چراغ تاریخ نویسی در کرمانشاه روشن می ماند
جلیل آهنگرنژاد
انسانها در طول حیاتشان با اتفاقات خوشایند و گاه ناخوشایندی روبرویند. هوشیاران و سازندگان، در راه خیر وسعادت همنوع خویش گامها برداشته اند و برای رسیدن به اهداف بزرگ رنجهایی بی شمار را تحمل کرده اند. ما این حقایق را از زبان معلمی گویا می شنویم که به «تاریخ» معروف است. تاریخ ، انسان را به نیرویی توانا و خستگی ناپذیر برای ساختن و آباد کردن مبدل می سازد و تاریخ نویس رابط بین وقایع گذشته و انسان امروزین است. صاحبنظران آغاز تاریخ نویسی را زمانی می دانند که انسان نوشتن را آموخت. پس در این تعریف ، تاریخ نویسی سابقه ای به موازات اولین تجربه های نویسندگی بشر دارد.
در باور دیگر، تاریخ مجموعه حوادثی است که از آغاز فعالیت انسان در زندگی وی روی داده است. آیینه ای است که گذشته را در برابر چشمان نسل های پسین زنده نگه می دارد و تمام زوایای حوادث بشری را بازتاب می دهد. اما جدای از همه ی اینها رسالت تاریخ و تاریخ نویس، پدیده ای ساکن و خاموش نیست. در این نگاه، تاریخ رودی است پر موج و خروشان که همواره می تواند محیط اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی و ... خویش را دگرگون کرده و شرایط تازه تری را در مقابل نسل های تازه قرار دهد.
«واژه ی « تاریخ » در فرهنگ ها و زبان های مختلف با معانی گوناگونی روبروست. در زبان یونانی به معانی بررسی عمیق است و در میان عربها به معنای تعیین و تعریف زمان. بعضی معتقدند که واژه ی تاریخ در اصل عربی است و هم خانواده ی ارخت یا ارخ می باشد اما خیلی ها این نظر را رد می کنند.»(۱)
از دریچه ی دیگر نیز می توان تاریخ را به سه دسته تقسیم نمود: تاریخ نقلی، تاریخ علمی و در نهایت فلسفه ی تاریخ. اینها مباحثی است که می تواند در اطراف مبحث تاریخ بیاید.«تاریخ در تفکر بشری نقشی اساسی ایفا می کند این مفهوم با مفاهیمی چون: عمل انسانی، تغییر، تاثیر شرایط مادی در امور انسانی و واقعه ی تاریخی در ارتباط است و امکان کسب تجربه را پیش روی ما قرار می دهد. »(۲).
تاکنون در جامعه ی ایرانی و در عرصه ی تاریخ نویسی حرکتها و جریانات متعددی به وجود آمده اند که مهم ترین این گروه ها و جریان ها، جریان سنتی تاریخ نویسی است. اما جدا از این جریان ، «بینش ها و اندیشه هایی مانند: جریان ناسیونالیستی، جریان مارکسیستی، جریان دانشگاهی و در نهایت جریان مذهبی در جامعه ایرانی تجربه شده اند . »(۳).
آنچه که در این نوشتار باید بیش از هر چیز مورد توجه قرار گیرد ، بحث تاریخ نویسی سنتی است. آثار منتشر شده در جامعه ی ما گواه روشنی بر این مدعاست که غالب نوشته های تاریخی در ایران با قلم قلممردان این سرزمین در فورمتی «سنتی» نگاشته شده است. این نوع نگارش و ژانرهای نزدیک به آن همچون: زندگی نامه، خود زندگی نامه(اتوبیوگرافی)و خاطره نویسی در قرنهای گذشته بخش عمده ای از اسناد تاریخی جامعه ایرانی را در بر می گیرد .
در جغرافیای زبانی کُردی نیز تاریخ نویسی از اهمیتی والا برخوردار است . سرآمد آثار تاریخی گذشته «شرفنامه ی بدلیسی » است و پس از این اثر می توان به آثاری همچون : حدیقه ی ناصری ، تحفه ی ناصری ، تاریخ الاکراد ، تاریخ مردوخ ، و نیز تلاشگرانی همچون : شیخ محمد مردوخ ، مستوره اردلان ، دکتر صدیق صفی زاده بورکه ای محمدعلی سلطانی ، اردشیر کشاورز و ... اشاره داشت.
