گذري بر جغرافياي تاريخي استان ؛
گيلانغرب پيشينه اي اسطوره اي و تاريخي دارد
اردشیر کشاورز
در سال هايي دور در كتابي به نام كرمانشاهان و تمدن ديرينه ي آن ذيل تشريح مباحث مربوط به شهرستان گيلان غرب بند 3 وجه تسميه و سابقه ي تاريخي آن آمده بود : » نام اين ناحيه در گذشته امله بوده است ، در زمان رضاشاه به واسطه ي شباهت جنگل هاي انبوه و وجود برنج زارهاي آن به جنگل و برنج زارهاي گيلان نام آن به گيلان غرب تغيير يافت « (1) البته نويسنده ي محترم در ارجاع به مستند مربوطه صفحه ي منابع و يادداشت هاي فصل نهم رديف 6 ـ به منبع سازمان برنامه و بودجه سمينار بررسي مسايل جامعه ي عشايري ايران ـ كرمانشاهان از 2 الي 5 تيرماه 1355 ش ، جلد دوم ص 26 اتخاذ سند كرده اند ، گو اين كه اقدام نويسنده از نظر علمي درست ، اما كنكاش بيشتري را با توجه به كتاب تحقيقي اختصاصي كرمانشاهان و تمدن ديرينه ي آن ايجاب مي كرد ، موضوع از همان سال ها به اصطلاح بيخ پيدا كرد به جرايد كشيده شد و بعد هم به مراكز فرهنگي ديگر و عليرغم توضيحاتي كه در ارتباط باموضوع و نادرست بودن آن داده شد ، البته تخم لقي كه كاشته شده ثمره ي خود را داده است و پژوهش ها و تحقيقات سبك و بي مايه اي كه نه از سرحوصله و صداقت علمي بلكه جهت رفع نيازهاي فوري و آني باب روز شده است به اين مورد بي محتوا ومبنا دامن زده است و لذا جلوگيري از نشر بيشتر آن مقدور نيست و اما لازم است هرچند گاهي موضوع را يادآور اذهان عمومي جامعه كرد تا به كلي بيان توضيحات وجه تسميه ي ناصحيح گيلان غرب بر واقعيت و حقيقت امر غالب نشود و لذا حدوث امر و نگارش اين وجيزه برهمان روال و انديشه ي پيشين و برحسب دستور دوست عزيز جناب آقاي جليل آهنگرنژاد قلمي گرديده است در هر حال نگارش كلمه ي ( امله ) بدون آوانگاري وحركات سه گانه و اعراب در كتاب موصوف به جاي ( عَملَه ) به كارگيري يك كلمه ي ناصحيح است . چرا كه ( عمله )
مجموعه ي مردماني سيار و چادرنشين را گويند كه در سفر و حضر خان ـ رئيس ايل ـ ايلخان و ياوالي را همراهي مي كنند و در اصطلاح عرف عشايري ( پشت ماله ) و يا ( قيطول ) هم معني مي دهد. مانند عمله قشقايي كه هم همراهان و ابواب جمع ايلخان قشقايي معنا مي دهد و هم يكي از طوايف عشايري ايل قشقايي است . مانند ( عَمْلَه ) يكي از طوايف شهرنشين شده لرستان در خرم آباد كه مردمان كمالوند را پديد آورده و در سياحت نامه ي مسيوچريكف از آنان ياد شده است و برهمين قياس مانند ( عمله ) والي پشتكوه ،( عمله ) داودخان امير اعظم ايلخان بزرگ ايل كلهر و لذا اطلاق ( عمله ) آن هم با اين املاي ناصحيح ( امله) به محل و مكان ثابت ناصحيح است ، چنانچه در خاطرات علي اكبرخان سردار مقتدر سنجابي مي خوانيم : » عمله داوودخان در محل موسوم به ويژه نان مستقر بود ، در يك فرسخي عمله قريب دويست سوار كلهر دليرانه مقاومت كردند. ايستادگي و سرسختي يك ساعته ي كلهرها براي كوچ دادن (عمله ي ) خود بود كه قسمت عمده ي اثاثيه و تمام زن و بچه ي خويش را از ميدان خطر خارج ساختند. « (2) و لذا ( عمله ) در آن مقطع رخ داد حوادث در محلي به نام _( ويژه نان ) مستقر بوده ، در روزگاري ديگر در اطراف قلعه ي اسطوره اي وتاريخي گيلان در جلگه ي گيلان با همين نام و در جاهايي ديگر در تغيير فصول سال و در تابستان ها بيشتر در ( سرگول قمگه ) در حواشي گواوور چنانچه سر ـ هنري ـ راولينسون افسر نظامي سياسي استعماري انگلستان واحد خدمت هنگ سيخ در هندوستان كه به عنوان مستشار نظامي بهرام ميرزايي معزالدوله در زمان سلطنت محمدشاه
