نُهمین سالگشت کوچ یدالله بهزاد با آغاز بهار از راه رسید؛ / بهزاد ، مَرد آزاده ی شعر کرمانشاه بود
نُهمین سالگشت کوچ یدالله بهزاد با آغاز بهار از راه رسید؛ / بهزاد ، مَرد آزاده ی شعر کرمانشاه بود
«سر برای هیچ ناچیزی خم نکرد» شاید این جمله شاه بیت زندگی یک شاعر آزاده باشد که پهنه ادب فارسی کمتر به خود دیده باشد. در روزگاری که شعر فروشی، مهمترین ابزار کاسبانی است که از راه ادبیات، مسیری بی راهه را انتخاب کرده اند «یدالله بهزاد کرمانشاهی» شاعر بلند آوازه ای است که بیش از هر چیز در بین اهل هنر «شخصیتی ممتاز» داشت. شخصیتی که در غبار زمان گم نمی شود و بسیارند هنرمندانی که خوی او را الگویی ویژه برای خود قرار داده اند و با همین عینک ، مفلسان هنر و دلالان فرهنگ را بیش از پیش ناچیز می شمارند...

صدای آزادی : «سر برای هیچ ناچیزی خم نکرد» شاید این جمله شاه بیت زندگی یک شاعر آزاده باشد که پهنه ادب فارسی کمتر به خود دیده باشد. در روزگاری که شعر فروشی، مهمترین ابزار کاسبانی است که از راه ادبیات، مسیری بی راهه را انتخاب کرده اند  «یدالله بهزاد کرمانشاهی» شاعر بلند آوازه ای است که بیش از هر چیز در بین اهل هنر «شخصیتی ممتاز» داشت. شخصیتی که در غبار زمان گم نمی شود و بسیارند هنرمندانی که خوی او را الگویی ویژه برای خود قرار داده اند و با همین عینک ، مفلسان هنر و دلالان فرهنگ را بیش از پیش ناچیز می شمارند.
«یدالله بهزاد، فرزند مرحوم حسین ایوانی، در نیمه بهمن ماه ۱۳۰۴ خورشیدی در کرمانشاه به دنیا آمد. پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در سال ۱۳۲۷ خورشیدی، راهی تهران شد و در دانشکده ادبیات به تحصیل پرداخت. در آنجا، از محضر استادانی بزرگ، همچون : جلال الدین همایی، بدیع الزمان فروزان فر، احمد بهمنیار، دکتر محمد معین، دکتر ذبیح اله صفا، دکتر پرویز خانلری و دیگر استادان دانشمند آن روزگار دانشگاه تهران، بهره ها برد و توشه ها اندوخت.در سال ۱۳۳۲ به استخدام فرهنگ در آمد و در دبیرستان های کرمانشاه به تدریس ادبیات پرداخت . استاد بهزاد در جوانی به ورزش های باستانی، وزنه برداری و بسکتبال روی آورد، در کنار کلاس درس، مدتی هم مربی بسکتبال شد و با زحمت و تلاش فراوان توانست تیم های وزنه برداری و بسکتبال کرمانشاه را راه اندازی و آماده کند و به جوانان ورزشکار، علاوه بر فنون ورزشی، درس ایمان، اخلاق، ادب و انسانیت بدهد.»
ششم فروردین ۸۶ در حالی که همگان سرگرم تعطیلات نوروزی و آداب و رسوم عید بودند، تلفن زنگ خورد. بیژن ارژن بود که از آن سوی خط پیام تلخی داد. کاملا می شد از صدایش فهمید که چقدر از این اتفاق ناراحت و غمگین است و بعد دیگرانی که این خبر را می شنیدند و آنها را با حالتی متفاوت می دیدم، می فهمیدم که این مرد نازنین چقدر در دلهاشان نفوذ داشته است.  حالا نُه سال از مرگ استاد یدالله بهزاد می گذرد اما از آنجا که نامشو مرامش با هنر والای آزادگی و شعر آمیخته و سبک سخته ی خراسانی اش دیگران را ستایش وا داشته، هر بهار نامش با رویش سبزه ها و شکوفه درختان زنده می شود. 

***
استاد شهرام ناظری چهره برجسته موسیقی سنتی ایران در باره استاد بهزاد می گوید: «در دوران نوجوانی که در دبیرستان پهلوی سابق در کرمانشاه به تحصیل اشتغال داشتم استاد بهزاد معلم ادبیات ما بودند. درمدرسه اعلام کردند: کسانی که هنری دارند به دفتر مراجعه کنند. یادم هست که خیلی از بچه‏ها به دفترمدرسه رفته و خود را هنرمند معرفی کردند اما دراین میان یکی از معدود کسانی که از این کار امتناء ورزید من بودم. بعدها که استاد بهزاد متوجه صدا و طرز فکر و اطلاعات موسیقایی من شد گفت: عجب! آن روز همه خود را هنرمند معرفی کردند به غیر از شما و این نشان می‏دهد که شما از همه بهتر هستید و یک سعه‏ صدر هنری دارید؛ یعنی استاد بهزاد اینچنین اخلاق و رفتاری را می‏پسندید و اهل قیل و قال نبودند و در تدریس هم بسیار جدی و سخت‏گیر بودند، به گونه‏ای که حتی درباره جدی‏بودن و سخت‏گیری‏های استاد بهزاد حکایت‏ها و افسانه‏های زیادی درمیان شاگردانش مطرح است که نتیجه همین روش و منش متعالی این است که هیچکدام از شاگردانش بی‏تفاوت و سطح پایین با شعر و ادبیات فارسی برخورد نمی‏کنند و همگی نظرگاهی ریشه‏ای به ادبیات و فرهنگ ایرانی دارند.»

