ماهی دشت، یا مایشت؟ / دانیال بختیاری
ماهی دشت، یا مایشت؟ / دانیال بختیاری
نام هایی که یک ملت به کار میبرند گنجینه با ارزشی از تاریخ و هویت آن ملت را در پس خود دارد که با موشکافی آن می توان بخش بزرگی از ابهامات تاریخ آن مردم را روشن کرد، تفاوتی نمی کند که این نام ها بر اشخاص یا بر محیط گذاشته شده باشند،همە و همە گویای باور هایی اند که روزگاری آن مردم داشته اند ،گویای حادثه ای اند که روزگاری برآن مکان گذشته است...


هفته نامه صدای آزادی: نام هایی که یک ملت به کار میبرند گنجینه با ارزشی از تاریخ و هویت آن ملت را در پس خود دارد که با موشکافی آن می توان بخش بزرگی از ابهامات تاریخ آن مردم را روشن کرد، تفاوتی نمی کند که این نام ها بر اشخاص یا بر محیط گذاشته شده باشند،همە و همە گویای باور هایی اند که روزگاری آن مردم داشته اند ،گویای حادثه ای اند که روزگاری برآن مکان گذشته است.
اما متاسفانه در پی رویکرد مسئولین در ترجمه ی این نام ها به فارسی که عمدتا توسط افرادی صورت می گیرد که کوچکترین اطلاعاتی در مورد زبان شناسی و فن ترجمە ندارند بسیاری از این نام ها در این تغییر، هویت و معنای خود را از دست داده و به کلمه ای تبدیل گشته اند که هیچ بار معنایی خاص و مرتبط با آن مکان ندارد.
یکی از این اسامی که در طی این فرایند ترجمه آسیب بسیاری دیده نام(ماێشت) است. ماێشت کە هم اکنون ماهی دشت! نامیدە می شود یکی از پهناور ترین دشت های ایران واقع در استان کرماشان است.
در مورد نام ماهیدشت می توان به صراحت گفت که لفظ ماهی در این نام ناشی از یک اشتباه صددرصدی در ترجمه نام ماێشت بە فارسی است. چرا که اصلا در زبان کوردی کلمه ی (ماهی) جایگاهی ندارد بلکه مردم کورد به ماهی (ماسی) می گویند و این ترجمه در صورتی صحیح بود که نام بومی این دشت (ماسی دشت) می بود در حالی همانطور که گفته شد نام آن ماێشت است.همچنین هیچ نشانه ی ملموسی که این دشت را به اعتبار آن ماهی دشت بنامند نیز وجود ندارد.
با اندکی کند و کاو درنام کوردی و بومی این منطقه(ماێشت) می توان به نکات جالب توجهی پی برد.
در تحلیل این نام می توان گفت کە از دو کلمە (ماێ )و (یشت) ساختە شدە است.
درمورد بخش اول با یک مقایسه میان سایر لغات مشابه  در میابیم که اکثریت حروف(د)که پس از حرف(ا) قرار می گیرند در زبان کوردی کلهوری به حرف (ێ) تبدیل می شوند. مثال:
جواد=جواێ
مراد=مراێ
باد=باێ
که در مورد کلمه مورد بحث خودمان یعنی لفظ ماێ نیز می توان گفت بی شک این قاعده رعایت شده و این کلمه همان کلمه ی ماد در زبان فارسی است.
لازم به ذکر است اسناد مسلم تاریخی ازعان دارند که این دشت مهمترین مرکز پرورش اسب ماد ها بوده است پس وجود نام ماد بر این دشت نامی بیگانه نیست و بسیار معقول و مرتبط نیز می باشد.
در مورد بخش دوم کلمه باید گفت که کلمه ی (دشت) در زبان کوردی کلهوری به صورت (دەیشت) ادا میگردد کە با این حساب با قرار دادن کلمەی ماێ و دەیشت در کنار هم داریم (ماێ دەیشت) کە بە مرور زمان برای سهولت تلفظ به صورت ماێشت در آمده است که ترجمه فارسی آن همان دشت ماد است نه ماهی دشت!!!