(1250 -1264 هـ . ق ) از طريق ديره به گيلان سفر كرده است و به واسطه ي برف گرفتگي بلندي هاي (چله) كه او (چيله) نوشته اند آورده است : گيلان توسط ماژوررنل به جاي كُلُني بر روي نقشه ترسيم شده و مسير اسكندر به طرف شوش راماژور از گيلان نوشته (3) و در جايي ديگر مي نويسد : » با پايين رفتن از ارتفاعات سنبله جاده در حدود 16 كيلومتر به سمت جنوب شرقي در امتداد جلگه ي گيلان و به طرف خرابه هاي دهكده اي به همين نام پيش مي رود، جلگه ي گيلان در ميان ارتفاعات سنبله و اناريش قرار گرفته و از نهر قابل توجهي كه بين قصرشيرين و خانقين به حلوان مي پيوندد ، آبياري مي گردد ، در اين جلگه كشت برنج به حد وفور رواج دارد . اين جلگه در فصل زمستان سراسر پوشيده از چادرهاي ايلات كلهر است ، خرابه هاي روستاهاي گيلان در منتهي اليه جنوب سرراه كرمانشاه به بغداد قرار دارد . خرابه هاي شهر نسبتاً بزرگ در جلگه ي گيلان يافت مي شود... « (4) گيلاني نام يكي از طوايف اصلي و بومي و گرمسيري بزرگ ايل كلهر است با ياي نسبت منسوب به گيلان (5) . گيلان يكي از رقبات موقوفه اي حاجي زادگان كلهر است برابرمندرجات وقف نامه اي كه به سال 1243 هجري قمري هفت سال قبل از مرگ فتح عليشاه قاجار تنظيم شده است و در بخشي از آن مي خوانيم : » ... بعد ذالك همگي و تمامي كليه بقدرالحصه از گيلان و ديره و چله و گواور و... « (6) سروان بلوشر آناشه ميليتر يا وابسته نظامي آلمان در جنگ جهاني اول جهت بسيج نيروهاي عشايري گيلان در سال 1334 هجري قمري همراه هيأتي عازم منطقه گيلان شده ، درگيلان ميهمان مرحوم سليمان خان امير اعظم بوده است . مي نويسد : » گيلان جايي بود كه تعداد سكنه ي آن برحسب وضع مرتع تغيير مي كرد . هنگامي كه وارد شديم ، تعداد اهالي آن به حدود ده هزار تن بالغ مي شد و موقعي كه بعدها آنجا را ترك كرديم به صد نفرهم نمي رسيد. وقتي اين ناحيه كاملاً مسكوني مي شد ، چادر پهلوي چادر به چشم مي خورد ، وقتي كه اهالي محل را ترك مي كردند پارچه ي چادر را با خود مي بردند. « (7) و اين نوشته ي بلوشر همان موردي است كه در كوچ گرمسيري و سردسيري ايلخانان كلهر همراه ابواب جمع و يا عمله ي خود داشته اند ، گاهي ده هزار نفر و گاهي صد نفر ، امروز در گيلان ـ فردا ـ در ويژه نان ـ نيان و قيلان ـ گواور و ... در جغرافياي نظامي رزم آراء پيرامون گيلان وبا نام گيلان مي خوانيم : » 5- گيلان : گيلان امروز سكنه ي آن در حدود 1500 نفر و به واسطه ي وقوع در روي محور نفط شاه ، عيلام ، يك محور نفوذي و قابل توجه گرديده و گنجايش زراعتي آن 400 جفت است . « (8) دهها مدرك و سند معتبر چون تعيين مرزها و خطوط سرحدي مربوط به سال 1914 و قبل از شروع جنگ جهاني اول با حضور نمايندگان كشورهاي انگليس و روس و عثماني و ايران ، عهدنامه ، مقاوله نامه و ... در اختيار هست كه گيلان ، همچنان گيلان و مركز ايل بزرگ كُرد كلهر بوده است . دوست عزيز و شاعر انديشمند جناب سعيد عبادتيان پيرامون وجه تسميه ي گيلان مأخوذ از گشت و گيل مستنداتي دارد ، از اين دوست عزيز سپاسگزاريم.
