
به من، غم هاي دنيا را سفر داد
سفر، باران به چشمم بيشتر داد
سفر مي خواست من تنها بمانم
سفر گنجشک ها را بال و پر داد
2
مرا ديوانه و شبگرد، او کرد
مرا غمگين، مرا دلسرد، او کرد
سفر، با دست خود گنجشک را برد
به او نفرين که هر چه کرد، او کرد
3
نه تنها دامنت گنجشک دارد
گل پيراهنت گنجشک دارد
دوبيتي گفتنت را دوست دارم
دوبيتي گفتنت گنجشک دارد
4
پر از احساس باران باشد اما...
درختي در خيابان باشد اما...
مرا بنويس:گنجشکي که يک عمر
دلش مي خواهد انسان باشد اما...
5
نجيب و بي ريا بوديم اما...
و با درد آشنا بوديم اما...
منِ دلتنگ و باران و دوبيتي
سه گنجشک رها بوديم اما...
سلام دوست عزیز.ماشمارالینک نمودیم لطفا مارابانام(www.menameh.blogfa.com)بحرین استان چهاردهم لینک فرمائید