عباس قدیمی قیداری در مقاله ای در باره تاریخ نویسی در میان کردان می نویسد: «در میان ایالات و شهرهای ایران، کردستان از ایالاتی است که تواریخ محلی متعددی دارد که اکثر آنها در دوره قاجاریه به نگارش درآمده اند. دوستداری وطن و برجسته کردن جایگاه آن در تاریخ ایران و علاقه شخصی مورخان محلی و نیز تشویق حاکمان محلی، از عوامل ظهور تاریخ نگاری محلی کردستان به شمار می رود. شرف نامه بدلیسی پایه تاریخ نگاری محلی کردستان و منبع الهام مورخان بعدی کُرد، در دوره صفویه نوشته شد.
در دوره قاجاریه تاریخ نگاری محلی کردستان تداوم یافت و به اوج رسید و نخستین تاریخ نگار زن ایرانی نیز در عرصه تاریخ نگاری محلی کردستان ظهور کرد. تاریخ نویسی محلی کردستان، به طور عمده حول محور طوایف و امرای کرد، بویژه امرای اردلانی سنندج و احوال و رویدادهای مربوط به آنها به نگارش درآمده است. در اواخر دوره ناصری و دوره مظفری با نگارش حدیقه ناصری و تحفه ناصری ویژگیهای شناخته شده تاریخ نویسی محلی، از جمله توجه به جغرافیا، مسائل اجتماعی، فرهنگ، جمعیت، طبقات، وضع عمومی و وضع اقتصادی و کشاورزی در تاریخ نویسی کردستان نمود پیدا کرد. با وجود طرح پاره ای دیدگاههای جدید انتقادی تاریخ نویسی کردستان در اواخر دوره قاجاریه، تاریخ نگاری محلی کردستان را می توان تداوم تاریخ نویسی سنتی ایران دانست. »(۴)
هرگاه سخن از سرآمدان تاریخ نویسی در حوزه ی کرمانشاه به میان می آید ، بی شک نام محمدعلی سلطانی مورخ و پژوهشگر نامی این دیار به عنوان پیشتاز این عرصه قابل طرح است . سلطانی با آثار فاخر متعدد در این حوزه توانسته است کاستی های پیشینیان را جبران نموده و با خلق آثاری همچون : جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان ، به گونه ای بایسته خدمتی درخور در این حوزه داشته باشد. جدا از محمدعلی سلطانی ، کسان دیگری نیز در این حوزه پژوهشهای داشته اند که نباید نام جعفر کازرونی ، صاحب کتاب تاریخ پهلوانان کرمانشاه را از نظر دور داشت. ایرج افشار سیستانی نیز اگر چه در این سامان نزیسته است ، اما «کرمانشاهان و تمدن دیرینه ی آن » را با شیوایی تمام نگاشته است.
در این میان ، اردشیر کشاورز پژوهشگر و صاحب قلمی است که ابعاد کاری و شخصیتی وی قابل توجه ، تامل و پاسداشت است. وجه غالب شخصیت قلمی کشاورز که یک تاریخ نویس و پژوهنده ی سنتی است ، بیشتر حول محور کرمانشاه می چرخد . گاه در حوزه های تاریخ سیاسی و اجتماعی و گاه در حوزه های تاریخ مذهبی و صنعتی ، او را پرتلاش و ستودنی می بینیم . امیر مخصوص کلهر آخر کتاب این نویسنده و مورخ کرمانشاهی است که به گونه ای تجربه ای کافی و ارزشمند برای ورود به عرصه ی تاریخ نگاری سیاسی محسوب می گردد. این کتاب وزین و پرمایه که در سه مجلد به زیور چاپ آراسته شده ، می تواند به گونه ای دریچه هایی روشن در راه پژوهندگان جوانی باشد که می خواهند با بخشی از تاریخ سیاسی این سامان آشنا شوند . مستندات تاریخی، روایت های ویژه ، ارجاعات علمی و بسیاری دیگر از خصوصیات غیر قابل انکار توانسته است کتاب امیر مخصوص را به اثری ماندگار مبدل سازد . از این پژوهشگر پر آوازه جدا از این اثر ، آثار متعدد دیگری به چاپ رسیده که هر کدام از آنها سند اعتبار تاریخی کرمانشاه و کرمانشاهیان به حساب می آید.
پی نوشت :
۱- التاریخ،تاریخچه و تفسیر، نوشته دکتر عبدالعزیز عبد الغنی ابراهیم، ص ۱۷ چاپ سودان۱۴۲۰ه ق
۲- فلسفه ی تاریخ، دانیل لیتل، ترجمه ی حمید کوزری، مجله ی حکمت و معرفت، ص ۴۳
۳- نامه تاریخ پژوهان ، عبدالرحیم قنوات ،زمستان ۸۵ و بهار ۸۶، شماره های ۸ و ۹
۴- تاریخ نگاری محلی کردستان و ظهور نخستین تاریخ نگارِ زن در ایران،عباس قدیمی قیداری، جلد ۱, شماره ۱ ( بهار ۱۳۸۸