***
رضا موزونی پژوهشگر، نویسنده و شاعر امروز می گوید: «در طول دهه ها و قرن ها شاعران زیادی می آیند می روند .برخی چون برف متعلق به همان فصل خویشند و برخی چون درخت اند؛ ریشه دار و ماندگار !. استاد بهزاد «سرگُل» شعرای زمانه ی خویش بود و امروز هم ما نتوانسته ایم این شاعر خوب را آن گونه که شایسته ی اوست، بشناسیم و بشناسانیم.شعر بهزاد شعری استخوان دار و فخیم و اندیشه ورز است .شعر چند لایه که هر کس فراخور درک خویش به لایه های آن دست می یابد .غزل های ناب و زیبای او و رباعی های محکم اش هنوز در باغستان ادب جایی ویژه دارند و دوبیتی هایی که لطافتی عجیب دارند :
تویی آن گل که دست باغبانت / به تر دستی در این گلشن نهاده ست 
به کار او جز این عیبی نبینم / که در آغوش من جایت نداده ست 
این مدرس دانشگاه  لایه ای دیگر از شخصیت ادبی استاد بهزاد ایوانی کلهر را بازگشایی می کند و می گوید:«در حوزه شعر کردی هم طبع آزمایی کرده و اگر چه کم اما یادگاران اندک او هم در این حوزه شنیدنی هستند .
ناوم وه قیامت عوض ناو ت ئیوشیم / تا گشت گنایل ت بنویسن و حساوم .
نویسنده ی «ترانه های سرزمین مادری» در پایان می گوید: درک شعر و دنیای بهزاد فرصتی فراخ می طلبد وبقول خودش:مدعی راه نیابد به جهان من و تو / گرچه  پیداست به هر جای نشان من وتو

***
بابک دولتی غزلسرای موفق امروز درباره این چهره نامور کرمانشاهی می گوید:«استاد بهزاد را نمی شود به مولفه ی خاصی محدود کرد.اگر فقط بهزاد را با شعر های فخیم با عطر و بوی خراسانی معرفی کنیم،او را نشناخته ایم.استاد بهزاد یک مجموعه است.مجموعه ای که شخصیت کاریزماتیک ایشان بر دیگر مشخصه ها بیشتر به چشم می آید: دانش ادبی، شغل معلمی، تیپ شخصیتی خاص، منش خاص او در تقابل با سیاست و شعر فخیم.  اما کوتاه و مختصر می شود گفت:استاد بهزاد کوهی از غرور بود.غروری ستودنی...

***
امرالله عظیمی شاعر و مدرس دانشگاه درباره شخصیت استاد بهزاد نگاهی متفاوت دارد:« همیشه برایم به عنوان یک کرمانشاهی و علاقمند شعر جالب و غرور انگیز بود که یدالله بهزاد همواره مورد احترام رهبری بود چنانچه در دیدارهای مرسوم شاعران در نیمه ماه رمضان همواره از شاعران کرمانشاهی ،سراغ یدالله بهزاد را می گرفتند و این نشان از شخصیت والا و مهم بهزاد در تاثیر گذاری بر ادبیات و شعر ایران و نه فقط کرمانشاه داشت  شاید بیشترین مولفه ای که در شعر بهزاد نمایان بود جایگاه وطن و کرمانشاه است که  همواره در شعر های ایشان از جان گرامی تر داشته شده است.»
 وی با ذکر این دوبیتی از استاد بهزاد « به ستواری و سختی رشک پولاد/ به راه عشق سرها داده برباد / قرین بیستون همسنگ فرهاد / زکرمانشاهیان یاد اینچنین باد،» می افزاید: « سرزمین کرمانشاه و آثار باستانی و مردمانش را در این شعر کوتاه به زیبایی و آنگونه که هست معرفی شده است.»
‏در سالگشت این چهره ی ارزنده ی ادبی، به یاد می آوریم که عرصه ادبیات باید از مفلسی و تملق رها شود و درس بزرگ این ادیب کرمانشاهی را دوباره تکرار می کنیم که : «سر برای هیچ ناچیزی خم نکرد» به راستی که مَرد آزاده ی شعر کرمانشاه بود.

نظرات [۱]
یکشنبه، ۰۸ فروردین ۱۳۹۵ :: ۱۵:۱۷
متاسفانه کسانی درمورد ایشان قلمفرسایی می کتند کمه از آزادگی او توشه ای ندارند و یا کمتر دارند!
اطلاعات شما ذخيره شود ؟