به بهانه برپایی جشنواره مطبوعات در ایلام؛ «خانه» نشریات محلی، «سیاه» است


seda005.jpg


جلیل آهنگرنژاد:  فیلم «خانه سیاه است» تنها، کار هنریِ  فروغ فرخزاد نیست. از این گونه فیلم ها در زندگی فرهنگی ما نمونه های فراوانی  وجود دارد. مطبوعات محلی، این سالها درگیر اتفاقات ناخوشایندی هستند که مثل خوره به جان آنان افتاده و در زیر پوست حوادث دیگر، به شکلی نامحسوس ریشه ها را می خورند. از زمانی که بیش از یکصد سال پیش اولین نشریات محلی منتشر شدند، هیچ ناظر آگاهی فکر نمی کرد که ما در عصر ارتباطات، اینقدر با افول کیفی مطبوعات محلی در بسیاری از استان ها روبرو باشیم. 
انگار دست های نامرئی آمده اند که جان نحیف این طیف از مطبوعات را بگیرند. دست هایی که سعی بر خاموشی چراغ رسانه در استانها دارند. ناتوانی سیستم نظارت فرهنگی، به ظاهر مهم ترین عامل در این عرصه به حساب می آید. تنگاهای مالی نیز یکی از این عوامل مهم تهدید کننده هستند. توجه ویژه به مطبوعات سراسری و گسیل تمامی رپرتاژها و آگهی ها به سوی این گونه نشریات کشوری و روابط گاه پنهان برخی از روابط عمومی ها به دلیل عدم نظارت درست، بیش از پیش کور سوهای مالی نشریات محلی را بسته است. به راستی که رقابت های ناسالم و ارتباطات غیر شفاف و حاشیه های تلخ آن درد مزمنی است که مدتهاست گریبانگیر فضای رسانه ای استانی شده است. درد مزمنی که اگر واکاوی شود، تلخ و گزنده خواهد بود.
مگر نه این است که یکی از مهم ترین نشانه ها و ابزارهای فرهنگی هر استان، رسانه های محلی آن اند؟ و مگر نه این است که اعتلای رسانه ها اعتباری برای فرهنگ، سیاست و اجتماع آن استان است؟ چه کسی می خواهد این نمادهای فرهنگی کم رنگ وکم رمق شوند؟ آیا این سیاست دولت تدبیر و امید است؟نگاه برخی از مدیران استانی خواسته یا ناخواسته بر این محور نمی چرخد. اگر این چنین است از مسئولان کشوری دراین باره توضیح می خواهیم و اگر نه، انتظار داریم که به کاستی های پیش رو صادقانه رسیدگی نمایند.
مدیریت فرهنگی در بسیاری از استان ها در حوزه ی مطبوعات، ضعیف عمل کرده است. شاید در برخی موارد، نگاه «لمپن پرور مدیریت فرهنگی» در بخش های فرهنگی و هنریِ زیر مجموعه ی خود به جای متقاعد کردن اهالی فرهنگ، می کوشد تنها قلیلی را با خود همراه گرداند و این بلای بزرگی است که اگر به جان فرهنگ و هنر بیفتد به صورت نامحسوس ریشه های فرهنگی می خشکاند. توقعات فرهنگی جامعه به وسیله ی آنها تقلیل می یابد و در نهایت به رکود فرهنگی می انجامد.
مهمترین چالش برای مطبوعات محلی، زندگی دوزیستی مطبوعات سراسری است. این گونه زندگی با این رویکردهای ملال آور اگر تداوم داشته باشد، بی شک مهمترین عامل مرگ و میر رسانه های محلی خواهد بود. راستی چرا در حوزه ی رسانه کشوری (سرپرستی ها)  نظارتی جدی وجود ندارد؟ چرا باید در غفلت مدیریت فرهنگی، نهنگ رسانه های سراسری، ماهیان کوچک مطبوعات محلی را ببلعند؟
اطلاعات شما ذخيره شود ؟