مرثیه ای از اصغر عظیمی مهر در سوگ زنده یاد علی اشرف درویشیان
مرثیه ای از اصغر عظیمی مهر در سوگ زنده یاد علی اشرف درویشیان
رفتی و این آسمان تیره، آبی هم نشد!
حرفهای ناحساب اصلا حسابی هم‌نشد!
«فصل نان» شد آجر دیوار «...زندان های شاه»!
هیچکس بعد از تو دیگر انقلابی هم نشد!
...
 مرثیه ای برای معلم بی ریا - علی اشرف درویشیان- کودکی که بزرگ به دنیا آمد، و بزرگی، که چون کودکی معصومانه رفت... 


رفتی و این آسمان تیره، آبی هم نشد!
حرفهای ناحساب اصلا حسابی هم‌نشد!

«فصل نان» شد آجر دیوار «...زندان های شاه»!
هیچکس بعد از تو دیگر انقلابی هم نشد!

«گل طلا...» از این ولایت رفت و‌ دیگر برنگشت!
این «شب آبستن» اما جای خوابی هم نشد!

گرچه در زندان نوشتی قصه ی «رنگینه» را 
بخشی از غمهای تو هرگز کتابی هم‌نشد!

وقت آزادی همه دیدند کس مانند تو -
با سکوتش معنی حاضرجوابی هم نشد!

«آبشوران» زنده زنده دفن شد در زیر خاک!
«سالهای ابری» ما آفتابی هم نشد!


اصغر عظیمی مهر
۴ آبان ۹۶
جاده قصرشیرین -کرمانشاه
غروب دلگیر کوچ علی اشرف درویشیان
اطلاعات شما ذخيره شود ؟