معرفی کتاب: تحفه العراقین (ختم الغرایب) خاقانی شروانی
تحفه العراقین، نخستین سفرنامۀ منظوم فارسی، سرودۀ خاقانی شروانی (د ۵۹۵ق/۱۱۹۹م). خاقانی هنگام بازگشت از مکه، یعنی پس از ۵۵۰ق/۱۱۵۵م، در شهر موصل به فکر سرودن تحفة العراقین افتاد. زمانی که به شروان رسید، به کار آغاز کرد و در مدت ۴۰ روز آن را به اتمام رساند
تحفه العراقین (ختم الغرایب)
   تحفه العراقین، نخستین سفرنامۀ منظوم فارسی، سرودۀ خاقانی شروانی (د ۵۹۵ق/۱۱۹۹م). خاقانی هنگام بازگشت از مکه، یعنی پس از ۵۵۰ق/۱۱۵۵م، در شهر موصل به فکر سرودن تحفة العراقین افتاد. زمانی که به شروان رسید، به کار آغاز کرد و در مدت ۴۰ روز آن را به اتمام رساند (خاقانی، ۱۰۸، ۲۴۸؛ قریب، «مب»؛ نفیسی، ۱/۱۰۴؛ صفا، ۲/ ۷۷۹). آن‌گاه بار دیگر به موصل سفر کرد و کتاب خود را به جمال‌الدین محمدعلی موصلی از امیران آن دیار (دربارۀ او، نک‍ : ابن خلکان، ۵/۱۴۳-۱۴۷) تقدیم داشت (قریب، «مه»). مؤلف تذکرۀ مرآة الخیال بر آن است که خاقانی تحفة العراقین را در حبس سروده است (لودی، ۲۹)، ولی هدایت را (۱/ ۶۰۸) نظر دیگری است که البته دور از صواب می‌نماید. 

    تحفة العراقین که خاقانی آن را تحفة الخواطر و زبدة الضمائر نیز می‌نامد، در قالب مثنوی و در بحر هزج مسدّس اخرب مقبوض سروده شده، و شامل بیش از۱۰۰' ۳ بیت است. این مثنوی بیانگر مشاهدات سراینده در سفر به مکه، از مسیر عراق عجم و عراق عرب است و شاعر ضمن آن به شرح دیدار خود با بزرگان شهرهای مختلف و ذکر برخی رسوم و عادات مردمان هر دیار پرداخته است (قریب «مه ـ مو»؛ فروزانفر، ۶۲۶).

 تحفة العراقین از ۳ منظر قابل بررسی است: ۱) موضوع، ۲) مضمون، ۳) ویژگیهای دستوری. 
۱)  موضوع: کتاب مشتمل است بر یک مقدمۀ منثور،۷ مقاله، و یک خاتمۀ منظوم. مقالات کتاب به‌ترتیب عبارت‌اند از «عرائس الفکر و مجالس الذکر»، «معراج العقول و منهاج الفحول»، «سبحة الاوتاد»، «سواد الاوراد و خزانة الاوتاد»، «موارد الاوراد و فرائد الافراد»، «هدی المهتدی الی الهادی» و «فی وصف الشّام والموصل. «مقدمۀ کتاب که به نثری مصنوع نوشته شده، از چگونگی خلق اثر حکایت می‌کند (ص ۱-۱۱) و مقالۀ اول آن با خطاب به آفتاب آغاز می‌گردد، ولی قسمت اعظم آن در نعت حضرت رسول(ص) است (ص ۱۳-۲۵).

  در خلال ۶ مقالۀ دیگر که بدنۀ اصلی کتاب را تشکیل می‌دهد، سخن از شهرهایی است که خاقانی در مسیر سفر خود به مکه و یا هنگام بازگشت از این سفر گذر کرده است؛ شهرها و مناطقی همچون قهستان، عراق، بغداد، همدان، کوفه، مدینه، مکه، شام و موصل. او در جریان توصیف هر شهر و یا هر منطقه به ارائۀ اطلاعاتی در زمینه‌های تاریخی، جغرافیایی، اجتماعی و نیز به معرفی رجال آن سامان می‌پردازد (نک‍ : دنبالۀ مقاله).

