فرهنگ و هنر غرب کشور ( زیر نظر هفته نامه ی صدای آزادی )
امروز: پنجشنبه، 18 شهريور 1389 مطابق با Thursday, September 9, 2010 ساعت 6:10 PM
قبلی »
شعر فارسی
« بعدی
امشب غزل ِ تازه ی من، جان دارد

لبخند و سفر

لبخند و سفر، غریبه و، همسفری

از کوچه ی تنهایی من، می گذری

 

عینک زده ام نخند، در دیدن تو

این حوصله ی ناجور، ندارد اثری

 

یک نامه ی عاشقانه، این بار بخند

چون نامه تویی، خودِ تو هم نامه بری

 

امشب غزل ِ تازه ی من، جان دارد

مردی است که بوسیده ترا... بی خبری

 

من با گل و بوسه و سفر آمده ام

بیهوده مخالفت نکن، یک نفری

مسعود صادقی بروجردی

نظرات [2]
داریوش احمدی    شنبه، ۹ مرداد ۸۹ :: ۱:۲۹ بعدازظهر
لبخند مرگ بر اشکهای گل آلود یک الهه مریمی که معصومیت خویش به خدا نیز نداد... -------------- باحترام دعوتید به خوانش اندوهیاد یک شاعر و چند شعر...


تنها    جمعه، ۸ مرداد ۸۹ :: ۸:۴۴ صبح
سلام استاد. از اینکه شعر شما را در سایت شهر خودمان دیدم بسیار خوشحال شدم . مثل غرور کوه و عشق را به هم پیچیدید.
Email:
URL:





اطلاعات شما ذخيره شود ؟
RSS 1.0 :: RSS 2.0 :: RSD :: ATOM
تمامي حقوق اين سايت متعلق به مجله اينترنتي بلوط است.
هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ ممنوع است.
دایر شده توسط نگاه نرم