گاهی یک بی دقتی ساده در ترجمه یک کلمه به طور کلی هویت یک مردم و یک منطقه را تحریف می کند. کاری که اصلا لزوم خاصی هم بر انجام آن وجود ندارد. چه ایراد دارد که این مناطق به جای یک نام جعلی با همان نام محلی خود ثبت گردند؟ نامی که هزاره ای تاریخ را به دنبال خود دارد. اما متاسفانه خیلی زود دیر  می شود زمانی به فکر این کار می افتیم که دیگر دیر شده و نام های کهن جای خود را به اسامی جعلی و بی هویت داده اند و تاریخ بر اساس این نام های جدید تفسیر خواهد شد...


نظرات [۱]
سه شنبه، ۱۴ فروردین ۱۳۹۷ :: ۱۶:۴۹
سلام و درود بر شما ! آقای بختیاری از این که در کاربرد واژه ها به ویژه نامجایها اینقدر حساس هستی جای دارد از شما تشکر کرد . زیرا نامجایها پیشینه و فرهنگ و هویت گذشته ی مردمان همان جا را به دوش می کشند و ما نباید سرسری از کنار آنها بگذریم چه بسا نامجایی در آینده مشکل و مجهولی علمی برای یک مردم شناس باستانشناس و تاریخ دان و ... روشن کند...پس باید مواظب واژه ها باشیم....وکلام آخر اینکه اگر من جای شما بودم سندی یا مدرکی از متون کذشته برای مخاطب مشکل پسند این روزگار ارایه می کردم مثلا می گفتم در کتاب جغرافیایی نزهه القلوب حمدالله مستوفی که در قرن هشتم نوشته شده است در باره ی مایشت اینگونه نوشته است : " مایدشت ولایتی است قریب پنجاه پاره دیه بود و در صحرایی واقع است که متصل میدان بزرگ است و علفزارهای در غایت خوب است و هوای معتدل دارد " ( مستوفی، حمدالله ۱۳۶۲، نزهه القلوب، تصحیح گای لسترانج، تهران : انتشارات ارمغان ، ص۱۰۸ ) در ضمن در درون همین دشت مایشت نامجایهای دیگری هست که باید اصلاح شوند مثلا تابلوی در کنار جاده مشاهده می کنی به نام " میمز " که بیننده نا آشنا به زبان کردی هرچه فکر می کند معنای برای آن نخواهد یافت.. این نام در اصل " میه میز " به معنی جای پشکل و ادرار گوسفندان و صد البته این گونه جایگاه از نظر کود حیوانی برای کشاورزی بسیار مستعد است و نشان دهنده ی اهمیت اقتصادی دامپروری و پرورش گوسفند در آن منطقه است...دو دیگر باز هم تابلویی در کناره جاده مایشت به اسلام آباد می بینی که بر روی آن نوشته است " لعل آباد " که در نگاه اول بینده را به تفکر وا می دارد که لابد یک زمانی اینجا هم مثل بدخشان سنگهای لعل و عقیق داشته است ...اما با تامل در نوع سنگها که اغلب آهکی هستند به پاسخ دیگری می رسی و تلفظ محلی و کردی (لا له وا ) را بارها در گویش کلهری شنیده ای ( به معنی یک جانب به سمت باد ) شرایط جغرافیایی روستا نیز این را تایید می کند زیرا بادی که از تنگه چهار زبر به دلیل اختلاف دمای دو دشت می وزد اغلب قسمت غربی روستا در گیر این مسله است..... اینها را به عنوان مشتی از خروار نامجایهای اشتباهی فقط در اطراف مایشت اشاره کردم... تا عمق فاجعه ی بی تفاوتی به واژگان را برای نسل آینده نشان دهم....به نظر می رسد شورای سیاستگذاری و تقسیمات کشوری حداقل در استانداریها با حضور زبانشناسان و دانایان محلی باید در این زمینه دست به کار شوند و تا دیر نشده اصلاحاتی انجام دهند.
اطلاعات شما ذخيره شود ؟