منابع:
1- افشار سيستاني ، ايرج ، كرمانشاهان و تمدن ديرينه آن ، ج دوم ، انتشارات زرين چاپ اول ـ تابستان 1371 ، تهران ، صص 1589-1590 2-سردار مقتدر سنجابي ، علي اكبرخان ، ايل سنجابي و مجاهدت ملي ايران تحرير و تحشيه دكتر كريم سنجابي ، نشر شيرازه ج اول 1380 ، تهران ص136 -راولينسون ، سر ، هنري ، سفرنامه راولينسون ، گذر از زهاب به خوزستان ، ترجمه ي امان اللهي بهاروند ، سكندر ، مؤسسه ي انتشارات آگاه ، 1362 ، تهران ،ص 48 4- همان ، ص 45 ضمناً در حال حاضر (چله ) يكي از دهستان هاي خوش آب و هوايي است كه بالاتر از گيلان غرب قرار دارد و مشتمل است بر روستاهاي هشيار چله ، كاسه كران ، اول و يارچشمه پهن ، قمرالي ، تازه آباد كه مقر پاليزي هزاره ي طايفه ي سياه سياه است. شگفت اين كه هشيار چله زادگاه دوست عزيزمان جناب جليل آهنگرنژاد شاعر مردمي ، متواضع و دوست داشتني است. 5-كريمي ، بهمن ، جغرافياي تاريخي ايران ، بي جا (نسخه ي مورد مطالعه ي شاعران و نگارنده ) چاپ سال 1316 ، صص 153 ـ 154 و نيز بنگريد به يادداشت هاي خطي و ارزشمند مرحوم فرج اله خان منيشي (رشيدي) شجاع لشگر ، رديف 4 ـ گيلاني ـ با تشكر از برادر عزيز جناب همايون رشيدي كه اين نسخه ي منحصر به فرد و ارزشمند را در اختيار قرار داد سپاس و بسيار سپاس دارم.
6-كشاورز ، اردشير ، زندگان عرصه ي عشق ، مجلدات سه جلدي ، جلد دوم ، ص1216 ، انتشارات تاق وسان ، كرمانشاه ، 1328
7- بلوشر ، ويپرت ، سفرنامه بلوشر ، ترجمه جهانداري ، كيكاووس ، شركت سهامي انتشارات خوارزمي ، چاپ اول 1363 ، تهران ، ص 52
8- رزم آرا ، علي ، سرتيپ ، جغرافياي نظامي ايران ، كرمانشاهان ، 1320 ، تهران ، اداره جغرافيايي ارتش ، ص 37
سلام: دستمایه های زیادی برای تشکر وجود دارد که اولیش همان نام آشنای بلوط برای این مجله دوست داشتنی است .دوم اینکه معرفی فرهنگ وافتخارات گیه لان ونیز مطرح نمودن شخصیت هایی همچون شادروان داودخان کلهر یاروانشاد فرج اله خان شجاع سلطان و...بسیار ارزشمنداست ودر آینده امید است با معرفی شخصیتهای مطرح دیارمان همچون اردشیرخان رشیدی کلهر یا سعید عبادتیان وصدها چهره نامدار دیگرومهمتر آنکه حفظ واشاعه فرهنگ غنی کرد وکلهر باتشویق به نوشتارکوردی (بنده برای هیچ فرد کوردی تا بحال فارسی ننوشته ام !!!!!!!!!)برارزشهای بلوط بیفزاییم.هه ربژین به سه ر به رزی
واقعا خسته نباشید امیدوارم همیشه سربلند و پیروز باشید
سلام جناب آهنگر نژاد نویسنده این مطلب کیست؟
سلام جناب آهنگر نژاد نویسنده این مطلب کیست؟