نگاهی گذرا به ادبیات در نشریات؛ حالِ صفحات ادبی نشریات غرب کشور خوب نیست
نگاهی گذرا به ادبیات در نشریات؛ حالِ صفحات ادبی نشریات غرب کشور خوب نیست
از گذشته های نه چندان دور تا این اواخر، گردانندگان صفحات ادبی ، بیشتر ، افرادی با شناسنامه ی ویژه ی ادبی و یا به زبان ساده تر یک شاعر یا یک نویسنده ی نام آشنا و تأثیرگذار بوده اند. این نوع مدیریت تا امروز توانسته در برخی نشریات تداوم داشته باشد و موجبات اعتماد طیف وسیعی از مخاطبان حرفه ای صفحات ادبی را فراهم نماید. ....
جلیل آهنگرنژاد: همزمان با تولد روزنامه در ایران و حتی فراتر از آن در گستره ی جهانی،  یکی از مهمترین بخش های جدایی ناپذیر این رسانه های مکتوب، پرداختن به حوزه ی ادبیات بوده است. اینکه چه کسانی که اولین صفحات ادبی مستقل را در کدام روزنامه چاپ کرده اند، شاید اهمیت چندانی نداشته باشد. اما امروزه هیچ کسی شک ندارد که اگر روزنامه ای را باز می کند، به فراخور نیاز مخاطب مقوله ی ادبیات یکی از ارکانِ رکین آن رسانه ی مکتوب است
امروزه هرگاه آرشیو مطبوعات معتبر جهان را نیز باز می کنیم، می بینیم که بین نویسنده و روزنامه رابطه ای تعریف شده و تنگاتنگ وجود دارد. بزرگترین رمان نویسان جهان در کار روزنامه دستی داشته اند. بارزترین مثال آن گابریل گارسیا مارکز  نویسنده ی رمان برجسته ی صد سال تنهایی است که در کنار فعالیت در حوزه ی ادبیات داستانی، گزارش و یادداشت های متعددی را در روزنامه های مختلف چاپ می کرد. در ایران و به ویژه در میان اهالی فرهنگ و هنر، رسانه هم سفره و هم نان شب آنان است. چه بسیارند شاعرانی که بر پله های رسانه های مکتوب این سامان پا گذاشتند و بالیدند و چه بسیار شاعران و نویسندگانی که خود یا سکاندار بوده اند و یا یاور سکانداران رسانه ها هستند. در این میان صفحات ادبی گریزگاهی متفاوت و گاه دلپسند بوده و هست که مخاطب را از میان اخبار سرخ و سیاه و زرد نجات می دهد تا بتواند نفس راحتی بکشد و برای لحظاتی هم که شده در فضای متفاوتی سیر کند. وقتی اولین برگ های اولین روزنامه های کرمانشاهی را ورق می زنیم، با آثار شاعران و نویسندگان روبرو می شویم. حتی فراتر از آن، شاعران و نویسندگان نقشی انکار ناپذیر در مدیریت نشریات داشته اند.
