این خواب بوی پرنده و برنو می دهد / چند شعر از جلیل آهنگرنژاد
این خواب بوی پرنده و برنو می دهد / چند شعر از جلیل آهنگرنژاد
دیشب
کوچه های کُردی خواب دیدند
حنجره ی دیروزِ مُشتی کودک
بر گذرگاه می خوانند:
«ئیل هات ئیل هات
ئیل گوله نگ دار هات
کاکه م وه سوار هات...»



این خواب بوی پرنده و برنو می دهد

همیشه 
روی ساعت سی
پنج شنبه با دندان هایی کرم خورده
به تمام خیال هایم می خندد!

در این مدرن مشوش
در خیالم به خط می شوند:
«برنو کاکه»، « مشتی فشنگ» و «کمی غیرت»
آیا دشتی هست 
که پاهای گریزم را ببوسد؟!
***
در پنجشنبه
تنهایی چنگ می زند و
کولیان پای کوبان می گریند
تو این را شنیده مبین!
...
دیشب
کوچه های کُردی خواب دیدند
حنجره ی دیروزِ مُشتی کودک
بر گذرگاه می خوانند:
«ئیل هات ئیل هات
ئیل گوله نگ دار هات
کاکه م وه سوار هات...»
این خواب تا هنوزهای عریان همیشه
بوی پرنده و برنو می دهد!
***
در میان خانه ی همه روز
تنها پنج شنبه به من چشم عُره می رود
[او این کاغذ
همیشه رنگ برف و بهمن و پنج شنبه می دهد!]





از پنجه های چنار

در یک شایدِ عریان
پشت سر زبان های خاموش
گلویش
به دست درختی بالا کشیده شده است
- نه!
دستِ داری که
نواده ی درختی است
این جنازه ی عزیز
هر شب
در خیال خیابان های زمین
«یاسین» می خواند

راستی 
تو می دانستی
این قبل زنجیری ندارد
که به خواب سپید من بسته شده باشد؟!

پس چرا هر شب
این جنازه ی عزیز مرا می بوسد؟!
[از همیشه های تا هنوز
از پنجه های چنار پیر همسایه
بوی گلوی «عین القضات» می آید؟!]





روز آخر پرندگان

پا به پای این همه کفش (کلاش)
می روم
سیّد و بوسه و انگشت
بر تنبور جاری می شوند
جاری می شوم جاااری می شوم جااااااری می شوم
[صدا]
: « مرگ حَقَن! مرگ حَقَن! مرگ حقن ... »
انگار روز آخر پرندگان است
چیزی پرستو پرستو به پایان می رسد
صدای بال بالش را نمی شنوی؟!
بال می زند باال می زنم بااااال می زنی
این آسمان چه طعم تماشایی دارد!
حق چه دیدنی است!
«حق حقن حق حقن حق حقن حق حقن ...»
[ این کوه
سیّد نیست
اما تا نام «دالاهو» را می شنود،
چقدر «هوهو» می کند!]


از کتاب طعم روزهای نیامده / سال انتشار: ۱۳۸۵

نظرات [۵]
دوشنبه، ۰۷ دی ۱۳۹۴ :: ۲۱:۵۵
دست مریزاد. بژیت و سه ر که وتووبیت! کاک جه لیل
پنجشنبه، ۰۳ دی ۱۳۹۴ :: ۱۷:۴۳
سلام شاعر نو پرداز موفق باشی
یکشنبه، ۲۲ آذر ۱۳۹۴ :: ۰۸:۴۷
(آیا دشتی هست که پاهای گریزم را ببوسد؟!) درود بر دشت سبز و وسیع خیال خدایت دکتر آهنگرنژاد عزیز زیبا و پر محتوا مثل همیشه ، مانا و پیروز باشید ...
چهارشنبه، ۱۱ آذر ۱۳۹۴ :: ۰۹:۱۶
این کوه سیّد نیست اما تا نام «دالاهو» را می شنود، چقدر «هوهو» می کند! / محشر بود . احسنت
چهارشنبه، ۱۱ آذر ۱۳۹۴ :: ۰۹:۱۵
شعرهای خواندنی و جالبی بودن . دستتان درد نکنه .
اطلاعات شما ذخيره شود ؟