   خاقانی در توصیف قهستان، علاوه بر وصف مناظر طبیعی و دژهای آن منطقه (ص ۳۰-۳۱، ۳۳)، اطلاعاتی ارزشمند به لحاظ اجتماعی در باب دزدان و راهزنان آن دیار و نیز برخی از مشاغل رایج در آنجا مانند صباغی، خبازی، طباخی، قصابی و عطاری به دست می‌دهد (همانجا)؛ از همدان و از کوه اروند (= الوند) سخن می‌گوید(ص ۸۹-۹۱) و چون نوبت به بغداد می‌رسد، نخست به وصف دجله (ص ۱۰۱-۱۰۳) و سپس به توصیف سرای المقتفی باللّـه و حرم او می‌پردازد (ص ۱۰۳، ۱۰۴- ۱۰۸) و در گذر از کوفه، حرم امام علی(ع) را از نظر دور نمی‌دارد (ص ۱۱۳-۱۱۵). توجه او به کعبه و مناسک حج، توجهی ویژه است و بیان شاعرانۀ او در این ابواب، بیانی است کمّاً و کیفاً، خاص (ص ۱۱۷-۱۳۱). در حالی که توجه او به مدینه در اشاره‌ای کوتاه به مزار حضرت رسول(ص) و مرقد شیخین خلاصه می‌شود (ص ۱۴۳-۱۴۵) و سخن را بیشتر به ستایش پیامبر(ص) اختصاص می‌دهد (ص ۱۴۵-۱۶۵).

     خاقانی در بازگشت از مکه، متوجه شام و موصل می‌گردد (ص ۱۷۳- ۱۷۹) و از این دو شهر با تعبیراتی چون: سفرگه ملائک و قطب هدى و سپهر اسلام یاد می‌کند (ص ۱۷۶، ۱۷۹). 
پرداختن به بزرگان علم و ادب شهرهایی که بر سر راه خاقانی بوده است، به‌ویژه بزرگان همدان (نک‍ : ص ۹۱- ۹۸)، بغداد (نک‍ : ص ۱۱۰-۱۱۲)، شام و موصل (نک‍ : ص ۱۹۵- ۱۹۹، ۲۰۳-۲۰۴)، تحفة العراقین را به یک مأخذ رجالی ارزشمند نیز بدل می‌سازد. ذکر نام بزرگانی چون شرف‌الدین محمد مطهر علوی، نجم‌الدین احمدبن علی، عمادالدین ابوالمواهب ابهری، محمد خجندی، جمال‌الدین محمود، هارون علی، عزالدین محمد قصّار، تاج‌الدین شیبانی و رشیدالدین ابوبکر (نک‍ : ص ۲۲۲-۲۲۴، ۲۲۶-۲۳۲، ۲۳۷-۲۴۵) که به نظر می‌رسد خاقانی در محضر آنها درس خوانده است، به اهمیت کتاب به عنوان یک مأخذ رجالی می‌افزاید.  تحفة العراقین منبع و مأخذی معتبر در معرفی شاعر، خانوادۀ شاعر و ارتباط وی با استادش ابوالعلای گنجوی نیز محسوب می‌شود (نک‍ : ص ۲۵، ۲۹، ۳۸- ۳۹، جم). 

۲)  مضمون: خاقانی در شمار شاعرانی است که درسروده‌های خود از اطلاعات گستردۀ علمی، فلسفی و دینی (= اسلامی و مسیحی) خویش و از اصطلاحات مربوط به آنها بهره‌گرفته، و با پرداختن بدین‌گونه مسائل، از یک‌سو به شعر خود حال و هوایی ویژه‌بخشیده، و از سوی‌‌دیگر آن‌را دشوار و گاه معقّد ساخته‌است و همین‌امر موجب شده‌ است تا فهم آن به‌شرح و تفسیر نیازمند گردد (دربارۀ شروح تحفة ‌العراقین، نک‍ : منزوی، ۷/۵۱-۵۲). تحفة العراقین آیینۀ تمام‌نمای باورها و دانشهای مختلفی است که در جریان تربیت خانوادگی شاعر و آموزش و پرورش وی از سوی استادان و معلمان مختلف با تخصصهای گوناگون به وی منتقل شده است؛ چنان‌که در فلسفه و نجوم و پزشکی متأثر از عموی خود کافی‌الدین عمر و فلکی شیروانی است (نک‍ : ص ۲۱۷-۲۲۱؛ قریب، «ک») و نیز متأثر از دوستان و هم‌نشینانی چون شرف‌الدین محمد‌مطهر علوی و نجم‌الدین احمدبن علی (نک‍ : ص، ۲۲۲-۲۲۴، ۲۲۶-۲۳۰) و ممدوح خود جمال‌الدین محمد موصلی  (نک‍ : ص ۴۰-۴۱، ۱۷۳-۱۷۶، جم‍ ‍‌) و در توجه به باورهای مسیحیان تحت تأثیر مادر خویش است که در آغاز مسیحی بوده است (نک‍ : ص ۲۱۴-۲۱۷). نمونه‌ای از دانشها و باورهای انعکاس یافته در تحفة العراقین بدین شرح است: 

طب: مانند آتش پارسی، قارورۀ آبگینه، داءالثعلب، میل باریک، آب تاریک، خال سپید، ضیق نفس، خناق، صفرازده، صرع، بهق سیاه، تب ربع، دق، عودالصلیب، ریوند، فالج، ام‌الصبیان و جز آنها (ص ۱۹، ۲۷، ۳۲، جم‍ ).

