نشست «یک کتاب،یک شاعر» با حضور مهسا تیموری در دفتر صدای آزادی برگزار شد
نشست «یک کتاب،یک شاعر» با حضور مهسا تیموری در دفتر صدای آزادی برگزار شد
...دکتر علی سهامی شاعر و پژوهشگر هم سامانی از ساعاتی قبل در دفتر نشریه حضور دارد. کم کم جمعی از جوانان اهل ادبیات به جمع‌مان می پیوندند. همه چیز مهیاست تا مهسا تیموری که با بابک سلیم ساسانی آمده، شعر خوانی اش را شروع کند. چند غزلش را قبلاً خوانده‌ام. جوان است و جویای نام...
دقیقاً ساعت چهار بعد از ظهر یک چهارشنبه‌ی کاریِ اردیبهشتی در دفتر صدای آزادی همه چیز برای برگزاری یک جلسه‌ی ادبی آماده است. از مدت ها قبل خود را آماده کرده بودیم که نشستهای متفاوت ادبی داشته باشیم. البته جلسات محدود هفتگی با حضور استاد منصور یاقوتی و در روزهای چهارشنبه (حوالی ظهر) سالهاست که برگزار می شود و دوستداران ادبیات و فرهنگ در کرمانشاه مشتاقانه در آن حضور دارند.
در برخی از کشورها محافلی ادبی برگزار می کنند که در آن اختصاصاً یک شاعر، شعرهای تازه‌اش را می‌خواند و مخاطبان تنها برای شنیدن یکی دوساعت شعر که اختصاصاً مال همان شاعر باشد، وقت می گذارند و گاه به حرف‌های حاشیه‌ای و نظراتش گوش می‌دهند و به گونه ای با دنیای شعرش ارتباطی عمیق‌تر می‌گیرند.
اما در محافل ادبی ما عموماً این گونه شگردها به کار گرفته نمی شود. هر شاعر یا ناشاعری از راه می رسد، «چیزی» می خواند و می رود!. مصمم شدیم که با این شیوه یک بازخوانی از شاعر و شعرش داشته باشیم! آن هم در کمترین زمان ممکن .
دبیر سرویس ادبی صدای آزادی پیشنهاد کرد که شروع این تجربه با جوانان خوشنامی در حوزه ی غزل اولین تجربه شکل بگیرد. بر همین اساس قرعه‌ی فال به نام «مهسا تیموری» زده شد.
دقیقاً ساعت چهار بعد از ظهر یک چهارشنبه‌ی کاری در دفتر صدای آزادی است. همکاران رسانه‌ای کم کم غزل خداحافظی را خوانده و رفته اند. دکتر علی سهامی شاعر و پژوهشگر هم سامانی از ساعاتی قبل در دفتر نشریه حضور دارد. کم کم جمعی از جوانان اهل ادبیات به جمع‌مان می پیوندند. همه چیز مهیاست تا مهسا تیموری که با بابک سلیم ساسانی آمده، شعر خوانی اش را شروع کند. چند غزلش را قبلاً خوانده‌ام. جوان است و جویای نام. در یکی دو جشنواره‌ی کشوری حضوری موفق داشته است. 
ابتدا از کتابش می گوید. مجموعه شعر تازه اش را با نام «فقط...»منتشر کرده است. شعر های این دفتر با این نام تقریباً ساده‌ شاید ارتباطی ندارند. چند شعر چشمگیر در این دفتر می توانند کارنامه‌ی خوبی برای شاعرش باشند. «نشر شانی» این کتاب را در ۸۶ صفحه و شمارگان یکهزار نسخه منتشر کرده است. چند غزل را گلچین می کند و می خواند. سپس یکی دو تن از حضار مباحثی را مطرح می کنند. دکتر سهامی اولین چراغ بحث ها را روشن می کند. اصغر عظیمی مهر هم دریچه ای دیگر بر بحثها می گشاید. حاضران جوان‌تر هم نظراتی می دهند . از جمله سهیل سلیمانی، محمد کرمانشاهی،رسول بهمنی و از میان خانمها :قبادی، صوفی و ... 
جلسه به همین سیاق ادامه می یابد. بابک سلیم ساسانی نیز به شرحی درباره‌ی غزل خانم تیموری می پردازد و در پاسخ به یکی از منتقدین اعلام نظر می کند. حدود دو ساعت جلسه ادامه می یابد و همین گام اول می تواند شروع خوبی برای نگاه تازه تر به این گونه محافل باشد. دو غزل از این شاعر خوب کرمانشاهی پیش روی شماست:

۱
شاید این بار تبر دست درختان افتاد
کارصیاد به آهوی گریزان افتاد
شاید امروز مرا چیدی و باخود بردی
گذر شاخه ی خشکیده به گلدان افتاد
کوه در دامنه سرد خودش چادر زد
آتش کلبه ی ما یاد زمستان افتاد
قهوه ی فال مرا سربکش امشب، شاید
آخرین عکس من و تو ته فنجان افتاد
تو بهار منی و سهم من از خاطره ات
گل سرخی ست که در جوی خیابان افتاد
آن کبوتر که فرستاده ای آمد، اما
خبر ِ نامه شنید و لب ایوان افتاد

۲ 
آرزویم فقط این است زمان برگردد
تیرهایی که رهاشد به کمان برگردد
سالها منتظر سوت قطارم که کسی
باسلام و گل سرخ و چمدان برگردد
من نوشتم که تورا دوست ندارم ای کاش
نامه ام گم بشود، نامه رسان برگردد
روی تنهایی دنیا اگر افتاده به من
باید امروز ورقهای جهان برگردد
پیرمردی به غزلهای من ایمان آورد
به سفررفت و قسم خورد جوان برگردد


اطلاعات شما ذخيره شود ؟