برای علی اشرف درویشیان / زخم‌های این ولایت / منصور یاقوتی
برای علی اشرف درویشیان / زخم‌های این ولایت / منصور یاقوتی
آشنایی من با علی‌اشرف درویشیان در تهران و از انتشارات شبگیر آغاز شد. انتشارات شبگیر نزدیکی میدان بهارستان و در یک پاساژ بود. من مجموعه‌داستان «زخم» را برای چاپ به این انتشارات برده بودم و ناشر کتابم را به آقای باقر مومنی داد که کتاب‌ها را می‌خواند....

هفته نامه صدای آزادی؛ آشنایی من با علی‌اشرف درویشیان در تهران و از انتشارات شبگیر آغاز شد. انتشارات شبگیر نزدیکی میدان بهارستان و در یک پاساژ بود. من مجموعه‌داستان «زخم» را برای چاپ به این انتشارات برده بودم و ناشر کتابم را به آقای باقر مومنی داد که کتاب‌ها را می‌خواند. انتشارات شبگیر شعبه دیگری داشت به‌ نام «صدای معاصر» تا اگر جلوی انتشار کتابی را در نشر شبگیر گرفتند آن را در صدای معاصر به‌ چاپ برسانند و درویشیان «از این ولایت»‌اش را برای انتشار به آنجا داده بود. انتشار «زخم» و «از این ولایت» هم‌زمان شد و در همان‌جا بود، سال ١٣۵٠ ،که ما همدیگر را ملاقات کردیم و این ملاقات منجر به دوستی ما شد. من در آن سال‌ها در یکی از مناطق پیرامونی کرمانشاه معلم بودم. درویشیان در زمستان‌های سخت آن سال‌ها که برف تا کمر می‌رسید با یک دوربین به روستایی که محل تدریس من بود می‌آمد تا بازی‌ها، نمایش‌نامه‌ها و افسانه‌های مردم را گردآوری کند. مردم روستا می‌آمدند و نمایش اجرا می‌کردند، درویشیان هم اجراها را ضبط می‌کرد. بیشتر آنچه در نخستین کتاب «افسانه‌ها و متل‌های کردی» آمده، مربوط به بازی‌های همان روستاست. برای گردآوری افسانه‌ها هم من همراه درویشیان روستا به روستا، کوه به ‌کوه و دِه به دِه رفتیم و او افسانه‌ها را جمع‌آوری ‌کرد. برای گردآوری این کتاب واقعا زحمت کشید و هنوز هم این اثر اهمیت دارد. کتاب بعدی درویشیان، «آبشوران» بود. او با دو کتاب «از این ولایت» و «آبشوران» درخشید و با اقبالی گسترده مواجه شد. سال ١٣۵۴ من در روستای میدان معلم بودم و آنجا شنیدم که درویشیان دستگیر شده است. درویشیان به زندان رفت و در سال ۵٧ همراه با آخرین گروه‌های سیاسی آزاد شد.

پدیده تعهد ادبیات به اقشار فرودست که خصیصه آثار درویشیان بود، آن روزها پدیده‌ای جهانی بود. ما «پابرهنه‌ها» را داشتیم با ترجمه احمد شاملو و در ادبیات روسیه هم از لئون تولستوی تا داستایوفسکی و چخوف همه در زمره این نوع ادبیات قرار داشتند. در فرانسه هم بالزاک، پدر رئالیسم بود و رومن رولان و جان اشتاین‌بک آمریکا و دیگر جاها. اما اینکه این روزها این‌طرف و آن‌طرف می‌شنویم که دوران این نوع ادبیات تمام شده باید پرسید چه‌چیزی جای آن را گرفته است؟ ادبیاتِ مقابل ادبیات متعهد در سطح جهانی چه جایگاهی دارد؟ قصد انکار نوعی از ادبیات را ندارم، اما این شاخه ادبی که جوانه زده است، می‌خواهند با حذف جریانی دیگر خود را معرفی کنند و هنوز نتوانسته پایگاه محکمی پیدا کند. در مورد آثار درویشیان که بی‌شک در نوع ادبیات متعهد جای می‌گیرد، هنوز نقد و بررسی جدی صورت نگرفته است. البته مطالبی درباره داستان‌های او نوشته شده‌ است که بیشتر گزارش‌هایی بودند از آثار او نه بیشتر. و جای نقد جدی آثار او خالی است.
اطلاعات شما ذخيره شود ؟