در حوزه ی نشریات مکتوب، صفحات ادبی با چند پارامتر تعریف می شوند که عبارتند از:
 دبیر سرویس ادبی، صفحات از حیث غنای مخاطب پسند، ارزش بصری صفحات ادبی
در تعریف رسانه ای، امروز هر کسی که قدم در عرصه ی رسانه می گذارد، الزاما بایستی به دنبال سواد رسانه ای باشد و به قول امروزی ها در این حوزه، تحصیلات آکادمیک داشته باشد. اما این مورد در صفحات ادبی کمتر مورد توجه واقع شده است و این مشکل به مدیران نشریات بر می گردد.  البته به اعتقاد نگارنده ی این سطور دانش رسانه ای تنها از تریبون های دانشگاهی ترویج نمی شود بلکه بسیارند کسانی که به شیوه ای تجربی و خودخواسته گام در این حوزه نهاده اند و گاه نیز موفق بوده اند. اما در کرمانشاه و ایلام به طور اختصاصی مدیریت صفحات ادبی چه ویژگی هایی دارد؟ از گذشته های نه چندان دور تا این اواخر، گردانندگان صفحات ادبی ، بیشتر ، افرادی با شناسنامه ی ویژه ی ادبی و یا به زبان ساده تر یک شاعر یا یک نویسنده ی نام آشنا و تأثیرگذار بوده اند. این نوع مدیریت تا امروز توانسته در برخی نشریات تداوم داشته باشد و موجبات اعتماد طیف وسیعی از مخاطبان حرفه ای صفحات ادبی را فراهم نماید. اما در کنار این مجموعه ی مورد اعتماد، برخی از نشریات درجه ی دوم نیز به راه اندازی صفحات ادبی اقدام کرده اند و از آنجا که تنها به ظاهر کار توجه داشته اند، نتوانسته اند اعتماد جامعه ی مشکل پسند ادبی را جلب نمایند. در یک نگاه اجمالی می توان گفت اگرچه تلاش هایی شایسته ی تقدیر در برخی از نشریات دیده می شود، اما حال صفحات ادبی نشریات غرب کشور خوب نیست.
اگر با عینک شفافی به صفحات ادبی نگاه کنیم، می توانیم خروجی کار دبیران سرویس های ادبی را به سه بخش تقسیم کنیم: مهمترین و تأثیرگذارترین صفحات، «صفحات مؤلف» هستند. این صفحات را با ویژگی هایی همچون: تولید متنوع مطلب و بروز بودن آنها باید شناخت. اصولا مخاطب می خواهد با یک صفحه ی زنده روبرو شود و یک صفحه ی زنده باید سرشار از تازگی باشد. یک مصاحبه، چند شعر تازه، یک نقد مطبوعاتی به دور از تعارفات کلیشه ای و چند خبر بیات نشده می توانند چمدان این صفحه را بسته و در کوپه های صفحات روزنامه ها به سوی مخاطب راهی نمایند. اما کدام مصاحبه؟ کدام شعر تازه؟  کدام خبر تازه؟ اینجا دیگر با چالش های جدی روبرو می شویم.آیا هر شعری می تواند ویزای عبور به صفحات ادبی را بیابد؟ آیا هر شخصی می تواند سوژه ی مصاحبه شود؟ طبیعتا خیر. 
یکی از حلقه های مفقوده ی صفحات ادبی انقطاع جدی بین نسل تثبیت شده و نسل نوجوی جریان آفرین است. دبیر سرویس باید با شناختی عمیق بتواند بین این دو نسل ارتباط ایجاد کند و شکاف پیش آمده را با شگردهای رسانه ای ترمیم نماید. 
عموماً یکی از اصول انتخاب سوژه ی مصاحبه، شهرت است. شهرت می تواند مهمترین برگ برنده ی یک مصاحبه گر باشد تا بتواند شخص شهیر را بار دیگر در ذهن مخاطب زنده کند. اما در حوزه ی ادبیات از آنجا که یکی از مؤلفه های مهم این حوزه نوجویی است. ما با چهره های تازه هم همواره روبروییم و دبیر سرویس بایستی به عنوان یک کاشف ویژه بتواند استعدادهای جوان را کشف کند و به مردم معرفی نماید یک مصاحبه ی خوب می تواند استعداد غبار گرفته ای را شکوفا کرده و او را به تولدی دوباره برساند.
متأسفانه در حوزه ی انتخاب شعر آنقدر«ساده گیر» شده ایم که گاه ممکن است هذیان های یک بیمار روانی به عنوان شعر در صفحات ادبی چاپ کنیم و به خورد مخاطب بدهیم و البته مخاطب ما فهیم تر از آن است که هر هذیانی را شعر بینگارد.