نجوم: مانند مرکبان انجم، دوازده برج، شش بانوی پیر، بنات النعش، ماه، مشتری، مریخ، زحل، اژدها، بره، سعد اکبر، طشت بلند، خوشۀ چرخ، هفت پرده، فتح باب، جوزا، عقد پرن، گنبد مقرنس، سهیل، رصدگاه، شش عروس، سعد ذابج، خور و جز آنها (ص ۱۳، ۱۵، ۱۹، ۲۷، جم‍‌). 

فلسفه و ریاضی: مانند سه گوهر، جوهرجان، سه غرفه، جذر اصم، اساس روح، لباس دهر، ذات، صفات، وهم، عقل، حس، چار مراتب، چار علل، حدث، دهر محدث، آحاد، الوف و جز آنها (ص ۶۴، ۶۹، ۹۴، جم‍‌).

شطرنج: مانند داو، بیدق، قائم، فرزین، منصوبه، شه‌رخ، شه مات، پیل، شطرنج، نطع، شاه شطرنج و جز آنها (ص ۳۸، ۸۱، ۱۳۷، ۱۳۸، ۱۹۳).

موسیقی: مانند چهارپاره، مه‌بر کوهان، راه، طشت‌گر، قول، کاسه‌گر، ابریشم چنگ، موی پرده و جز آنها (ص ۲۸، ۱۱۹).

فرهنگ‌مسیحی:‌ مانند‌ عیسوی‌وار،‌مسیح، ‌عیسى‌‌ره‌نشین،صلیب‌ اکبـر، مسیح ‌اکبـر، عازر، مریم‌روزه‌دار، مریم‌آسا، عود‌‌الصلیب،‌ عیسى ‌معده، یحیى‌ اندام،‌ مریم‌ صفت، ‌دارقمامه‌ و... (ص ۲۷،‌جم‍).

آیات قرآن: مانند «چون اشتربُختی قدم‌زن/ بیرون گذری ز چشم سوزن» (ص ۲۷)، که اشاره به آیۀ ۱۳۸ از سورۀ اعراف است (برای آگاهی بیشتر در باب استفادۀ خاقانی از آیات قرآنی، نک‍ : قریب، ۳۸۵-۴۰۱).
احادیث: مانند بوده درِ شهر علم حیدر/ وین سیّد دین کلید آن در (ص ۲۲۲)، که اشاره است به حدیث معروف «انا مدینة العلم و علی بابها» (برای آگاهی بیشتر در باب استفادۀ خاقانی از احادیث، نک‍ : قریب، ۴۰۲-۴۰۶).
۳) ویژگیهای دستوری: تحفة العراقین به لحاظ دستوری دارای ویژگیهایی است که بسیاری از آنها در دیگر آثار خاقانی به‌ویژه دیوان او دیده می‌شود (برای آگاهی بیشتر در این ‌باره، نک‍ : قریب، «مح» ـ «نو»).

* * *

مآخذ: ابن خلکان، وفیات؛ خاقانی شروانی، تحفة العراقین، به کوشش یحیى قریب، تهران، ۱۳۳۳ش؛ صفا، ذبیح‌الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ۱۳۳۹ش؛ فروزانفر، بدیع‌الزمان، سخن و سخنوران، تهران، ۱۳۵۰ش؛ قرآن مجید؛ قریب، یحیى، مقدمه و تعلیقات بر تحفةالعراقین (نک‍ : هم‍ ، خاقانی)؛ لودی، شیرعلی، مرآةالخیال، به کوشش ملک الکتاب شیرازی، بمبئی، ۱۳۲۴ق؛ منزوی، خطی مشترک؛ نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران، تهران، ۱۳۴۴ش؛ هدایت، رضاقلی، مجمع الفصحا، به کوشش مظاهر مصفا، تهران، ۱۳۳۹ش.

* * *
نوشته علی میرانصاری: دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد چهاردهم
اطلاعات شما ذخيره شود ؟