اين روزها كه صنعت و تكنولوژي و پيشرفت ! همه فرزند يك پدر شده اند براي پس رفت فرهنگ هاي بومي ، اين روزها كه خرده فرهنگ هاي اين ديار كه نوادگان بزرگ فرهنگ هاي ديروزند ، چنين با بي مهري فراموشي مواجه شده اند .
اين روزها كه جواناني از جنس هيچ نام پدر بزرگ خود را از ياد برده اند و گيوه هاي اصالتشان را در گوشه اي پنهان نموده اند و از نداشتنشان خوشحالند . اين روزها كه گريز از فرهنگ پدري اسباب افتخار شده و تكلم به زبان مادري نشان از امروزي نبودن. در اين روزهاي نامرد كه به نفي ديروزهاي خوبمان برخاسته ، براستي چه مي توان گفت براي گوش هايي كه براي نشنيدن آفريده شده اند.
خوشا به حال نياكان ما كه نماندند تا ببينند كه زبان مادري مان اينگونه رنگ باخته و اين لهجه هاي كذايي بي هويت، بي ريشه به ريشخندشان برخاسته اند و اين داغ و اين درد ، اين درد بي هويتي ، اين درد بي ريشه اي ،
ريشه هاي وجودمان را عجب خشكانده است . جوانان بي ( نان ) امروز ، اين مانكن هاي سيار بي مزد ، اين تابلوهاي تبليغات مدل هاي غربي با آن موهاي سيخ كرده ي بد تركيب و فرداي ما چقدر از هويت ، چقدر از ديروزها تهي است !!
آري در اين روزها ، اين روزهاي بي آفتاب ، اگر پنجره هايي هم نباشند ، تكليف دل روستايي ما چه مي شود ؟ و صداي آزادي پاتوقي براي دلسوزان فرهنگ بومي شده كه گاه با درد دلي ، مقاله اي ، شعري ، گپي و نقدي اميدوارمان كنند كه هنوز روزنه اي باقي است ! صداي آزادي با مديريت يك دلسوز فرهنگي در چهارمين سال رويش خويش ايستاده است و صفحه هايش هنوز از دغدغه ي نان تهي است ! و ما كه گاه دلمان مي گيرد دو شنبه ها را با او مي گذرانيم ، هر چند خود نيز دوست خوبي برايش نبوده ايم و با كمتر نوشتنمان به او كم مهري كرده ايم و
كم مهري فرهنگي در اين روزها گناهي نابخشودني است !
دورود-حرف دل منهم همين است.اين دردماست.اما درمانمان؟مهم است!راستي حقيرترازاين نوع انسانها ميتوان يافت؟؟كه صحبت كردن به زبان مادريشان حقيرشان ميكند؟!؟غافل از آنكه آنها ذاتآ حقيرند.اين زبان كردي نيست كه آنها را حقيرميكند!!؟؟من گمان ميكنم اينطورانسانها مشگل روحي ورواني دارند وبايدهرحه سريعتر به يك كلينيك روانشناسي معراحه كنند. كرمانشاه شهر خوبه خاطراتم من فداي خاك پاتم.