 به عنوان کسی که بیش از دو دهه در حوزه ی رسانه تجربیات مختصری دارم، فکر می کنم جایگاه ادبیات و در کنار آن صفحات ادبی بایستی جایگاهی ویژه باشد و هر «ناشسته رویی» اجازه ی ورود به این فضا نداشته باشد. به جای آسان گیری بایستی به تلاشگران واقعی ادبیات در این سامان حرمت نهاد. آنانی که هم صاحب هنرند و هم کوشنده ی راستین این راه پر سنگلاخ. 
چه بسیارند افرادی که از سر شوقی نوجوانانه وزن و قافیه ای آموخته اند و سرهم بندی چند سطر را نیز در بقچه ی خاطراتشان دارند و سال هاست که نام و عنوان شاعری را یدک می کشند و از سفره ی رنگارنگ این جشنواره و آن کنگره و فلان انجمن و بهمان کانون نان می خورند که شرح این اندوه بگذار تا وقتی دگر.
برخی دیگر از صفحات، صفحات کپی پیست هستند اگرچه امروزه بسیاری از داشته های «ندار » های روزگار از حوضچه ی «کپی پیست» آب می خورند و حتی بیم آن می رود که روزی خود زندگی نیز کپی پیست شود، اما در حوزه ی صفحات ادبی، کپی پیست نمی تواند برگ برنده ی یک دبیر صفحه ی ادبی باشد. البته گاه پیش می آید که دبیر سرویس با نگاهی کارشناسانه مطالبی را از برخی از سایت های مرجع می گیرد و صفحه اش را با آن به قول رسانه ای ها می بندد. این کار می تواند تا حدودی توجیه داشته باشد.
 غیر کارشناسانه ترین صفحات ادبی، صفحاتی است که با شعر دختر خاله ها و پسر عمه ها بسته می شود که اینها ممکن است ظاهری همگون با شعرهای آزاد داشته باشند اما به واقع گرداننده ی این صفحات با زبان بی زبانی می خواهد به مخاطب بی احترامی کند. یک پیشنهاد ویژه برای گرداننده ی این گونه صفحات این است که از صفحه آرا بخواهد صفحه ای تزیین شده اما خالی از نوشته آماده کند و آن بالا بنویسد که: «هر چه می خواهد دل تنگت بنویس».
در دنیای رسانه ای امروز و در روزگاری که ابزارهای متفاوت صفحه آرایی و متدهای جدید در این حوزه حرف های زیادی برای گفتن دارند، بدیهی است که یک صفحه ی ادبی نیز باید بتواند به بهترین شکل ممکن صفحه آرایی شود. در این زمینه دو دیدگاه وجود دارد: عده ای وفاداران ذوقیِ سنتی هستند که صفحات را با گل و بلبل می آرایند و اتفاقا طیفی از مخاطبان نیز این نوع صفحه بندی را می پسندند و حتی گاه از آن لذت می برند و عده ای نیز ضمن باور داشتن به شیوه های نوین صفحه آرایی، معتقدند این صفحه نیز مثل صفحات دیگر بایستی یک هارمونی ویژه ی بصری ایجاد کند.
مهم تر از همه ی نکاتی که گفته شد کار عمده ای که امروزه بر دوش صفحات ادبی نهاده شده این است که آیینه ی تمام نمای شعرِ تثبیت شده و نیز جریان های نوپای مهم ادبیات در جغرافیای خود باشند. آیا صفحات ادبی ما توانسته اند به این توفیق دست یابند؟ نگارنده ی این سطور معتقد است تا رسیدن به این مقصد راه درازی در پیش داریم اما باید به سوی آن مقصد مهم حرکت کنیم و بدانیم که پایان این فصل های خشک به بهاری شکوفا ختم خواهد شد.راستی حیف نیست در دو استان مهم کرمانشاه و ایلام صفحات مقبول ادبی رسانه ها به تعداد انگشتان یک دست نرسد؟!


اطلاعات شما ذخيره شود ؟