فرهنگ و هنر غرب کشور ( زیر نظر هفته نامه ی صدای آزادی )
امروز: يكشنبه، 10 مرداد 1389 مطابق با Sunday, August 1, 2010 ساعت 11:57 AM
قبلی »
شعر فارسی
« بعدی
تو عید منی آخر اسفنـــــــــد می آیی

من منتظرم.....

ای آیه ی زیبای خــــــــداوند!می آیی

تو عید منی آخر اسفنـــــــــد می آیی

صدبار تفال زدم از حافـــــــظ و قـــــــرآن

هر مرحـــــــله خوب آمدو...... گفتند:می آیی

تو از پی سوزاندن من چون گل خورشید

با چشم پر از شــــــعله و لبخند می آیی

ای اشک! اگر آینـــــــــه اش رخ بنماید

مانند زبان غزلم بنـــــــــــــــــد می آیی

همزاد جنون!ای غزل حافظ و سعدی!

بانوی بخارا وسمــــــــــــــــــرقند!می آیی...

در سینه ی من آتش و روی سر من برف

حالا شده ام مثل دماونــــــــــد! می آیی؟

من منتظرم، مضطربم،خـــــــــــواب ندارم

تو ساعت مهتاب و شب و چند می آیی

RSS 1.0 :: RSS 2.0 :: RSD :: ATOM
تمامي حقوق اين سايت متعلق به مجله اينترنتي بلوط است.
هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ ممنوع است.
دایر شده توسط نگاه نرم