سبز سرخ
هی زخم به جان خریده،ترمیم شدم
نه خسته شدم،نه زود تسلیم شدم
سرسبــــــــــــــــــز بریدند! بسوزانندم!!!
من سرخ ترین صفحه ی تقویم شدم
غریق
گیسوی تو با بانگ دهل پایین رفت
چون خرمنی از شعله و گل پایین رفت
آنروز که پیکـــــــــــــــر ترا می بلعیـــــد
یک آب خوش از گلوی پل پایین رفت!!
رد پا
برف از سرشانه ی زمین پاک شده ست
چون اشک که با سرآستین پاک شده ست
شبــــــــــــهای قدم زدن ز یادت رفته ست
با برف دو رد نقطه چین ....پاک شده ست..
آه...
ای عشق!جنون از نفست می ریزد
عقلم زتو با فاصـــــــــله می پرهیزد
در هر نفسم شعله ی آهی جاریست
این آتش از گــــــــــور تو برمی خیزد
عالی بود. من سرخ ترین صفحه ی تقویم شدم.... در معرفی این شاعران بزرگمرد و نیکونام موفق و پایدار باشید.
شبــــــــــــهای قدم زدن ز یادت رفته ست با برف دو رد نقطه چین ....پاک شده ست.. قشنگ بود...