لاًربطي به موسيقي نداشته باشد
ولي تأثير زيادي خواهد داشت. ديد فرهنگي داشتن و
طرز فكر بالا م يتواند بر موسيقي تأثيرگذار باشد.
لحن يك خوانند هي با سواد با يك خوانند هي
ب يسواد و ب يفرهنگ كام لامتفاوت است. اگر به آواز
خواندن آد مهاي ب يسواد دقت كنيد متوجه م يشويد
در نوع بيان آنها ابتذال وجود دارد. هزار نكت هي باريكتر
از مو وجود دارد كه همه اينها بايد جمع شود، تا بتوان
چيزي را بيان كرد.
من از همان ابتدا نسبت به مسايل ديد متفاوتي داشتم.
يعني نم يخواستم آن چيزي را كه استادها در كلاس
گفت هاند، تكرار كنم و مثل شاگرد مدرس هاي تكرار
كنند هي رديف باشم. در آواز شاگرد كريمي بودم ودر
مكتب صبا نزد عبدا... دوامي شاگردي كردم. از همه
مهمتر با نورعلي خان برومند محشور بودم و اصلاً ورود
من به جريان موسيقي به تأييد و خواست ايشان بود، كه
ه.ا.سايه (هوشنگ ابتهاج) هم كمك زيادي كردند.
در نخستين كنكور موسيقي سنتي در رشته آواز شاگرد
اول شدم. اما هميشه سعي كرد هام وراي اينها حركت
كنم. چون يك هنرمند با يك صنعت كار تفاوت دارد.
صنع تكار مؤظف است هرچيز را كه فرا م يگيرد بدون
كم وكاست تحويل دهد. اما هنرمند بايدخلاقيت داشته
باشد و خلاقيت يعني هنر خلق كردن و پرواز.
از بچگي اهل مطالعه بودم، شعر م يگفتم و مشغل هي
فكري داشتم. اينطور نبود كه بعد از ياد گرفتن رديف،فكر
كنم ديگر كار تمام است. فراگرفتن رديف براي من حتي
الفباي كار هم نبود.
من هميشه به سيري كه موسيقي طي كرده است
انديشيد هام. اينكه در دوره صفويه چه دوران سختي را
پشت سر گذاشته است و چه تغييري در هارموني آن به
وجود آمده كه موسيقي از سيستم ادواري به نظام دستگاهي
تبديل شد و هميشه به اين موضوع فكرم يكنم كه آيا اين
تحولات به نفع موسيقي تمام شده يا به ضرر آن؟
بايد اين سوال را از خود بپرسم كه چرا موسيقي آوازي
هر چه به زمان ما نزديكتر شده است از لحن حماسي
فاصله بيشتري گرفته است؟ چرا موسيقي سنتي نتوانسته
همپاي ادبيات خروشان پارسي حركت كند؟ چرا بررسي
تاريخ 150 ساله آواز نشا ندهند هي آن است كه 95 درصد
شعرهاي آن به سعدي و 5 درصد آن به حافظ و ديگران
اختصاص دارد؟ چرا فردوسي و مولانا در موسيقي سنتي
ايران جايگاهي ندارند؟ چرا لح نهاي حماسي از بين رفته
و آواز بيشتر به نوح هخواني شبيه شده است؟ هم هي اين
مسائل باعث شد كه من به فكر كار تاز هاي بيفتم و به دنبال
بكار بردن آوازها و لح نهاي حماسي باشم.
شايد يكي از دلايلي كه از مولوي كمتر در موسيقي
سنتي استفاده شده است،اين بود كه طغيان و تلاطم شعر
مولانا مورد پسند شاهزاد ههاي قاجار نبوده است.
30 سال پيش وقتي من روي اشعار مولوي كار
م يكردم هيچ كدام از خوانند هها علاق هاي به اين كار
نداشتند و حتي مخالفت هم م يكردند. اين كار من
درآن زمان شناكردن در خلاف مسير رودخانه محسوب
م يشد. يادم هست اولين بار كه استاد بنان را ملاقات
چه م يدانستم كه اين « كردم، در حضور ايشان تصنيف
سودا مرا اينسان كند مجنون/ زند موجي برآن كشتي كه
را خواندم. » تخته تخته بشكافد نهنگي هم برآرد سر
استاد بنان اص لاًخوشش نيامد و گفت اين شعرهاي
قلمبه ،سلمبه چيست كه انتخاب كرد هايد؟ كلماتي مانند
تخته و تخته پاره صداي شما را خراب م يكند. شما بايد
شعرهاي لطيف و ظريف را انتخاب كنيد. و گفتند كه
اين كار من مثل اين است كه به جاي رانندگي در جاده
آسفالت، در جاده خاكي رانندگي كنيد.
من در جواب ايشان گفتم اگر كسي بخواهد به جاي
استخر در دريا شنا كند، تكليف چيست؟
م يخواهم بگويم، با تمام مخالف تهايي كه شد، من به
وظيفه خويش عمل كرد هام و امروزه اين سبك فراگير
شده است. حتي خوانند ههايي كه مخالفت م يكردند،
امروزه خودشان اشعار مولانا را م يخوانند.
در زمينه كاربرد شعر نو در موسيقي سنتي، 30 سال
پيش اولين كسي كه شعر نو را به صورت آواز آزاد(آواز
بدون ميزا نبندي و با ريتم آزاد) در آثاري مثل زمستان
با اشعار اخوا نثالث اجرا كرد، من بودم. اين تجربه را
در گلستانه با اشعار سهراب سپهري ادامه دادم،كه فكر
م يكنم در اين راه موفق بودم.
بايد بگويم كه در صدا و آواز قدماي ما يك صلابت
و حماسه ي خاصي وجود داشت. ولي در زمان ما اين
صلابت كمرنگ تر شده است. به همين دليل روي لحن
حماسي و عرفاني در آواز تأكيد كردم. با اشعار مولوي
توانستم تجربيات خوبي داشته باشم. البته اشعار فردوسي من
را به سمت فردوسي سوق داد. چون بين فردوسي و مولوي
اشتراكات زيادي مانند تلاطم و هيجان وجود دارد.
بعد از غو لهايي بزرگ در موسيقي ايران مثل
شما، استاد شجريان، مشكاتيان، لطفي، عليزاده و..
ساليان سال است كه هيچ چهر ه ي شاخصي در
عرصه ي موسيقي سنتي مطرح نشده است.آيا شما به
آينده اين موسيقي اميدوار هستيد؟
من نبايد نااميد باشم. هنرمندان هم نسل ما با عشق
بيشتري به دنبال آموزش م يرفتند. جهان به سمت
ب يهويتي حركت م يكند، كه در اين جريان كسي مقصر
نيست. ورود مظاهر تمدن تكنولوژيك مثل اينترنت به
زندگي مردم، در ظاهر كارها را آسان كرده است. اما
در واقع باعث شده انسا نها پيچيد هتر شوند. ك مشدن
معنويات و عرفان در زندگي و نبودن فرصت براي فكر
كردن به هنر، خطرناك است.
ولي با اين وجود فكر م يكنم، چون بشر به دنبال
كمال است، با يك تلنگر كوچك دوباره به مسير اصلي
بازم يگردد. انسان راهي جز حركت به سمت كمال
ندارد. در نهايت افق آينده را روشن مي بينم.

نظرات [0]



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
RSS 1.0 :: RSS 2.0 :: RSD :: ATOM
تمامي حقوق اين سايت متعلق به مجله اينترنتي بلوط است.
هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ ممنوع است.
دایر شده توسط نگاه نرم